یکی از معضلات اجتماعی که در حال حاضر مورد توجه بسیاری از محافل علمی و دستاندرکاران دستگاه عدالت کیفری است، پدیدة آزار کودکان میباشد. گرچه این موضوع امری جدید نیست، اما در طی سالهای گذشته چنان مورد توجه واقع شده است که گویا معضلی منحصر به زمان حال است. در میان بررسیهای انجام شده در این زمینه، توجه خاصی به علل و پیامدهای آزار کودکان به منظور پیشگیری و نیز اجتناب از آن صورت گرفته است. در این مقاله، سعی بر آن است که تا در حد وسع علل و پیامدهای آزار کودکان مورد بررسی قرار گیرد.
«کارشناسی» و یا به تعبیر فقها «نظر اهل خبره»، در کنار «علم قاضی» به عنوان دلیل اثبات دعوی به شمار رفته است. از جمله مباحث بسیار مهم در این زمینه، استقلال یا عدم استقلال این دوست؛ به این معنا که آیا این دو دلیل، مستقل از یکدیگر معتبرند، یا اعتبار کارشناسی در صورتی است که موجب حصول علم برای قاضی گردد و نیز علم قاضی از هر راهی که حاصل گردد معتبر نیست، بلکه در صورتی که از طریق کارشناسی به دست آید، اعتبار دارد. مقالة حاضر به واکاوی این موضوع در فقه و حقوق میپردازد.
بحران نوعی جنگ صامت است که بیش از آنکه به سخت افزارهای جامعه ضربه وارد می کند، به نظام نرم افزاری آن، یا به عبارتی دیگر، به قدرت تصمیم گیری و تحرک جامعه در سطوح مختلف ضربه وارد می کند و آن را مختل می سازد. فرایند بحران بر مبنای تحلیل معناشناسی این واژه، با مرحله آشوب آغاز و به مراحل موقعیت سخت، نقطه خطر و سرانجام عدم قدرت تصمیم گیری منتهی می گردد. بنابراین بحران از هیچ آغاز نمی شود و ریشه در نوعی از عدم تعادل در نظام های جامعه اعم از حکومتی و یا غیرحکومتی دارد. مهم ترین پیامد این وضعیت عدم قطعیت و عدم امکان تصمیم گیری است که با بروز چنین وضعیتی در جامعه، حوادث مختلف شکل می گیرند و جامعه را در مشکلات جدی فرو می برد.رسانه ها در این رابطه و در بستر فرهنگ های مختلف می توانند نقش دوگانه مدیریت و کنترل یا تصعید و گسترش بحران با بهره گیری از شیوه های مختلف برجسته سازی، اقناع، کاشت و آموزش را عهده دار باشند.
"روزه شاهد انقلاب جدید در زمینه اطلاعات و ارتباطات در فضای واقعی مجازی و واقعیت مجازی هستیم. مفهوم «دهکده جهانی» به ذهنیت جهانی تغییر هویت داده است. اکنون «انقلاب ارتباطات» به «انقلاب اطلاعات» تبدیل شده است. در اثر فن آوری های جدید سازمان ها و نهاد ها و روابط بین آن ها از اساس دگرگون شده است.
روابط عمومی به عنوان حلقه واسط و اتصال دهنده نهاد ها و سازمان ها باید توانایی سازگاری با شرایط جدید را داشته باشد. از این رو، لازم است رهبران و مسئولان روابط عمومی ها بیش از هر چیز دیگری به تبیین تاثیر فن آوری های جدید بر نهاد ها و سازمان ها بپردازند.
مقاله حاضر ضمن تعریف مفهوم روابط عمومی الکترونیک و ضمن تاکید بر این نکته که این نوع از روابط عمومی تا کنون به حد کافی رشد نیافته و به بیانی مراحل اولیه خود را پشت سر می گذارد، برای آن آینده امیدوارکننده ای را متصور است؛ آینده ای که در آن روابط عمومی الکترونیک به تمامی سازمان ها و نهاد های دولتی و خصوصی بسط خواهد یافت. انتظار می رود که در آینده ای نزدیک روابط عمومی دچار تحولات عمیقی شود که نتیجه آن تغییری بنیادی در یکی از مهم ترین وظایف روابط عمومی، یعنی پژوهش محوری در ابعاد مختلف، خواهد بود. مقاله حاضر ابعاد مختلف تغییرات ذکرشده در حیطه روابط عمومی را بررسی می کند.
"
"این مقاله، چالش ها، تهدیدها، توانایی ها، فرصت ها و چشم انداز مطبوعات ایران را در دهه آینده نشان می دهد. ازاین رو، ابتدا بر وضعیت کنونی مطبوعات کشور، به ویژه بر وضعیت آماری، تنوع، تکثر و محتوا نگاهی می افکند و سپس کاستی ها، تهدیدها و چالش های مطبوعات را به طور خلاصه توضیح می دهد. چالش های اقتصادی، حرفه ای، مدیریتی و چالش ها و تهدیدهای دیگر، هریک به طور جداگانه مدنظر قرار می گیرند.
چشم انداز آینده مطبوعات در محوری جداگانه بر این نکته تاکید دارد که هرگونه سیاست گذاری در عرصه مطبوعات باید به گونه ای باشد که چالش ها و تهدیدها را به فرصت، و فرصت ها را به توانایی تبدیل کند. عرصه رسانه ای به گونه ای است که حتی کوچک ترین قصور ممکن است فرصت ها را به چالش تبدیل کند. بایسته های آگاهانه سیاست گذاری های مطبوعات برای نیل به توسعه در بخش پایانی مقاله مد نظر قرار گرفته است.
"
"آموزش مجازی از جمله دستاوردهای جامعه اطلاعاتی است. این نوع آموزش با ارتقای سطح دانش بشری، آن ها را به جامعه معرفتی و دانش محور رهنمون می شود. در چنین جامعه ای دادوستد «دانش» جایگزین «کار و خدمات» می شود.
پیش بینی می شود مزیت های آموزش الکترونی و شیوه های این آموزش باعث رشد روزافزون کاربران اینترنت در سراسر جهان شود؛ زیرا با داشتن فقط یک دستگاه رایانه و اتصال به شبکه جهانی، کاربران می توانند اکنون و در آینده وارد جامعه معرفتی شوند.
دو عامل «شکاف دیجیتالی» و «فاصله فرهنگی»، باعث عدم دسترسی شهروندان کشورهای در حال توسعه و فقیر به آموزش الکترونی و محروم شدن آن ها از مزایای این نوع آموزش شده است. با مطالعه برخی کشورهای در حال توسعه از جمله کشور جمهوری اسلامی ایران می توان به چالش های موجود در این زمینه بیشتر واقف شد و برای آینده برنامه ریزی کرد.
نویسنده در پایان برای رفع موانع توسعه کشورهای فقیر، همکاری کشورهای جهان، سازمان های بین المللی و از جمله یونسکو را پیشنهاد می کند.
"
در ادامه آیات مربوط به ویژگیهای عبادالرحمن، در این بخش، آیه 68 سوره فرقان مورد بررسی قرار گرفته است. این آیه شریفه سه ویژگی سلبی آنان را متذکر شده است؛ اجتناب از شرک، اجتناب از قتل نفس محترمه و اجتناب از انحرافات جنسی.
شرک در اعتقاد، موضوع بحث این آیه نیست. اما شرک در عمل و عبادت نیز مراتبی دارد که شامل عبادت رسمی معبودهایی غیر از خداوند، ریای در عبادت، و درخواست از غیر او میشود. هرچه به مراتب عمیقتر پیش میرویم، شرک خفیتر و امکان ابتلای به آن بیشتر میشود. توحید اقتضا میکند توجه استقلالی انسان به خداوند باشد، هرچند موحّد از ابزارها و وسایطی هم که او قرار داده است، استفاده میکند. شرک موجب حبط اعمال میشود.
قتل نفس یکی از بزرگترین گناهان است، و در عین حال مواردی وجود دارد که خداوند به خاطر مصالح مهمتری آن را تجویز کرده است. تفاوت دیدگاه اسلام با طرفداران اعلامیه حقوق بشر در همین نکته است که اسلام احترام حیات انسانها را تابع اراده الهی میداند.
در اسلام، ارضای غریزه جنسی تنها از راه همسر قانونی و ملک یمین جایز است و سایر راهها انحراف و گناه به حساب میآید. برای مبتلا نشدن به این گناه بزرگ، باید از مقدّمات آن نیز، مانند نگاه حرام و...، هم اجتناب نمود. وظیفه مصلحان اجتماعی آن است که زمینه وقوع گناهان و جرمها را در جامعه از بین ببرند.
در بین روشهای یادگیری، برخی معلّممحور است که در آن معلّم محور فعالیتهای آموزشی است و برخی یادگیرنده محور است که در آن دانشآموز محور یادگیری است. با توجّه به تأثیر خاص رویکردهای یادگیرنده محور، امروزه این روشها توجه محققان و مربّیان را به خود معطوف داشته است. در بین روشهای یادگیرنده محور، روش «بحث گروهی» از اهمیت ویژهای برخوردار است. نوشتار حاضر در پی آن است تا ضمن تعریف و نحوه اجرای این روش، فواید، شرایط موفقیت، موارد کاربرد و ترکیب اعضای آن را تعیین کرده، به برخی محدودیتهای کاربرد آن نیز اشاره نماید. در پایان نیز به اختصار برخی از شیوههای کاربرد این روش در دروس حوزههای علمیه و دانشگاهها ارائه میشود.
با آنکه پژوهشهای تجربی از زوایای گوناگون، شناخت و آگاهی را مورد مطالعه قرار دادهاند، اما به دلیل یک بُعدینگری خاصی که در این حوزه حاکم است، هنوز ابهامات زیادی در مقوله شناخت و آگاهی دیده میشود. این مقاله، با بهرهگیری از منابع دینی، ضمن بررسی نظریههای شناخت از منظر فلسفه و روانشناسی و طرح دیدگاههای متنوع موجود در پیدایش و تحوّل شناخت، به تبیین شناخت حصولی و حضوری پرداخته، دیدگاه روانشناسان در بیاهمیت جلوه دادن شناخت حضوری را به چالش کشانده است. در پایان، علاوه بر اینکه نقش حواس ظاهری در شناخت تبیین شده، اهمیت قوای باطنی، به ویژه قلب در ادراک آشکار گردیده است. شهود و وحی نیز به مثابه نوعی شناخت ویژه تلقّی شده که در روانشناسی دینی باید به آن پرداخته شود.
علم سکولار با حذف خدا و ماوراءالطبیعه از حوزه علم شروع میشود، با تقلیل جهان طبیعت به جنبه تجربهپذیر و کمیّتپذیر آن و حذف معارف غیرتجربی از قلمرو معارف بشری ادامه مییابد، به تفکیک میان علم و اخلاق ختم میشود و هدفش کسب قدرت است و هیچگونه توصیه اخلاقی را حتی برای کسانی که قدرت فراوانی در اختیارشان قرار میدهد به همراه ندارد. در مقابل، علم دینی مدعی است که حذف خدا از قلمرو علم امکانپذیر نیست و در حقیقت، هر علمی از آن نظر که شناخت آیات خداست نوعی خداشناسی محسوب میشود و عدم عنایت به عالم معنا و ماورای طبیعت در حوزه علم مساوی است با درافتادن در ورطه نیهلیسم. و به رسمیت نشناختن معارف وحیانی و شهودی، منجر به از دست دادن چیزی است که لازمه اساسی تکامل بشر بوده و در خود عالم طبیعت هم رازهایی فراتر از آنچه با میزان تجربه و کمیّت قابل سنجش است وجود دارد. هدف علم جستوجوی حقیقت است و اخلاق هم لازمه علم است و تفکیک این دو از یکدیگر عواقب جبرانناپذیری به بار خواهد آورد، و در صورتی که علم تمامی عوامل مزبور را، که لازم و ملزوم یکدیگرند، نداشته باشد اصلاً شایسته نام «علم» نیست.
«معرفتشناسی فمینیسم» رویکردی است نوظهور که با تکیه بر تأثیر مستقیم عنصر جنسیت بر معرفت در جامعه غربی متولد شد. اگرچه غایت و هدف این رویکرد به منظور از میان برداشتن تبعیض ادعا شده در معرفت است؛ با این حال، بحث تازهای در عرصه معرفتشناسی مطرح میسازد که پیش از این در معرفتشناسی برجسته نشده بود. رویکردهای سهگانه رادیکال، لیبرال، و از لحاظ دیدگاه هر کدام با توسّل به معرفتشناسیهای پیش از خود، به نحوی موضوع تأثیر جنسیت بر امر شناخت را مورد بررسی قرار دادند. با اینهمه، این رویکردها در درون خود، از مبانی معرفتشناسی حاکم بر عصر نوین بهره برده و به نوعی آنها را مبنای کار خود قرار دادهاند. به عبارت دیگر، درون هر رویکرد معرفتشناسی فمینیستی، خواه رویکردی حداقلی باشد یا حداکثری، عناصری مانند تفکیک دکارتی سوژه و ابژه، عقل دکارتی، توجه به جایگاه سوژه، ذاتگرایی و واقعیت ثابت قابل مشاهده و ردگیری است. از اینرو، بررسی این مبانی کمک زیادی به روشن شدن معرفتشناسی فمینیسم میکند.
اخلاق کاربردی حوزهای از تفکر است که کاربردی شدن فلسفه در آن به خوبی قابل مشاهده است. از زمان شکلگیری رشتهای علمی به نام اخلاق کاربردی بیش از چند دهه نمیگذرد، اما با وجود، این ریشههای آن را به خوبی میتوان در سخنان فیلسوفان پیشین پیجویی کرد. در اخلاق کاربردی مسئله اصلی این است که آیا میتوان اخلاق و رفتار انسانها را تحت یک قاعده یا اصلِ عام و کلی نظام بخشید یا خیر.
این نبشتار که ترجمه مقالهای تحت عنوان «اخلاق کاربردی و چالشهای آن» است، به بررسی چالشهایی که اخلاق کاربردی با آن مواجه است، میپردازد. مهمترین این چالشها عبارت است از: مسئله شکّاکیت اخلاقی که در آن مسئله نسبیت و ذهنگرایی اخلاقی مطرح میشود. مسئله تخصص اخلاقی امکان حصول چنین تخصصی؛ و تأثیر و جایگاه دلایل در اخلاق نیز از دیگر مسائل مطرح شده میباشند. در انتها نویسنده با اینکه میپذیرد بعضی معضلهای اخلاقی با اصول و قواعد کلی قابل حل نیستند، اما به نوعی ابراز میدارد که این اصول و قواعد عام بر اخلاق انسان حاکم هستند.
بحث اخلاق روزنامهنگاری از جمله مباحث مطرح در قلمرو دانش جامعهشناسی، علم ارتباطات و اخلاق کاربردی است. در قلمرو کار روزنامهنگاری این سؤال مطرح است که آیا اخلاق میتواند در این عرصه حاکم باشد؟ اگر آری، اخلاق روزنامهنگاری دارای چه مشخصههایی است؟ آیا رعایت اخلاق در روزنامهنگاری ضروری است؟ وظایف اخلاقی، و اخلاق روزنامهنگاری کدامند؟ همچنین پیششرط روزنامهنگاری حرفهای چیست؟ اصول اخلاق حرفهای کدامند؟ آیا روزنامهنگاری شغل محسوب میشود و یا حرفه؟ در هر دو صورت، پیامد شغل و یا حرفه بودن روزنامهنگاری چیست؟ مشخصات روزنامهنگار حرفهای چیست؟ حریم خصوصی و منافع عمومی چیست و هر یک دارای چه قلمروهایی است؟ پارادوکس حق برخورداری افراد از آزادی بیان و اطلاعات، و اینکه «دانستن حق مردم است» و وجود موانعی همچون حق داشتن «منافع عمومی» و «حریم خصوصی»، چگونه قابل حلّ است؟ عرصه و قلمرو حریم خصوصی تا کجاست و آیا میتوان آن را نقض کرد؟ و سرانجام اینکه، آسیبها و چالشهای پیشروی روزنامهنگار کدامند؟
این مقاله، در تلاش است تا به اجمال، به سؤالاتی از این دست پاسخ دهد.
دورنمای انرژی در چند دهه آینده با چالش های جدی روبرو است و مساله انرژی به یکی از اصلی ترین دغدغه های انسان در قرن 21 مبدل شده است. مصرف انرژی در جهان در حال افزایش است و اشتهای بشر هر روز بیشتر می شود. بیشتر شدن جمعیت جهان و روند رو به رشد اقتصاد کشورها، نیاز به انرژی بیشتر را اجتناب ناپذیر کرده است. براساس سناریوی پایه گزارش آژانس بین المللی...