با پیشرفت روزافزون اجتماع بشری و پیچیدگی رابط اجتماعی و سیاسی و ... ضرورت سرعت بخشیدن در ابلاغ و مخابره خبر ، بیشتر احساس شده است به طوری که از قرن گذشته تا کنون تولید و گسترش وسایل ارتباط جمعی ، شتاب برق آسایی به خود گرفته است و در این میان تلویزیون یکی از مهمترین آن وسایل به شمار آمده است . گرایش و حساسیت افراد جوامع ، نسبت به خبر تاحدی است که حتی اگر در انتشار یک خبر ( به ظاهر ) معمولی و عادی خللی رخ دهد ، یا آن خبر ناقص به اطلاع برسد ، افکار عمومی نیز به نوعی دستخوش اختلال ( و حتی در برخی موارد دستخوش اضظراب ) خواهد شد . بنابراین با توجه به این حساسیت بالا بدیهی است که تصمیم گیرندگان و تنظیم کنندگان خبر عهده دار مسئولیت بزرگ و حساسی هستند ، چرا که برای تنظیم یک خبر علاوه بر آ«که ارزشهای خبری و واقع نمایی و ...را باید لحاظ کنند ، بسیار ضروری است که حتی در انتخاب الفاظ و کلمات نیز دقت لازم را به خرج دهند ، چرا که یک لفظ خبری (اعم از قید ،صفت یا مصدر و ..) اگر بجا و درست و واقعی به کار گرفته نشود ،ذهن مخاطبان بسیاری را از واقعیت دور خواهد کرد . به عنوان مثال ( هلاک شدند ) و کشته شدند) در واقع یک مفهوم را بیان می کنند ، اما تصورات متفاوتی را در ذهن مخاطب ایجاد می کنند، به همین ترتیب (رزمندگان چچن ) و (مردان مسلح چچن).
بی شک هر رفتار آدمی را منطقی است و بر آن منطق پاداشی مترتب این پاداش گاه می تواند کاملا مادی باشد ، و زمانی می تواند فقط به رضایت درونی فرد بیانجامد.مطالعات عدیده ای که دراین زمینهانجام شده اند ، بر این نتیجه اند که انسانهایی که دارای نگرشهای یکسان هستند یا تشابهات مشهودی دارند، بیشتر به تقویت یکدیگر می پردازند تا کسانی که تشابهات کمی نسبت به یکدیگر دارند. یکی از نظریه پردازان ارتباطات به چنین نتیجه ای رسیده است : (پاداش باید کاملا از نظر دریافت کننده پیام تعریف وتشریح شود.)