اتحادیه پولی و اقتصادی اروپا (EMU) در ابتدا موفق به ادغام مالی و اقتصادی قدرتمندی میان اعضایش شد. کشورهای ضعیف تر در حاشیه جغرافیایی اروپا از طریق انتقال سرمایه از سوی کشورهای ثروتمند اروپایی حمایت شدند. موفقیت حوزه یورو در ابتدا بسیاری از سوءظن ها را از میان برد. اما عدم تعادل خارجی در کشورها به شدت افزایش پیدا کرد و دولت ها بدون توجه به تعهدات خود در پیمان ماستریخت شروع به استقراض کردند. کسری در حساب جاری کشورهای عضو موضوع مهمی بود که مورد غفلت مقامات اقتصادی قرار گرفت. بحران آغاز شد و تلاش سیاستمداران برای رسیدگی به مشکلات کمتر جواب داد. در حال حاضر، براساس پیمان مالی بین الدولی اروپا که در دوم مارس سال 2012 در بروکسل به امضا رسید، مقررات سختگیرانه ای برای عملکرد کشورهای عضو در نظر گرفته شده است. اما اروپا به یک تحول اساسی در سیاستگذاری نیاز دارد.
با توجه به بحران های اقتصادی موجود در جهان، اقتصاد جهانی با دو خواسته ظاهراً متضاد مواجه است. یک سو، دستیابی به ثبات اقتصاد جهانی و جلوگیری از بازگشت سیاست حمایت گرایی نیاز به اجتناب از عدم تعادل های بزرگ حساب جاری ( از نوعی که اقتصاد جهانی از ایجاد آن تا بحران ها را تجربه کرده) دارد. از سوی دیگر، ملت های در حال توسعه برای بازگشت به رشد اقتصادی سریع نیاز به تسخیر بازارهای جهانی با کالاهای قابل مبادله دارند. چالش برخورد با هر دو خواسته، مظهر روابط بحث برانگیز دو جانبه آمریکا – چین شده است. سیاستگذاران آمریکا (و اروپا) چین را برای ارزش گذاری پایین پول رایج خود سرزنش میکنند، زیرا استدلال آنها این است که علت ریشه ای مازاد تجاری عظیم چین همین ارزش گذاری پایین است. رهبران چین در برابر این فشار مقاومت میکنند با ترس از اینکه افزایش ارزش پول رقابت پذیری کالاهای چینی در بازارهای جهانی را پایین آورده و صادرات لطمه خورده و رشد اقتصادی آسیب میبیند. پاسخ غربیها به این نگرانی این است که چین نیاز به جایگزینی تقاضای خارجی با تقاضای داخلی به عنوان موتور رشد اقتصادی دارد.
بهره وری از جمله متغیرهای مهمی است که در جهت دادن به روش های اصولی اقتصادی برای سیاستگذاران در کشور نقش مهمی را ایفاء می کند. هدف از این مطالعه، برآورد بهره وری نیروی کار در سطح صنایع بزرگ استان فارس می باشد. برای این منظور مدل مورد بررسی توابع صریح C.E.S و کاپ - داگلاس را در برگرفته و از متغیرهای مستقل موجودی سرمایه، شکاف تولید و هزینه های تحقیق و توسعه استفاده شده و به دلیل نبود داده های مربوط به موجودی سرمایه خالص با استفاده از روش نمایی، داده های موجودی سرمایه خالص در استان فارس تخمین زده شده است. نتایج نشان میدهد که میزان بهره وری نیروی کار با موجودی سرمایه و هزینه های تحقیق و توسعه رابطه مثبت و با شکاف تولید رابطه منفی دارد. ضریب کشش برآورد شده متغیرهای فوق نسبت به بهره وری نیروی کار به ترتیب 43/0 ، 59/0 و 26/0- می باشد. همچنین، نتایج نشان داده که بهره وری در استان فارس همواره روندی نزولی داشته و رقم بهره وری در سال 1389 نسبت به سال 1364، 66 درصد کاهش یافته است. پایین بودن نرخ بهره وری در استان فارس به ساختار نامناسب سرمایه گذاری، عدم آگاهی از پدیده بهره وری و نبودن برنامه ریزی صحیح بهره وری در تولید برمی گردد.
ادبیات موجود، شواهد ضعیفی در حمایت از این فرضیه مبنی بر اینکه اخبار اقتصادی می توانند بر بازدهی سهام مؤثر باشند، ارائه می دهند. این امر، تا حدی، به دشواری اندازه گیری اینکه سرمایه گذاران اخبار کلان اقتصادی در محیط های مختلف اقتصادی را چگونه تفسیر می کنند، نسبت داده می شود. در این مقاله یک روش متفاوت از سنجش اخبار کلان اقتصادی انتخاب شده است تا اثر آن بر بازدهی سهام بهتر برآورد گردد. از آنجایی که گزارش های روزنامه ای تفسیری از داده های آماری ارائه می دهند، گزارش های روزنامه ای را به عنوان معیار سنجش اخبار انتخاب کردیم. یافته های ما نشان می دهند که اخبار مربوط به GDP و بیکاری، بر بازدهی سهام مؤثرند.
اگر یک اقتصاددان عامل تجدید حیات علمی و ادبی در قرن بیستم باشد بی شک او فردریک هایک است. فردریک اگوست ون هایک (1992-1899) از بزرگترین تئوریسین های لیبرال کلاسیک قرن بیستم بود، درحالی که جایزه نوبل وی در 1974 در علوم اقتصادی بود، تلاش عالمانه او فراتراز اقتصاد بود. هایک مقالات و کتاب های بسیاری در طیفی از موضوعات دارد. ازاقتصاد تا روانشناسی تئوریکی، از فلسفه سیاسی تا انسان شناسی و از فلسفه علوم تا تاریخ عقاید. این مقاله تلاشی در جهت شناسایی هایک در سطح زندگینامه، رشته های تحقیقی، نوشته ها، گزیده سخنان و اظهارنظر سایر دانشمندان در خصوص هایک می باشد.
بررسی فضای کسب وکار و تعیین شاخص و رتبه سهولت کسب وکار به عواملی می پردازد که به رغم اینکه بر عملکرد اقتصادی بنگاه ها مؤثر است، مدیران بنگاه ها در خصوص تغییر یا بهبود آنها نقشی ندارند. سه شرط لازم برای فعالیت اقتصادی بخش خصوصی و کارا بودن اقتصاد، آزادبودن و شفافیت قیمت ها، رقابتی بودن بازار و حفظ حقوق مالکیت معنوی است و نقش دولت در بهبود این فضا و فراهم آوردن شرایط مناسب جهت جذب فعالیت بخش خصوصی بسیار مهم می باشد. تجربه جهان نشان می دهد که در کشورهای توسعه یافته و پیشرفته که شرایط مساعدتری بر فضای کسب وکار حاکم است، بنگاه های اقتصادی به صورت کاراتر و بهینه تر عمل می کنند.
با عرض سلام وصبح بخیر خدمت همکاران و میهمانان گرامی بحث امروز در مورد تورم پایه است که خاستگاه این موضوع، در هدف گذاری و پیش بینی تورم می باشد. به دنبال افزایش نرخ تورم در اوایل دهه هشتاد (که از متوسط 12 درصد در سال های 1379 و 1380 به 8/15 درصد در سال 1381 رسید)، با توجه به حساسیت های مسئولان نظام، در آن زمان وزیر بازرگانی وقت، آقای شریعتمداری، به نمایندگی از دولت، به طور ماهانه گزارشی از وضعیت تورم به مقام معظم رهبری ارائه می دادند. در این راستا آقای تشکینی (سخنران اصلی ما) در تهیه گزارش های مربوط از سال 1382 با وزارت بازرگانی همکاری داشتند. این همکاری موجب شد که رساله دکتری خود را در موضوع تورم پایه انتخاب کنند. ایشان همچنین در حوزه اقتصادسنجی کتاب های مؤثری نوشته اند که از آن جمله می توان به ""اقتصادسنجی کاربردی به کمک مایکروفیت"" و ""اقتصادسنجی کاربردی پیشرفته"" به اتفاق آقای دکتر حسین عباسی نژاد اشاره کرد. در این جلسه از بحث های تکمیلی آقایان سیدمحمود علوی از کارشناسان بانک مرکزی که در این موضوع مطالعاتی داشته اند و جناب آقای دکتر محمدرضا منجذب عضو هیأت علمی دانشگاه علوم اقتصادی که در خصوص تورم پیش بینی شده و پیش بینی نشده در چارچوب انتظارات عقلایی کار کرده اند، بهره مند خواهیم شد. توجه شود که با توجه به مفاهیم متعددی از تورم که در هدفگذاری تورم در نظر قرار می گیرند، به نظر می رسد واژه تورم پایه، معادل فارسی خوبی برای Core Inflation نباشد. قضاوت در این خصوص را به مباحث میهمانان موکول می کنیم.
در این تحقیق سعی بر آن است تا به تخمین تابع تقاضای پول برای اقتصاد ایران با استفاده از روش ARDL در دو حالت لگاریتمی و نیمه لگاریتمی ومقایسه آنها با استفاده از روش های تعادل جزئی و روش وارد کردن مستقیم پول در تابع مطلوبیت مطابق با مدل سیدراسکی وسپس استفاده از روش تعادل عمومی لوکاس به محاسبه هزینه رفاهی تورم پرداخته شود. در این تحقیق ازداده های سال های(1387-1357) استفاده شده است. نتایج به دست آمده از این تحقیق صحت این ادعا که هزینه رفاه از دست رفته حاصل از تورم درصد قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی را شامل می شود، تأیید می کند. همچنین تفاوت اندازه این هزینه در مدل های تعادل جزئی و تعادل عمومی بر اساس داده های اقتصاد ایران مورد بررسی قرار گرفته و نشان داده شد که طبق پیش بینی در روش تعادل عمومی لوکاس، تورم های پایین هزینه رفاهی بالاتری نسبت به مدل های تعادل جزئی به جامعه تحمیل خواهند کرد. نتایج تصریح دو تابع لگاریتمی، نیمه لگاریتمی و مدل سیدراسکی ،نشان می دهد که هزینه رفاهی به وجود آمده از یک نرخ تورم 40 درصدی به ترتیب 6 ، 2 و5/3 درصد از تولید ناخالص داخلی می باشد.
تفسیر پدیده های ایجادکننده تورم در نگرش مکاتب اقتصادی بسیار متفاوت است و دیدگاه های مختلفی بسته به نوع مکتب فکری وجود دارد. از این رو، در شیوه حل موضوعات کلان و سیاستگذاری های اقتصادی راه حل های گوناگون و گاهی متضاد مشاهده می شود. در این میان، تلاش ها برای نزدیک کردن دیدگاه ها ازطریق تأکید بر اشتراکات بر پایه اصول اقتصاد خرد مورد توجه بوده است. در این مقاله، با بهره گیری از الگوی رشد درون زا و روش بهینه سازی ریاضی مبتنی بر منطق خرد اقتصادی یک مدل تورمی بسط و ارائه شده است. نوآوری این مقاله، ارائه تأثیرات ناشی از رشد پول، کارایی عوامل تولید، تأثیر انتظارات تورمی و تأثیر عامل نیروی کار و سرمایه بر تورم در یک فضای اقتصاد پولی است که می تواند مجموعه دیدگاه ها در حوزه ادبیات تورمی را در یک مدل جمع نماید. ابتکار معرفی پول خارجی به عنوان شق دیگر دارایی در سبد دارایی خانوار این امکان را فراهم می کند تا تورم وارداتی نیز در این مدل تورمی وارد شود. تحلیل نتایج در چارچوب حل مسئله بهینه سازی با استفاده از دیدگاه کلان تفسیر می گردد.
طی چهار برنامه توسعه پس از انقلاب اسلامی علاوه بر افزایش مصرف نهایی انرژی در بخش کشاورزی از 6/31 میلیون بشکه معادل نفت خام به 7/38 بشکه معادل نفت خام، ترکیب انرژی مصرفی نیز در این بخش طی این برنامه ها تغییر قابل توجه ای داشته است. به گونه ای که سهم فرآوده های نفتی در کل مصرف انرژی بخش از 93 درصد در برنامه اول توسعه به 68 درصد در برنامه چهارم و سهم برق از 9/6 درصد به 4/29 درصد افزایش یافت. علیرغم این تحولات، سهم این بخش در مصرف نهایی انرژی کل کشور روند نزولی داشته و از 2/9 درصد در سال های برنامه اول به 6/6 درصد در برنامه چهارم توسعه کاهش یافت.
واسیلی لئونیف یکی از خالقان اصلی و شکل دهندگان علم اقتصاد قرن بیستم است. وی تئوری داده- ستانده و تکنیک هایی برای ساخت جد اول داده- ستانده داده های اقتصادی و تکنولوژیک خلق کرد و به دلیل تقویت جداول داده- ستانده به عنوان توان مندترین و گسترده ترین ابزار مورد استفاده در تجزبه و تحلیل ساختار اقتصادی معتبر بود. علاوه بر این نظریه ماتریس های داده- ستانده نقش مهمی در توضیح نظریه تعادل عمومی در دو دهه 1940 و 1950 ایفا نمود. لئونتیف همچنین مشارکت های مهم و بنیادینی در زمینه تئوری های تقاضا، تجارت بین الملل و پویایی اقتصادی داشته است. علایق تحقیقاتی وی شامل اقتصاد پولی، جمعیت، رویکرد اقتصادسنجی، اقتصاد محیط زیست، توزیع، خلع سلاح، تغییرات تکنیکی القایی، جابجایی های بین المللی سرمایه، رشد، برنامه ریزی اقتصادی، اتحاد جماهیر شوروی و سایر اقتصاد های سوسیالیست بوده است. لئونتیف نقشی مؤثر در فرمول بندی سیاست های ملی و بین المللی به منظور شناخت تکنولوژی، تجارت، جمعیت، ابزارهای کنترلی و محیط زیست ایفا کرده است. همچنین منتقدی مؤثر و آگاه از رویکرد اقتصاد معاصر، تئوری و عملکرد آن بوده است. او در سال 1973 جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد.
.در این مقاله تلاش شده است تا به بررسی روند تشکیل سرمایه و تأمین مالی بخش کشاورزی طی برنامه های توسعه پرداخته شود. در این راستا، از داده های اعتبارات عمرانی و مانده تسهیلات اعطایی نظام بانکی به بخش کشاورزی در طول چهار برنامه توسعه استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که گرچه در سال های اخیر تزریق منابع مالی به بخش کشاورزی بسیاری از نیازهای مالی بخش را مرتفع ساخته است، اما به تدریج با تأمین زیرساخت های مورد نیاز بخش و انباشت سرمایه و نیز عدم تغییر قابل توجه در مدیریت و فناوری بخش نرخ بازدهی سرمایه با کاهش قابل توجهی مواجه گردیده است.
پارچههای زربفت، گروه مهمی از پارچههای دوره صفوی است که تعداد قابل توجهی از آنها در موزهها و مجموعههای شخصی نگهداری میشود. بافت پارچه زری به عنوان هنری ظریفه در ایران دوره صفویه بسیار مورد توجه قرارگرفت. در این دوره، روابط مناسبی بین پادشاهان صفویه و حکام گورکانی هند برقرار بود و هنرمندان دو کشور با یکدیگر ارتباط گستردهای داشتند، لذا شیوههای هنری آنها از یکدیگر تأثیر پذیرفتند به نحوی که میتوان وجود نقشمایههای مشترکی را در منسوجات دو سرزمین، از جمله زربفتها مشخص کرد. مطالعه و بررسی این آثار، روشنگر تأثیرپذیری پارچههای زری هند از پارچههای زری صفویه است.
در این پژوهش با استفاده از روش تحقیق تاریخی، توصیفی و تطبیقی با استناد به منابع کتابخانهای و تصویری، تأثیرپذیری زربفتهای گورکانی هند از آرایههای تزئینی و نقوش زریهای دوره صفوی در ایران بررسی میشود. مقاله حاضر میکوشد ضمن شناسایی و مقایسه نگارهها و ترکیببندی ساختار نقش زریهای هندی گورکانی با زریهای دوره صفوی، نقوش آنها را براساس مضامین و موضوعات بکار رفته در بافت پارچهها، دستهبندی و شناسایی کند. این بررسی نشان میدهد طرح این منسوجات به نقوش بندی، تصویری، راه راه، لچک و ترنجدار و نوشتهدار تقسیم میشود. در این پارچهها از عناصر تزئینی گوناگونی مانند گلها و گیاهان، جانوران، پرندگان، انسان، اشکال هندسی و نوشته استفاده شده است. طرح و نقش زربفتهای صفوی بسیار متنوع است و در تعدادی از زربفتهای گورکانی، نقوش گلها و درختچههایی دیده میشود که سبک آنها به گلها و بوتههای ایرانی شباهت بسیاری دارد.
ارتقای کیفیت محیط شهری از دغدغههای اصلی شهرسازی و هدف اصلی تمام طرحهای توسعه شهری است. در ارزیابی و تجارب ماحصل از اجرای طرحهای توسعه شهری در جهان و به ویژه کشور ما این موضوع اثبات شده است که این طرحها در خلق محیط شهری واجد کیفیت، توفیق کمی داشتهاند. با این ضرورت در سالهای اخیر، اندیشمندان مختلف شهرسازی، از حضور تفکر کیفیتگرای خاص طراحی شهری، در تمام مقیاسهای [کلان و خرد] طرحهای توسعه شهری برای ایجاد محیط واجد کیفیت حمایت کردهاند. این مقاله با روش مطالعة تطبیقی و تحلیل محتوای متون و مفاهیم مؤثر در تحول طراحی شهری و مقایسة آن با گرایشها و گونههای مختلف طراحی شهری در چارچوب برنامهریزی راهبردی و با استفاده از تجربیات پیشین با تلفیق فرایند طراحی شهری و برنامهریزی شهری، و با هدف ساخت تصویری از یک رویکرد نوین و امیدبخش برای کاربست عملی طراحی شهری در طرحهای توسعه شهری به منظور ارتقای کیفیت محیط شهری شکل گرفته است. یافتههای این تحقیق نشان میدهد طراحی شهری در حوزه کلان مقیاس دارای تولیدات کاربردی است که میتواند به ارتقای کیفیت محیط کمک کند. تحقق عملی این رویکرد بسته به پذیرش و رعایت پنج مؤلفة ذیل است :
الف. حضور اهداف طراحی شهری در طیف مقیاس برنامهریزی، ب. پیوند حرف و همکاری تخصصهای مختلف در موضوعات طراحی شهری، ج. مشارکتپذیری عمومی درطراحی، د. وجود سطوح و سلسله مراتب مقیاس طراحی شهری، هـ. پشتیبانی از موضوعات طراحی شهری. نتایج این مقاله نشانگر تعامل بین طراحی شهری و برنامهریزی شهری در مقیاس کلان و خرد به عنوان یک ضرورت در نظام توسعه شهری است وکاربست مؤلفههای فوق تضمینی برای عملی کردن این رویکرد و کارامدی طرحهای توسعه شهری است.
در این پژوهش، رابطه بین میزان محافظه کاری شرطی اعمال شده و احتمال اخبار منفی آینده مورد بررسی قرار گرفته است. برای آزمون فرضیه های تحقیق از روش های رگرسیونی لاجیت و حداقل مربعات معمولی استفاده شده است. این پژوهش در دوره زمانی 8 ساله، از سال 1381 تا سال 1388 و بر روی نمونه ای متشکل از 60 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. بر اساس محافظه کاری شرطی؛ اخبار بد (زیان ها) علیرغم قابلیت تایید پایین، در دوره جاری شناسایی می-شوند، اما شناسایی اخبار خوب (سودها) تا زمان احراز شرط قابلیت تایید لازم، یعنی تا دوره های آینده به تأخیر میافتد. از این رو انتظار میرود که شرکت های که میزان بالاتری از محافظهکاری شرطی را اعمال میکنند، به واسطه شناسایی به موقع اخبار بد؛ احتمال انتشار اخبار بد آینده در مورد آنها کاهش مییابد. لذا، به نظر میرسد که بین میزان محافظه کاری شرطی اعمال شده و احتمال اخبار منفی آینده، رابطه منفی وجود داشته باشد.
یافته های تحقیق نشان میدهد که رابطه منفی و معنادار بین محافظه کاری شرطی اعمال شده و احتمال اخبار منفی آینده وجود دارد. همچنین، نتایج حاکی از عدم وجود رابطه معنادار بین محافظه کاری شرطی و واکنش بازار به اخبار خوب و بد شرکت ها است. علاوه براین، وجود رابطه معنادار بین اندازه شرکت و درجه اهرم مالی آن با بازده غیرعادی شرکت مورد تایید قرار گرفت.
شناخت دانشجویان یکی از عوامل مهم و مؤثر بر آموزش در کارگاههای معماری است. جهت کسب نتایج بهتر بر اساس آموزش و پرورش شناختی، در کارگاههای طراحی نیاز است تا به یادگیرندگان نیز در فرایند آموزش توجه شود.
بر همین اساس؛ روانشناسان علوم تربیتی سعی در شناخت یادگیرندگان بر اساس ویژگیهای شخصی کردهاند. یکی از این ویژگیها، سبکهای یادگیری است که ترجیحات یادگیری هر شخص را بیان میکند.
این نوشتار نیز سعی دارد بر اساس یکی از انواع تقسیمبندی سبکهای یادگیری که متعلق به «دیوید کلب» است و چهار سبک یادگیری واگرا، همگرا، انطباقیابنده و جذبکننده را مطرح میکند، به بررسی عملکرد دانشجویان معماری در کارگاه طراحی بپردازد.
برای بررسی رابطه عملکرد دانشجویان با سبکهای یادگیری، ابتدا بر اساس سیاهه سبکهای یادگیری کلب به چگونگی توزیع دانشجویان معماری در سبکهای یادگیری پرداخته میشود و سپس عملکرد دانشجویان در دو بخش فعالیتهای کارگاهی، شامل طراحی و اسکیسها مورد بررسی و مقایسه تطبیقی قرار میگیرد.
نتایج این تحقیق نشان میدهد که دانشجویان با سبک یادگیری واگرا، دارای بهترین عملکرد و دانشجویان همگرا دارای ضعیفترین عملکرد در کارگاه طراحی معماری هستند. همچنین مشخص شد؛ تأثیرات آموزشی برنامه اسکیس در دانشجویان جذبکننده و طراحی بلندمدت در دانشجویان انطباقیابنده از تأثیر بیشتری برخوردار است.