توسعه فن آوری اطلاعات تأثیر جدی بر مؤسسات آموزش عالی در قرن بیست و یکم گذاشته است. روند توسعه این فن آوری در مؤسسات آموزش عالی جهان قابل ملاحظه بوده است. در ایران نیز با درک چنین ضرورتی گام های مثبتی در این زمینه برداشته شده است. با این وجود، آموزش عالی کشور در راستای گسترش هر چه بیشتر این فن آوری با چالش هایی مواجه است. این پژوهش، ضمن بررسی وضعیت توسعه فن آوری اطلاعات در نظام های آموزش عالی جهان، هدف اصلی خود را تشریح این چالش ها در دو بعد فرهنگی-اجتماعی و منابع انسانی قرار داده است. جامعه آماری، اساتید شاغل در دانشگاههای دولتی کشور بود. شش دانشگاه کردستان، شیراز، علامه طباطبائی، تهران، صنعتی شریف و اصفهان به صورت تصادفی عنوان نمونه آماری برگزیده شد. از این میان، 150 نفر به صورت تصادفی طبقه ای نسبی جهت جوابگویی به سؤالات پرسشنامه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده نیز پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی محتوایی پرسشنامه مورد تایید چند تن از اساتید صاحب نظر دانشگاه قرار گرفت و پایایی آن نیز بر اساس ضریب آلفای کرونباخ، 97/0 به دست آمد. از نرم افزار آماری SPSS برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که در بعد فرهنگی- اجتماعی بالا بودن نسبت دانشجو به رایانه های موجود، ضعف روحیه جستجوگری دانشجویان، و ضعف زبان انگلیسی دانشجویان و اساتید از جمله چالش های مهم در این زمینه بود. در بعد منابع انسانی نیز ناتوانی دانشجویان و تا اندازه ای اساتید در چگونگی دسترسی به اطلاعات موجود در پایگاه های اطلاعاتی یک چالش مهم عنوان شد.
فناوری ارتباطات و اطلاعات (ICT) یک تخصص میان رشته ای است که جهت ایجاد امکان ارتباط از راه دور، دسترسی به اطلاعات و جلوگیری از انباشت و انحصار آن مورد استفاده قرار میگیرد (به نقل از شریفی، 1383). در عصر فناوری پیشرفته، ثروت پایدار یک جامعه، استعداد نیروی ماهر و خلاق آن جامعه است و پیشرفت و رفاه هر جامعه به مغزهای آن بستگی دارد (دیوید السون، 1377). و از آنجایی که منابع انسانی بیشترین تأثیرپذیری را از تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات و رسانه ها دارند، بدیهی است کشورهایی که بتوانند برای خود منابع انسانی توسعه یافته ای تدارک ببینند، ثروت خود را پایدار و ماندنی کرده اند (کرم پور، 1382). و بیتردید تقویت نیروی ماهر و مبتکر بستگی به آموزش دارد. آموزشی که با اصول آموزشی نوین و روزآمد ارائه شود. (دیوید السون، 1377). آنچه امروزه در نظام آموزشی عالی مطرح میشود، استفاده از فناوریهای جدید (جهت آسان سازی یادگیری) و تأثیر آن بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان است (پورجمشیدی، 1381). این پژوهش به بررسی تأثیر رابطه آشنایی با فن آوری اطلاعات و ارتباطات در پیشرفت تحصیلی دانشجویان رشته روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن میپردازد. مطالعه حاضر بر روی 160 نفر از دانشجویان و به وسیله پرسشنامه ای محقق ساخته و با کمک نرم افزار SPSS انجام شد تا تأثیر میزان آشنایی مختلف (کم و زیاد) با (ICT)، جنسیت و میزان آشنایی مختلف با (ICT) در دو جنس دختر و پسر بر پیشرفت تحصیلی بررسی شود. نتایج حاصل بوسیله آزمون t استیودنت در دو گروه مستقل و تحلیل واریانس عاملی مورد مقایسه قرار گرفت. بنابر نتایج به دست آمده مشخص گردید که جنسیت نقشی در پیشرفت تحصیلی ندارد، در صورتی که آشنایی کم و زیاد با فن آوری اطلاعات و ارتباطات بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان تأثیر دارد.
هدف این پژوهش مطالعه اثر جنسیت، تخصص و تحصیلات هوش هیجانی مدیران است. در این تحقیق میزان هوش هیجانی مدیران دوره های مختلف تحصیلی و ارتباط آن با خصوصیات جمعیت شناختی آنها بررسی شده است. روش پژوهش توصیفی است. نمونه آماری این پژوهش تعداد 140 نفر از مدیران دوره های مختلف تحصیلی آموزش و پرورش ساری هستند که به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای از بین جامعه آماری، بر اساس جدول تعیین حجم نمونه از روی حجم جامعه یا جدول کرجسی و مورگان، انتخاب شدند. از پرسشنامه جهت گردآوری داده ها استفاده شد. پرسشنامه شامل دو قسمت بود: مشخصات جمعیت شناختی مدیران و پرسشنامه هوش هیجانی. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که: 1-هوش هیجانی مدیران دوره های مختلف تحصیلی، متفاوت نیست. (5%> p، 774/0=مf) 2-هوش هیجانی مدیران با تجارب مدیریتی مختلف، متفاوت نیست. (5%> p، 305/1=مf) 3-هوش هیجانی مدیران زن و مرد متفاوت است. (5%> p، 851/2=مf). 4-هوش هیجانی مدیران متخصص با مدیران غیرمتخصص متفاوت است. (5%> p، 148/3=مf) 5-هوش هیجانی مدیران با تحصیلات مختلف متفاوت نیست. (5%> p، 185/0=مf) 6- هوش هیجانی مدیران با سنین مختلف متفاوت نیست. (5%> p، 347/0=مf). بر اساس نتایج پژوهش حاضر میتوان گفت که هوش هیجانی از مؤلفه های ضروری مدیریت و رهبری است. آموزش، تخصص و گذراندن دوره های آموزش هوش هیجانی در رشد و استفاده مناسب از آن در محیط کار مؤثر است.
بعضی از گزاره های کلامی به صورت مستقیم در استنباط فقهی تاثیرگذار است. جامعیت و کمال شریعت یکی از گزاره های کلامی است که در تفسیر متون دینی تاثیر مستقیم و بدون واسطه دارد. طبق قول مختار، دین برای سعادت دنیا و آخرت است. بر اساس جامعیت دین و بر اساس این بینش، متون دینی قابل تفسیر، در همین زمینه تفسیر می گردند. دین اسلام به تشریع احکام کلی و جزیی پرداخته، اما این گونه وضع قوانین به معنای کافی بودن قوانین در همه ابعاد زندگی انسان ها نیست و لازم است در چارچوب قوانین شرع اقدام به وضع قوانین مورد نیاز کرد. یکی از نتایج مهمی که در بحث جامعیت در کمال پذیرش این قول «شریعت باز می شود اشتمال دین بر دولت و نهاد اجرایی است به معنای تاسیس همه قواعد و اصول حکوم تداری نیست، بلکه شریعت می تواند بعضی از قواعد و اصول عقلایی را تایید، برخی را تخطئه و رد نماید و به اظهار دیدگاه خود بپردازد.
برای متارکه زن و شوهر راه دیگری جز طلاق نیز وجود دارد که آن فسخ نکاح به دلیل عیب می باشد، به طوری که زوج یا زوجه می تواند در صورت وجود عیب از طریق فسخ نکاح، خود را از قید و بند عقد نکاح برهاند یکی از عیوب، داشتن بیماریهای لاعلاج و مسری مثل ایدز می باشد موضوعات تدلیس، عسر و حرج، قاعده لاضرر، مفهوم اولویت، استفاده از باب وحدت ملاک علاوه بر موارد خاص مذکور در منابع فقهی جهت فسخ نکاح به دلیل وجود عیوب خاصه می تواند رهگشای این مقال باشد.
پهنای فلات وسیع ایران از دو جهت قابل توجه است: اول آن که دالان عبوری برای اقوام و ملل مختلف بوده است و دوم آن که این ناحیه همانطور که دارای نوسانات شدید آب و هوایی است، نوسانات بسیار تمایلات و قومیتها و زبان ها و نژادهای مختلف نیز دارد.ناحیه سیستان در جنوب شرقی فلات ایران دارای همین ویژگی ها بوده و به همراه بلوچستان و مکران جایگاه والایی را در ایران داشته است.در این مقاله سعی بر آن است تا با تکیه بر منابع تاریخی و جغرافیایی جایگاه این منطقه در قرون نخستین اسلامی از جنبه های اقتصادی مورد بررسی قرار گیرد. پیشینه اقتصادی این منطقه درتحولات مختلف فرهنگی و سیاسی و اجتماعی موثر بوده که باعث برخاستن گروه های مختلف فکری و سیاسی شده است. در دوران پیش از اسلام، بازرگانان سیستان از طریق دو راه با اهمیت آبی و خشکی به مبادلات بازرگانی با شرق و غرب می پرداختند. در دوره اسلامی نیز این ارتباطات بازرگانی ادامه یافت. سیستان نیز در دوره اسلامی از جایگاه والایی برخوردار بود.
مساله: عوامل متعدد و متنوعی در برقراری نظم و امنیت اجتماعی تاثیر گذارند. از آن جمله می توان به عوامل جغرافیایی یا مکانی اشاره کرد که متاسفانه در تجزیه و تحلیل جرایم و ناامنی ها کمتر به آن توجه می شود.اهمیت این دسته از عوامل از آن جایی ناشی می شود که بپذیریم همه جرایم و ناامنی ها در بستر مکان و زمان مشخصی رخ می دهند.هدف و روش: در تحقیق حاضر به منظور بررسی رابطه عوامل مذکور با مقوله نظم و امنیت و ارزیابی اهمیت آنها، با استفاده از روش توصیفی – پیمایشی و از طریق پرسشنامه محقق ساخته نسبت به سنجش متغیرها در دو بعد عوامل جغرافیایی انسانی و عوامل جغرافیایی طبیعی اقدام شد. جامعه آماری تحقیق را اعضای هیات علمی و مدرسان گروه های آموزش انتظامی، علوم اجتماعی و جغرافیا در دانشگاه علوم انتظامی تشکیل می دهد و روش نمونه گیری آن سرشماری است.یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد: اول آنکه، رابطه معنا داری بین عوامل جغرافیایی و نظم وامنیت برقرار است؛ دوم آنکه، در بین عوامل (متغیرهای) جغرافیایی، عوامل جغرافیایی انسانی اهمیت بیشتری دارند؛ سوم آنکه، در میان عوامل جغرافیایی انسانی که بیانگر رابطه تراکم جمعیت با جرم است، بیشترین رابطه را با مقوله نظم و امنیت دارد و از میان عوامل جغرافیایی طبیعی که بیانگر ارتباط خصوصیات مکان استقرار اماکن انتظامی است، دارای بیشترین اهمیت است.نتایج: در مورد فرضیه اول یعنی وجود رابطه بین عوامل جغرافیای انسانی و نظم و امنیت با توجه به مقدار آزمون t محاسبه شده (7.3) و سطح معنا داری صفر، فرضیه H1 با احتمال 99 درصد مورد تایید قرار گرفت. اما در خصوص فرضیه دوم با توجه به مقدار آزمونt (0.036) و سطح معنا داری (0.971) فرضیه H1 رد شد.
بیان مساله: در سال های اخیر متخصصان علوم پلیسی و جرم شناسی بر متمرکز کردن اقدامات پیشگیری از جرایم بر نقاط جرم خیز تاکید کرده اند. مطالعات نشان داده است که جرایم الزاما در خارج از شهرها و اماکن باز شهری که ظاهری مناسب برای ارتکاب اعمال مجرمانه دارند رخ نمی دهند، بلکه قسمت عمده ای از جرایم در اماکن به دور از چشم پلیس و نقاط جرم خیز درون شهری رخ می دهند. بنابراین اگر پلیس تمرکز خود را بر این گونه نقاط معطوف سازد، جرایم و مشکلات ناشی از آنها ممکن است کاهش چشم گیری یابد. ضمنا منطقی به نظر می رسد که پلیس برای پیشگیری و مهار روند رو به رشد جرایم، منابع و امکانات محدود خود را بر چند نقطه ای که بیشترین جرایم در آنها رخ می دهد، متمرکز کند.اهداف: بدین منظور، هدف بررسی اهمیت مکان وقوع جرم و شناسایی نقاط جرم خیز و نقش گشت های پلیس در آن می باشد و همچنین بررسی عملکرد گشت های سنتی پلیس ایران در نقاط جرم خیز و چالش های موجود با هدف به دست آوردن راهکارهای نوین و جایگزین است.روش: در این مقاله سعی شده است با به کارگیری روش های اسنادی - توصیفی و از طریق مراجعه به آثار مکتوب اعم از کتب، مقاله های علمی و سایت های مرتبط ضرورت شناسایی نقاط جرم خیز و نقش گشت های پلیس در پیشگیری از وقوع جرایم بیان شود.نتایج: نتایج به دست آمده نشان می دهد که پلیس با استفاده از راهکارهای مدرن و جایگزین، مانند گشت های هدایت شده، استفاده از فناوری های GIS و GPS، ایست و بازرسی های هدفمند، گروه بندی نیروها، می تواند عملکرد موثری در پیشگیری از وقوع جرایم در نقاط جرم خیز داشته باشد. کلید واژه: پیشگیری از جرایم، نقاط جرم خیز، گشت های سنتی پلیس، گشت های هدایت شده، گشت های پیشگیرانه، ایست و بازرسی های هدفمند
در نگاه نخست به روند شکوفایی و تحول فرهنگ و تمدن اسلامی، تعارض عقل و نقل و عقلانیت و سنت به گونه ای جلوه می کند که در نظر کسی که در بررسی خود از سطح به عمق نمی رود تقابل تضاد گونه این دو فریبنده است. حال آن که کند و کاوی دقیق تر آشکار می سازد که آن چه اصحاب عقل و نقل را در پاره ای از مقاطع تاریخی در برابر یکدیگر قرار داده است تعارض در ماهیت مفاهیم عقلی و نقلی نیست، بلکه نوع تمسک به هر یک، به ویژه پای بندی شدید به نقل و سنت بوده که چنین نزاعی را سبب شده است. در این مقاله درصدد تبیین و تحلیل دو نکته برآمده ایم: نخست، از تاثیر تاریخی عقل و نقل در شکل گیری تمدن اسلامی، و سپس از فراز و نشیب روند واگرایی و همگرایی تفکر عقل گرا و نقل گرا سخن خواهیم گفت. حرکت تاریخی مزبور را در جریان نضج گرفتن تمدن و فرهنگ اسلامی از سه چشم انداز، مرحله تقابل و تعارض، مرحله همزیستی و تضارب، و مرحله همگرایی و تعاطی عقل و نقل، مورد بحث قرار داده ایم، هر چند، تحلیل آن ها در قالب مراحل تاریخی این حرکت دشوار می نماید چرا که به طور آشکار هم پوشی های فراوانی دارند.
تاریخ نویسان مسلمان، شروع درگیری های بین اعراب مسلمان با دولت ساسانی را از زمان ابوبکر می دانند، هرچند در زمان خلافت خلیفه دوم، فتوحات شدت بیشتری یافت. یکی از نبردهای بین اعراب مسلمان و ساسانیان، نبرد بویب بود که پس از نبرد جسر (پل) اتفاق افتاد و منجر به پیروزی ساسانیان شد، با این وجود ایران نتوانست از این موفقیت، بهره چندانی ببرد. اختلاف در سال وقوع جنگ و نام فرماندهان و هم چنین اختلاف در نام پادشاه ایران و خلیفه مسلمانان، از نکته های موجود در منابع می باشد. این پژوهش با بیان و مقایسه اختلاف موجود درمنابع، برآن است تا به زمان دقیق نبرد و نام فرماندهان جنگ و هم چنین نام پادشاه ایران از سویی و خلیفه مسلمانان از سوی دیگر دست یابد.
با توجه به خلا ادبیات نظری و تجربی، این نوشتار به معرفی روش تحلیل شبکه ای به عنوان یکی از ابزارهای مفید تحلیل جامعه شناسی پرداخته است.نویسنده پس از مرور ویژگی ها و مفهوم جرایم سازمان یافته، انواع مهم آن را معرفی نموده است. همچنین به مفهوم، ضرورت ها، کاربردها و مفاهیم پایه و استاندارد شبکه و ساختار شبکه ای در علوم اجتماعی اشاره شده است. بحث اصلی مقاله در خصوص نحوه پیاده سازی و بهره گیری از تکنیک تحلیل شبکه ای در تحلیل اطلاعات و داده های مربوط به شبکه های جرایم سازمان یافته است که در دو مقطع قبل از تکمیل یافته ها (و در حین مرحله گردآوری اطلاعات) و پس از تکمیل داده ها، ارایه شده است. در این مقاله به نکات و ملاحظات کاربردی که برای تلخیص، فشرده سازی، تجمیع، نمایش و ارایه داده های مربوط به جرایم پیچیده، مفید و ضروری هستند، پرداخته شده است. تاکید اصلی نویسنده آن است که تکنیک تحلیل شبکه ای، ابزاری سودمند و روشمند برای ترکیب اطلاعات متنوع به شمار می آید.
هدف اصلی این پژوهش بررسی و مقایسه تاثیر آموزش صبر و آموزش حل مساله در پرخاشگری و انتخاب راهبردهای مقابله ای در دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی است. برای این منظور، تعداد 60 نفر از دانشجویان با استفاده از روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و بعد از مرحله پیش آزمون، به 3 گروه آموزش صبر، آموزش حل مساله، و گروه کنترل تقسیم شدند. در این مرحله با استفاده از پرسشنامه پرخاشگری AAI و آزمون انتخاب راهبردهای مقابله ای اندلر و پارکر (CISS) میزان پرخاشگری و نوع راهبردهای مقابله ای دانشجویان اندازه گیری شد. بعد از 10 جلسه آموزش صبر و 9 جلسه آموزش حل مساله، مجددا این آزمون ها در 3 گروه اجرا شد. داده های به دست آمده بعد از اجرای آزمون نرمالیته، به وسیله آماره های تی استیودنت و آنالیز واریانس برای متغیر پرخاشگری و آزمون یومان و ینتی و کروسکال-والیس برای متغیر راهبردهای مقابله ای، تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان دهنده آن است که روش صبر در کاهش پرخاشگری و روش مداخله ای حل مساله در انتخاب راهبرد مساله مدارانه موثرتر بوده اند.
این پژوهش به منظور بررسی دیدگاه های دبیران دوره متوسطه نظری شهر تهران در مورد کاربرد کامپیوتر در آموزش و رابطة آن با اضطراب کامپیوتر انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دبیران دوره متوسطه شهر تهران است که تعداد آن ها 14356 نفر میباشد و از میان آن ها 548 نفر شامل 282 مرد و 266 زن به صورت نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردید. داده های جمع آوری شده از اجرای آزمون اضطراب کامپیوتر، و پرسشنامه محقق ساختة تجربة کار با کامپیوتر و کاربرد کامپیوتر در آموزش با استفاده از روش آماری همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که در کاربرد کامپیوتر برای آموزش براساس میزان تحصیلات، جنسیت و سابقه تدریس در بین دبیران متوسطه شهر تهران تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین بین میزان اضطراب کامپیوتر و کاربرد کامپیوتر در آموزش (مهارت های پیش از آموزش، مهارت های ضمن آموزش، مهارت های بعد از آموزش) در بین دبیران رابطه معنیدار و معکوس وجود دارد. اما بین میزان اضطراب کامپیوتر و جنسیت تفاوت معنیداری مشاهده نشد. بر اساس یافته های پژوهش پیشنهاد شد که دبیران با دوره های آموزشی کامپیوتر و زبان انگلیسی تخصصی کامپیوتر آشنا شوند تا از طریق افزایش تجربة کار با کامپیوتر، شاهد کاهش اضطراب کامپیوتر و کاربرد کامپیوتر در مهارت های آموزشی پیش از آموزش، ضمن آموزش و بعد از آموزش باشیم.