کشورها ـ اعم از جهان سوم یا توسعه یافته ـ از گذشته تاکنون با مسئله وفاق روبه رو بوده اند. وفاق اجتماعی می-تواند به کاهش انحراف از قواعد اجتماعی، کاهش فساد سیاسی، اخلاقی و اداری، جلوگیری از رواج پدیده موسوم به پارتی بازی، خویشاوندگرایی و در کل کاهش شکاف بین اخلاق نظری و عملی و کاستن از چند پارگی و افزایش انسجام اجتماعی یاری رساند. از آن جا که ایران در حال طی کردن فرآیند توسعه است و ایلام نیز یکی از استان های کمتر توسعه یافته با مسایل اجتماعی خاص می باشد، مطالعه پدیده وفاق می تواند کمک موثری برای برنامه ریزی توسعه پایدار باشد. چهارچوب نظری این مقاله براساس نظریات دورکیم و پارسونز به عنوان معماران نظریه وفاق اجتماعی استوار است. روش تحقیق پیمایش با استفاده از پرسش نامه بوده است. حجم نمونه 778 نفر (380 نفر شهری، 363 نفر روستایی و 35 نفر از جامعه عشایری) می باشد. نتایج تحلیل آماری نشان می دهد، میزان وفاق اجتماعی عام در میان کل پاسخ گویان در حد متوسط بوده است. نتایج آزمون اف نشان داد که تفاوت معنی داری از لحاظ میزان وفاق اجتماعی بین این سه جامعه وجود دارد. میانگین وفاق اجتماعی عام در جامعه شهری بالاتر از دو جامعه دیگر بوده است. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره رابطه معنی دار بین متغیرهای مشارکت اجتماعی، تقدیرگرایی، قشر اجتماعی و تحصیلات با وفاق اجتماعی و متغیر استفاده از وسایل ارتباط جمعی با وفاق را نشان می دهد. کلیه متغیرهای مستقل وارد شده در معادله رگرسیونی 41/0 از تغییرات واریانس متغیر وابسته را تبیین کرده اند که بیشترین سهم، متعلق به مشارکت اجتماعی و کمترین سهم مربوط به قشر اجتماعی بوده است.
هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر یک دوره تمرین منتخب ترکیبی بر قدرت، تعادل و کیفیت زندگی بیماران MS بود. 45 نفر از بیماران مراجعه کننده به انجمن MS ایران به طور داوطلبانه برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند که باتوجه به معیارهای ورودی و خروجی پژوهش، فقط 38 نفر آنها انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه کنترل (میانگین سن 001/6 ± 631/31 سال، وزن 194/12 ± 684/62 کیلوگرم، قد 587/7 ± 115/165 سانتی متر) (19 = n) و تجربی (میانگین سن 031/6 ± 500/32 سال، وزن 915/9 ± 527/64 کیلوگرم و قد 557/8 ± 055/165 سانتی متر) (19 = n) تقسیم شدند. گروه تجربی، یک نوع تمرین منتخب ترکیبی فزاینده شامل تمرینات کششی، هوازی، قدرتی و تعادلی را به مدت 8 هفته و 3 جلسه در هفته اجرا کردند. گروه کنترل در این مدت هیچ فعالیت ورزشی نداشتند. از آزمودنی ها یک هفته قبل و بعد از دوره تمرینی، آزمون قدرت، تعادل و کیفیت زندگی به عمل آمد. آزمون قدرت از طریق اجرای یک تکرار بیشینه (1RM) حرکت باز کردن زانو، تعادل از طریق آزمون برگ (BBS) و کیفیت زندگی با ابزار MSQOL - 54 سنجیده شد. سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد. نتایج آزمون تی زوجی نشان داد که قدرت و تعادل بیماران در گروه تجربی به دنبال ترکیبی افزایش معنی داری داشت. همچنین پژوهش حاضر نشان داد که 8 هفته تمرین ترکیبی موجب بهبود وضعیت جسمانی و احساسی کیفیت زندگی بیماران می شود، ولی این بهبود، معنی دار نیست. باتوجه به یافته های تحقیق، می توان با طراحی یک برنامه تمرینی ترکیبی مناسب، بیماران MS را از مزایای انواع تمرینات ورزشی به طور همزمان بهره مند ساخت.
بهره گیری از روش های امروزین برای بهینه سازی فرایند برنامه ریزی شهری می تواند منجر به حل بسیاری از مسائل پیچیده ای شود که تصمیم گیرندگان و تحلیل گران امور شهری با آن مواجه اند. الگوریتم های تکاملی چند هدفه را می توان با توجه به گستردگی عوامل درگیر با امور شهری، به عنوان ابزاری مناسب در این زمینه در نظر گرفت. اما با توجه به ماهیت مکانی بسیاری از امور مرتبط با برنامه ریزی شهری، استفاده از الگوریتم های تکاملی که عموماً روابط مکانی و منطقی موجود میان عوارض را در جهان واقعی نادیده می گیرند و صرفاً به بهینه سازی اطلاعات توصیفی عوارض می پردازند، نمی تواند به حل درست و مناسب مسائل پیچیده شهری بینجامد. در این مقاله با ارائه ی مدلی نو و ابتکاری، راه حلی مؤثر برای به کارگیری الگوریتم های تکاملی در انواع مسائل مکان محور، به گونه ای که امکان تحلیل های مکانی نیز وجود داشته باشد، ارائه شده است. این مدل ابتدا با استفاده از ساختار جدید سلولی ـ درختی، فضای جست وجو را کدگذاری می کند و سپس با استفاده از علمگرهای ابتکاری ادغام و جهش مکانی در قالب جست وجویی تکاملی به ارائه راه حل های مناسب می پردازد. مدل ابتکاریِ تکوین و توسعه یافته براساس الگوریتم NSGA-II برای طراحی و برنامه ریزی به منظور ایجاد شهری به کار گرفته شده و نتایج و بررسی های حاصل از آن در این مقاله ارائه گردیده است.
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه «جهت گیری مذهبی» با «ویژگی های شخصیتی» دانشجویان دختر و پسر دانشگاه محقق اردبیلی می باشد. به این منظور از ابزارهای «مقیاس جهت گیری مذهبی» و «مقیاس شخصیتی NEOPI-R» استفاده شد. روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری در مطالعه حاضر شامل کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه محقق اردبیلی است که در سال تحصیلی 89‐88 در این دانشگاه به تحصیل اشتغال داشته اند. حجم نمونه،120 نفر از دانشجویان (60 دختر و 60 پسر) می باشد که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. به منظور تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، آزمونt ، دو گروه مستقلو تحلیل واریانس استفاده شد. براساس یافته ها معلوم شد جهت گیری مذهبی با متغیرهای شخصیتی رابطه مثبت و معنادار دارد ( 01/0 ≥ P). همچنین بین دانشجویان دختر و پسر از نظر جهت گیری مذهبی و از نظر ویژگی های شخصیتی تفاوت معنادار به دست آمد (05/0 > P).
بدون شک دین، یکی از مهم ترین نظام های ارزشی هر جامعه است که برای استواری خود نیاز به بازتولید آن در نسل های بعدی دارد. عوامل گوناگونی می توانند در این فرایند تأثیرگذار باشند که از میان آنها جامعه پذیری یکی از مهم ترین هاست و از میان عناصر جامعه پذیری، خانواده از اهمیت زیادی برخوردار است. در این مقاله، با استفاده از نظریه های نظم اجتماعی ـ به طور عام ـ که ریشه در کارکردگرایی دارد، و نظم خُرد ـ به طور خاص ـ که از نظریات پارسونز و چلبی استخراج شده است؛ تأثیر خانواده بر دین داری جوانان شهر یزد سنجیده می شود. شهر یزد، شهری کویری و از شهرهای کهن ایران زمین است که پیش از اسلام وجود داشته و «ایساتیس» نامیده می شده و پس از ظهور اسلام و گرایش مردم به این دین، «دارالعباده» لقب گرفته است. شهر یزد به شهر بادگیرها، نگین کویر، شهر خشت خام و شهر قنات، قنوت و قناعت نیز معروف است. به نظر می رسد در دهه های اخیر فرایند نوسازی بر ویژگی های فرهنگی و نهادهای اجتماعی این شهر تأثیر گذاشته باشد که البته دین داری و نهاد خانواده نیز از این امر مستثنی نبوده اند. پژوهش حاضر به روش پیمایشی انجام گرفته و با استفاده از فرمول کوکران از میان 136 هزار خانوار یزدی، حجم نمونة آماری به تعداد 325 خانوار انتخاب شد. در تحلیل داده ها از رگرسیون چندمتغیری، تحلیل واریانس و ضریب همبستگی استفاده شده است. نتایج نشان می دهد بین متغیر وابستة دین داری و متغیر مستقل همگامی مشترک در خانواده رابطة معنا داری برقرار است. این رابطه مستقیم و مثبت است به طوری که با زیاد شدن میزان همگامی مشترک در خانواده، دین داری جوانان نیز بالا می رود.
این پژوهش میزان پذیرش یا عدم پذیرش هویت جنسیتی رسمی را در میان اقوام بررسی می کند و به این سؤال ها پاسخ می دهد: آیا منابع هویت ساز مادی و غیر مادی در میان سه قوم ترک و کرد و لر با پذیرش هویت جنسیتی رسمی رابطه دارد یا خیر؟ آیا میان این سه قوم در میزان پذیرش یا عدم پذیرش آن تفاوت وجود دارد؟ برای پاسخ به این سؤال ها از روش تجربی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق 377 نفر از دانشجویان پسر و دختر 18-29 سال دورة کارشناسی (سال اول و دوم) از سه قوم کرد و لر و ترک ساکن در خوابگاه های دانشگاه های تهران هستند. روش نمونه گیری سهمیه ای و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه است.
نتایج یافته ها نشان می دهد میان منابع هویت ساز با میزان پذیرش هویت جنسیتی رسمی رابطه وجود دارد. از میان منابع هویت ساز، پای بندی دینی، جنسیت و کلیشه های جنسیتی قومی بیشترین تغییرات متغیر وابسته را توضیح می دهند و کردها کمترین و لرها بیشترین توافق را با هویت جنسیتی رسمی دارند.