پژوهش حاضر به منظور مقایسة اثربخشی آموزش راهبردهای مقابله با استرس و مانترای اسلامی بر میزان اضطراب امتحان دانش آموزان دبیرستان های دخترانه شهر تنکابن انجام گرفته است. نمونه، شامل شصت دانش آموز بوده که به روش نمونه گیری خوشه ای ساده (تک مرحله ای) انتخاب و سپس به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل تقسیم شده اند. از هر سه گروه به وسیلة پرسش نامه اضطراب امتحان پیش آزمون به عمل آمده است. آموزش راهبردهای مقابله با استرس و مانترای اسلامی طی هشت جلسه شصت دقیقه ای برای گروه های آزمایشی ارائه شده و بعد از آن هر سه گروه آزمایشی و کنترل به پرسش نامه اضطراب امتحان پاسخ داده اند. پژوهش حاضر از نوع آزمایشی (پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه کنترل) بوده و تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس یک طرفه در سطح معناداریp=0.001 نشان می دهد که تفاوت معناداری بین سه گروه آزمایشی و کنترل وجود دارد؛ یعنی بین اثربخشی آموزش راهبردهای مقابله با استرس و مانترای اسلامی در مقایسه با گروه کنترل بر کاهش میزان اضطراب امتحان دانش آموزان دبیرستان های دخترانه شهر تنکابن تفاوت وجود دارد و این تفاوت به سود گروه های آموزشی راهبردهای مقابله با استرس و مانترای اسلامی بوده و آموزش راهبردهای مقابله با استرس و مانترای اسلامی بر کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان دبیرستان های دخترانه تنکابن مؤثر است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطة تصور مثبت و منفی از خدا با عزّت نفس و سلامت روانی انجام شد. در این پژوهش، 300 دانش آموز دبیرستانی از رشته های تحصیلی گوناگون با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و به پرسش نامة تصور از خدا، پرسش نامة عزّت نفس کوپر اسمیت و پرسش نامة سلامت روانی (G.H.Q.28) پاسخ دادند. داده ها با شاخص های آماری همچون «همبستگی»، «واریانس چند متغیری» و «رگرسیون گام به گام» تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین تصور مثبت از خدا با سلامت روان و عزّت نفس، همبستگی مثبت وجود داشت. همچنین نتیجة آزمون «رگرسیون گام به گام» نشان داد اولین عاملی که سهم تعین کننده ای در پیش بینی سلامت روان دارد عامل عزّت نفس و دومین عامل تصور منفی از خداست.
پژوهش حاضر به منظور تدوین پروتکل این مداخله و ارزیابی میزان اثربخشی آن در درمان افسردگی صورت گرفت. برای اجرای این پژوهش، 24 دانشجوی دختر دانشگاه علامه طباطبایی که بر اساس آزمون افسردگی بک و مصاحبة بالینی، دارای علایم افسردگی بودند، به طور تصادفی به دو گروه دوازده نفره (یک گروه درمان و یک گروه گواه) تخصیص داده شدند. سپس پروتکل دوازده جلسه ای مداخلة مبتنی بر خود معنوی و خود خانوادگی، در گروه آزمایش انجام شد. داده ها با آزمون t تحلیل شدند. نتایج این پژوهش نشان داد، آزمودنی هایی که مداخلة مبتنی بر خود معنوی و خود خانوادگی را دریافت کرده بودند، به نسبت گروه گواه در علایم افسردگی بسیار کاهش داشته اند. نتایج پیگیری نیز نشان داد که این مداخله بر کاهش علایم افسردگی در گروه آزمایش، به نسبت گروه گواه مؤثرتر است.
این پژوهش با هدف بررسی نقش نگرش مذهبی در احساس تنهایی و احساس معنا در زندگی سالمندان انجام شد. 221 نفر از سالمندان به پرسش نامة نگرش مذهبی خدایاری فرد و همکاران، پرسش نامة احساس تنهایی راسل و پرسش نامة معنا بخش بودن صالحی پاسخ دادند. نتایجی که از روش تحلیل واریانس چند متغیری و روش پیگیری شفه به دست آمد، نشان داد که هرچه سالمندان در سطح قوی تر نگرش مذهبی قرار داشته باشند، احساس معنا در زندگی در آنها نیز بیشتر است (05/0 p< ). همچنین سالمندانی که در سطح نگرش مذهبی قوی قرار دارند، کمتر از سالمندانی که سطوح نگرش مذهبی ضعیف و متوسط دارند، احساس تنهایی می کنند. نگرش مذهبی، یک عامل پیشگیری کننده جهت کاهش مشکلات سالمندان به شمار می رود و بر این اساس، مسئولان مربوط می توانند با برنامه ریزی های مناسب، به تقویت باورهای مذهبی سالمندان بپردازند و زمینه های لازم جهت شرکت در فعالیت های مذهبی را برای سالمندان فراهم کنند؛ که این موارد در بهبود وضعیت روان شناختی سالمندان می تواند بسیار مؤثر باشد.
هدف از پژوهش حاضربررسی نقش واسطه گری جهت گیری هدف در رابطهی خودکارآمدی و ارزش تکلیف با انواع راهبردهای شناختیبود. به این منظور تعداد 365نفر (173 پسر و 192 دختر) از دانش آموزان پایهی اول دبیرستان در شهر شیراز به روش نمونه گیری خوشهای تصادفی چند مرحله ایانتخاب شدند. مشارکت کنندگان پرسشنامهی جهت گیری هدف الیوت و مک گریگور و مقیاس های خودکارآمدی، ارزش تکلیف و راهبردهای شناختی از پرسشنامهی راهبردهای انگیزشی برای یادگیریپنتریچ و همکاران را تکمیل نمودند. به منظور بررسی هدف پژوهش،رابطهی متغیرها در قالب یک مدل علّیبررسیو مورد آزمون قرار گرفت. روش تحلیل مسیر حاکی از برازش خوب مدل بود ونتایج نشان داد که متغیرهای مستقل برونزای خودکارآمدی و ارزش تکلیف هم به طور مستقیم و هم به واسطهی انواع جهت گیری هدف بر متغیرهای درونزای راهبردهای شناختی تاثیر دارند. به این صورت که دو متغیر خودکارآمدی و ارزش تکلیف از طریق جهت گیری هدف تسلط گرایشی انواع راهبردهای شناختی را به نحو مثبت و معناداری تبیین کردند.بین دو متغیر برونزای پژوهش با جهت گیری هدف تسلط اجتنابی رابطهی معناداری به دست نیامد و هدف مذکور هیچ یک از انواع راهبردهای شناختی را نتوانست پیش بینی نماید. متغیر خودکارآمدی بر جهت گیری هدف عملکرد گرایشی بطور مثبت و معناداری تاثیر داشت و این هدف نیز راهبرد بسط را به نحو مثبت پیش بینی نمود. جهت گیری هدف عملکرد اجتنابی بطور منفی توسط خودکارآمدی پیش بینی شده، و این هدف هم راهبرد مرور ذهنی را به نحو مثبت پیش بینی کرد. همچنین نتایج نشان داد که جهت گیری هدف غالب در بین دانش آموزان مورد مطالعه، از نوع تسلط گرایشی و عملکرد گرایشی می باشد.
سنتِ دیرپای ستایش گری از آغاز ادب فارسی وجود داشت و مدیحه سرایی از جنبه رفتاری، عملی مردانه تلقی می شد و مردانِ شاعر یکه تاز میدان مدح بودند. در ادبیات زنان، به ندرت زنی شاعر در این حوزه دست به تجربه زده است. نخستین زنِ شاعری که شعری ستایشی در کارنامه خود دارد و برای نخستین بار ترکیب بند سروده، زن بی نامی است که شعرش در کتابی تاریخی ثبت شده است. او دخترِ حسام الدّینِ سالار مدیحه سرایی است که در آغازِ سده هفتم قمری ترکیب بند ستایشی در وصف عزالدین کیکاووس از سلاجقه روم سرود و به دربار پادشاه فرستاد و صله دریافت کرد. زنی که در ادبیات در بی نامی خود به فراموشی سپرده شد و در تاریخ سلجوقیان نام و شعرش به یادگار ماند. در این مقاله کوشش بر این است تا با روش نقدِ تاریخ نگر، فضای سیاسی ـ اجتماعی آن دوران بررسی شود و با رویکردی ادبی، نخستین شعر ستایشیِ زنانه و شیوه سرایش شعر او نقد شود و ضمن معرفی نخستین زنِ شاعر مدیحه سرا، شرایط شکل گیری اثر، هدف شاعر و تأثیر شعر او بر مخاطب از زاویه نگاه ممدوح مورد بررسی قرار گیرد
عرفان به ما می آموزد که هدف آدمی عبارت است از درک حقیقی عالم معنی. آفرینش جلوه ای است هزاررنگ و هزارنقش از نوری بی رنگ و درخشان؛ یعنی حضرت احدیت و خلقت چیزی جز رنگارنگی این بی رنگی ازلی نیست که «صور» را پدید آورده است و هرچه تفرّد و تشخص، تفرقه و تعیّن و تمایز و تخالف وجود دارد، از همین جا است. کل پیام مولوی، با استفاده از رمزی که خود او در تمایز میان صورت و معنی بیان کرده، قابل تشریح و تفسیر است. در این جستار به تبیین مفهوم «صورت» و «معنی» در اندیشه مولوی بر پایه کتاب فیه مافیه پرداخته شده است؛ دو مفهومی که مولانا دامنة آن را در تمامی عالم هستی، ساری و جاری می داند و از این رهگذر، رفیع ترین آموزه های عرفانی و هستی شناسی خویش را تبیین می کند.
این مقاله در پی آن است که عقاید عرفانی جامی را با تکیه بر آرای ابن عربی در مورد انسان کامل مورد پژوهش قرار دهد.
انسان کامل منشأ فیض حق به خلق است و از این لحاظ اهمیّتی ویژه در شناخت ویژگیهای او و چگونگی دست یافتن به مقامش احساس می شود.
موضوع انسان در عرفان ابن عربی، یکی از پایه های اصلی عقاید او را شکل داده است. جامی نیز که در عرفان، پیرو دیدگاه های ابن عربی است به انسانشناسی و انسان کامل توجّه خاص کرده و در این باره فراوان سخن گفته است.
انسان کامل از نگاه جامی و ابن عربی، خلیفة الهی است. او مقصد اصلی آفرینش است و عالم هستی برای او آفریده شده است. اینان، هم چنین، انسان کامل را کسی می دانند که به فنای در حق، متّصف شده و مظهر تمام اسما و صفات او گشته باشد. انسان کامل، واسطة میان حقّ و خلق است؛ فیض وجود از طریق او به همة موجودات می رسد. .
این پژوهش سعی می کند ضمن تعریف کمال به دیدگاه مکاتب در مورد انسان کامل بپردازد و سپس این دیدگاه ها را با نظر جامی و ابن عربی و سپس نظر قرآن مقایسه کند تا بتواند دورنمایی هرچند کلّی در مورد جایگاه انسان کامل در هستی عرضه نماید.
اندک درنگ در مندرجات قراردادهای منعقده بین اشخاص حقیقی و حقوقی، نمایان می سازد که امروزه، اندک اندک، شرط فاسخ، یکی از شروط قراردادها را به خود مختص می سازد. مشروعیت این نهاد تعلیق انحلال قهری قرارداد در فقه شیعه، مسئله ای است که موضوع پژوهش بنیادی ای را سامان می دهد که مقاله حاضر به روش توصیفی با اتکا به مطالعات کتابخانه ای در محدوده میراث مکتوب فقه شیعه به گزارش آن اهتمام دارد.
رصد دو دیدگاه موجود و تحلیل و بررسی دلایل هر یک از موافقان و مخالفان مشروعیت شرط فاسخ، با توجه به ادله عام و خاص موجود، پذیرش مشروعیت شرط فاسخ را گریز ناپذیر می سازد؛ چنان که عدم کفایت سخنان مخالفان مشروعیت شرط فاسخ، خود مؤیدی بر این حقیقت است.
نگاه ساختاری به آثار ادبی به سبب بررسی عناصر درون متنی و کشف الگوی پیوند آنها، زمینه های دریافت شایسته تر از ماهیت ادبیات را فراهم می آورد و با ارائه ی شگردهای خلق آثار برتر ادبی می تواند به گسترش الگوهای پردازش اثر ادبی کمک کند. گروهی از منتقدان ساختارگرا به فرمهای روایی و بررسی عناصر داستان و قوانین ترکیب آنها پرداخته اند. از جمله «تزوتان تودوروف»، «کلود برمون» و «گریماس» با ابداع نظام های مبتنی بر نمایش شکل واره ای برای روایت، هر یک طرحی ،بر پایه ی چگونگی روابط بین کوچک ترین واحدها ،پیشنهاد می کنند. در پژوهش حاضر طرح داستان کیومرث (از شاهنامه فردوسی) به عنوان یکی از اجزاء تشکیل دهنده ی آن، بر اساس الگوهای این ساختارگرایان، بررسی و تحلیل شده است. هدف این پژوهش شناساندن هر چه بهتر نظریات تودوروف، برمون و گریماس و بررسی میزان انطباق داستانی از شاهنامه با پژوهش های آنان و تحلیل ساختار آن داستان بر پایه آن نظریات است.روش تحقیق کتابخانه ای و تحلیلی است و نشان می دهد که ساختار روایی داستان کیومرث با نظریات ساختارگرایان مورد بحث منطبق است.
مکان یابی از جمله تصمیم های بنیادین و استراتژیک است که تأثیر بسزایی بر جنبههای مختلف عملکردی سازمان دارد. این اثرات در کوتاه مدت و بلند مدت بروز کرده و اغلب غیرقابل جبران بوده و یا هزینههای فراوانی را تحمیل میکند. از طرفی مکانیابی درست، نقش مهمی در موفقیت سازمان در انجام ماموریتها، ایجاد و حفظ مزیت رقابتی و نیز رسیدن به اهداف و استراتژیها دارد.
برای انتخاب مکان یک صنعت، عوامل کیفی و کمی متعددی دخالت دارند و این تصمیم نیازمند کار گروهی و خرد جمعی است. مشارکت سیستماتیک خرد جمعی و به کارگیری هدفمند عوامل مکانیابی در فرایند تصمیم گیری، نیازمند مدلهای کارآمد و جامعنگر در یک فرایند تصمیمگیری است.
در این تحقیق فرایند تصمیمگیری در خصوص مکان استقرار یک صنعت نظامی شرح داده میشود. برای این منظور عوامل تصمیمگیری متناسب با شرایط خاص صنایع نظامی تعریف و به صورت سیستماتیک و گام به گام در این فرایند تصمیمگیری گروهی به کار گرفته شدند. این فرایند رویکردی مکاشفهای به موضوع مکان یابی ارائه میکند و تصمیمگیران را از پهنه گسترده پیوسته به گزینههای برتر پیشنهادی هدایت میکند و تضمین میکند که در این فرایند ملاحظات قانونی، پدافند غیرعاملی، هزینهای، انسانی و عملکردی صنعت به صورت مرحلهای و بر اساس خرد جمعی و متناسب با اهمیت نسبی آنها در انتخاب مکان استقرار دخالت داده میشوند. بنابراین مقایسه ای بین مکان فعلی صنعت (صنعت جنگ افزار) و دو مکان پیشنهادی (صنعت مکانیک و صنعت امام علی(ع)) انجام گرفت و وزن هر یک از معیارها و زیرمعیارها محاسبه گردید و در نهایت امتیازات موزون نهایی هر یک از گزینه ها تعیین و مشخص گردید که تقریباً دو گزینه صنعت مکانیک و موقعیت فعلی صنعت (صنعت جنگافزار) امتیاز مساوی دارند؛ به عبارتی هر یک از گزینه ها نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارا هستند، ولی در مجموع مطلوبیت یکسانی دارند.
فضل الله نعیمی استرآبادی در قرن هشتم هجری آیینی را پی نهاد که هر چند از اندیشه های فرق دیگر متأثر بود، به نوبه خود در شکل گیری اندیشه ها و جریان های دیگر اثرگذار گردید. افکار و اندیشه های حروفیه مورد توجه شخصیت های سیاسی و علمی روزگار خود و جریان های سیاسی و فکری دوران پس از خود واقع شد. اصفهان از جمله شهرهایی بود که از موقع مطرح شدن اندیشه های فضل الله نعیمی بستر مناسبی جهت رشد و نشر اندیشه های حروفیه گردید. حروفیه در این شهر توانست هم به لحاظ علمی مورد توجه اهل زمانه قرار گیرد و هم تأثیرگذار در جریان های فکری پس از دوران تیموری واقع شود. به لحاظ سیاسی نیز توانست در حرکت های سیاسی داخل و خارج از حوزه های جغرافیایی ایران تأثیرگذار گردد. این مقاله ضمن مطالعه موردی حضور حروفیه در اصفهان، به بررسی تأثیرات فکری و سیاسی آنان در تاریخ ایران می پردازد.
امروزه پیشرفت در تمام ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی وجهه همت همه نظام های سیاسی است. زیربنا و اساس فکری رهبران و دولتمردان تمام جوامع را، پیشرفت همه جانبه از طریق ارائه راهکارهای اساسی با شاخص های معین تشکیل میدهد. این تحقیق، با روش توصیفی ـ تحلیلی، به بررسی و تبیین این مسئله میپردازد که یکی از امور لازم در رسیدن به پیشرفت سیاسی یک جامعه، استقلال و عدم دخالت بیگانگان در امور آنهاست. مهم ترین دستاورد تحقیق این است که فهم پیشرفت و دگرگونی اجتماعی در یک کشور، مستلزم بررسی دقیق ساختار نظام سیاسی و توجه به نحوه اثرگذاری نیروهای خارجی بر آن است. مجموعه پیچیده و متغیری از روابط میان عوامل و ساختارهای داخلی و خارجی، شکل خاصی به پیشرفت میبخشد که در الگوی پیشرفت، این عوامل باید مورد توجه قرار گرفته و استقلال، به عنوان یک شاخص مهم در فرایند پیشرفت سیاسی، باید مدنظر قرار گیرد.