مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۳۶٬۱۲۱ تا ۳۳۶٬۱۴۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۳۶ مورد.
تحلیل متون داستانی کودک با رویکردِ شعرشناسی شناختی
حوزههای تخصصی:
یکی از میان رشته هایی که امروزه دستاوردهای زبان شناسیِ شناختی را به کار می گیرد مطالعات ادبی با رویکردِ شناختی است که اصطلاحاً به آن شعرشناسیِ شناختی گفته می شود. شعرشناسیِ شناختی به رابطهٔ ذهن انسان با متون ادبی می پردازد. در این رویکرد، نظام ادبیات جدا از نظام زبان نیست و درک زبانِ ادبیات بر پایهٔ دانش ما از دنیای اطراف صورت می گیرد. رویکرد شناختی به ادبیات چگونگی درک رویدادها را به وسیلة آنچه در این رویکرد اصطلاحاً ذهنِ ادبی نامیده می شود بررسی می کند. در میان رویکردهای موجود نسبت به تحلیل آثار ادبی، جدیدترین دیدگاه برای تحلیل ادبیات از منظر زبان شناسی، همین رویکرد شعرشناسی شناختی است. در تحقیق حاضر سعی بر آن است تا با استفاده از نظریهٔ ذهن ادبی و قصه مدارِ ترنر (M.Turner 1996) مفهوم فرافکنی قصه مدار توضیح و به این پرسش پاسخ داده شود که چگونه ذهن انسان با متون ادبی رابطه برقرار می کند. تأکید بر پیوند ذهن و زبان در نگرش زبان شناسی شناختی مؤید این نکته است که بهترین نمونه ها برای تحلیل های شناختی از مراحل اولیهٔ رشد زبانی به دست می آید. تحلیل متون ادبیات کودک می تواند شواهد با ارزشی برای شعرشناسی شناختی به دست دهد. بر این اساس، در پژوهش حاضر، دو داستان کودک از کتاب های برگزیده انتخاب و بررسی شد. تحلیل داده ها در مورد فرافکنی دانش طرحواره ای حاکی از این امر است که بازنمود این سازه ها در متون داستانی کودک در ایران موفق نبوده است اما، در مورد واحدهای هم حوزه، نتایج تحلیل با فرضیهٔ تحقیق هم سویی نشان می دهد.
گزارش منوچهر جوان جم از تیشتر باران ساز در متن فارسی میانه دادستان دینی
حوزههای تخصصی:
باران در اساطیر ایران پدیده ای اهورایی است. پیدایی این اسطوره به واسطهٔ ویژگی های آب و هوایی فلات ایران امری منطقی است. اسطورهٔ باران سازی «تیشتر» در اوستا و غالب متون فارسی میانه آمده است اما هیچ یک از این منابع اشاره ای به دادستان دینی نکرده اند. در این مقاله، گزارش منوچهر جوان جم، مؤلف دادستان دینی، دربارة اسطورهٔ باران و نقش «تیشتر» در ایجاد این پدیده بررسی شده است.
بررسی عوامل برون زبانی موثر بر پذیرش نوواژه ها
حوزههای تخصصی:
مقالهٔ حاضر گزارشی است از نتایج یک بررسی دربارهٔ پذیرش نوواژه های عمومی، مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی، با همکاری 450 پاسخگو در سه استان (تهران ،اصفهان وکرمان). مبنای نظری این بررسی الگوی انتشار نوآوری های رابرت ال. کوپر است که به حوزهٔ برنامه ریزی زبان مربوط می شود. پژوهشی میدانی درمورد مهم ترین عوامل غیرزبانی است که بر انتشار نوواژه های مصوب فرهنگستان اثر می گذارد. فرض بر این است که، در جامعهٔ آماری مورد نظر، به عنوان مخاطبان نوواژه های مصوب فـرهنگستـان، بین سطوح پیشنهادی کـوپـر دربارهٔ نوآوری های ارتباطی، که عبارت اند از: آگاهی، ارزیابی، دانش و کاربرد، رابطه وجود دارد. چگونگی این روابط از طریق شیوه های آماری توصیفی و استنباطی گوناگون و با استفاده از پرسشنامه به دست آمد. بر پایهٔ نتایج به دست آمده، بین دو عامل آگاهی و دانش پاسخگویان و نیز بین دو عامل ارزیابی و کاربرد نوواژه ها همبستگی مثبت دیده شد. علاوه بر این، بین دو عامل آگاهی و سن و نیز دو عامل دانش و تحصیلات پاسخگویان همبستگی معنی دار مثبت وجود دارد.
در این مقاله، با کشف و توصیف این روابط، راهکارهایی برای کمک به تسریع فرایندهای پذیرش و انتشار نوواژه ها پیشنهاد می شود.
تأملی بر کتاب قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی
حوزههای تخصصی:
بحث تنقیح قوانین و مقررات، از مباحثی است که درحال حاضر محافل علمی را بیش از پیش به خود مشغول کرده؛ و یکی از مباحث مهم تنقیح قوانین و مقررات، بررسی و تشخیص«نسخ ضمنی» مصوبات است.
در این مقاله به گوشه هایی از مبحث نسخ (آن هم نه نسخ و تغییرات ضمنی، بلکه نسخ و تغییرات صریح)، اکتفا میشود. شاید تصور شود که نسخ، اصلاح و الحاق صریح معلوم است و نیازی به بیان آن نیست، اتفاقاً در این تحقیق، دایره بحث، بیشتر پیرامون همین موضوع دور خواهد زد و از بحث درباره نسخ ضمنی که بعضاً ممکن است پیرامون آن اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد، پرهیز شده است. نگرانی همیشگی حقوقدانان، نسخ یا تغییرات ضمنی قوانین و مقررات است؛ ولی به نظر میرسد با مشاهده کُتبی از این قبیل باید نگران نسخ یا تغییرات صریح نیز بود.
در کتاب مورد بررسی با عنوان قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی (کاتوزیان، 1377) ایرادات عدیده ای ازجهت شکلی (و بعضاً ماهوی) وجود دارد. آنچه در این مقاله به آن اشاره میشود، مصوباتی است که قبل از چاپ اول یا چاپ های مجدد کتاب مذکور، به طور صریح نسخ یا اصلاح و در مواردی با الحاق و تفسیر مواجه شده اند. یکی از نمونه های بارز این مصوبات، آیین نامه اجرایی قانون زمین شهری مصوب 15/4/1367 است. این آیین نامه اجرایی که بیش از 26 صفحه از چاپ اول و بیش از24 صفحه از چاپ هجدهم کتاب مورد بحث را به خود اختصاص داده، به موجب ماده 40 آیین نامه اجرایی قانون زمین شهری مصوب 24/3/1371 به طورصریح نسخ شده است. شایان ذکراست که آیین نامه اجرایی مذکور که شش سال قبل از چاپ جلد اول کتاب (تابستان 1377) به طور صریح منسوخ بوده است، تا چاپ هجدهم (تابستان 1387) آن کتاب نیز همچنان به چشم میخورد.
بررسی نظریه ویگوتسکی از دیدگاه روانشناسی و ارتباط آن با مبانی نظری آموزش فلسفه به کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی برنامه درسی فلسفه برای کودکان در راستای توجه به ابعاد مختلف ذهنیت فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی تأثیر اجرای برنامه آموزش فلسفه برای کودکان به روش اجتماع پژوهشی، بر رشد قضاوت اخلاقی دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش ارزشها ، تاریخ و فرهنگ مشترک در اتحاد آمریکا – اسراییل
حوزههای تخصصی:
محرومیت و حاشیه نشینی یهودیان در اروپا و مهاجرت آنها به قاره آمریکا در نهایت موجب شکل گیری ایدئولوژی موسوم به صهیونیسم مسیحی و نیز صهیونیسم سیاسی شده است. اندیشه صهیونیسم میسیحی پیش از شکل گیری لابی یهودی در اعتقادات و فرهنگ مردم آمریکا رسوخ پیدا کرده بود. آنها با اعتقاد به پیوند میان دین مسیحت و یهودیت ، واقعه (( آرماگدون )) بازگشت به ارض موعود و نیز فرا رسیدن هزاره خوشبختی را موهبت الهی برای جبران دوران ((یهود ستیزی)) و هولوکاست تلقی می کنند. روسای جمهور ایالات متحده آمریکا از بدو انقلاب این کشور تاکنون چه در سیاست اعلامی و چه درسیاست اعمالی با یهودیان احساس هم دردی نموده اند . محافظه کاران و نو محافظه کاران به طور سنتی و تاریخی خواهان روابط حسنه با دولت اسراییل هستند و بسیاری از آنها تاسیس دولت اسراییل و ثبات آن را به عنوان نوعی پرداخت و به مثابه حمایت از تنها دموکراسی منطقه خاورمیانه عنوان می کنند .
روابط آمریکا و ایران پس از انقلاب اسلامی
منابع آشنایی ابن خلدون با جهان غربی و برخی ملاحظات روش شناسانه
پیوند معنایی میان حکایت اصلی و حکایت های فرعی در قلعه ذات صور مثنوی
حوزههای تخصصی:
مولانا در مثنوی از اسلوب خاصّ قصّه گویی استفاده کرده است. او در این شیوه، حکایت های بسیاری را در دل یک حکایت بزرگ گنجانده و مثل ها و حکایتواره های بسیاری را با داستان اصلی خود همراه کرده است. آیا او فکر معیّنی را دنبال می کرده است، یا آوردن حکایت ها فقط بر اثر عملکرد زنجیرهٔ تداعی و بدون جهت گیری روشنی صورت گرفته است؟ به عبارت دیگر، آیا میان حکایت اصلی و حکایت های فرعی، ارتباط معنوی روشنی وجود دارد؟ در این مقاله ضمن بررسی داستان دژ هوش ربا یا قلعهٔ ذات صور در دفتر ششم مثنوی، کوشیده ایم ارتباط معنایی میان حکایت اصلی و حکایت های فرعی روشن شود. در این تحلیل از روش تجزیهٔ متن به واحدهای معنایی کوچک تر و کشف رابطهٔ واحدهای معنایی جزئی با معنای اصلی، مطابق روش های نقد ساختاری گرمیا ـ منتقد فرانسوی ـ استفاده شده است.







