فن آوری همچون سایر پدیده های بشری یا طبیعی محتاج تامل فلسفی و اندیشیدن در حوزه فلسفه فن آوری است آموزش فن آوری از جمله در گرو آن است که چنین تاملی با دفت کافی صورت پذیرد. گونه های مختلف فلسفه فن آوری نیازنمدبحث و بررسی است زیرا برخی از آنها شهرت یافته اند و در عمل ذهن ما را در قالب خود شکل می دهنددر این مقاله دو گونه از فلسفه های فن آوری مورد بررسی قرار گرتفه و از گونه سومی حمایت شده است در گونه نخست فن آوری چون امری طبیعی خنثی در نظر گرفته می شود که به لحاظ ارزشی خنثی است و تاثیری یک جانبه بر فرهنگ دارد در گونه دوم فن آوری چون امری فرهنگی تک ارزشی لحاظ می شود که ارزش غالب بر آن ناشی از عقلانیت ابزاری و گرایش به تصرف و مسلط است در گونه سوم فن آوری چون امری طبیعی فرهنگی چند ارزشی در نظر گرفته می شود فن آوری در یک لایه از طبیعت ذهن و ضمیر آدمی نشات می یابد اما با قرار داشتن در چارچوب فرهنگ شکل ارزشی نیز می یابد و در این خصیصه بر خلاف رویکرد دوم نظر بر چند ارزشی بودن آن است با قبول رویکرد سوم اقتضاهای آن در اموزش فن آوری مورد بحث قرار گرتفه است بر این اساس آموزش فن آوری را نباید به مهارت آموزی محدود کرد زیرا هم مستلزم دسترسی به دانش های مرتبط با فن اوری و هم مستلزم ایجاد گرایش ه0ای اجتماعی اخالقی و جهان شناختی است .
پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر نقاشی درمانی در کاهش رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان پسر عقب مانده ذهنی آموزش پذیر انجام گردیده است. بدین منظور شصت نفر از دانش آموزان پسر عقب مانده ذهنی که دارای رفتارهای پرخاشگرانه بوده اند از چهار منطقه آموزشی شهر تهران از طریق روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. روش پژوهش آزمایشی و براساس طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و انتساب تصادفی صورت گرفته است ؛و از پرسش نامه سنجش رفتارهای پرخاشگرانه. که توسط والدین تکمیل گردیده به عنوان پیش آزمون استفاده گردید پس از تشکیل دو گروه همتای سی نفری. برنامه نقاشی درمانی به اجرا در آمد تحلیل داده ها حاکی از کاهش معنادار رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان عقب مانده ذهنی در گروه آزمایشی بود.