هدف از انجام این پژوهش تعیین میزان اثربخشی آموزش های ضمن خدمت فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) معلمان دوره متوسطه شهر اصفهان است. بدین منظور سه بعد اصلی «ارتقای فراگیری دولت الکترونیک، ارتقای استفاده از اینترنت و ارتقای آشنایی با رایانه» مورد بررسی قرار گرفت. روش پژوهش، توصیفی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری مورد مطالعه کلیه معلمان متوسطه شهر اصفهان (4491 نفر) است. از این افراد 300 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. داده ها از طریق اجرای پرسشنامه محقق ساخته، با 30 سؤال بسته پاسخ و اعتبار 96/0 فراهم گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روشهای آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت. نتایج آماری پژوهش نشان داد که آموزش های ضمن خدمت فناوری اطلاعات و ارتباطات برای معلمان متوسطه در سه بعد اصلی استفاده شده کمتر از سطح متوسط (05/0 P≤) بوده است، اما اثربخشی (میزان استفاده) در این سه بعد در سطح (01/0 P≤) یکسان نبوده است. همچنین یافته ها نشان داد آموزش های ضمن خدمت فناوری اطلاعات و ارتباطات در این سه بعد برای معلمان مرد بیشتر از معلمان زن و برای معلمان کارشناسی ارشد بیشتر از معلمان با مدارک پایین تر اثربخش بوده است.
هدف این پژوهش پیامدهای تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد میمه در ابعاد آموزشی، فرهنگی ـ اجتماعی و اقتصادی می باشد . روش انجام این تحقیق التقاطی بوده است. جامعه آماری کل جمعیت بخش میمه بوده که از 2 مرکز شهری و 10 مرکز روستایی تشکیل شده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول برآورد حجم نمونه کوهن و همکاران (2001) و برحسب انحراف معیار جامعه 360 نفر برآورد گردید. روش نمونه گیری تصادفی و از نوع سهمی بود. از اسناد و مدارک موجود قسمت امور مالی و آموزش دانشگاه نیز اتحادیه اصناف میمه به منظور گردآوری اطلاعات جمعیت شناختی و تکمیلی استفاده شد. به منظور تحلیل داده های گردآوری شده از آمار در سطح توصیفی و استنباطی و متناسب با اهداف تحقیق استفاده به عمل آمد و نتایج آزمون t تک نمونه ای نشان داد که دانشگاه آزاد اسلامی واحد میمه بر کلیه ابعاد آموزشی، فرهنگی ـ اجتماعی، اقتصادی تاثیر مثبت داشته است. هر چند نمی توان به آثار منفی تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی در ارتباط با افزایش مشکلات اخلاقی و رفتاری بی توجه بود. همچنین تحلیل های اسنادی در ارتباط با آثار اقتصادی تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد میمه نشان می داد که این دانشگاه با پرداختهایی مانند، مالیاتهای مستقیم و غیرمستقیم، سهم بیمه، عوارض و مانند اینها به سازمانها و نهادهای دولتی سهم بسزایی در بهبود منابع مالی این مؤسسات داشته و با ایجاد گردش سپرده های بانکی مؤثر در توسعه عملیات معاملات ریالی بانکهای بخش میمه نقش اساسی ایفا کرده است. به طور کلی می توان گفت دانشگاه آزاد اسلامی واحد میمه از بدو تاسیس تاکنون توانسته است تاثیرات مثبت و سازنده ای در رشد و توسعه ابعاد مختلف آموزشی، فرهنگی ـ اجتماعی به ویژه برای زنان و دختران بخش میمه ایجاد نماید و موجب تبادل و تحول فرهنگی و نیز افزایش سطح رفاه اقتصادی خانواده ها را فراهم کند.
کنکور در جامعه ما به یک پدیده اجتماعی تبدیل شده که بر نظام آموزش عمومی و متوسطه و همچنین شرایط روانی و اقتصادی خانواده ها به شدت تاثیر می گذارد و به یک تهدید جدی برای نوآوری و خلاقیت و سلامت روانی نسل جوان تبدیل شده است. پژوهش درباره نظام پذیرش دانشجو و اندیشه برای برون رفت از این مشکل از اولویتهای نظام آموزش عالی کشور است. این تحقیق که مروری بر مطالعات نظری و میدانی شماری از پژوهشگران درباره کنکور است، ابتدا به آسیب شناسی کنکور در ابعاد مختلف خانوادگی، روانی، علمی و شغلی پرداخته، سپس نظام تصمیم گیری در پذیرش دانشجو را بررسی می کند. همچنین درباره فرضیه های مختلف برای حذف کنکور بحث نموده است. این فرضیه ها عبارت است از: کاستن تعداد متقاضیان کنکور، تغییر کارکرد بخش هایی از ظرفیت آموزش عالی از کارشناسی به کاردانی و توسعه ظرفیت آموزش عالی. در بخش پایانی مقاله نیز پیشنهادهایی برای حذف تدریجی کنکور ارائه شده است.
هدف اصلی این پژوهش بررسی میزان به کارگیری عوامل تدریس اثربخش ( شامل 6 مؤلفه طراحی تدریس، اجرای آموزش، مدیریت کلاس درس، روابط انسانی، ارزشیابی و برخورداری از ویژگیهای مطلوب شخصیتی) توسط اساتید دانشگاه آزاد واحد خوراسگان از نظر دانشجویان است. روش تحقیق، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری کلیه دانشجویان سال چهارم دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان است که از میان آنها دانشکده های علوم تربیتی و روان شناسی، کشاورزی و علــــوم پایه تعیین شدند. از این تعداد 165 نفر از طریق نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب و پرسشنامه ها میان آنان توزیع گردید. پرسشنامه محقق ساخته شامل 41 سؤال پنج گزینه ای مطابق با مقیاس لیکرت فراهم شد. روایی پرسشنامه با اقتباس از منابع علمی معتبر و همچنین مطالعه 3 نفر از صاحبنظران و پایایی آن نیز از طریق مطالعه مقدماتی و به وسیله 41 نفر نمونه انتخابی از جامعه اصلی، بررسی شد که با به کارگیری ضریب آلفای کرونباخ، 89/0 به دست آمد. اطلاعات به دست آمده در این پژوهش با استفاده از آمار توصیفی(درصد، فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی « tهمبسته، t تک متغیره، تحلیل واریانس،t هتلینگ،t مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون H.S.D یا توکی» تجزیه و تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در سؤال اول «میزان به کارگیری معیار طراحی تدریس»، دوم «میزان به کارگیری معیار اجرای آموزش»، سوم «میزان به کارگیری معیار مدیریت کلاس»، چهارم «میزان به کارگیری معیار روابط انسانی»، پنجـــم «میزان به کارگیری معیار ارزشیابی»، و ششم «میزان برخورداری از ویژگیهــای شخصیتی مطلوب»، میانگین استادان این دانشگاه در سه دانشکده نمونه انتخابی پژوهش به ترتیب 66/3، 13/3، 56/3، 38/3، 24/3 ، و43/3 بوده است که بالاتر از میانگین تعیین شده است. در مجموع می توان نتیجه گرفت که تدریس استادان این دانشکده ها اثربخش بوده است. همچنین در تمام سؤالات پژوهش در سطح دانشکده اختلاف معنادار میان عملکرد استادان مشاهده شده است.
تعلیم و تربیت پسامدرن انعکاسی از نظریات پسامدرن در تعلیم و تربیت است. هنری جیرو متولد 1943یکی از نظریه پردازان معاصر تعلیم و تربیت پسامدرن است. این مقاله به بررسی دیدگاههای جیرو به صورت نظام دار می پردازد. وی ضمن انتقاد از آموزش و پرورش حاکم کنونی که مبتنی برآموزه های مدرنیته است، دیدگاه «تعلیم و تربیت مرزی» را پیشنهاد می کند که تلفیقی از نظریات پسامدرنیسم، انتقادگرایی، فمینیسم و برنامه درسی نو مفهوم گرایی است. او معتقد است که آموزش و پرورش ذاتاً روندی سیاسی دارد از این رو باید به مدارس به عنوان حوزه های عمومی دموکراتیک نگریست جایی که در آن باید تعلیم و تربیت انتقادی که منجر به شهروندی انتقادی می شود، جریان یابد. جیرو بر تفاوت، «گروههای اقلیت و حاشیه نشین» مانند زنان و اقلیت های نژادی و...تاکید می کند. از نگاه جیرو معلمان به عنوان روشنفکران تحول آفرین محسوب می شوند که باید دور از اقتدارگرایی سنتی به تعلیم و تربیت انتقادی و مسؤولیت های اجتماعی بپردازند. مقدس نبودن متون درسی، وجود صداهای چندگانه درکلاس درس، اقتدار متجلی در متن و برنامه درسی پنهان از نظریات دیگر جیرو است.وی استفاده از مطالعات فرهنگی را به عنوان یک رشته تلفیقی در جهت غنای تعلیم و تربیت انتقادی پیشنهاد می نماید.
پژوهش حاضر به بررسی روایی و اعتبار آزمون انگیزه پیشرفت در میان دانش آموزان دوره متوسطه استان گیلان می پردازد. به همین منظور تعداد 1530 نفر از دانش آموزان دوره متوسطه استان گیلان به صورت نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و با آزمون انگیزش پیشرفت هرمنس مورد سنجش قرار گرفتند. هدف اصلی پژوهش حاضر تعیین روایی، اعتبار و بررسی اشباع بودن آزمون انگیزش پیشرفت از یک عامل کلی است. طرح حاضر از جمله تحقیقات توصیفی است و ابزار گردآوری اطلاعات در آن پرسشنامه انگیزش پیشرفت هرمنس است. روش آماری مورد استفاده علاوه بر آمار توصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف معیار) از آمار استنباطی (تحلیل عاملی) و همچنین برای بررسی اعتبار پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد.
تحلیل عاملی یافته ها نشان داد که پرسشنامه هرمنس از چهار عامل کلی یعنی
اعتماد به نفس، پشتکار و انتخاب شغل، آینده نگری و سختکوشی تشکیل شده است که در مجموع این چهار عامل 27/40 درصد از کل واریانس را تبیین می کنند. همچنین سؤالات 10، 20، 23، 24، 29، 35 همبستگی اندکی با سایر سؤالات داشته و از مجموعه 40 سؤالی حذف شدند و تنها با حذف این شش سؤال ضریب اعتبار افزایش یافت یعنی ضریب اعتبار پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ در مجموعه 40 سؤالی 80/0 بود که در مجموعه 34 سؤالی به 84/0 افزایش یافت.
بیماری ایدز یکی از بیماری های خطرناک و واگیردار است که در حال حاضر افراد زیادی را درگیر کرده است و 90 درصد آنها در جهان سوم ساکن هستند. در این پژوهش با توجه به شیوع بیشتر ایدز در جوانان و اعلام مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تلاش در جهت کاهش 25 درصدی شیوع آن در بین جوانان تا سال 2010، میزان آگاهی و نگرش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تویسرکان نسبت به بیماری ایدز و عوامل مؤثر بر آن بررسی شده است. بدین منظور 337 نفر از دانشجویان به شیوه نمونه گیری طبقه ای متناسب انتخاب و با روش زمینه یابی بررسی شدند. ابزار مورد استفاده در این تحقیق پرسشنامه محقق ساخته بسته پاسخ بود که فراوانی ها در سطح توصیف داده ها محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی استیودنت، تحلیل رگرسیون ساده و تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شد. نتایج نشان دهنده رابطه مثبت بین آگاهی و نوع نگرش، رابطه معنادار بین جنسیت، رشته تحصیلی و نیمسال تحصیلی با میزان آگاهی و رابطه معنادار بین رشته تحصیلی و میزان آگاهی با نوع نگرش نسبت به بیماری ایدز بود. با توجه به یافته های این پژوهش، غنی کردن آموزش در خصوص این بیماری در سطح دانشگاه، اطلاع رسانی درست در جهت تغییر نوع نگرش و طراحی و اجرای برنامه های ارتقای بهداشت مرتبط با ایدز به ویژه برنامه های پیشگیری از آن توصیه می گردد.