مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۹٬۳۲۱ تا ۲۰۹٬۳۴۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
بی ثباتی اقتصادی بر میزان پول داخلی که عاملان اقتصادی مایل به نگهداری آن هستند تأثیر می گذارد. به عنوان مثال در شرایط تورمی، آنها ترجیح می دهند پول داخلی کمتری نگهداری کنند و دارایی خود را به دارایی های با ریسک کاهش ارزش پایینتر همچون پول خارجی تبدیل کنند. استفاده از پول خارجی به عنوان ذخیره ارزش «دلاری شدن» نام دارد. در این مطالعه تأثیر بی ثباتی اقتصادی بر دلاری شدن غیر رسمی اقتصاد ایران بررسی شده است. بدین منظور با استفاده از روش کمین و اریکسون (2003) و ال ارین (1988) درجه دلاری شدن غیر رسمی ایران برآورد شده سپس شاخص ترکیبی بی ثباتی از متغیرهای شاخص قیمت مصرف کننده، ذخایر ارزی، نرخ ارز، کسری بودجه و نرخ سود سپرده های بلندمدت بر اساس داده های سال های 1392-1358 به دست آمد. سپس با استفاده از مدل خودرگرسیون برداری تأثیر بی ثباتی اقتصادی بر درجه دلاری شدن اقتصاد بررسی شد. پس از برآورد مدل، نتایج تابع واکنش- ضربه نشان داد که یک انحراف معیار شوک ایجاد شده در شاخص بی ثباتی اقتصادی منجر به افزایش دلاری شدن شده و این روند به تدریج کاهش می یابد. همچنین نتایج تجزیه واریانس نشان می دهد در بلندمدت شاخص بی ثباتی اقتصادی نوسانات دلاری شدن را توضیح می دهد.
ارزیابی و پهنه بندی آلودگی هوا با استفاده از مدل VIKOR (مطالعه موردی: شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله آلودگی هوا اگر یکی از حادترین مسائل ناشی از تمدن ماشینی نباشد بدون شک از بغرنج ترین آن ها است چرا که هوا در همه جا گسترده است و در شبانه روز مصرف می شود. تجمع اکثر مردم در مناطق شهری و توقع استاندارد بالای زندگی با حداقل قیمت بدون توجه به محیط زیست، باعث افزایش غلظت آلودگی هوا در حد خطرناک و قابل توجه گردیده است. در حال حاضر رشد شهرها، مخصوصا در کشورهای در حال توسعه، منجر به شهر نشینی همراه با ضایعات زیست محیطی می شود. برای دستیابی به توسعه ای پایدار در شهرها، کاهش و کنترل آلودگی هوا می تواند از اهمیت فراوانی برخوردار باشد. در این تحقیق از هشت عامل: ازدحام جمعیت، بارش، طبقات ارتفاعی، فاصله از راه ارتباطی، فاصله از فضای سبز، فاصله از مراکز تجاری، فاصله از مراکز صنعتی، کاربری اراضی به عنوان عوامل مؤثر درایجاد آلودگی هوا استفاده شده است. سپس لایه های اطلاعاتی در سیستم اطلاعات جغرافیایی تهیه گردید. ارزش گذاری و استاندارد سازی نقشه های معیار به صورت توأم با استفاده از روش فازی انجام شد. جهت وزن دهی عوامل از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده گردید. نقشه پهنه بندی آلودگی هوا در محیط Idrisi و با استفاده از روش Vikor تهیه شد. طبق نتایج به دست آمده از مدل، جهت غرب، شمال غرب و مرکز شهر پهنه های آلودگی بیش تری دارد. بنابراین ضریب سازگاری در این مطالعه کم تر از 0.1 بوده، هم چنین با توجه به نتایج مطالعه، کارایی استفاده از تابع عضویت در مجموعه های فازی و مدل ویکور در پهنه بندی آلودگی هوا در شهر تبریز مورد تأیید قرار گرفت که با توجه به آن، استفاده از فنون تحلیل چند معیاری علاوه بر افزایش دقت، افزایش سرعت انجام کار، تنوع و کیفیت بهتر ارائه نتایج می گردد.
بررسی تطبیقی انواع باغ بام سبز در جهت تعدیل جزایر حرارتی در کلان شهر اردبیل
حوزههای تخصصی:
طی چند دهه ی اخیر افزایش مهاجرت مردم از روستاها به شهرهای بزرگ و تشدید نیاز به مسکن و به دنبال آن افزایش جمعیت شهرها ی بزرگ و کمبود فضای شهری باعث بلند مرتبه سازی در شهرها شد که با توجه به گسترش نیاز به مسکن و بلند مرتبه سازی، فضاهای سبز شهری تبدیل به برج های مسکونی و تجاری شد و هم اکنون انسان شهر نشین قرن ٢١ با کمبود فضای سبز شهری مواجه است. افزایش ساختمان ها در شهر باعث پدیداری موج جدیدی از مصالح در سطح شهر میشود که اغلب این مصالح حرارت را جذب و سپس منعکس می کنند و باعث افزایش دمای جزایر حرارتی در شهر می شوند، به این ترتیب دمای شهرهای بزرگ هرروز در حال افزایش و حومه ی شهرها به مراتب خنک تر می باشد، از عوامل مهم بعدی در ایجاد جزایر حرارتی در شهر تردد وسایل نقلیه و استفاده از سوخت های فسیلی می باشد، راه کار مناسب برا جلوگیری از افزایش دمای جزایر حرارتی و ایجاد فضای سبز برای ساکنین شهر، ایجاد بام ها و دیوارهای سبز در شهر است. از دیدگاه منظر شهری نیز بام سبز می تواند پدید آورنده ی نوعی جدید از منظر زیبا در شهر باشد. بام سبز زیستگاهی برای گیاهان و پرندگان است و سبب افزایش تنوع زیستی در منظر شهری میشود. بام سبز به دو نوع تقسیم می شود که شامل: بام سبز متمرکز و گسترده است که با بررسی ویژگی های این دو مهم در صدد ارائه ی الگوی مناسب برای ایجاد بام سبز در شهر اردبیل که اقلیمی سرد و کوهستانی دارد، هستیم.
اهمّیت اجازه حدیث در دوران گذشته
حوزههای تخصصی:
مقایسه اثربخشی توان بخشی حافظه کاری به کمک رایانه و روش چندحسی بر بهبود کارکرد های اجرایی دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نارساخوانی رایج ترین نوع ناتوانی های یادگیری است که حدود 80 درصد مشکلات یادگیری را در بر می گیرد. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی توان بخشی حافظه کاری به کمک رایانه و روش چندحسی بر بهبود کارکرد های اجرایی دانشآموزان مبتلا به نارسا خوانی بود. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع ابتدایی مبتلا به نارساخوانی شهر رشت در سال تحصیلی 94-1393 بودند که از بین آنها 45 نفر با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها از ویرایش چهارم مقیاس هوش وکسلر کودکان، آزمون رسمی خواندن و نارساخوانی و نسخه نرم افزاری آزمون مرتب کردن کارت های ویسکانسین استفاده شد. برنامه توان بخشی حافظه کاری به کمک رایانه در 11 جلسه به گروه آزمایش اول و برنامه آموزش چندحسی در 9 جلسه به گروه آزمایش دوم آموزش داده شد؛ درحالی که گروه گواه، آموزشی در این زمینه ها دریافت نکردند. تحلیل داده ها نشان داد که در مرحله پس آزمون بین گروه های آزمایش و گواه از نظر میزان بهبودی کارکرد های اجرایی تفاوت وجود داشت؛ به طوری که روش توان بخشی حافظه کاری به کمک رایانه بیشتر از روش چندحسی باعث بهبود کارکرد های اجرایی دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی شده بود. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که روش توان بخشی حافظه کاری به کمک رایانه با ایجاد نوعى تجربه یادگیرى که معطوف به انعطاف پذیری و بازگرداندن کارکرد های مغزىِ دچار اشکال است به بهبود کارکرد های اجرایی کودکان مبتلا به نارساخوانی کمک بیشتری می کند.
اثربخشی برنامه بازسازی مهارت های ادراکی بر حافظه کاری، استدلال ادراکی و عملکرد ریاضی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر، اثربخشی برنامه بازسازی مهارت های ادراکی برحافظه کاری،استدلال ادراکی وعملکرد ریاضی دانش آموزان باا اختلال یادگیری ویژه ریاضی بود. روش : این پژوهش آزمایشی، با پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان اختلال یادگیری ویژه ریاضی پایه سوم شهر جغتای بودندکه توسط معلمان پایه سوم با اجرای آزمون تشخیصی اختلال ریاضی وبه صورت تصادفی 30 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. آزمودنی های گروه آزمایش در 16جلسه تحت برنامه آموزش قرارگرفتند. برای جمع آوری داده ها از آزمون های کی- مت، ریون، مقیاس استدلال ادراکی وکسلر چهار، آزمون تشخیصی اختلال ریاضی و مقیاس حافظه کاری استانفورد-بینه استفاده شد. یافته ها: تحلیل داد ه ها با استفاده از روش تحلیل واریانس مختلط به همراه اندازه گیری مکرر نشان داد که اجرای برنامه مداخله ای بر میزان حافظه کاری غیرکلامی، استدلال ادراکی و عملکرد ریاضی آن در دانش آموزان گروه آزمایشی در مرحله پس آزمون به طور معنا داری موثر بوده و اثرات مشاهده شده در مرحله پیگیری پایدار مانده بود.اما در متغیر حافظه کاری کلامی تفاوتی بین گروه آزمایشی و کنترل وجود نداشت نتیجه گیری: براین اساس می توان نتیجه گرفت که آموزش این برنامه بر عملکرد ریاضی، حافظه غیر کلامی و استدلال ادراکی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه ریاضی موثر بوده ومی تواند به عنوان یک رویکرد موثر در درمان اختلال یادگیری ویژه ریاضی باشد.
تاثیر مواجهه درمانی روایتی بر بهبود شاخص های فیزیولوژیک استرس در زنان مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال هفتم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۲۵)
133 - 145
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نشانه های فیزیولوژیک استرس می تواند با تضعیف سیستم ایمنی بدن عامل مزاحمی در درمان بیماران سرطانی باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مواجهه درمانی روایتی بر بهبود شاخص های فیزیولوژیک استرس در زنان مبتلا به سرطان بود. روش: این مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری را کلیه بیماران زن سرطانی تشکیل دادند که در تابستان 1395 در بخش خون و انکولوژی بیمارستان شهید مطهری فولاد شهر (اصفهان) تحت درمان بودند. 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15نفر) و کنترل (15نفر) جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون از دستگاه بیوفیدبک استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 6 جلسه به صورت گروهی مواجهه درمانی روایتی (NET) را دریافت کردند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره (مانکوا) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات پس آزمون دو گروه درمتغیرهای میزان تعریق پوست (002/0 >P )، درجه حرارت پوست (01/0 >P) ضربان قلب (001/0 >P) وجود دارد. نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد که روش مواجهه درمانی روایتی می تواند درمان مفیدی برای کاهش علایم فیزیولوژیک استرس در بیماران سرطانی باشد.
اثربخشی مداخلات آموزشی شناختی، رایانه ای حافظه فعال بر توجه، کنترل پاسخ و مؤلفه مجری مرکزی حافظه فعال در دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت اجتماعی سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۱۴)
173 - 186
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخله آموزشی شناختی رایانه محور حافظه فعال بر توجه و بازداری پاسخ و مؤلفه مجری مرکزی کودکان دارای اختلال یادگیری خاص انجام شده است. روش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون پیگیری است. تعداد 27 نفر دانش آموز 8 تا 12 ساله دچار اختلال یادگیری خاص به شکل تصادفی در دسترس از مراکز اختلالات یادگیری خاص شهرستان های تهران (شهریار و رباط کریم)انتخاب گردیدند. این 27 نفر در سه گروه بر اساس مؤلفه های حلقه واج شناختی و لوح دیداری فضایی آزمون حافبک و فرم ارزیابی اختلال یادگیری خاص (LDES) همتا و گروه بندی شدند. سپس با استفاده از آزمون IVA و مؤلفه مجری مرکزی آزمون حاف بک پیش آزمون به عمل آمد. پس از 18 جلسه 50 دقیقه ای مداخله شناختی رایانه ای بر روی 27 نفر، مجدداً پس آزمون انجام شد و پس از گذشت سه ماه آزمون پیگیری انجام گردید. برای تحلیل داده ها از آماره های توصیفی و تحلیل واریانس اندازه های مکرر استفاده شد. یافته ها:نتایج نشان داد که بین سه گروه در پیش آزمون و پس آزمون و آزمون پیگیری در حوزه های توجه، بازداری پاسخ و مؤلفه مجری مرکزی تفاوت معنادار ایجاد شده است. نتیجه گیری: بنابراین مداخله آموزشی شناختی رایانه محور باعث افزایش توجه، بازداری پاسخ و مؤلفه مجری مرکزی حافظه فعال در کودکان دارای اختلال یادگیری خاص شده است.
تأثیر نرم افزار محتواساز بر یادگیری و یادداری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با ه دف مطالعه تأثیر نرم افزار محتواساز بر میزان یادگیری و یادداری انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش شبه آزمایشی بود. ج امعه آماری شامل دانش آموزان پایه ششم شهرستان بلده بود و روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده انجام شد. درس مورد نظر کار و فناوری بود که دو کلاس از میان آنها به عنوان گروه گواه (25 نفر) و آزمایش (25 نفر) انتخاب شدند. در هر دو گروه، یک پیش آزمون یکسان اجرا شد و پس از اطمینان از همسان بودن دو گ روه؛ به گروه آزمایش با استفاده از نرم افزار محتواساز، و به دانش آموزان گروه شاهد با روش های آموزش سنتی (بدون استفاده از نرم افزار محتواساز) آموزش داده شد. و در پایان آموزش، سپس در هر دو گروه دو پس آزمون یادگیری و یادداری به اجرا درآمد. برای جمع آوری داده ها از سؤالات معلم ساخته استفاده شده است که روایی آزمون با اعمال نظر متخصصان تأیید شد و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرانباخ 89/0 به دست آمد. به منظور بررسی فرضیه های پژوهش از آزمون های <em>t</em>و ANOVA استفاده گردیده است. یافته های پژوهش نشان داد که به کارگیری نرم افزار محتواساز در آموزش مؤثرتر از روش سنتی موجود در مدارس می باشد. به بیان دیگر، بین آموزش از طریق نرم افزار محتواساز و آموزش به روش سنتی تفاوت معنی داری وجود دارد. لذا، با استفاده از آموزش به سبک نرم افزاری می توان تأثیرات مثبت تری بر یادگیری و یادداری دانش آموزان ایجاد نمود.
برنامه های درسی مغفول توسعه حرفه ای اعضای هیئت علمی دانشگاه های ایران: دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله برنامه درسی مغفول را در برنامه های قصد شده توسعه حرفه ای اعضای هیئت علمی را در دانشگاه های ایران بررسی و به عنوان نمونه بر روی برنامه های آموزشی دانشگاه فردوسی مشهد تمرکز نمود. برای این پژوهش دو سؤال اصلی مطرح شد: نخست آنکه برنامه های توسعه حرفه ای چه حیطه هایی را شامل می گردد و دوم این که در برنامه های توسعه حرفه ای چه حوزه هایی مغفول مانده است. در این پژوهش از دو راهبرد سنتز پژوهی نوع دوم (سؤال نخست) و تحلیل محتوا (سؤال دوم) استفاده شد. جامعه آماری روش نخست تعداد 67 پژوهش مرتبط بود که از طریق نمونه گیری هدفمند معیاری انتخاب شدند. اعتبار یافته ها از طریق فن دلفی تائید شد. در سؤال دوم جامعه آماری، شامل 6 سند که به صورت سرشماری انجام گرفت. اعتبار یافته ها از طریق توافق درصدی تائید شد. یافته ها نشان می دهد که ابعاد توسعه حرفه ای شامل سه حیطه الف) برنامه های حمایتی؛ ب) برنامه های فردی و شامل شناختی (دانشی، مهارتی و عاطفی) و فراشناخت (ابعاد سطوح عالی تفکر و مدیریت خود)، انسانی (تعاملاتی و مهارت های بین فردی)، اخلاق حرفه ای و حوزه تخصصی-رشته ای و ج) برنامه های اداری-اجرایی شامل شغلی، مدیریتی، سازمانی، محیطی، مشاوره ای، پژوهشی و آموزشی است. در بخش دوم مهم ترین حیطه های مغفول برنامه های درسی قصد شده در دانشگاه های ایران و فردوسی مشهد برنامه های حمایتی، در حیطه سازمانی برنامه های مشاوره ای و در حیطه فردی برنامه های شناختی وجود دارد. به نظر می رسد برنامه های توسعه حرفه ای اعضای هیئت علمی در سطح کلان نیازمند بازنگری جدی است و از دیگر سو در سطح خرد، لازم است کنشگران برنامه های درسی زمینه های متنوعی را با توجه به تغییرات گسترده آموزشی تدارک ببینند.
همبسته های روانشناختی عدم تحمل بلاتکلیفی (فراتحلیل مقاله های فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عدم تحمل بلاتکلیفی، نوعی سوگیری شناختی است که بر چگونگی دریافت، تفسیر و واکنش فرد به یک موقعیت نامطمئن در سطوح هیجانی و شناختی و رفتاری تأثیر می گذارد. همه ی پژوهش های انجام شده در سراسر کشور طی سال های 1389 تا 1396 گردآوری و بررسی شدند و تعداد دوازده پژوهش انجام گرفته در زمینه ی عدم تحمل بلاتکلیفی، با بهره گیری از ابزار فهرست بازبینی گزینش پژوهش ها، از نظر فنی و روش شناختی، شامل روش نمونه گیری درست، روش پژوهشی و آماری صحیح و مناسب و روایی و پایایی مناسب پرسش نامه ها انتخاب شدند. برای این منظور از بین پژوهش ها، پژوهش هایی که ازلحاظ روش شناختی مورد قبول بودند، انتخاب و فراتحلیل شدند. مفروضه های همگنی و خطای انتشار مورد بررسی قرار گرفتند. ضریب اندازه ی اثر با استفاده از نرم افزارجامع فراتحلیل( CMA-2 )ارزیابی شد. براساس نتایج فراتحلیل، باورهای فراشناختی بالاترین اثر و پس از آن، بالاترین اندازه های اثر، به ترتیب مربوط به استرس، ناتوانی برای انجام عمل و افکار تکرارشونده منفی بود و اندازه ی اثر بازداری رفتاری و فعال سازی رفتاری ازلحاظ آماری معنادار نشد؛ ازاین رو، مدنظر قراردادن متغیرهای گفته شده در تدوین مداخلات درمانیِ مربوط به عدم تحمل بلاتکلیفی، می تواند به کارآمدی هرچه بیشتر این مداخلات کمک کند.
بررسی ، شناسایی و ارزیابی عوامل موثر بر توانمندسازی روانشناختی کارکنان و رابطه آن با رفتار شهروندی سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هفتم مهر ۱۳۹۷ شماره ۷ (پیاپی ۲۸)
219-230
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی ، شناسایی و ارزیابی عوامل موثر بر توانمندسازی روانشناختی کارکنان و رابطه آن با رفتار شهروندی سازمانیمطالعه کارکنان شبکه بهداشت و درمان شهرستان بندرماهشهر می پردازد. برای این منظور از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه بهره برده است. جامعه آماری این پژوهش کارکنان اداری شهرستان بندرماهشهر با حجم 710 نفر بوده که با استفاده از تعیین حجم نمونه کوکران، 249 نفر از آنها به عنوان پاسخگو انتخاب و داده های پرسشنامه با روش نمونه گیری مطبق از میان آنها جمع آوری شده است. نتایج نشان می دهد که از مجموع 8 متغیر، 7 متغیر دسترسی اطلاعات، روشن سازی اهداف، حمایت، آموزش، رضایت شغلی، امنیت شغلی، مدیریت مشارکتی، به ترتیب توانمندی روانشناختی سازمانی را بیشتر تبیین می کنند که نشان از بودن در زمره عوامل توانمندسازی است. همچنین همبستگی مستقیم و معنی داری در سطح متوسط بین توانمندسازی روانشناختی و رفتار شهروندی سازمانی وجود دارد. سنجش همبستگی جداگانه ی 7 شاخص تبیین کننده توانمندسازی روانشناختی با رفتار شهروندی سازمانی نشان می دهد که به ترتیب شاخص های دسترسی اطلاعات، رضایت شغلی، حمایت سازمانی، مدیریت مشارکتی، امنیت شغلی، آموزش و در نهایت روشن سازی اهداف بیشترین همبستگی معنی دار را با این شاخص دارند. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان می دهد که روند علی متغیرهای پژوهش به این صورت است که ابتدا شاخص های تبیین کننده توانمندسازی روانشناختی بر توانمندی روانشناختی تاثیر گذاشته و در نهایت متغیر توانمندی روانشناختی است که رفتار شهروندی سازمانی را موجب می شود.
مدل یابی روابط بین معنویت در محیط کار و اشتیاق شغلی با نقش میانجی گری توانمندسازی روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هفتم مهر ۱۳۹۷ شماره ۷ (پیاپی ۲۸)
299-320
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مدل یابی روابط بین معنویت در محیط کار و اشتیاق شغلی با نقش میانجی گری توانمندسازی روانشناختی انجام شده است. روش تحقیق، توصیفی و همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیه بهورزان شهرستان ارومیه است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده 190 نفر بعنوان نمونه آماری جهت مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از سه پرسشنامه استاندارد معنویت در محیط کار میلیمن (2003)، پرسشنامه اشتیاق شغلی کبیرزاده (1392) و پرسشنامه توانمندسازی روانشناختی اسپریترز (1995) استفاده شد. جهت بررسی ارتباط متغیرهای اصلی پژوهش با همدیگر از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد و روابط بین متغیرها باهم دیگر معنی دار بود. در ادامه جهت بررسی قابلیت تعمیم مدل ساختاری پژوهش، مدل معنی داری پژوهش (مدل t ) نیز ارائه شده است. بر اساس نتایج بدست آمده، معنویت در محیط کار بر اشتیاق شغلی تاثیر مستقیم دارد، همچنین معنویت در کار بر توانمندسازی روانشناختی تاثیرمستقیم دارد و در نهایت توانمندسازی روانشناختی بر اشتیاق شغلی تاثیر مستقیم دارد. مدیران سازمان ها باید در توانمندسازی بهورزان خود تلاش کرده و به این طریق بر اثربخشی و کارآمدی کارکنان مراکز بهداشتی بیفزایند. بنابراین توانمندسازی کارکنان یکی از تکنیکهای مؤثر برای ارتقای بهره وری کارکنان و استفاده بهینه از ظرفیت ها و توانایی های آنان در زمینه اهداف سازمانی است. از این رو توانمندسازی نیروی انسانی مفهومی روانشناختی است که به حالات، احساسات و باور افراد نسبت به شغل مربوط می شود.
پیش بینی سازگاری با ناباروری براساس سبک های دلبستگی در زنان نابارور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناباروری به عنوان تهدیدکننده تولیدمثل و بقا، تجربه استرس زایی را برای زوجین نابارور ایجاد می کند. ازآنجایی که استرس توانایی فعال سازی دلبستگی را دارد، ممکن است بر واکنش ناشی از استرس ناباروری و نحوه سازگاری زوجین نابارور تأثیرگذار باشد. هدف از این پژوهش بررسی رابطه سبک های دلبستگی و سازگاری با ناباروری بود. در پژوهش حاضر، از طرح اکتشافی از نوع همبستگی استفاده شد. تعداد 192 زن (192 n= ) نابارور مراجعه کننده به بخش درمانگاه پژوهشکده رویان شهر تهران در این پژوهش شرکت کردند. اطلاعات اولیه شامل سن، مدت ناباروری، مدت ازدواج، تعداد فرزندان، سابقه سقط جنین، شغل و میزان تحصیلات ثبت شد. گردآوری داده ها با استفاده از مقیاس دلبستگی بزرگسال ( AAI ) و مقیاس سازگاری با بیماری ( AIS ) انجام شد. داده ها به روش همبستگی تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که سبک دلبستگی ایمن ( P<0.01 ، r=0.23 ) و سبک دلبستگی ناایمن ( P<0.01 ، r=-0.32 ) با سازگاری با ناباروری رابطه مثبت و منفی معنادار دارند. زنان نابارور ایمن، با ناباروری سازگاری بالاتری دارند. همچنین زنان نابارور ناایمن، سازگاری باناباروری پایین تری دارند. بر اساس نتایج این پژوهش، می توان نتیجه گرفت سبک دلبستگی ایمن و ناایمن، بر سازگاری با ناباروری مؤثر است و درمان های دلبستگی محور، بر سازگاری افراد با تجربه استرس زای ناباروری اثربخش خواهد بود.
بررسی روش آموزش مبتنی بر مهارت های عصب روان شناختی بر بهبود مهارت های شناختی دانش آموزان ناتوان یادگیری خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بررسی روش آموزش مبتنی بر مهارت های عصب روان شناختی بر بهبود مهارت های شناختی دانش آموزان ناتوان یادگیری خواندن. روش پژوهش آزمایشی و از طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. به این منظور از بین دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری خواندن در شهر اصفهان در سال تحصیلی 96-1395 با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای و با توجه به ملاک های ورود به پژوهش 45 دانش آموز انتخاب و در دو گروه آزمایش مهارت های عصب روان شناختی (15نفر) و آموزش چندرسانه ای(15 نفر) و نیز گروه کنترل(15نفر) گمارده شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس هوشی وکسلر کودکان ویرایش چهارم (WISC_IV) و آزمون نارساخوانی کرمی نوری استفاده شد. داده های بدست آمده با روش آماری تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که بین 3 گروه آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری وجود دارد(05/0 (P< . همچنین نتایج نشان داد که مداخله آموزش مبتنی بر مهارت های عصب روان شناختی و آموزش چندرسانه ای بر رشد مهارت های شناختی(کارکرد اجرایی، حافظه فعال و توجه) موثر بوده است و منجر به افزایش معنادار عملکرد در گروه ها ی آزمایش نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون گردیده است،ضمن این که /اموزش عصب روان شناختی نسبت به آموزش چند رسانه ای سطح افزایش بیشتری را در متغیرهای وابسته گروه آزمایش نسبت به گروه گواه اختصاص داده است. (05/0 P< ). موجب بهبود نارساخوانی دانش آموزان می شود و از آن ها می توان به عنوان روش های درمانی در کلینیک ها و مراکز آموزشی و توانبخشی مشکلات ویژه یادگیری مورد استفاده قرار داد.
Evaluation of the Physical Quality Livestock Hygiene Environment Rule on the Development of the Health of Human and Livestock in the Rural Regions (Case Study: Rural Regions of Firouzeh County)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Evaluation of zoonotic diseases have existed since the beginning of human life on earth, but in recent decades it has become much more important. Today, zoonotic diseases not only important in health area, but also in international economics and politics are also special place are important. the main objective of the present article is to assess the impact of the physical quality livestock building on the development of human and animal health in rural areas. Methodology: In this regard, a survey method has been used. After applying the Cochran formula, 382 questionnaires were prepared in the form of a form and a questionnaire. case study is rural regions of Firouzeh county. For measure the research hypotheses, Binomial test and Linear Regression and TOPSIS has been used. Therefore, the research method is descriptive and analytical. Results: Binomial test results show that the villages are unfavorable in terms of physical quality of livestock buildings. Linear regression results show that increased physical quality of livestock buildings has a direct impact on the development of livestock and human health. Also according to TOPSIS, Taghiabad village, Nayerabad and Shorab are ranked first to third in terms of the high quality of livestock buildings. Practical solutions: Provide trifle and long term loans to ranchers, making changes to the old buildings keeping the livestock according to the quality standards of the livestock building, having a regular program for washing and cleaning the livestock building, more systematic monitoring of health centers by collecting livestock excrements and preventing the accumulation of waste at public passages are suggestions that can help improve the quality of livestock building and human health. Significance of the Study: Regarding the approach to physical quality and its impact on the development of human health and livestock in rural areas and in terms of the area studied, this research has been the first research on the health of animals and humans in rural areas (Firouzeh villages).
Addressing Barriers of Rural Development under Drought(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose - Several models of rural development have been proposed but they have failed to adequately explain why development stagnates in certain regions. To fill this knowledge gap, this qualitative research was conducted. Design/methodology/approach- Based on focus group interviews with farmers and semi-structured interviews with rural managers and experts from two sub-counties in Kherameh, Fars province, the barriers of rural development under drought were investigated. Finding- Various adaptation strategies, such as changing cropping pattern, developing greenhouses and rising mushroom, quail and ostrich, have been applied by farmers in order to reduce the negative impacts of drought and water scarcity. However, different barriers including climate variability, quantitative and qualitative reduction of water resources, unemployment and lack of sustainable job opportunities, limitation of financial resources and investment, inefficiency of institutional supporting policies, limitation of budgets and loans, and uncertainty about future of agriculture have prevented rural areas from development. Practical implications - Continuous monitoring of drought and developing early warning systems, consensus about distribution of common water resources, water conveyance from other regions and considering water subsides, local participation in development planning, encouraging research institutes to focus their research on investigating and producing water resistance crops, improving drought management information through effective extension services and linking urban-based businesses with small-scale crop producers are offered to improve rural development in this drought prone area. Originality/value- Given that a similar study has not been conducted about rural development traps under drought, the findings of this study can be used by rural development planners and practitioners.
ارائه مدل ساختاری فرسودگی تحصیلی بر اساس جو حاکم بر مدرسه، خودکارآمدی تحصیلی و حمایت اجتماعی دانش آموزان متوسطه استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه مدل ساختاری فرسودگی تحصیلی بر اساس جو حاکم بر مدرسه، خودکارآمدی تحصیلی و حمایت اجتماعی دانش آموزان متوسطه استان لرستان است، پژوهش از نوع توصیفی به روش همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوره اول و دوم استان لرستان (128163 نفر) می باشند که از طریق روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر انتخاب شد. برای سنجش متغیرهای تحقیق از پرسش نامه های فرسودگی تحصیلی برسوه[1] (1978)، حمایت اجتماعی فیلیپس (1986)، خودکارآمدی تحصیلی جیک و مورگان (1999) و جو حاکم بر مدارس هالپین و کرافت استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t و مدل معادله ساختاری[2] استفاده گردید. جهت تعیین برازش مدل بر اساس متغیرهای فرضی در پژوهش با استفاده از نرم افزار Lisrel، ابتدا رابطه متغیرها با مؤلفه های خود و سپس رابطه متغیرها و مؤلفه های آنها با فرسودگی تحصیلی و مؤلفه های آن بررسی شدند. هماهنگ با فرضیه های مورد مطالعه، نتایج نشان داد مدل پیش بینی شده برای فرسودگی تحصیلی دارای برازش خوبی دارد (برازش 93 تا 97)؛ همچنین نتایج نشان داد که بین جو حاکم بر مدرسه و فرسودگی تحصیلی رابطه منفی و معناداری وجود دارد؛ بین خودکارآمدی و فرسودگی تحصیلی رابطه منفی معناداری وجود دارد، بین حمایت اجتماعی و فرسودگی رابطه منفی معناداری وجود دارد؛ نتایج نشان داد که فرسودگی تحصیلی در پسران بیشتر از دختران است و تفاوت معناداری بین فرسودگی در دوره های تحصیلی متوسطه اول و دوم وجود ندارد. [1]. Borso [2]. Structural Equation Modeling (SEM)
آسیب شناسی عوامل مؤثر در پرورش شایستگی های شهروندی دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره چهاردهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲
77 - 104
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با عنوان "آسیب شناسی عوامل مؤثر در تربیت شایستگی های شهروندی دانش آموزان دوره متوسطه" با هدف احصاء و استخراج تهدیدها و شناسایی نقاط ضعف مرتبط با برنامه تربیت شهروندی در مدارس انجام شده است. این پژوهش از نوع تحقیقات توصیفی بوده و به روش کیفی انجام شده است. در این پژوهش اطلاعات حاصل از مصاحبه با تکنیک تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این تکنیک، داده های خام حاصل از پیام های گفتاری بر اساس استنباط صورت گرفته، معنا سازی و مقوله بندی گردید. مشارکت کنندگان نیز به روش نمونه گیری هدفمند از میان متخصصین تعلیم و تربیت در دو حوزه آموزش عالی و آموزش و پرورش انتخاب و تا رسیدن به اشباع داده ها انجام شد. این مطالعه با مشارکت 15 صاحب نظر انجام گردید. انتخاب مشارکت کنندگان با حداکثر تنوع سبب شد که اعتبار داده ها افزایش یابد. آسیب های شناسایی شده در 6 گروه اساسی اعم از موانع ناشی از نظام سیاستگذاری، گسیختگی و نابسامانی نظام برنامه ای، مدیریت ناکارآمد مدارس، مدیریت و جریان غیر اثربخش کلاس درس، فرهنگ ضعیف مدرسه و تسری اصل این همانی در مدارس- بازتولید در حلقه معیوب- (از کوزه همان برون تراود که در اوست) طبقه بندی گردید.کلید واژگان: آسیب ها، تعلیم و تربیت، شهروندی، مدارس متوسطه
پیش بینی میزان هوش اخلاقی براساس مولفه های مثبت و منفی تنظیم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره چهاردهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲
263 - 284
حوزههای تخصصی:
هوش اخلاقی مفهومی جدید در عرصه ی علم است. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی میزان هوش اخلاقی براساس مولفه های مثبت و منفی تنظیم شناختی هیجان در بین دانشجویان دانشگاه کردستان در سال 95-1394 انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع توصیفی، و جامعه ی آماری کلیه دانشجویانی بودند که در سال تحصیلی 95-1394 در دانشگاه کردستان تحصیل می کردند. تعداد 213 نفر از دانشجویان به روش نمونه گیری در دسترس مورد مطالعه قرار گرفتند. از دو پرسشنامه هوش اخلاقی و تنظیم شناختی هیجان به عنوان ابزار جمع آوری داده ها استفاده شد. مولفه های تنظیم شناختی هیجان به عنوان متغیر پیش بین و هوش اخلاقی متغیر ملاک در نظر گرفته شد. داده های تحقیق با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که بین هوش اخلاقی با مولفه تنظیم شناختی هیجان مثبت (517/0 r= و 05/0> P) رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه در سطح (01/0) نشان داد که از بین متغیرهای پیش بین تنظیم شناختی هیجان مثبت توانست هوش اخلاقی را تبیین کند. بر اساس یافته های پژوهش، می توان گفت افرادی که هوش اخلاقی بالاتری دارند از تنظیم شناختی هیجان مثبت برخوردار هستند. با توجه به اینکه اخلاق مندی به عنوان سرمایه ی راهبردی برای مجموعه های انسانی مطرح است و پیش شرط زندگی اجتماعی کارآمد را تشکیل می دهد بنابراین راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان می تواند در پیشبرد هوش اخلاقی مفید باشد.









