دراین مقاله مخالفت خود را با تردید در جهان شمولی حقوق بشر اعلام کرده ام. این تردید، بر این باور مبتنی است که حقوق بشر، امری تحمیلی ازسوی غرب می باشد. من دلایلی برای انکار این نظر که حقوق بشر تماماً غربی است ارائه کرده، به وجوهی اشاره کردم که در واقع خیزش حقوق بشر، دست کم تا حدودی، ناشی از مبارزاتی است که با سلطة قدرت های غربی صورت می گیرد. این شیوه از استدلال، نیازمند انکار این مطلب نیست که زبان حقوق بشر گاه شکل سیاست هایی را گرفته که تمایز فرهنگ های دیگر را نمی توانند بفهمند (تشخیص دهند) و از نابرابری جهانی ثروت و قدرت غفلت کرده اند، یا حتی از آن به نحو تلویحی حمایت می کنند. به ادعای بنده، کاربرد زبان حقوق بشر بدین شیوه، خود ناسازگاری هایی با مقتضیات عمدة حقوق بشر دارد. مقالة بنده با این پیشنهاد به پایان می رسد که قطع نظر از تحمیل هویت یا فرهنگ غربی، حقوق بشر متضمن حقی است که این تحمیل فرهنگی را رد می کند. در این مقاله، از این حق تحت عنوان حق شکل گیری هویت آزاد یا دموکراتیک سخن خواهم گفت. هر جا که ارتقای حقوق بشر از طریق تلاش به برای تحمیل یک فرهنگ یا هویت خاص تاریخی (غربی یا نوعی دیگر) انجام شود، این خود، نقض حقوق بشر می باشد. هدف از مقاله حاضر نشان دادن و طرح دیدگاه راجع به حق شکل گیری هویت آزاد است.
"هدف این پژوهش، بررسی موانع و مشکلات فعالیت های پژوهشی دبیران دبیرستان های دولتی آموزش و پرورش شهر اصفهان بوده است. در انجام این پژوهش موانع سازمانی و آموزشی دبیران در زمینه انجام فعالیت های پژوهشی مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است.
روش تحقیق مورد استفاده پیمایشی بوده است. برای جمع آوری اطلاعات از دو ابزار استفاده شده است، 1)پرسشنامه محقق ساخته، مرکب از 29 سوال بسته پاسخ با طیف لیکرت و چهارسوال باز پاسخ، 2) مصاحبه نیمه سازمان یافته با دبیرانی که اقدام به کارهای پژوهشی کرده اند.
جامعه آماری کلیه دبیران دبیرستان های دولتی آموزش و پرورش شهر اصفهان بوده است که به صورت تصادفی، سه ناحیه از پنج ناحیه شهر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. علاوه بر آن، با 14 نفر از پژوهشگران سازمان مصاحبه به عمل آمده است.
برای تجزیه و تحلیل داده ها علاوه بر آمار توصیفی، از آزمون های t تک نمونه ای، t با دو گروه مستقل t 2 (هتلینگ)، تحلیل واریانس و توکی استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان داد که موانع سازمانی و آموزشی در عدم انجام فعالیت های پژوهشی دبیران تاثیر داشته اند.
"
جشن و شادی در شعر هریک از شاعران فارسی گوی انعکاسات مختلف داشته است. برخی چون منوچهری همواره به شادخواری و نشاط پرداخته اند ،و بنابراین دیوان اشعار ایشان مملو از دعوت به شادی و اشاره به جشن ها و رسوم مربوط بدین آداب است؛ و برخی چون خاقانی و مسعود سعد بیشتر به شرح غم و اندوه درونی خویش پرداخته اند و هرچند اشعار ایشان از اشاره به جشن های ایرانی خالی نیست، لکن نمی توان این شاعران را شاعرانی شاد دانست. از این میان فرخی سیستانی را می توان شاعری شادخوار دانست دلایل این امر را می توان چنین برشمرد:
1- شادی ذاتی شاعر
2- هم عصر بودن فرخی با سلطان محمود غزنوی که شاهی کامیاب بود و در کنار رزم و پیروزی به بزم و شادمانی توجه خاصی داشت.
در این مقاله سعی بر آن است تا با توجه به شعر فرخی به تحلیلی از روحیه وی دست زده افزون بر آن اشاره ای به رسوم و آداب ایرانی کرده، تاثیر فرهنگ ایرانی بر دیگر فرهنگ ها و قومیت ها را نشان دهیم و علاوه بر این با تفکیک جشن های ایرانی و اعیاد اسلامی در شعر شاعر، میزان دلبستگی وی به ارزش های ملی یا مذهبی و دلایل آن را بررسی نماییم.