بهره وری، این واژه یا مقوله پرراز و رمز، هر طور و به هر زبانی که تعریف شود، آینه روشنی است که شایستگی ها و شادابی ها و پویش ها، منش ها و بینش ها، و رشادت ها و همت ها را می نمایند …. هر چند بهره وری بعدهای مختلف و فراوان دارد امّا تعریف رایج بهره وری به آئینه بی قواره ای می ماند که همه شکوه و جلال این مقوله پر معنا را در بعد اقتصادی آن خلاصه میکند. البته، انتظار دیگری هم نیست؛ چرا که این تعریف از جایی آمده است که زبان منفعت اقتصادی را نمی شناسد و جز با این زبان ابتردیالوگ نمی کند. متأسفانه این تعریف تأثیرات ناقص زیادی را هم در جوامع داشته است، بگونه ای که در این تیپ جوامع، بهره وری را صرفا در مسائل اقتصادی و مراکز صنعتی و تولیدی قابل اجراء یا عملی می دانند.در حالی که در فرهنگ متعارف، بهره وری، گزینش و پرداختن به کارهای مهم را به معنای اثر بخشی گرفته اند و می گویند که بهره وری، تلفیقی از کارآیی و اثر بخشی است. با این وجه حرکت بهره وری در تمامی زمینه های اجتماعی، اقتصادی و غیره ریشه می دواند و باعث اصلاح بهره مندی درست،یا بهره وری جامع و کامل تمامی امور میشود به همین دلیل در کشورمان مشاهده میگردد که در یکی از زمینه هائی که حرکت بهره وری در آن حوزه به خوبی مورد انجام نگرفته است، در زمینه علوم باستانی یا حوزه مواریث فرهنگی میباشد. زمینه و بستری که سایر کشورها، موفقیت های چشمگیری در آن راستا داشته و دارند. در این مقاله نیز تلاش میشود برای اولین بار به طور عملی به این مسأله پرداخته شود تا مورد توجّه جامعه، دست اندرکاران و مسئولین مربوطه قرار گیرد.
از آثار و نوشته های ابوحیان توحیدی پیداست که وی با وجود زندگی در کانون تصادم و اصطکاک میان عقاید و مذاهب مختلف در بصرة قرن چهارم، شخصیتی آزاداندیش و تا حدود زیادی بدور از تعصب دینی و مذهبی بوده است. این بی تعصبی می تواند علاوه بر جنبه های درونی او، متأثر از نفوذ افکار استادش ابو سلیمان منطقی، مراودة توحیدی با اخوان الصفا و نیز قدری گرایش او به زهد و تصوف بوده باشد؛ با این حال، در برخی آثار ابوحیان چیزی بیش از بی تعصبی و تسامح در دین، و در واقع گونه ای قول به کثرت باوری دینی نیز ملاحظه می شود. از این رو ارائه هر تفسیری از حکایت فیل شناسی کوران در کتاب المقابسات- به مثابه یک متن که به دست توحیدی پدید آمده بدون توجه به نیت او که احتمالاً با مراجعه به شخصیت تاریخی او قابل اکتشاف است بهرة شایانی از حقیقت نتواند داشت. با چنان مراجعه ای، در نهایت به نظر می رسد که توحیدی از گرایشهای کثرت باورانة دینی بر کنار نبوده است.
عقاید مذهبی نوجوانان معمولا در سنین 12 تا 18 سالگی شکل مجرد و مجازی به خود می گیرد. نظرات مذهبی نیز سهل گیرانه تر می شوند. ظاهرا در تغییر ارزشهای مذهبی هم عوامل فرهنگی و هم عوامل سنی تاثیر دارند.تحقیقات گالوپ نشان می دهد که افزایش تفکر صوری و انتزاعی در نوجوانان موجب گسترش درک و فهم آنان از طبیعت مذهب می شود همچنین نوجوانان نسبت به موضوعات معنوی علاقه نشان می دهند ... همین بررسی ها نیز نشان دهنده علاقه شدید نوجوانان به موضوعات معنوی است ... در هیچ دوره ای به اندازه دوره نوجوانی ارزشها و استانداردهای اخلاقی برای انسان مطرح نمی شود. توانایی های شناختی فزاینده نوجوانان بیشتر آنان را متوجه مسایل و ارزشهای اخلاقی می کند و آنان راه های پیچیده تری برای کنار آمدن با این مسایل می یابند.در این مقاله، نخست با ذکر اهمیت و جایگاه دوره نوجوانی از دیدگاههای متفاوت، بحران ارزشهای و روند تحول و دگرگونی در ارزشهای نوجوانان، با استناد به نتایج و تحقیقات انجام گرفته در این زمینه، مورد بررسی قرار گرفته و سپس گرایشهای مذهبی و دینی نوجوانان و چگونگی رشد مفاهیم مذهبی در آنان و فرایند تحول و دگرگونی در اعتقادات مذهبی نوجوانان با توجه به تحقیقات انجام یافته مربوطه مطرح و در پایان پیشنهادهای لازم ارایه شده است.
شاعری نیازمند استعداد خاصی است که هرکسی از آن بهره مند نیست. تاثیر شگرف شعر بر اذهان و اندیشه ها، زمینه ساز پیدایش اسطوره ها و باورهای خاصی نسبت به شاعران شده است، به طوری که این باور در میان بسیاری از ملل به وجود آمده که سخنان شاعران از دنیای دیگری سرچشمه می گیرد و موجودات برتری این سخنان را به آنان تلقین می کنند و در حقیقت شاعر سخنگوی آن موجود برتر است. این شیوه تفکر را در اساطیر یونان و برخی ملل دیگر همچنین در اندیشه های اعراب جاهلی و شاعران پس از دوران جاهلیت می توان دید.در اساطیر یونان و روم «آپولون» فرزند زئوس رب النوع هنر و شعر به شمار می آید و «موزها» که الهه های نه گانه هنر هستند زیر نظر «آپولون» الهام کننده شعر به شاعران و راهنمای آنان در سرودن حماسه و غزل محسوب می شوند.در ایران باستان نیز مانی بر این باور بود که فرشته ای به نام «توم» یا «همزاد» سخنانی را به او الهام می کند.همچنین اعراب دوره جاهلی بر این باور بودند که هر شاعر «جن» یا «شیطانی» مخصوص به خود دارد که شعر را بر زبان شاعر تلقین می کند.در شعر فارسی نیز برخی از شاعران از «فرشته»، «جن» یا «تابعه»ای نام برده اند که شعر را به آنان تلقین یا الهام می کند.
"در این نوشتار برآنیم تا نقش سه عنصر مهم و اصلى در سپاه عصر اموى و عصر عباسى را بررسى و تجزیه و تحلیل کنیم.عرب، نخستین عنصرى است که با پذیرش اسلام، هسته اولیه سپاه را بنیان نهاد و به عنوان تنها عنصر نظامى در عصر رسول خدا(ص)و خلفاى راشدین با قبایل متعدد و شعب متفرق خود به دفاع از دین، مقابله با فتنه پرداخت و گسترش اسلام در خارج از مرزهاى جزیرة العرب را پشتیبانى کد.اگرچه در عصر اموى و بویژه عباسى، سپاه از انحصار عرب بعنوان تنها عنصر خارج گشت، اما باز بر غم حضور ملیتها و عناصر نژادى دیگر باز هم عنصر عرب، نقش مهم و کلیدى در امور نظامى را داشت؛البته دوران معتصم را باید مستثنى ساخت.در میان این عناصر جدید، مهمترین آنان ایرانیان و ترکان بودند.ایرانیان بلحاظ کمّى و کیفى در بخش عمدهاى از عصر اموى و عباسى با حضور خود در عرصه نظامىگرى، رقیبى جدّى و مهم براى عنصر عرب گشتند.اما در برههاى از دوران عباسى یعنى خلافت معتصم، وقتى اعتماد این خلیفه به دلایلى از آن دو قطب و عنصر مقتدر نظامى دستگاه خلافت سلب گردید، عنصر جدیدى با نام مشارقه یا ترکان وارد صحنه شدند.در این دوران ب یکهتازهاى عرب و ایرانى پایان داده شد و ترکان، بدون رقیب جدى بر تمام امور و شئون خلافت بویژه امور نظامى و سپاه مستولى شدند.اگرچه این دوران، کوتاه بود اما تأثیرات مهمى از خود برجا گذاشت که مورد بررسى قرار خواهند گرفت.
"