"برای بررسی روایی وپایایی پرسشنامه شخصیتی گردون(فراهانی وهمکاران،1383)، 2400 دانش آموز دختر وپسر در شهر تهران در مناطق مختلف آموزشی، فرم تجدید نظر شده 126 آیتمی پرسشنامه شخصیتی گردون را تکمیل کردند. تحلیل عاملی با روش مؤلفه های اصلی و با چرخش واریماکس با گروه پسران نشان داد که 5 عامل اصلی اولیه به مانند مطالعه قبلی به ترتیب در برگیرنده گشودگی، روان نژند خوئی، درونگرائی، وظیفه شناسی و دینداری و نرم خوئی یا سازگاری نام گذاری می شوند. تحلیل عاملی تاییدی بر روی نمونه دختران نشان داد که 5 عامل اولیه به مانند گروه پسران است. پایایی گردون برای دختران و پسران در حد مقبولی نشان داده شده است.
"
هدف: هدف پژوهش حاضر ارزیابی سن بینایی - حرکتی در کودکان با نارساییهای ویژه یادگیری است و اینکه آیا این کودکان به لحاظ عملکردهای بینایی - حرکتی متناسب با سن تقویمی خود عمل می کنند. روش: پژوهش از نوع کاربردی و روش آن زمینه یابی است. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان مقطع ابتدایی هستند که در اردیبهشت ماه سال 1385 به مرکز نارساییهای ویژه یادگیری - تهران مراجعه کردند. نمونه آماری برابر جامعه آماری و 58 کودک با نارساییهای ویژه یادگیری هستند. برای جمع آوری داده ها از آزمون مهارتهای بینایی - حرکتی (TVMS-R) استفاده شده است. مقایسه سن بینایی - حرکتی نمونه های آماری با سن تقویمی آنها با آزمون t یک جامعه ای صورت گرفته است. یافته ها: در تمام پایه های تحصیلی (از اول تا پنجم) اختلاف معنادار آماری بین میانگین سن بینایی - حرکتی و سن تقویمی این کودکان دیده شد. نتیجه گیری: سن بینایی - حرکتی کودکان با اختلال ویژه یادگیری در مقطع ابتدایی پایین تر از سن تقویمی آنها و در پایه های بالاتر، این فاصله بیشتر بوده است.
"مقدمه: مقیاس محرک های تصویری استاندارد که توسط استنکاراد (1983) ساخته شده است، یکی از مقیاس های متداول برای سنجش تصویر بدنی می باشد. به منظور بررسی روایی و پایایی این مقیاس، نسخه انگلیسی آن با رعایت اصول برسیلین، لنر و ثورندایک (1973) در مطالعات بین فرهنگی به فارسی برگردانده شد. روش کار: با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای، این مقیاس روی 120 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز اجرا گردید. با انجام تحلیل عاملی داده ها، روایی سازه مورد بررسی قرار گرفت.نتایج: این مقیاس دارای چهار خرده مقیاس 1. تصویر بدنی ایده آل 2. تصویر بدنی کنونی 3. تصویر ذهنی همسر ایده آل و 4. انعطاف پذیری تصویر بدنی می باشد. همبستگی تفاوت دو خرده مقیاس تصویر بدنی ایده آل و کنونی با عزت بدنی از لحاظ آماری معنادار بود (188/0-=r، 001/0>P). هم چنین، پایایی این مقیاس از طریق روش باز آزمایی بعد از سه هفته، 79/0= rبود و ضریب همسانی درونی (آلفای کرونباخ) آن 75/0 بود.بحث: این مقیاس دارای روایی سازه، همگرایی و پایایی بازآزمایی (با فاصله سه هفته) مطلوب است و در نتیجه مقیاسی مناسب برای سنجش تصویر بدنی در جمعیت ایرانی است.
"
مساله اصلی در این مقاله، شناسایی وضعیت آموزش دین در نظام آموزش عالی در دوره معاصر می باشد. بدین لحاظ سعی شده تا ضمن معرفی مراحل سه گانه (آموزش دین برای دینداری، آموزش رفتارهای دینی در جریان توسعه و دین به عنوان عنصر اصلی فرهنگ جدید) تحول آموزشی صورت گرفته در طی زمان بیان شده و به تفکیک سه نوع آموزش دین در نظام آموزش عالی اشاره شود. حوزه جدید مطالعات دینی به عنوان بخشی از مطالعات فرهنگی تلاش دارد تا به آموزش دین روزمره و زیست دینی که متن زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم را تشکیل می دهد و در نظام آموزش عالی کمتر مورد توجه قرار گرفته است، توجه کند. بدین لحاظ ضرورت توسعه و پردازش به رشته مطالعات دینی در میان مجموعه رشته های علوم اجتماعی برای فهم تجربه دینی مردم دینی ایران همواره احساس می شود. از این منظر است که مطالعه آموزش دین و دین داری می تواند تغییرات صورت گرفته در جامعه ما را تبین و تفسیر نماید.
هدف: بررسی نقش اهداف پیشرفت در مؤلفه های یادگیری خودتنظیمی دانش آموزان. روش: آزمودنی ها شامل 685 دانش آموز پایه سوم دبیرستان های شهر تهران بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند.
ابزار: پرسشنامه اهداف پیشرفت میدگلی و همکاران، و پرسشنامه یادگیری خودتنظیمی پینتریچ و دی گروت که روایی و اعتبار آنها احراز شده بود. آزمودنی ها براساس پاسخ به پرسشنامه اهداف پیشرفت و نیز برتری جهت گیری آنها در پنج گروه بدون هدف، اجتنابی، رویکردی، تبحری و اهداف چندگانه قرارگرفتند. یافته ها: مقایسه میانگین مؤلفه های خودتنظیمی (شناخت، فراشناخت و مدیریت منابع) در آزمودنی های پنج گروه هدف، با روش تحلیل واریانس چند متغیره یک راهه نشان داد که میانگین های پنج گروه با همدیگر تفاوت دارند (001/0p<). انجام آزمون های تعقیبی توکی و شفه نشان داد که میانگین راهبردهای شناختی و مدیریت منابع در گروه های اجتنابی و بدون هدف از سایر گروه ها کمتر است (001/0p<). میانگین های یاد شده در سه گروه تبحری، رویکردی و چندگانه تفاوت معناداری نداشت. میانگین گروه بدون هدف، از اجتنابیها هم کمتر بود (001/0p<). در مورد راهبردهای فراشناختی، مقایسه میانگین ها در بعضی گروه ها تفاوت داشت.
نتیجه گیری: فراهم کردن محیط ها و ساختارهای انگیزشی چندگانه و تبحری نقش مهمی در رشد مهارت ها ومؤلفه های خودتنظیمی دارد که لازم است اقداماتی در مورد آنها صورت گیرد.
هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی دانش و نگرش جمعی از ارامنه ساکن تهران در مورد اعتیاد و مواد مخدر است.
روش: این مطالعه در بهار 1386 در 47 نفر از شهروندان ارمنی ساکن شهر تهران که در کارگاه آموزش پیش گیری از اعتیاد شرکت کرده بودند، انجام شد. به تمام اقلیت های مسیحی ساکن تهران در مورد حضور در کارگاه به شکلی نظام مند اطلاع رسانی شد.
یافته ها: شرکت کنندگان، ناامیدی، مشکلات روان شناختی، دسترسی به مواد و معاشرت با افراد معتاد را عوامل مهم در شروع مصرف دانستند و اکثر آنها وسوسه زیاد، فقدان حمایت کافی خانواده و تداوم ارتباط با مصرف کنندگان را مهم ترین عوامل عود در افراد درمان شده ذکر کردند، و از پی گیری درمان و مشاوره با مراکز بازتوانی به عنوان مهم ترین عوامل جلوگیری کننده از عود در معتادان درمان شده نام بردند. اکثر شرکت کنندگان در مورد مواد موجود و نیز خطرات ناشی از آن در جامعه اطلاعات قابل قبولی داشتند.
بحث: با توجه به میزان شیوع اعتیاد در میان اقلیت های دینی، ضروری به نظر می رسد که روان شناسان و مشاوران مدارس با توجه به ویژگی های فرهنگی این گروه، در طول دوره تحصیل نوجوانان شان در مورد اعتیاد و مواد مخدر به آنان آموزش بدهند تا از همان زمان دانش بیشتر و نگرش صحیح تری نسبت به آن پیدا کنند.
"مقالة حاضر برگرفته از پژوهشی است که ارتباط بین پایگاه اجتماعیـ اقتصادی و تماشای خشونت تلویزیونی را با رفتار خشونتآمیز کودکان بررسی میکند و تأثیر رفتار خشونتآمیز والدین را بر توسل کودکان به خشونت مورد مطالعه قرار میدهد.
نتایج بهدست آمده نشان میدهد کودکانی که برنامههای خشونتآمیز تلویزیونی را بیشتر تماشا میکنند و کودکانی که در معرض رفتار خشونتآمیز والدین قرار میگیرند، بیشتر از دیگر کودکان به خشونت متوسل میشوند و به تماشای خشونت تلویزیونی تمایل بیشتری دارند.
" "پایگاه اجتماعیـ اقتصادی، جامعهپذیری، خشونت تلویزیونی، پرخاشگری کودکان، رفتار والدین
"
اگر چه نظام سیاسی در هر کشور نحوه مدیریت بر سرزمین را مشخص می کند، اما مدیریت بر یک سرزمین بدون تقسیم آن به واحدهای کوچکتر امکان پذیر نیست. در این بین مرکزیت، مجاورت و مرزهای واحد اداری- سیاسی سه پارامتر اصلی موثر در ناحیه بندی فضا به منظور تقسیمات کشوری است. شهرستان کرج از توابع استان تهران با جمعیت انبوه و پتانسیل های بسیار دارای سه بخش آسارا، مرکزی و اشتهارد است که به نظر می رسد بخش مرکزی شهرستان که متراکم ترین منطقه جمعیتی این شهرستان می باشد، امکان تفکیک به بخش های کوچکتر به نحوی که امکان دسترسی مطلوب تر ساکنان آن به خدمات اداری فراهم شود را داراست. ولی انتخاب مرکزیت در بین شهرهای آن به خاطر رقابت شدید میان آنها به نحوی که با حداقل تنش اجتماعی همراه باشد، دشوار است. از اینرو پژوهش حاضرکوشیده است با استفاده از تکنیک های سیستم های اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور ایجاد بخش یا بخش های جدید در منطقه امکان سنجی شده و مناسب ترین مکان ها به عنوان مرکز بخش های جدید معرفی شود.بخشی از تلاش صورت گرفته به این امر اختصاص یافت که داده های مورد نیاز در تعیین مرکزیت از تصاویر ماهواره ای و با استفاده از تکنیک های سنجش از دور استخراج شود، همچنین تحلیل دسترسی برای تعیین مرکزیت در محیط GIS برداری امکان پذیر گردید که در نهایت برای اخذ نتیجه نهایی، تصمیم گیری برای بهترین دسترسی در محیط GIS رستری صورت گرفت. در کنار موارد فوق تحلیل های دیگری همچون تحلیل فواصل نیز لحاظ شدند، در آخر تمامی تحلیل ها در فرایند ارزیابی چند متغیره در محیط GIS رستری شرکت داده شد و معلوم شد که تنها امکان ایجاد یک بخش در منطقه موجود بوده و از این رو تنها انتخاب یک مرکز مورد نیاز است. ارزیابی سناریوهای مختلف در فرآیند ارزیابی چند متغیره نشان داد که بهترین تصمیم در صورت اختصاص وزن بیشتر به مرکزیت دهستان - که در قانون تقسیمات کشوری مد نظر قرار گرفته است - محمد شهر و در غیر این صورت ماهدشت حایز بالاترین امتیاز برای مرکزیت می باشد
"هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی زوجدرمانی شناختی الیس به صورت انفرادی و توام در کاهش تعارضات زناشویی بود. آزمودنیهای نمونه پژوهش شامل 36 زوج (72 نفر زن و مرد) از 150 زوج متقاضی مشاوره بودند که به دلیل درگیری و تعارض به شعب شورای حل اختلاف شهر اهواز مراجعه کرده بودند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه 42 سؤالی تعارضات زناشویی استفاده شد و زوجهای نمونه پژوهش آن را در مرحله قبل و بعد از مداخله آزمایشی (ارائه متغیر مستقل) تکمیل کردند. آزمودنیها به صورت تصادفی در 3 گروه (زوجدرمانی انفرادی، زوجدرمانی توام و گواه) تقسیم شدند. دادههای به دست آمده با روش تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی روی میانگین تفاضل نمرات پیشآزمون و پسآزمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج آماری نشان داد که هر دو شیوه زوجدرمانی در کاهش تعارضات زناشویی مؤثر بودهاند. بهعلاوه در مقایسه شیوههای مختلف زوجدرمانی با همدیگر این نتایج به دست آمد: در کاهش کل تعارضات زناشویی (0001/0P<)، خردهمقیاس کاهش رابطه جنسی (016/0P<) و جدا کردن امور مالی (013/0P<) شیوه انفرادی الیس اثربخشتر بوده است. لیکن در خردهمقیاسهای کاهش همکاری، افزایش واکنش هیجانی، جلب حمایت فرزندان، افزایش رابطه با خویشاوندان خود و کاهش رابطه با خویشاوندان همسر تفاوت معناداری بین دو شیوه انفرادی و توام مشاهده نگردید.
"
هدف اصلی این پژوهش، تحلیل و ارزیابی آثار "مسایل انتخاب و درونزایی" بر بازده آموزش است که از تصمیم افراد برای مشارکت در بازار کار و کسب تحصیلات رسمی ناشی می شود. برای این منظور، از تحلیل های آماری متناسب یعنی رگرسیون شرطی (برای مسأله انتخاب) و فن متغیر ابزاری (برای مسأله درونزایی)، و از داده های استخراج شده از آمارگیری ویژگی های اقتصادی و اجتماعی خانوار استان تهران (سال 1380) و سرشماری جمعیت سال 1991 آمریکا استفاده کرده ایم. یافته ها نشان می دهند که: 1) آموزش یک سرمایه گذاری پُر بازده است، 2) لحاظ کردن مسایل انتخاب و درونزایی در تحلیل های آماری، نتایج تجربی بازده آموزش را متأثر کرده و آن را به طور قابل ملاحظه ای افزایش می دهد و 3) نتایج نمونه استان تهران به طور کامل با یافته های حاصل از نمونه جامعه آمریکا منطبق است. بدین ترتیب، الگوواره یافته ها، مشابه و مطابق با تحلیل های نظری است؛ یعنی برآوردهای تجربی بازده آموزش- که مسایل انتخاب و درونزایی را نادیده گرفته باشند- تورش دار و ناسازگارند.
در این پژوهش از روش تجزیه و تحلیل قیمت هدانیک دارایی ها برای برآورد ارزش هوای پاک از دیدگاه خانوارهای ساکن کلان شهر تبریز بهره جسته ایم. نتایج به دست آمده از ترکیب داده های مربوط به قیمت اجاره بهای منازل و ویژگی های مربوط به آنها - که از نمونه گیری های خانوارهای تبریزی به دست آمده است- و نیز داده های مربوط به میزان متوسط آلاینده های هوای این شهر، نشان می دهد که کیفیت هوا بر قیمت اجاره بهای منازل اثر می گذارد، به بیان دیگر، افراد در انتخاب منزل مسکونی به مطبوعیت های زیست محیطی اهمیت می دهند. همچنین، بخش بندی بازار مسکن نشان می دهد که تمایل به پرداخت برای حفظ و بهبود کیفیت هوا در خانوارهای با درآمد بالا که واحدهای وسیع خانگی را اشغال کرده اند، نسبت به خانوارهای کم درآمد ساکن در واحدهای کوچک، بیشتر است. افزون بر این، سطح تحصیلات خانوارها نیز بر تمایل به پرداخت آنها مؤثر است.