کشورهای آفریقا پس از استقلال برای تحقق امر دولت سازی با مشکلات عمده ای مانند توسعه و امنیت مواجه شدند. در بحبوحه استقلال، فضای سنگین جنگ سرد نیز بر جهان مستولی شد، در نتیجه مهمترین بخش دولت سازی یعنی امنیت و توسعه مورد غفلت قرار گرفت. این تحقیق براین فرضیه استوار است که با فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد دوران جدیدی در روابط بین الملل شروع شد. این امر منجر به ایجاد ساختار جدیدی شده است که یک سری شرایط را به عاملان و کارگزاران آفریقایی تحمیل کرد. پس از سقوط آپارتاید در آفریقای جنوبی و فعال شدن سیاست خارجی جدید، کارگزاران این کشور به همراه دیگر کشورهای قاره با درک وضعیت ساختار جدید و اعمال اراده شان درصدد تبیین راه حل و حتی در بسیاری از موارد درصدد ساختار منحصر به آفریقا برای مشکلات این قاره برآمدند. این تحقیق با استفاده از روش ساختمندگرایی (تعامل کارگزار- ساختار) و بررسی تحلیلی درصدد شناخت مسایل آفریقا، پس از جنگ سرد می باشد.
این مقاله مطالعه و بررسی تطبیقی شصت و سه ترجمه انگلیسی سوره حمد قرآن مجید است. این نوشتار بر آن است تا نشان دهد که مترجمان انگلیسی این سوره‘ چگونه مشکل تعادل واژگانی را به عنوان جزئی از تعادل ترجمه ای حل کرده اند. بررسی موردی ترجمه های انگلیسی سوره حمد‘ بیانگر این واقعیت است که معادل یابی واژگانی در ترجمه متون مذهبی‘ به علت تفاوت های فرهنگی زبان مبدا و مقصد‘ از پیچیدگی های خاصی برخوردار است. نتایج این تحقیق کاربردی نشان می دهد که مترجمان این سوره‘ بر اساس مبانی نظری ترجمه‘ راهکارهای خاصی را برای نیل به تعادل واژگی برگزیده اند. بنابراین تبیین این راهکارها‘ با ذکر نمونه و مثال‘ می تواند راهگشا و الگویی عینی برای مترجمان متون مذهبی باشد
این مقاله جستاری است درباره سودای جاودانگی انسان. نویسنده‘ با اشاره به اسطوره ها و افسانه ها و آرا صاحب نظران‘ به بررسی این نکته می پردازد که مراد از جستجوی نامیرایی کدام است: مانایی تن یا جاودانگی جان که با عشق‘ خلاقیت‘ خرد و هنر بدست می آید؟ برای پاسخ به این پرسش ها‘ نویسنده به بررسی آثاری چون گیل گمش‘ ضیافت‘ اسطوره های اسکاندیناویایی و شماری از آثار ایرانی می پردازد. پس از آن‘ نویسنده با نگاهی تفصیلی به نمایشنامه بر سرچاه شاهین و اسطوره اسکاندیناویایی اودین دو نمونه از تلاش برای مانایی را بررسی می کند: اولی به عنوان نمونه تلاشی بیهوده برای مانایی تن و دیگری جستجویی روحانی برای مانایی جان که در قالب عشق و آفرینندگی شدنی است.
داستان شورانگیز رستم و اسفندیار با قابلیت های شگفت انگیزش در جذب مخاطبان متعدد‘ با علایق و سلایق گوناگون بی تردید از عالی ترین داستان های شاهنامه محسوب می شود. با این حال‘ این داستان و داستان های مشابه‘ با وجود ارزش والای ادبی شان‘ کمتر در چارچوبی نظری‘ برگرفته از علوم جدید‘ مورد نقد و بررسی قرار گرفته اند. با مطالعه عمیق و دقیق متن‘ ساختاری (Structure) منسجم به مانند تار و پودی در هم تنیده در پس پشت داستان نمایان می شود. تشخیص این ساختار‘ بی شک از گذر تحلیلی متکی بر نظریات ساختار باوران (Structuralistes) از جمله نظریه تقابل دوگانه لوی استروس امکان پذیر است. بر اساس نظریه اخیر دو کارکرد اصلی برای متن می توان قایل شد که برقرینه های درونی و بیرونی دو شخصیت اصلی داستان‘ یعنی رستم و اسفندیار متکی است. کارکرد اول که بیشتر مربوط به گزارندگان داستان و طرفداران دو جبهه است‘ و همچنین بر قرینه های بیرونی محیط دو پهلوان متکی است به کارکرد فکری تعبیر شده و به اندیشه هایی که در پس این تقابل وجود دارد می پردازد. کارکرد دوم که به قرینه های درونی دو پهلوان باز می گردد‘ به کارکرد حماسی داستان تعبیر شده است. با بررسی قراین موجود در داستان و در چارچوب این دو کارکرد‘ متوجه می شویم که دلیل رخ دادن تراژدی مرگ اسفندیار به عوامل درونی محرک این دو پهلوان در رویارویی با یکدیگر برمی گردد و نه عوامل بیرونی از جمله گشتاسب و جاماسپ.
تفاوت های زبانی مردان و زنان در جوامع زبانی مختلف، همواره مورد مطالعه پژوهشگران و زبان شناسان اجتماعی قرار گرفته است و در همه این جوامع میان این دو گونه زبانی، تفاوت هایی مشاهده شده است. مطالعات اخیر زبان شناسان بر روی جوامع زبانی کشورهای صنعتی، نتایج مطالعات گذشته را مبنی بر وجود تفاوت میان رفتار زبانی مردان و زنان، مورد تایید قرار داده است. در این مقاله که داده های آن بر پایه پیکره زبانی صورت می گیرد، تفاوت های جنسیتی در تعامل مکالمه ای گویشوران مرد و زن ایرانی، با توجه به متغیر زبان شناختی (کلامی) "میزان کلام" و با در نظر گرفتن دو عامل "موضوع و نسبت تعداد گویشوران مرد به زن" مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرند. پس از بررسی و تجزیه و تحلیل آماری داده ها، تفاوت های قابل توجهی در توزیع الگوهای جنسیتی مشاهده می شود. نتایج این بررسی همچنین نشان می دهد که درباره دو عامل موضوع و نسبت تعداد گویشوران، تفاوت های قابل ملاحظه ای میان گویشوران مرد و زن وجود دارد. گویشوران مرد و زن با توجه به موضوع و دامنه اطلاعات خود پیرامون آن، تعامل مکالمه ای متفاوتی از خود نشان می دهند و تعداد گویشوران مرد نیز بر رفتار زبانی گویشوران مرد و زن تاثیر گذار می باشد.
نخستین بندهای یک رمان یا هر اثر ادبی دیگر، از جمله جایگاه های کلیدی متن است. آستانه قطعی ورود خواننده به دنیای تخیل و گذرگاهی بین سکوت و گفتار برای نویسنده است. منتقدان فرانسوی برای اشاره به این بخش از اثر، واژه لاتین incipit را به کار می برند و از دیدگاههای گوناگون به مطالعه آن می پردازند. مقاله حاضر، پس از نگاهی کوتاه به تحول این کلمه و پیشنهاد معادلی فارسی برای آن، اهمیت ویژه «نخستین بخش متن» را خاطر نشان میکند. سپس چگونگی تعیین حد و مرز و نقش های ویژه آن را یادآور می شود و مفاهیمی چون «ارکان اصلی دنیای تخیل»، «عناصر پیرامتن» و «قرار داد خوانش» را بررسی می کند. شایان ذکر است که در توضیح مقوله های فوق و بررسی مفاهیم، همواره از رمان ها و داستان های کوتاه فارسی نمونه هایی ارایه می شود تا درک و دریافت مطالب مورد بحث، با سهولت بیشتری میسر گردد.
یکی از معضلات نقد ادبی در کشور ما جایگاه تعیین کننده ای است که در بررسی متن برای مولف قایلیم. اکثر مقالات نقد، خواه نقد آثار ادبی معاصر و خواه به ویژه نقد آثار کلاسیک، با این پیش فرض نوشته می شوند که برای فهم معنای این متون ناگزیر باید با شرح حال مولف آشنا بود، زیرا متن از ذهن نویسنده تراوش کرده است و بدون داشتن اطلاعاتی از قبیل اینکه سابقه خانوادگی مولف چه بوده، در کجا دوره کودکی و نوجوانی را سپری کرده، چه مرامی داشته نمی توان معنای آثار او را دریافت. به سخن دیگر، در روش شناسی رایج در مطالعات ادبی در کشور ما، متن هنوز حاشیه ای بر شخصیت نویسنده محسوب می گردد. به عبارتی، سرچشمه یا خاستگاه معنا شخصیت مولف است نه خود متن. به تبع این دیدگاه، نقد ادبی هم غالبا تحویل می شود به بازگویی واقعیاتی ظاهرا قطعی و مناقشه ناپذیر درباره احوال نویسنده و تلاش برای اثبات اینکه دانستن این واقعیات چقدر خواندن و فهم متون نوشته شده به قلم آن نویسنده را بر خواننده تسهیل می کند. توجه به جایگاه مولف در نظریه و نقد ادبی مسبوق به سابقه ای بسیار طولانی است و قدمت آن به بیش از سه قرن پیش از میلاد مسیح می رسد. افلاطون نخستین فیلسوفی بود که این توجه را در قالب نظری ای (محاکات) تدوین کرد و در رساله جمهوری به بحث درباره آن پرداخت که شاعر کیست و شعر گفتنش در حکم انجام دادن چه کاری است. از این رو، می توان گفت بیش از دو هزار سال پیش نظریه ادبی با عطف توجه به مولف آغاز شد و، از آن زمان تا به امروز، نظریه پردازان گوناگون در هر نظریه جدیدی که درباره ماهیت و کارکرد ادبیات یا نحوه بررسی متون ادبی مطرح کردند، به نحوی ازانحا، به همین مساله بنیادین پرداختند و دیدگاهی راجع به آن نشان دادند.
پسوند «-ی» (یای نسبت) پر کاربردترین وند زبان فارسی است و آن را، در زبان علم و زبان عامیانه، به جای بسیاری به کار می برند و حتی آن را به جای پسوندهایی که در کلمات رایج به کار رفته است می گذارند. به گفته کشانی (1371، ص 89)، این پسوند توسعه طلب و مهاجم است و در سطوح گوناگون به حریم پسوندهای دیگر هجوم می آورد. می شود گفت که پسوند «-ی» به حق خود راضی نیست و کوسه عالم وندهاست. کاربرد یای نسبت در زبان علم و زبان عامیانه با هم تفاوت دارد. در بخش اول این مقاله، پیشینه تحقیق می آید. در بخش دوم، کاربرد پسوند «-ی» در زبان علم و عامیانه مقایسه می شود. در بخش سوم، نمونه هایی از کاربردهای عامیانه یای نسبت که در زبان علم نیز وارد شده می آید. در پایان نیز، نتیجه مقاله عرضه می شود ...