مقدمه: امروزه نقش نمایه به عنوان یک ابزار اساسی در بازیابی اطلاعات بر کسی پوشیده نیست. پژوهش حاضر به شناسایی میزان انطباق کلید واژه های فارسی و انگلسی در عنوان ها و چکیده های فارسی و انگلیسی پایان نامه های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با اصطلاح نامه ی پزشکی فارسی و سرعنوان موضوعی پزشکی (MeSH) که مهم ترین اصطلاح نامه ها در حیطه ی پزشکی هستند، پرداخته است.
روش بررسی: این پژوهش به روش تحلیلی بود که به صورت پیمایشی در سال 1390 انجام گرفت. جامعه ی پژوهش آن را 2942 پایان نامه ی تحصیلی در مقاطع ارشد و دکترا تشکیل دادند. محیط پژوهش در 8 کتابخانه ی دانشکده ای دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود که به صورت تصادفی طبقه ای، 340 مورد از آن ها انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. گرد آوری اطلاعات با استفاده از چک لیست محقق ساخته و مراجعه به کتابخانه ها و مشاهده ی مستقیم پایان نامه ها صورت گرفت. با توجه به ماهیت پژوهش، پایایی ندارد و روایی پژوهش نیز با بررسی 10 مورد بر اساس چک لیست اولیه و انجام اصلاحات مطابق نظر دو نفر از متخصصان کتابداری انجام شد. در تجزیه و تحلیل یافته ها از آزمون های آماری غیر پارامتریک (2χ) و ضریب همبستگی استفاده شد.
یافته ها: بین میزان انطباق کلید واژه های فارسی و انگلیسی با پزشکی فارسی و MeSH رابطه ی معنی داری وجود دارد. در این میان ساختار کلید واژه ها بیشتر به سمت ساختار ترکیبی و تک واژه ای و بیشتر کلید واژه ها نیز از چکیده انتخاب شدند. همچنین بیشتر کلید واژه های انتخابی انگلیسی بودند.
نتیجه گیری: انتخاب کلید واژه ها در انتهای چکیده ی پایان نامه ها یک نمایه سازی آزاد است. آشنا شدن با کلید واژه های محققان می تواند راهگشایی برای تدوین و ویرایش ابزارهای مستند سازی در حیطه ی علوم، به خصوص علوم پزشکی باشد.
مقدمه: سازمان های بهداشتی- درمانی بایستی بر ایمنی بیمار به عنوان یکی از استراتژی های اصلی خود تمرکز نمایند و بزرگ ترین چالش برای حرکت در جهت ایجاد یک سیستم بهداشتی- درمانی ایمن، تغییر فرهنگی است. این پژوهش بر آن است تا با ارزیابی ایمنی در بیمارستان فاطمه الزهرا نجف آباد، بیمار بتواند در ارتقای فرهنگ ایمنی مؤثر واقع شود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی در سال 1389 انجام گرفته است. جهت شناخت چگونگی وضع موجود در مرحله ی میدانی، از پرسش نامه ی ترجمه شده ی مطالعه ی فرهنگ ایمنی بیمار در بیمارستان استفاده شد. روایی پرسش نامه با استفاده از نظرات 15 نفر از صاحب نظران تأیید شد. پایایی پرسش نامه توسط آزمون آماری Cronbach's alpha، 846/0 بوده است. پرسش نامه در اختیار کلیه ی پرسنل درمانی بیمارستان فاطمه ی الزهرا نجف آباد قرار داده شد. داده ها با استفاده از آزمون t و تحلیل واریانس یک طرفه و با به کارگیری نرم افزار SPSS تحلیل گردید. معنی داری کمتر از 05/0 در فاصله ی اطمینان 95 درصد در نظر گرفته شد.
یافته ها: تعداد کل پرسش نامه های توزیع شده، 350 پرسش نامه بوده است که از این تعداد، 196 پرسش نامه تکمیل شد و عودت گردید. میزان بازگشت پرسش نامه 56 درصد بود. اقدامات و انتظارات مدیریتی 76 درصد، کار تیمی در درون واحد 75 درصد، یادگیری سازمانی 73 درصد، فیدبک و ارتباطات درباره ی خطا 70 درصد، انتقال دورن بیمارستانی 69 درصد، ارتباطات باز 68 درصد، حمایت مدیریت 65 درصد، کار تیمی بین واحدها 62 درصد، پاسخ غیر تنبیهی به خطا 54 درصد و کارکنان کافی 48 درصد امتیاز مربوط را کسب نمودند. از نظر گزارش خطا، 64 درصد از کارکنان سابقه ی هیچ گونه گزارش خطا را نداشته اند. میانگین نمره ی درجه ی ایمنی بیمار در بیمارستان 36/3 (از 5) بود و بر اساس نتایج آزمون t، میان تعامل مستقیم یا غیر مستقیم با بیمار در رابطه با درجه ی ایمنی بیمار اختلاف معنی داری وجود نداشت (373/0 = P) و بر اساس نتایج آزمون آنالیز واریانس، این اختلاف در بخش زایشگاه و در کارکنان ماما با سایر کارکنان معنی دار بود (001/0 < P). اختلاف معنی داری میان نمره ی فرهنگ ایمنی بیمار در بین کارکنان بخش های مختلف، سابقه ی کار در بیمارستان، سابقه ی کار در واحد فعلی خدمت و نوع تماس با بیمار وجود نداشت (05/0 > P).
نتیجه گیری: هر چند از نظر نمره ی کلی، فرهنگ ایمنی بیمار در وضعیت به طور نسبی قابل قبولی قرار داشت، ابعاد پاسخ غیر تنبیهی به خطا، کارکنان کافی، کار تیمی بین واحدها و حمایت مدیریت نیازمند مداخله ی سریع شناخته شدند. بیمارستان می تواند با برنامه ریزی و اقدام در این زمینه ها نسبت به ارتقای فرهنگ ایمنی بیمار اقدام نماید.
مقدمه: مطالعات طرح جا و مکان جهت پاسخ گویی بهتر به نیازها و افزایش کارایی فضاهای فیزیکی بیمارستان انجام می شود. از این رو، هدف عمده ی این پژوهش، اصلاح فرایندهای گردش کار بخش اورژانس از طریق مطالعه ی طرح جا و مکان در روند بازسازی بخش اورژانس بیمارستان دکتر شریعتی اصفهان به عنوان یکی از بزرگ ترین بیمارستان های استان در سال 1390 در امر رسیدگی به بیماران اورژانسی بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه ی توصیفی از نوع موردی، مرتبط با فضاهای بخش اورژانس بیمارستان شریعتی در سال 1390 بود. داده ها در 4 قسمت بررسی شرح وظایف و عملکردها، جریان گردش کار، چالش ها، فضاهای موجود و تغییرات طراحی، تقسیم بندی شدند و مشاهدات مستقیم جهت تدوین فرایندهای موجود کاری مطابق با کلیه ی فضاهای بالینی و پشتیبانی موجود در نقشه های بخش اورژانس سال 1390، از طریق پرسش نامه ی استاندارد (مورد تأیید معاونت درمان و مدیریت سازمان تأمین اجتماعی استان) جمع آوری گردید. در نهایت تحلیل داده ها از طریق نرم افزار Excel انجام شد.
یافته ها: از بین 6 هدف بازسازی، «راه اندازی تریاژ» اولویت اول را به خود اختصاص داد و در میان فرایندها و فضاهای بخش، فرایندهای پذیرش بیماران اورژانسی، مسمومیت و کودکان و فضاهای ورودی، تریاژ و قسمت بیماران بدحال و غیر بدحال اساسی ترین تغییرات را منطبق بر اولویت های استخراج شده داشتند.
نتیجه گیری: با توجه به استانداردهای اعتباربخشی مبنی بر الزام رعایت استانداردهای واحد ساختمان، ضروری است مدیران بیمارستان ها به واحد مذکور -که یکی از علل مهم رضایتمندی است- توجه خاصی داشته باشند و این روش ساده، جامع و قابل اجرای مطالعه را در طی بازسازی بخش های بیمارستان، اصلاح عملکردها و فرایندها، تدوین برنامه ی بهبود کیفیت واحد ساختمان منطبق بر استانداردهای اعتباربخشی به کار گیرند.
مبانی شکل گیری یک اجتماع عبارتند از:درک مشترک، چشم انداز مشابه، ارزش ها و عقاید مشترک. اطلاع رسانی از جمله سازوکارهای ایجاد هم نوایی و زبان مشترک است و مسئولیت آن به عهده همه مسئولان و کارکنان می باشد که در نظام های اطلاع رسانی اثر بخش مجموعه ای از افراد ایفای نقش می نمایند تا ذهنیت مشترک ایجاد شود.ایجاد ذهنیت مشترک از جمله عوامل ایجاد همکاری سازمانی برای تحقق اهداف می باشد.وجود چارچوب ذهنی مشترک یعنی این که دغدغه های اصلی شرکت در لایه های مختلف سازمان مشتمل برمدیران، کارمندان و کارشناسان و متصدیان و تعمیر کاران منتقل و تقریباً واکنش یکسان در قبال آن ها وجود داشته باشد. در کسب و کارهای امروز وجود چارچوب ذهنی مشترک سازمانی به عنوان یک قابلیت نقش مهمی در مزیت رقابتی دارد. پژوهش حاضر با هدف اندازه گیری درجه اهمیت موضوعات اصلی شرکت از منظر مدیران، کارمندان و کارشناسان و متصدیان و تعمیر کاران و میزان درک مشترک از موضوعات اصلی شرکت فولاد مبارکه در سال 1390 انجام گرفته است. در این پژوهش از جامعه آماری مدیران، کارمندان و کارشناسان و متصدیان و تعمیرکاران شرکت فولاد مبارکه به تعداد 650 نفر، نمونه 246 نفری بر اساس جدول مورگان به صورت تصادفی انتخاب شده است. پرسشنامه تعیین میزان درک مشترک از موضوعات اصلی سازمان طراحی گردید و پس از جمع آوری اطلاعات با آزمون های T و Tukey و Anova به تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته شد و نتایج حاصل بیانگر این است که به طور کلی درک مشترک کارکنان فولاد مبارکه از موضوعات اصلی شرکت ""01/76%"" می باشد. بررسی پایایی و ثبات درونی آزمون نشان داد که پایایی پرسشنامه 979/0 می باشد.
امروزه یکی از چالش های بزرگ سازمان های مشتری محور، شناخت مشتریان، ایجاد تمایز بین گروه های مختلف مشتریان و رتبه بندی آنهاست. در گذشته تفکیک مشتریان به گروه های مختلف با رویکرد بخش بندی بر اساس نیاز مشتری صورت می گرفت. اما امروزه ارزش مشتری به عنوان عامل قابل اندازه گیریمی تواند در بخش بندی مشتریان به کار رود. هدف اصلی این مقاله بخش بندی مشتریان بانک بر اساس عوامل مؤثر بر ارزش طول عمر مشتریان در حیطه بانکداری خرد است. در راستای این هدف اطلاعات تراکنشی و اطلاعات استفاده از خدمات بانکی مربوط به 30,000 مشتری بانک صادرات ایران در دوره زمانی یک ساله (از فروردین 89 تا فروردین 90) دریافت شد. مشتریان نمونه بر اساس تحلیل آر اف ام و از طریق اطلاعات تراکنشی (تاریخ آخرین تراکنش، تعداد تراکنش ها در بازه زمانی یک ساله و مانده حساب در انتهای این بازه زمانی) با استفاده از الگوریتم two step خوشه بندی شدند. سپس کشف الگوهای پنهان بین داده های استفاده از خدمات بانکداری و بخش های مختلف مشتریان با استفاده از الگوریتم C5.0 انجام گرفت. طبق نتایج به دست آمده، مشتریان به چهار بخش تفکیک شدند و ویژگی های هریک از بخش ها مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده از این پژوهش می تواند برای تدوین برنامه های بازاریابی و توسعه و پیشنهاد محصول و خدمات برای هر یک از گروه های مشتریان به کار رود.
استادان به عنوان یکی از عوامل اساسی تاثیرگذار در تربیت دانشجویان و هم چنین در تحقق اثربخشی آموزش های کارآفرینی محسوب می شوند. یقینا گرایش های ارزشی مدرسان کارآفرینی، نقشی اساسی در شکل دهی به رفتارهای آنها در فرایند آموزش های کارآفرینی ایفا می کنند. به همین دلیل، مسأله پژوهشی متعاقب مطرح گردیده است: ارزش های مدرسان کارآفرینی جهت پرورش کارآفرینان نوپا در دانشگاه ها کدامند؟ با استفاده از روش تحیقیق کیفی (مصاحبه و گروه کانونی) تلاش گردید به دغدغه موصوف پاسخ داده شود. از روش مصاحبه ساختار یافته جهت گردآوری اطلاعات از جامعه اساتید و دانشجویان رشته کارآفرینی استفاده شده است. بر اساس روش نمونه گیری هدفمند، با 24 نفر از اساتید و دانشجویان رشته کارآفرینی مصاحبه ساختاریافته انجام شده و مصاحبه ها تا مرحله اشباع نظری ادامه پیدا کرد، به بیانی دیگر، مرحله ای که پاسخ ها تکراری شد و از نظر پژوهشگران داده جدیدی اضافه نشد. در مصاحبه ها تلاش گردید که با سؤالات ساختاریافته، تجربیات یاددهی و یادگیری اساتید و دانشجویان در فعالیت های آموزشی شناسایی گردد و سپس از طریق فعالیت های کدگذاری کیفی ارزش های مناسب برای مدرسان کارآفرینی احصا و طبقه بندی شود. نتایج کدگذاری ها بر اساس روش گروه کانونی (7 نفر) به عنوان یک روش تحقیق کیفی، مورد بازنگری قرار گرفت. در نهایت یافته تحقیق حاکی از آن است که چارچوب ارزش های مدرسان کارآفرینی دارای دو مقوله ی ارزش های ابزاری و غایی است و مجموعاً هفت دسته ارزش های ابزاری و دو دسته ارزش های غایی برای مدرسان آموزش های کارآفرینی شناسایی و پیشنهاد گردیده است.