در دیدگاه الهی، انسان موجودی دوبعدی است و مرکب از جسم و روان و مسأله سلامت و بیماری برای هر دو بعد انسان مطرح است .همانطور که جسم انسان به انواع بیماریها مبتلا میگردد، روح او نیز چنین است. یکی از امراض روانی که انسان عصر حاضر در جوامع بشری به آن مبتلاست، احساس حقارت و خودکم بینی است که به رغم شیوع آن متأسفانه از دیدگاه اسلام کم تر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است . در مقدمه این مقاله به تعریف و تبیین احساس حقارت پرداخته شده است، سپس در متن مقاله به علل و عوامل و آثار و تبعات آن اشاره کردهایم و در قسمت آخر به راهبردهای درمان آن در منابع اسلامی پرداختهایم .
اقتصاد نوین نه تنها دارای چالش هایی است بلکه فرصت هایی نیز پیش روی بخش خصوصی و همچنین بخش دولتی قرار می دهد. برای پاسخگویی به چالش ها و استفاده از فرصت ها، دولت می بایست اقدامات فعالانه ای برای اقتباس ابزارها، فناوری ها و فلسفه های نوین مدیریتی از بخش خصوصی انجام دهد و آنها را با شرایط موجود خود سازگار کند. مدیریت دانش یکی از حوزه هایی است که به منظور برخورداری کامل از منافع آن باید دربارة آن مرور و کنکاش بیشتری صورت پذیرد.
"مقدمه:
فن آوری اطلاعات و توسعه اینترنت در جوامع علمی و تحقیقاتی موجب دگرگونی های گسترده ای شده و استفاده از فن آوری مزبور فعالیت های علمی پژوهشگران را تحت تاثیر قرار داده است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تاثیر شبکه اینترنت بر رفتار اطلاع یابی اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد بوده است.
روش بررسی:
این مطالعه از نوع پیمایشی بوده، جامعه مورد مطالعه در این پژوهش اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه بود. نتایج به وسیله نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از روشهای آمار توصیفی استفاده شد.
یافته ها:
نتایج نشان داد: میزان استفاده از اینترنت در جامعه مورد بررسی مطلوب بوده، از بانک های اطلاعاتی بیشترین استفاده صورت گرفته، تاثیر بهره جویی از اینترنت بر فعالیت های پژوهشی جامعه ی علمی بالا بوده و هدف از بهره وری از اینترنت، روز آمد کردن اطلاعات تخصصی بوده است.
نتیجه گیری:
در رابطه با پرسش ها و پاسخ اعضای هیات علمی، استفاده از اینترنت بر رفتار اطلاع یابی و فعالیت های پژوهشی اعضای تائیر قابل توجهی داشته، به نحوی که بهره جویی از شبکه ی مزبور در تالیف و ترجمه ی مقاله، همکاری در طرح های پژوهشی، و بهره مندی از پایان نامه های تحصیلی قابل ملاحظه می باشد.
"
"هدف پژوهش حاضر بررسی تحول مفهوم فضای اقلیدسی در دانش آموزان ناشنوا در مقایسه با دانش آموزان شنوا می باشد. در این تحقیق مجموعاً 100 نفر (50 نفر دانش آموز ناشنوا – 50 نفر دانش آموز شنوا) مورد آزمایش قرار گرفت. نمونه مورد آزمایش شامل 2 گروه از دانش آموزان ناشنوا (25 پس و 25 دختر) و 2 گروه از دانش آموزان شنوا (25 پسر و 25 دختر) می باشد. در این پژوهش از آزمون تجسم سطح افقی استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمونهای کروسکال – والیس و لامان ویتنی استفاده گردید.
نتایج نشان داده بین ناشنوایان و شنوایان در تحول مفهوم فضای اقلیدسی تفاوت معنی داری وجود ندارد. یافته دیگر پژوهش حاضر، مبین آن است که بین دختران و پسران ناشنوا در تحول مفهوم فضای تفاوت معنی داری وجود دارد و عملکرد دختران ناشنوا از پسران ناشنوا ضعیف تر است. همچنین هیچ یک از چهار گروه به مفهوم اقلیدسی دست نیافته اند و در مقایسه با معیارهای جهانی تاخیر قابل ملاحظه ای در آزمودنی ها دیده می شود."
تاثیر توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در همه ابعاد زندگی بشر، روز به روز نمایان تر می شود. اگرچه تکنولوژیهای نوین مبشر فرصتهای نویی برای جامعه هستند، اما باید توجه داشت که این فناوریها در بستر فرایندهای اجتماعی، فرهنگی رشد می کنند، و چنانچه در زمینه ای نامناسب قرار گیرند، می توانند برای بعضی از اقشار جامعه به جای فرصت پیشرفت، تبعات منفی بهمراه داشته باشند. در حال حاضر با توجه به وجود نابرابریهای جهانی بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه و نابرابریهای اجتماعی بین فقیر و غنی، روستایی، شهری و زن و مرد، پدیده ای به نام «شکاف دیجیتالی» روی داده است. چاره اندیشی در مورد هر یک از انواع شکاف دیجیتالی ضروری است تا توسعه فناوری موجب زیادتر شدن فواصل موجود اجتماعی نشود، این مقاله به این مساله می پردازد که تا چه حد فناوریهای اطلاعاتی به عنوان فرصتی برای توانمندسازی زنان در کشور مورد توجه قرار گرفته است؟ یافته های این پژوهش مبتنی بر بررسی مستندات و مصاحبه های ساختمند و بررسی سایت هاست، و بیانگر آن است که به اهمیت و لزوم سیاستگذاری مشخص در این زمینه توجه نشده است. بیم آن می رود که فناوری اطلاعات که می تواند و باید به عنوان فرصتی جهت پیشرفت و بهبود زندگی زنان محسوب شود تبدیل به یک تهدید شود.
ارتقای مداوم کیفیت علم، دانشگاه و آموزش عالی، مستلزم توسعه درونزای فرهنگ ارزشیابی است که به نوبه خود نیازمند روحیات و رفتارهای خود ارزیابی و خود تنظیمی و التزام درونی به کیفیت در میان یاران و ذی نفعان آموزش عالی است. هدف مقاله حاضر کمک به شناخت بیشتر جایگاه اخلاق دانشگاهی و حرفه ای علمی در توسعه فرهنگ ارزشیابی، در دانشگاهها و مراکز علمی است. مقاله همچنین می کوشد که شناخت بیشتری نسبت به چگونگی و سازوکارهای توسعه اخلاقات حرفه ای علمی فراهم بیاورد. برای این کار روش تحقیق «نظریه برخاسته از دادهها» به کار گرفته شده است. بازی ارزشیابی آموزش عالی ناشی از یک رشته موجبات علی است که اخلاق حرفه ای علمی به عنوان یکی از مهمترین سائقهای رفتاری، از جمله این موجبات علی به شمار می آید. این در حالی است که اخلاق علمی، وضعیت بحث انگیزی در ایران دارد که خود ناشی از مساله آمیز بودن زمینه های موجود فرهنگ دانشگاهی و فرهنگ اجتماع علمی در کشور است. البته این امر، به نوبه خود انعکاسی از ضعف ها و نارسایی های عمومی تر در اخلاق اجتماعی است که آن هم تحت تاثیر عوامل زمینه ای، محیطی، ساختاری و تاریخی شکل می گیرد. بنابراین وضعیت مساله انگیز اخلاق علمی ما، با رویکرهای اراده گرایانه و خطاانگارانه، قابل توضیح نیست بلکه باید اولا منطق محیطی، زمینه ای و ساختاری فهمیده شود و ثانیا بسترهای تعاملی برای دست به کار شدن خود دانشگاهها و انجمنهای علمی و تخصصی و نهادهای حرفه ای فراهم گردد چرا که توسعه اخلاق حرفه ای، نه با پند و اندرزها و نه با فرهنگ سازی های بیرونی (به ویژه از نوع دولتی آن) بلکه از طریق کنشهای ارتباطی خود یاران و ذی نفعان اجتماع علمی و دانشگاهی، و به صورت شیوع و انتشار درونزا، میسر می شود. مقاله، همچنین پیشنهادهایی برای اجماع بر سر منشور اخلاق حرفه ای علمی عرضه کرده است.