بررسی ادبیات حسابداری در سالهای اخیر نشان میدهد که همواره جدال نظری میان طرفداران حسابداری تعهدی که از سود به عنوان معیار بهتر عملکرد شرکت دفاع میکنند و طرفداران حسابداری نقدی که جریانهای نقدی را به عنوان معیار برتر عملکرد میشناسند، در جریان بوده است. در عین حالیکهFASB در بیانیه شماره یک خود سود تعهدی را به عنوان معیار مطلوب عملکرد شرکت در مقایسه با جریانهای نقدی میشناسد و همچنین بسیاری از تحقیقات انجام شده در بازارهای سرمایه رابطه قویتر سود و ارزش بازار شرکت را تائید مینماید؛ معهذا طرفداران حسابداری نقدی اهمیت و کارایی حسابداری تعهدی را به چالش میکشند و روی آوردن به روشهای مبتنی بر جریانهای نقدی را برای تجزیه و تحلیل اوراق بهادار توصیه میکنند. در این پژوهش برای پاسخ به این پرسش که کدام یک از دو معیار عملکرد، سود یا جریانهای نقدی، محتوای اطلاعاتی بهتری درباره ارزش یک شرکت فراهم مینمایند، رابطه سود و جریانهای نقدی با ارزش شرکت در چارچوب چرخه عمر مورد بررسی قرار گرفته است. یافتههای این تحقیق نشان میدهد در دوره رشد و افول همبستگی جریانهای نقدی با ارزش شرکت به شکل معناداری قویتر از همبستگی سود با ارزش شرکت است. همچنین نتایج این تحقیق موید آن است که در دوره بلوغ محتوای اطلاعاتی سود به شکل معناداری بیشتر از محتوای اطلاعاتی جریانهای نقدی است .
پس از ذکر مقدمهای کوتاه و کلی در خصوص اهمیت موقعیت کنونی اخلاق و فناوری اطلاعات، و نیز رابطه این دو، به واژگان کلیدی و تعاریف آنها پرداخته شده است. سپس گزارشی اجمالی از تئوریهای متفاوت مطرح در خصوص فلسفه اخلاق و ارتباط این تئوریها فناوری اطلاعات ارائه شده است. در مبحث پایانی نیز از رابطه فلسفه اخلاق مورد نظر دین مقدس اسلام با فناوری اطلاعات سخن رانده شده و بیان گردیده که رفتار اخلاقی انسان براساس اصول اخلاق اسلامی، رفتاری درونی است. بنابراین، اخلاق در فناوری اطلاعات بر پایه این اصول، میباید در درون اشخاص نهادینه شود؛ نه این که بخواهیم اخلاق حرفهای را با زور قانون و مجازات، آن چنان که فلسفه سایر مکاتب میطلبد، حاکم کنیم.
سیستمهای اطلاعاتی حسابداری، به عنوان یکی از زیرمجموعههای سیستمهای اطلاعاتی مدیریت، بخش عمدهای از اطلاعات مورد نیاز مدیران سازمان را فراهم میکند. بررسی کارایی و اثربخشی سیستمهای اطلاعاتی سازمان، به مدیریت کمک خواهد کرد تا نسبت به تقویت، اصلاح و یا تغییر این سیستمها اقدام کند. دسترسی به معیارهایی برای ارزیابی سیستمهای اطلاعاتی نیز میتواند، مدیریت را در مرحله تصمیمگیری برای انتخاب سیستم مناسب یاری دهد. با توجه به هزینههای نسبتاً بالای پیادهسازی بستههای نرمافزاری آماده حسابداری در ایران، و چگونگی ایجاد ارزش افزوده توسط آنها، پرداخته است. بخش عمدهای از منافع و هزینههای مذکور فاقد معادلهای کمی هستند. از این رو، در تحقیق حاضر، منافع و هزینهها از طریق مراجعه به استفادهکنندگان اصلی سیستم و دریافت قضاوتهای ذهنی آنها، تعیین شدهاند و نسبت به تأیید و یا رد وجود ارزش افزوده در استفاده از نرم افزارهای آماده حسابداری در سازمانها، اقدام شده است. نتایج تحقیق نشان دهنده ارزش افزوده برای بستههای نرمافزاری آماده مالی ایرانی است و این در حالی است که برخی تحقیقات پیشین نشان دادهاند، این گونه نرمافزارها اگرچه برای کشورهای توسعه یافته مولد ارزش افزوده بودهاند، اما در کشورهای توسعه یافته چنین اثری نداشتهاند.
در این مقاله ضمن شناخت مشارکتهای راهبردی و بررسی عوامل موثر بر موفقیت آنها، بر مبنای نتایج مرور تحقیقات، مهمترین عامل رفتاری موثر بر موفقیت مشارکتها (اعتماد) را شناسایی و انتخاب کرده و وضعیت آن را در یکی از مهمترین مشارکتهای راهبردی صنعت خودروایران موردتحلیل وارزیابی قرار میدهیم .بدین ترتیب عملکرد مشارکت راهبردی فوق را ازمنظر رفتاری و از طریق مهمترین عامل موفقیت آن و بصورت غیر مستقیم، مورد بررسی و موشکافی قرار داده و به کمک آن درک و بینش خوبی از اعتماد بین شرکا، ابعادمختلف آن و نیز میزان موفقیت مشارکت بدست میآوریم.
تاریخ معاصر ایران مشحون از تلاش هایی است که به منظور ایجاد تغییری بنیادین در حوزه عمومی کشور صورت گرفته است. دگرگون خواهی در مواجهه ایرانیان با تمدنی جدید که قدرت هژمونیک خود را در حوزه های تکنولوژیک، معرفتی و سیاسی بر ایران تحمیل می کرد، به حسی جمعی دامن زد که زمینه ورود کلماتی چون «پروقره»، «پروتستانتیزم»، «مشروطیت»، «اوولوتسیون»، ... را در ادبیات سیاسی این دوران فراهم کرد. ایرانیان در برخورد با تمدن غرب با مشاهده تفاوت های شگرف این موجودیت بیگانه به درکی متمایز از خود و جایگاه خود رسیدند که به کلی متفاوت از نگاهی بود که تاآن روزگار به خود و جامعه ایران داشتند. این تمایز و تغییر نگرش ها نسبت به فرهنگ و نظام اجتماعی خودی به خوبی در سفرنامه ها، سیاحت نامه ها و زندگی نامه های خودنوشت مسافران فرنگ قابل مشاهده است. این مسافران در نوشته های خود به ویژگی هایی از این فرهنگ و ساختار اجتماعی خودی اشاره می کنند که پیش از این در مرکز توجهات آنها قرار نداشته بود. نکته قابل توجه دیگری که در این رسالات به چشم می خورد، موضع گیری این مسافران نسبت به فرهنگ خودی و غیرخود –تمدن غربی- است. حاصل اولین برخورد این عده با تمدن غرب حیرت و مفتون زدگی بود. البته شاید باید به این عده حق داد که با مشاهده دستاوردهای تکنولوژیک و اجتماعی غرب و فاصله آن با وضعیت ایران با چنین احساسی روبرو شوند، اما فارغ از این نوع قضاوت ها، نتایج این مفتون زدگی لزوماً مثبت نبوده است و در تجویزهایی که این عده و خوانندگان این متون در آینده برای کشور ایران کردند، این نوع مفتون زدگی تأثیرگذار بوده است.
موقعیت حساس و استراتژیک ایران در منطقه خاورمیانه و وجود بحران ها و عدم ثبات سیاسی در کشورهای مجاور و وجود چالش های سیاسی با همسایگان استراتژیک باعث به وجود آمدن تهدیدهایی برای امنیت جمهوری اسلامی ایران می شود. از بزرگ ترین تهدیدات فرامنطقه ای که حوزه نفوذ آن به این منطقه حساس و استراتژیک وارد شده است، ایالات متحده آمریکا است. آمریکا با تداوم حضور خود در منطقه و ایجاد روابط با دول همسایه ایران در شمال، جنوب، شرق و غرب در صدد ایجاد فضایی رعب انگیز و تنش زا در ارتباط ایران با کشورهاست. مخالفت ایران با طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا در منطقه، به رسمیت نشناختن اسرائیل و احساس خطر آن دولت از ناحیه ایران، تأکید بر استقلال و پی گیری عزت مدارانه پرونده هسته ای منجر به احساس خطر از این ناحیه برای آمریکا و متحدانش شده است. به همین دلیل و بنابر اهمیت استراتژیک ایران و سیاستی که در قبال این دولت ها سر لوحه سیاست خارجی خود قلمداد کرده است، باعث مقابله شدید آمریکا با این کشور در فضای بین المللی شده است .استراتژی آمریکا در منطقه خاورمیانه در قبال ایران مبتنی بر محدود ساختن و منزوی کردن و به طور کلی حذف ایران از معادلات منطقه است و برای رسیدن به این مهم و نیز تسلط بر منابع اقتصادی و موقعیت استراتژیکی منطقه از تمامی ابزار دیپلماسی و حتی نظامی در مقیاس گسترده استفاده می کند.
"هدف کلی این پژوهش تاثیر بازی بر عزت نفس دانشآموزان (6تا11 ساله) نابینای آموزشگاه ابابصیر اصفهان بود. به همین منظور با اجرای یک تحقیق نیمه تجربی، از کلیه دانشآموزان پسر 6 تا 11 ساله نابینای مستقر در آموزشگاه ابابصیر اصفهان که 71 نفر بودند، 36 نفر نمونه در دسترس انتخاب و بهطور تصادفی ساده به دو گروه آزمایش و گواه (18 نفر گروه آزمایش و 18 نفر گروه گواه) تقسیم شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه عزتنفس کوپر اسمیت (58 سؤال) و دستگاه ضبط صدای آزمودنیها بود، که روایی آنرا عبداللهنژاد (1378) تایید کرده و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ معادل 85/0 محاسبه گردیده است.
در این پژوهش فرضیهای مبنی بر اینکه بازی بهطور معناداری عزتنفس دانشآموزان نابینا را افزایش میدهد، مطرح شد. نتیجه تحلیل کوواریانس پس از بررسی نمرات پیشآزمون و سن آزمودنیها نشان داد که در دانشآموزان پسر 6 تا 11 ساله نابینای آموزشگاه ابابصیر، بازی بهطور معناداری عزت نفس آنها را افزایش داده است (05/0>p).
"
"هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش شیوههای رفتاری گروهی بر سازگاری اجتماعی کودکان و نوجوانان مصروع بود. بدین منظور از بین جامعه آماری این پژوهش (کلیه 66 کودک و نوجوان مصروعی که برای انجام معاینه پزشکی از ابتدای تیرماه تا پایان مردادماه 1384 به مرکز خدمات درمانی نور در اصفهان مراجعه کرده بودند)، 13 پسر و 17 دختر (30 نفر) مبتلا به صرع براساس شباهت سنی (12 تا 18)، نوع مدرسه (عادی یا استثنایی) و محل سکونت (شهری یا غیرشهری) انتخاب شدند و بهصورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه جای گرفتند. از آنجا که پژوهشگر به دلیل محدود بودن جامعه آماری قادر به گزینش تصادفی اولیه نبود، از روش نیمه تجربی استفاده گردید. بهمنظور سنجش متغیرهای پژوهش از دو پرسشنامه جمعیتشناختی و پرسشنامه شخصیتی کالیفرنیا (زیرمقیاس سازگاری اجتماعی) استفاده شد. پایایی پرسشنامه سازگاری اجتماعی برحسب آلفای کرونباخ 797/0 محاسبه گردید. براساس طرح تحقیق دو گروهی با پیشآزمون پسآزمون، متغیر مستقل آموزش شیوههای رفتاری گروهی و متغیر وابسته سازگاری اجتماعی (قالبهای اجتماعی، مهارتهای اجتماعی، علایق ضد اجتماعی، روابط خانوادگی، روابط مدرسهای و روابط اجتماعی) در نظر گرفته شد. متغیر مستقل در 5 هفته متوالی طی 9 جلسه 90 دقیقهای و برای گروه آزمایش اجرا گردید. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که با کنترل پیشآزمون در نمرات پسآزمون بین دو گروه گواه و آزمایش در هیچ یک از زیرمقیاسها و کل مقیاس سازگاری اجتماعی تفاوت معنادار (05/0 P>) نبود. ولی شواهد نشان داد که با بررسی عامل سن، مدت بیماری، شدت علایم، تعداد حملات، میزان تحصیلات، میزان تحصیلات پدر و مادر و معدل تحصیلی در کل مقیاس سازگاری اجتماعی (05/0 P< و 032/6 = F) و در زیرمقیاسهای قالبهای اجتماعی (05/0 P< و 510/7 = F) و روابط مدرسهای (05/0 P< و 872/4 = F) بین دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود داشت.
"
"هدف از این پژوهش، بررسی رابطه کیفیت زندگی والدین با عملکرد مدرسهای دانشآموزان مقطع ابتدایی شهر اصفهان است. روش پژوهش از نوع همبستگی است. برای اجرای این طرح ابتدا جامعه دانشآموزان مدارس دولتی شهر اصفهان مشخص و با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای تعداد 494 دانشآموز و به همین تعداد والدین آنان انتخاب شدند. سپس پرسشنامه کیفیت زندگی والدین را والدین دانشآموزان و پرسشنامه عملکرد مدرسهای دانشآموزان را معلمان آنها پاسخ دادند.
روش تجزیه و تحلیل آماری دادهها تحلیل رگرسیون یک متغیری و رگرسیون چندمتغیری با روش قدم به قدم بود. یافتههای پژوهش نشان داد که کیفیت زندگی والدین با عملکرد مدرسه دانشآموزان رابطه معنادار دارد و از بین مجموعه متغیرهای کیفیت زندگی سه متغیر تحصیلات والدین، رویدادهای نامطلوب زندگی والدین و تعداد فرزندان خانواده به ترتیب از مهمترین متغیرهای پیشبینیکننده عملکرد مدرسهای هستند. نتایج نشان میدهد که میتوان با در نظر گرفتن کیفیت زندگی والدین و مؤلفههای آن، عملکرد مدرسهای و مؤلفههایش را پیشبینی کرد.
"
آزمون هوشی ماتریسهای پیشرونده ریون از آزمونهای معتبر هوشی است که بهمنظور سنجش و اندازهگیری هوش کلی (عامل g) از پایایی و روایی قابل قبولی برخوردار است. فرم پیشرفته این آزمون برای سنجش هوش افراد درخشان و برجسته (از نظر هوشی) و دانشجویان، ابزار سودمندی محسوب میشود. هدف این پژوهش آن بود که پایایی و روایی این آزمون برای سنجش هوش دانشجویان بررسی شود و سپس معادلهای بهره هوشی نمرات خام افراد بهدست آید. به همین منظور، از جامعه آماری دانشجویان مشغول به تحصیل دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان در سال تحصیلی 85 ـ 1384 یک نمونه 707 نفری به روش تصادفی انتخاب شدند و مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج بهدست آمده نشان داد که آزمون ماتریسهای پیشرونده ریون پیشرفته بهمنظور اندازهگیری هوش عمومی دانشجویان از پایایی و روایی معناداری (01/0 P<) برخوردار است. با استفاده از روش محاسبه نمرات استاندارد (نمرات z)، معادلهای بهره هوشی در مقیاس هوشی وکسلر با میانگین 100 و انحراف معیار 15 به دست آمد. همچنین بین میانگین نمرات خام دختران و پسران در این آزمون تفاوت معناداری (01/0 P<) مشاهده نگردید. مقایسه میانگین نمرات خام آزمودنیها در سنین مختلف نشان داد که بعد از 18 سالگی تفاوت معناداری بین میانگین نمرات وجود ندارد.
هدف این پژوهش بررسی رابطه ادراک از سبکهای فرزندپروری و تاثیر مؤلفههای آن بر احساس تنهایی نوجوانان دختر است. فرض اساسی این پژوهش آن است که ادراک فرزندان از سبکهای فرزندپروری والدینشان میتواند احساس تنهایی آنان را تعدیل کند یا تغییر دهد. نمونه پژوهش 387 دانشآموز بودند که به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای از بین دختران دبیرستانی مشهد و منطقه تبادکان انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری دادهها عبارت بودند از: پرسشنامه سبکها و ابعاد فرزندپروری (PSDQ، رابینسون و همکاران، 2001) برای بررسی وضعیت ادراک فرزندان از چگونگی تربیت والدین و مقیاس احساس تنهایی افتراقی (اشمیت و سرمات، 1983) برای بررسی میزان احساس تنهایی آزمودنیها که هر دو را دانشآموزان دختر پاسخ دادند. برای بررسی فرضیهها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. در بررسی فرضیههای پژوهش، بین سبکهای فرزندپروری مقتدر (54/0- r =)، سبک مستبد (34/ 0r =) و سبک سهلگیر (18/0r =) با احساس تنهایی رابطه معنادار (01/0P<) به دست آمد. همچنین نتایج بهدست آمده نشاندهنده رابطه معنادار بین تمامی مؤلفههای سبک تربیتی مقتدر (بعد ارتباطی52/0- r =، بعد نظم 42/0r = - ، و بعد خودمختاری 49/0r =-)، سبک فرزندپروری مستبد (اجبار فیزیکی، 28/0r = ، خصومت کلامی، 29/0 r =و غیرتوضیحیـ تنبیهی، 32/0r =) و مؤلفه بیتوجهی (18/0r =)، از سبک تربیتی سهلگیر با احساس تنهایی (01/0P<) بود.
"در سال های پایانی قرن نوزدهم میلادی، در چند کشور اروپایی قوانینی در جهت حمایت از کارگران در برابر حوادث ناشی از کار در چارچوب بیمه اجتماعی به تصویب رسید. در یکی از این کشورها یعنی آلمان، این گونه قوانین در زمینه های دیگر مانند بیماری، از کار افتادگی و پیری هم تصویب شد. در دهه های آغازین قرن بیستم و با تاسیس سازمان بین المللی کار تدوین معیارهایی در زمینه برخی از خطرهایی که در دهه های بعد در چارچوب عنوان کلی تامین اجتماعی مطرح شدند در دستور کار این سازمان قرار گرفت و مقاوله نامه ها و توصیه نامه های چندی در این باره تصویب شد. بدین ترتیب این پرسش قابل طرح است که آیا سازمان بین المللی تازه تاسیس که به شیوه ای کم و بیش مشابه کشورهای صنعتی اروپا در وادی «بیمه های اجتماعی» گام نهاد از آنها تاثیر پذیرفته است یا آنکه معیارهای بین المللی بر آمده از آن سازمان راهنمای حقوق داخلی کشورهای مختلف بوده آنها را در ایجاد نظامی کم و بیش گسترده در خصوص تامین اجتماعی مددکار شده اند؟
پرسش دیگری که ممکن است پاره ای ذهن ها را به خود مشغول سازد این است که با وجود تاسیس سازمان ملل متحد در نیمه قرن بیستم و اشاره به مقوله تامین اجتماعی در اسناد مصوب این سازمان آیا می توان «معیارهای بین المللی تامین اجتماعی» را در چارچوب مصوبه های سازمان بین المللی کار محصور نمود؟
هر چند سازمان بین المللی کار در دوران فعالیت هشتاد و چند ساله خود دوره های متفاوتی را تجربه کرده است و از همین رو حقوق بین المللی کار- که به طور عمده محصول «قانونگذاری» این سازمان است- تحول چشمگیری یافته است و با آنکه در دوره نخست که می توان آن را دوره «جزئی گرایی» در تدوین معیارهای بین المللی نامید مشابهت هایی بین عملکرد سازمان بین المللی کار و روش قانونگذاری کشورهای اروپایی در دهه های آغازین توجه آنها به حمایت های اجتماعی از کارگران به چشم می خورد؛ با این همه آنچه جنبه محوری دارد و شایسته مطالعه در چارچوب این نوشته است چگونگی تاثیر معیارهای بین المللی است بر حقوق داخلی و نه تاثیرپذیری احتمالی برخی معیارها در دوره ای خاص از الگوی پاره ای دولت ها. از این رو بخش دوم این یادداشت به میزان و چگونگی تاثیرپذیری حقوق داخلی از معیارهای بین المللی اختصاص دارد.
در خصوص پاسخ به پرسش دوم که مایه تبیین «معیارهای بین المللی» و محدوده آنها خواهد شد، با آنکه سازمان ملل متحد در بین سازمان های بین المللی جایگاه ویژه ای دارد و در نتیجه اسناد آن هم، چه از لحاظ موضوع و چه از نظر تاثیرگذاری، از گستره ای وسیع تر از مصوبه های دیگر سازمان های بین المللی برخوردارند، اما در خصوص بحث ما به دشواری می توان حق برخورداری از تامین اجتماعی را که در اعلامیه جهانی حقوق بشر (ماده 22) و میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بدان اشاره و به رسمیت شناخته شده است یک معیار بین المللی به شمار آورد.
در واقع معیار را معادل کلمه استاندارد (که در زبان فارسی هم کاربرد دارد) به کار می بریم و منظور ضوابط و هنجارهایی است که به صورتی هر چند انعطاف پذیر، اما مشخص به دولت های عضو یک سازمان بین المللی، (در بحث ما سازمان بین المللی کار)، ارائه می شود و این دولت ها براساس تعهدی که به عنوان عضو این سازمان دارند، با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی و اجتماعی خود از آنها در جهت تدوین مقررات مناسب استفاده می کنند. معیارهای بین المللی تامین اجتماعی را در این نوشته براساس اسناد مصوب سازمان بین المللی کار مورد بررسی قرار می دهیم و از آنجا که این معیار ها در طول زمان و در دوران فعالیت سازمان بین المللی کار تحول یافته اند عنوان بخش یکم را تحول معیارهای بین المللی قرار می دهیم و امید است با مطالعه این تحول (بخش اول) و نیز چگونگی تاثیر این معیارها (بخش دوم) بتوانیم در پایان به نتیجه روشنی دست یابیم."
هدف اصلی مطالعه حاضر، بررسی اثرات سیاست های پولی بر رفتار مصرفی خانوارهای روستایی در ایران با استفاده از مدلی بر مبنای معادله اویلر و روش های حداقل مربعات معمولی (OLS) و متغیرهای ابزاری (IV)، می باشد. داده های مورد نیاز این مطالعه از نشریات مختلف سازمان مدیریت و برنامه ریزی برای سال های 1338 الی 1380 جمع آوری گردید. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که در مجموع الگوی مشخصی برای ارتباط میان رشد مصرف خانوارهای روستایی و نرخ بهره وجود ندارد. به عبارت دیگر تأثیرات متقابل میان سیاست های پولی و مصرف خانوارهای روستایی مشاهده نمی شود. همچنین، نسبت مصرف کنندگان با محدودیت نقدینگی بیشتر بوده و پس اندازهای احتیاطی بر رفتار مصرف کنندگان روستایی در سطح ثروت جاری، غالب می باشد.
روش های سنتی تصمیم گیری در مورد اعطای اعتبار به متقاضیان وام، همانند آنچه که اکنون در کشور ما انجام می گیرد، بر پایه قضاوت شخصی در مورد خطر عدم باز پرداخت استوار است. با این وجود، فشارهای اقتصادی ناشی از افزایش تقاضا برای شکل های مختلف اعتبار، در کنار رقابت های تجاری گسترده و تلاش موسسات مالی و بانک ها برای پایین آوردن در صد عدم باز پرداخت، موجب افزایش به کارگیری روش های آماری در زمینه اعطای اعتبار شده است. رتبه بندی اعتباری به منظور پیش بینی احتمال کوتاهی در بازپرداخت و یا عدم باز پرداخت و یا معادل آن برای طبقه بندی متقاضیان اعتبار به دو گروه ریسک خوب و ریسک بد مورد استفاده قرار می گیرد. از جمله مزایای این روش می توان به صرفه جویی در زمان، صرفه جویی در هزینه، حذف قضاوت های شخصی و افزایش دقت در ارزیابی متقاضیان وام اشاره کرد. روش های آماری مختلفی از جمله آنالیز ممیزی، رگرسیون لجستیک، روشهای هموارسازی نا پارامتری وشبکه های عصبی در زمینه رتبه بندی اعتباری مورد استفاده قرار گرفته اند. در این میان، "شبکه های عصبی" به دلیل انعطاف پذیری بالاتر، در سال های اخیر بیشتر مورد توجه قرار گرفته اند. در این مقاله، یک مدل شبکه عصبی برای طبقه بندی متقاضیان دریافت وام فروش اقساطی ارائه و سپس عملکرد این مدل را با دو مدل آماری آنالیز ممیزی و رگرسیون لجستیک مقایسه می کنیم. نتایج حاصل از این مقایسه نشان می دهد که مدل شبکه عصبی در مقایسه با سایر مدل های مورد مطالعه، از کارایی و دقت بالاتری برخوردار است.