ایهام از آرایه های پندارخیز است که سخن را دوگانه یا چندگانه می کند. سخنی که ایهام دارد، توصیف دستوری یگانه و یکسانی ندارد. چرا که با هر معنی از معانی ایهامی، نوعی و نقشی ویژه می پذیرد. در این مقاله، دربارة چگونگی و چندگانگی تأثیر ایهام در مقوله های دستوری بحث و دری تازه در این زمینه به روی محققان گشوده شده است تا به این نکتة نو، به دیدة تحقیق بنگرند.
طبیعت با قابلیت و داشته های بی نهایت خود، همواره پشتوانه ای عظیم برای هنر و آثار هنری بوده است. هنرمندان با بهره مندی از سرمایه های طبیعت، هنر خویش را تعالی بخشیده و آن را از امکانات بسیاری بهره مند ساخته اند. نیمایوشیج، شاعر طبیعت گرای معاصر، با حضور مداوم در دامن طبیعت، توانست پیوندی فکری و عاطفی بین خود و طبیعت پدید آورد. او ذهنیتِ شعری خویش را با طبیعت، به صورتی تنگاتنگ درآمیخت و آن را جانمایة هنر خویش ساخت. تأثیرپذیری نیما از طبیعت، دستاوردهای بسیاری برایش داشته است. او نوآوری خویش را نیز مدیون طبیعت است. مشاهدة تازگی های طبیعت و درک بی واسطة او از پویایی و تحولِ جاری در آن، توانست منبع الهامش قرار گیرد و در وی به انگیزه ای عظیم برای تحول تبدیل شود. شعر نیمایوشیج از هر نظر با طبیعت ارتباط و آمیختگی یافته است. او به اشکال مختلف از امکانات طبیعت بهره برده است.
جامعه ایران از مشروطیت تا انقلاب اسلامی شاهد تلاطم های سیاسی پردامنه ای بوده است. بررسی ارتباط ساختار اجتماعی پیچیده ایران با این تلاطم ها، موضوع محوری این مقاله است. در بحث از ساختار اجتماعی، علاوه بر توجه به طبقات و شکاف های مرتبط با آن، نیروهای اجتماعی و شکاف های قومی – منطقه ای و ارتباط آنها با بحران ساخت سیاسی در حوادث مشروطیت، روی کار آمدن رضاخان، ملی شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی، مد نظر قرار گرفته است. به باور نویسنده، تلاطم های سیاسی متواتر را باید در ارتباط با ساختار اجتماعی چند پارچه و نیروهای ایدئولوژیک سیاسی برآمده از آن دید. بحث دیگر مقاله، مساله جنبش های توده ای و ارتباط آن با ساختارهای اجتماعی و بحران های پیش گفته است. وقوع جنبش های مزبور از جمله نیازمند تضعیف همبستگی های اجتماعی و ایجاد گسست هایی در روابط ارگانیک درون و بین طبقاتی است. نگاهی به تحولات اجتماعی و روابط طبقاتی ایران معاصر نشان می دهد که در اثر برخی تحولات سریع اقتصادی و فرهنگی، چنین گسست های اجتماعی و طبقاتی در مقاطع متعدد روی داده است. این گسست ها نیز زمینه ساز وقوع جنبش های توده ای در مقاطع یاد شده بوده است.
هدف از این پژوهش هنجاریابی آمادگی های مهارتی نوجوانان 10 تا 12 سال مدارس فوتبال بود. این پژوهش از نوع توصیفی بوده و به شکل میدانی اجرا شده است. جامعه آماری را کلیه نوجوانان 10 تا 12 ساله مدارس فوتبال دارای مجوز از هیات فوتبال استان اصفهان تشکیل می دادند که در شهر اصفهان فعالیت داشتند. نمونه شامل 171 نوجوان 10، 11 و 12 ساله بود که از هر مدرسه فوتبال در هر رده سنی 4 نفر به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. و در آزمون های مهارتی فدراسیون فوتبال انگلستان که رواِِیی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفته بود، شامل دویدن با توپ، چرخیدن با توپ، سرعت دویدن و دریبل کردن شرکت کردند. در این پژوهش از آمار توصیفی شامل میانگین، انحراف استاندارد، فراوانی و رتبه درصدی استفاده شد. نتایج نشان داد با افزایش سن نوجوانان توانایی آنان در آزمون های دویدن با توپ، چرخیدن با توپ، سرعت دویدن و دریبل کردن بهبود یافت و در نهایت هنجار هر مهارت برای نوجوانان سه گروه سنی تهیه شد.