آغاز قرن نوزدهم و با نمایش "ارنانی" اثر ماندگار ویکتور هوگو عصر تازه ای در ادبیات اروپا پدید آمد که در دوره کوتاهی در انگلستان و آلمان و سایر کشورهای اروپایی نفوذ چشمگیری یافت و شعرا و نویسندگان بزرگی چون "گوته" و "شیللر" در آلمان و "لامارتین" ، "الکساندر دومای پدر" ، "آلفرد دوموسه" و "سنت بوو" در فرانسه ، "گری" و "ریچاردسن" در انگلستان ظهور کردند.
سلامان و ابسال داستانی است نمادین که نگاهی ژرفکاو به پاره ای گوشه های ناشناخته کنش های انسانی دارد. سلامان که نامی نمادین و نام گرایانه و برگرفته از تندرستی و بسامان بودن است ، بازتابی از بود مردانه و راستین انسان است که باید در هستی کیهانی و گیتیانه خویش بمیرد تا از بودی برین پر برآورد و ابسال نمادی از دلباختگی های گذرا و ناپایدار به دلبستگی های این جهانی . هنگامی انسان گام به پهنه جاودانگی در خواهد نهاد که به بود مردانه خویش دست یازیده باشد.
سؤال اصلی این مقاله آن است که آیا نظریه اسکاچپول توانایی تبیین انقلاب ایران را دارد. در پاسخ به این سؤال بخش اول این مقاله به طور تفصیلی به طرح نظریه اسکاچپول میپردازد و در بخش دوم توانایی تبیینگری نظریه اسکاچپول در مورد انقلاب ایران آزمون شده است. برای این کار از متغیرهای اصلی نظریه اسکاچپول استفاده شده است. این متغیرها عبارتند از: وجود ارزش مازاد، نوع نظام کشاورزی، بعد دیوان سالاری، میزان قدرت سیاسی طبقه زمیندار، میزان فشارهای بینالمللی و توانایی انقلابی دهقانان ایرانی. همانگونه که خود اسکاچپول نیز اذعان داشته است نظریه وی بدون جرح و تعدیلهای لازم قابلیت تبیین انقلاب ایران را ندارد. در ادامه جرح و تعدیلهایی را که اسکاچپول در مقالهاش به آنها اشاره دارد، مطرح شده و در پایان آرا و نظریات اسکاچپول درباره انقلاب ایران نقد و بررسی شده است.