یکی از اسباب انحلال نکاح، موت یکی از زوجین است. این امر در مرگ واقعی بدون اشکال میباشد. اما نظریات مختلفی وجود دارد در مورد اینکه آیا موت فرضی که با تحقق شرایطی ـ از جمله غیبت طولانی مدت زوج ـ صورت میپذیرد، حکم موت واقعی را دارد و موجب انحلال نکاح میگردد یا به انشای طلاق از سوی ولیّ غایب و یا حاکم و یا بذل مدت از سوی آنها نیازمند است. نوشتار حاضر با اثبات اینکه موت فرضی کفایت نمیکند و نیاز به انشای طلاق و یا بذل مدت است، به بررسی احکام آن میپردازد.
مقاله حاضر بر اساس پژوهشی در رفتار مدیران سازمانهای دولتی ایران نوشته شده است. هدف مقاله آنست که پژوهش کیفی در عمل و به عنوان رویکردی متمایز از پژوهش کمی تشریح شود. تجارب پژوهشگر در بکارگیری استراتژی پژوهش مستقیم به عنوان یکی از شیوه های کیفی در مطالعه فعالیت های مدیران با استناد به نمونه های مشاهدتی بازگو شده است. در این مقاله ابتدا مفاهیم نظری متدولوژی کیفی و سپس فرایندهای اجرایی آن شرح داده می شود. پس از آن به طراحی مدل پژوهش اشاره می شود و در پی آن به نمونه آماری در پژوهش مستقیم، مشاهده ساخت یافته به عنوان ابزار اصلی گردآوری داده ها، و ماهیت داده های گردآوری شده پرداخته شده است. در این تجربه پژوهشگر از استدلال قیاسی و استقرایی توامان استفاده کرده است تا ماهیت نقش های مدیران سازمانهای اداری ایران را توصیف کند. روش قیاسی برای ساختن مدل تحلیلی و روش استقرایی برای مشاهده و مرحله تجربی بکار گرفته شده است.
مقاله حاضر با به کارگیری روش تجزیه و تحلیل اقتصادی قانون ، به بررسی این مسئله که در چه شرایطی باید بیمه اجباری شود میپردازد . در این خصوص ، با تمایز میان بیمه شخص اول (آسیب دیده ) و بیمه شخص ثالث (مسئولیت) ، چنین استدال میشود که در شرایط خاصی مانند بروز مشکلات مربوط به اطلاعات (فقدان اطلاعات) و یا پیامدهای خارجی ، میتوان اقدام به اعمال اجباری بیمه آسیب دیده کرد . اما در خصوص اعمال اجباری بیمه مسئولیت ، بحث اصلی معطوف به توانایی یا ناتوانی مالی آسیب رسان احتمالی است ...
این مقاله به دنبال کاوش نسبت «رادیو جماعتی» و «انسجام اجتماعی» در ایران است. پس از طرح مساله، اجتماع را ایده ای مهم در تحولات اجتماعی دنیای امروز ارزیابی کرده و ضرورت آن را برای ایران معاصر تبیین می کند و بعد از آن رادیو جماعتی، اوصاف، کارکردها، ویژگیها و نقش آن در این فرآیند را شرح می دهد. چارچوب مفهومی مقاله، جایگاه رادیو جماعتی در مناسبات عناصر و مولفه های موثر در ایجاد همبستگی اجتماعی در وضعیت ایران را نمایش می دهد. از این منظور استدلال می کند، انسجام اجتماعی در ایران ضعیف و با موانع و مشکلات بزرگی روبه روست. با این رویکرد و با نگاهی به شرایط اجتماعی، به نقش رادیو جماعتی در ترمیم انسجام اجتماعی در ایران می پردازد. نتیجه گیری مقاله قایم به این استدلال است که ایران به مثابه کشوری در حال توسعه، متکثر، با روابط خاص گرایانه شدید، برای انسجام و هم گرایی نیاز به تقویت اجتماعات میانی به منزله گروههای واسط برای تعدیل هویت خاص گرایانه و رواج عام گرایی دارد و رادیو جماعتی به عنوان رسانه این اجتماعات می تواند نقش موثری در تقویت هویت اجتماعی افراد و انسجام اجتماعی ایفا کند.