لطف بیان و ایجاز و ابهام کلام حافظ بیش از هر چیز به اثرپذیری از قرآن برمی گردد و تدبر و استغراق تام وی در کلام الهی به اعتقاد بسیاری از عشق و تسلیم مخلصانه خواجه شیراز به لطایف قرآنی نشات گرفته است . دامنه این تاثیر همه ابعاد زبانی و معنایی سخن حافظ را شامل می شود . در این گفتار سعی شده به برخی از جلوه های قرآن در شعر حافظ پرداخته شود که کمتر تاکنون از آن سخن گفته شده است ...
در بدیع و کتابهای فنون بلاغت و صنایع ادبی روشهای پراکنده و نامنسجمی در طبقه بندی انواع مختلف جناس وجود دارد . برخی از این روشها ماهیت ترجمه ای داشته و از ادبیات عرب بر گرفته شده است . بخشی دیگر از گونه های جناس نیز بر پایه اواشناسی و واج شناسی طبقه بندی شده اند . نگارنده در این مقاله کوشیده است پس از بررسی روشهای معمول در طبقه بندی جناس ، روشهایی نو و علمی را ارائه نماید .
قصه های کرامت،بخشی از میراث فرهنگی است که می تواند دستمایه پژوهش های گوناگون جامعه شناسی،روان شناختی،ادبی،تربیتی،تاریخی و مانند آنها قرار بگیرد.تاکنون کوششی جدی در زمینه طبقه بندی این قصه ها انجام نشده است.این تحقیق بر آن است که طرحی نسبتا جامع ودقیق برای این منظور تهیه کند.در یک طبقه بندی کلان می توان کرامت ها را به سه طبقه بزرگ اخبار از غیب ،اشراف برضمایر و تصرف در طبیعت تقسیم کرد.هر کدام از این طبقه بندی ها ی بزرگ نیز به تیپ های اصلی وفرعی کوچکتری تقسیم می شوند و برای هر کدام از آنها شماره ای در نظر گرفته می شود،به طوری که هر کرامتی دقیقا درجای مشخصی قرار بگیرد و به سهولت در دسترس محققان باشد.در این مقاله صرفا به قصه های مربوط به «اخبار از غیب»می پردازیم و می کوشیم طرح کاملی برای این قبیل قصه ها ارائه کنیم.پس از بررسی متون عرفانی پیش از قرن هفتم،با استقصای تام،بیست و پنج تیپ اصلی و هفت تیپ فرعی به دست آمد.این بیست و پنج تیپ ،بخش نخست یک مجموعه سیصد تیپی را تشکیل می دهند.داده های این تحقیق ،ازسیزده متن مهم عرفانی تا پایان قرن ششم،فراهم آمده اند.
همانطور که در مقاله پیشین گفته آمد ، شاعران حکیم ، در اشعار خود ، به بیان حکمت های الهی و انسانی در بلندای زندگانی این جهانی ، برای نیکوتر شدن حال آیندگان در طول زمان ، کوشیده اند و در مضامین شعر عربی و فارسی مشترکاتی را می نگریم که می رسانند این معانی در شرق رواج داشته و پارسی گویان و تازی پردازان حکمت آموز ، در هر سرزمینی که بوده اند بدان معنی توجه داشته اند . و شاعرانی چون شیخ ابوالفتح البستی و دقیقی و ابو الطیب المتنبی و موسی الحداد البلخی و افصل المتکلمین سعدی شیرازی ، زبان به سحر حلال گشوده اند و بر جلوه آن حقائق فزوده اندکه ان من الشعر الحکمة و ان من البیان لسرحا نگترنده نیز به ترجمه و شرح و تحلیل منثور و منظوم این حکمت ها پرداخته است تا کواکب آن معانی زیبا در آسمان دلها فروزانتر گردد. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.