به منظور پاسخ دهی به این پرسش که «آیا امکان سازماندهی تمام اطلاعات وجود دارد؟ دیدگاهی کتابخانه ای» این مقاله در پی تبیین نقش و ماهیت اطلاعات، انتخاب و سازماندهی اطلاعات در متن کتابخانه است. در کنار تعریف انواع اطلاعات کتابخانه ای به برخی از محدودیتهای سازماندهی اطلاعات خصوصاً اطلاعات کتابشناختی با نیم نگاهی به مدل FRBR نیز اشاره شده است. در نهایت مؤلف به این نتیجه میرسد که سازماندهی تمام انواع اطلاعات در بستر و از دیدگاه کتابخانه ای به هیچ وجه میسر نخواهد بود.
تجارت جهانی بعد از جنگ جهانی دوم رشد سریعی داشته است. به منظور تسهیل مبادلات بین المللی، سازمان جهانی تجارت در سال 1995 تأسیس شد و به عنوان یکی از نوپاترین سازمان های بین المللی، جانشین تفاهم نامه عمومی تجارت و تعرفه (گات) شد.
امروزی شدن بازارهای بیمه می تواند راه کار مناسبی برای رشد بازار اقتصادی کشورها باشد و زیان بخش های دیگر را جبران کند.
با توجه به تاریخچه صنعت بیمه کشور چین که منعکس کننده تاریخ سیاسی قرون گذشته این کشور است و آثار مخرب جنگ جهانی دوم بر این کشور و حتی صنعت بیمه، این کشور درخواست عضویت به سازمان جهانی تجارت را مطرح نمود. در این میان، صنعت بیمه مشکل ترین مسئله مذاکرات در کل فرآیند الحاق بود. زیرا علیرغم تعداد زیاد شرکت های بیمه در چین، با تشکیل شرکت بیمه خلق چین کلیه بیمه گران خارجی از کشور اخراج شدند و بیمه به عنوان تجارتی غیر ضروری مطرح شد.
پانزده سال بعد از مذاکرات سنگین بین چین و اعضای سازمان جهانی تجارت، در 11 اکتبر 2001 و طی اجلاس وزرا در قطر، وزرای بازرگانی 142 کشور عضو WTO، عضویت چین را تصویب نمودند. پس از الحاق چین به سازمان جهانی تجارت، این کشور باید شرکای تجاری خود به ویژه ایالات متحده و اتحادیه اروپایی را متقاعد کند که اقدام های کافی جهت بازکردن دروازه های اقتصادی این کشور به روی رقابت بین المللی انجام داده است.
لذا ضرورت اصلاح قوانین بیمه در چین احساس می شد. زیرا پس از الحاق به سازمان جهانی تجارت، نظام حقوقی ضعیف چین با چالش های سختی مواجه می شد. مهمترین موضوع، اصلاحات مرتبط با حقوق بیمه و مطابق با وظایف و تعهدات این کشور و مقایسه اصلاحات انجام شده و تطابق آن با موافقت نامه گات است که در این شماره از نشریه گزارش موردی به تفصیل در این مورد بحث خواهد شد.
مقاله مذکور پنج فصل دارد که فصل اول تعهدات چین را به موجب موافقت نامه بین المللی بررسی میکند. فصل دوم پیشرفت های اخیر در بازار بیمه چین را مطرح می کند. فصل سوم هماهنگی قانون بیمه سال 2002 را با وظایف و تعهدات کشور چین در قبال سازمان جهانی تجارت بررسی می کند. فصل چهارم به مقایسه قانون بیمه چین و معیارهای بین المللی میپردازد و فصل پنجم نظام حقوقی مطلوب را بررسی میکند.
سیاوش از شخصیت های مقبول و محوری شاهنامه به شمار می رود که حکایت زندگی پاک و مرگ ناجوانمردانه اش، انعکاس وسیع و چشمگیری در ادبیات فارسی داشته است.
این شخصیت، دارای ویژگی هایی خاص و منحصر به فرد است زیرا ریشه هایی عمیق در اساطیر ایرانی، اوستا و متون پهلوی دارد و همواره حجم قابل توجهی از آیین ها و مناسک ایرانی در شخصیت فراانسانی او دیده می شود.
باتوجه به این پیشینة اساطیری و قدمت دیرینه، می توان چنین گفت که وسعت ابعاد وجودی او تا آنجا دامنه پیدا کرده که بخش خاصی از ادبیات وسیع فارسی و طیف عظیمی از تشبیهات، استعارات، کنایات و تلمیحات ادبی را به خود اختصاص داده است.
سیاوش باتوجه به موقعیتی که به عنوان یک شاهزاده اهورایی در شاهنامه دارد، فرصت رشد و تکامل پیدا کرده و با داشتن مؤلفه های خاص فردی و ویژگی های والای اجتماعی به آن مرتبه از کمال انسانی دست یافته است و همواره پاکی و خوبی را برای انسان های بعد از خودش تداعی می کند.
ظهور، حضور و انعکاس این ویژگی ها در گسترة ادبیات فارسی موضوعی است که در این نوشتار به آن پرداخته می شود.
در مقالة حاضر با گردآوری 745 واژة مرکب مفعولی به تحلیل معنایی این دسته از واژگان مرکب نحوی می پردازیم. در ارتباط با نقش بیرونی کلمات مرکب مفعولی می توان به تعمیمی دست یافت؛ بدین ترتیب که به طور عمده در طبقة صفات قرار می گیرند، هر چند تعدادی اسم نیز در این میان مشاهده می شود. همچنین بررسی معنایی واژگان مرکب مفعولی حاکی از آن است که این دسته از واژگان از دلالت برون زبانی (مصداقی) برخوردارند؛ از این رو بر شخص یا شیئی در جهان خارج دلالت دارند. از سوی دیگر به نظر می رسد که این دسته از واژگان مرکب نحوی از جمله واژه های مرکب برون مرکز محسوب می شوند و معنای این دسته از کلمات را باید در بافت بیرون از واژه جستجو کرد. یافته ها نشان دهندة آن است که بر روی پیوستار شفافیت و تیرگی، با حرکت به سمت تیرگی، واژگان مرکب مفعولی حاوی بار عاطفی منفی می باشند
جهانی شدن اقتصاد و فرهنگ، فضای جدیدی را برای بلوچ های ایران از حیث مصرف رسانه ای به وجود آورده است که از سه مشخصة عمده برخوردار است: 1) مصرف متون قومی، 2) مصرف انیمیشن های جذاب امریکایی دوبله شده به زبان قومی و 3) مصرف گستردة فیلم های عامه پسند هندی. پدیده های فوق، نوعی سیاست فرهنگی محلی را تشکیل می دهند که از یک جهت، برخی از مؤلفه های سنتی هویت بلوچی را به شدت دچار چالش نموده و زمینه ساز نهادینه کردن مؤلفه های جدیدی در این هویت شده است، و از جهتی دیگر، با برجسته ساختن هویت قومی سنتی ، تضعیف مؤلفه های هویت اسلامی و شیوع عناصر فرهنگی شبه قارة هند، هویت ملی ایرانی را بحران زده کرده است. روش شناسی این پژوهش مبتنی بر یک روش شناسی «کیفی ترکیبی» شامل نشانه شناسی، مصاحبه عمقی، مشاهده مشارکتی و مطالعة اسنادی است. بعد از ارائة تحلیلی که از شرایط اجتماعی فرهنگی بلوچستان ایران ارائه شده است، عناصر کلی متون قومی، انیمیشن های امریکایی دوبله شده به زبان قومی و فیلم های عامه پسند هندی استنتاج شده و خوانش های بلوچ های ایرانی از آن ها دریافت و تبیین شده است.