در میان رشته های مختلف ورزشی رشته فوتبال به لحاظ برخورداری از جذابیت ها و هیجانات فراوان توجه آحاد افکار عمومی جوامع ا معطوف به خود ساخته و جنبه های فرهنگی ، اقتصادی و حتی سیاسی مترتب بر فوتبال آن را به عنوانیک صنعت مطرح کرده است . در حاشیه هر پدیده جذاب و پر طرفداری ، امور منفی هم شکل می گیرد . در حاشیه فوتبال نیز اوباشگری و خشونت گرایی زمینه مساعدی در استادیوم ها و اطراف آن یافته و در قالب گروه های هوادار متعصب فوتبال خود را نمایان شده است ...
در غزلی از دیوان حافظ به مطلعِ
دلم جز مهر مهرویان طریقی برنمی گیرد
ز هر در می دهم پندش ولیکن درنمی گیرد
بیتی در همة نسخه ها به جز نسخة ایاصوفیه به صورت زیر آمده است:
من آن آیینه را روزی به دست آرم سکندروار
اگر می گیرد این آتش زمانی ور نمی گیرد
اما در نسخة ایاصوفیه، مصراع دوم این بیت به شکل زیر آمده است:
من آن آیینه را روزی به دست آرم سکندروار
اگر می گیرد این آتش زبانی ور نمی گیرد
باتوجه به این که حافظ در همان غزل به آتش زبانی خود اشاره دارد:
میان گریه می خندم که چون شمع اندرین مجلس
زبان آتشینم هست لیکن در نمی گیرد
و شارحان دیوان حافظ، این ارتباط باریک عمودی میان ابیات را از نظر دور داشته و متوجه حذف یک نقطه (در حرف «ب») در ترکیب «آتش زبانی» نشده اند، نگارندة این مقاله، با مراجعه به منابع کهن، دربارة این نکتة مهمّ که معنی بیت را بسیار روشن می کند، بحث کرده که امید است در نظر نکته دانان پذیرفته باشد.
بیژن نجدی (1376-1320) از نویسندگانی است که از عناصر شاعرانه در داستان های خود استفاده می کرد، به حدی که داستان های او را می توان داستان های شاعرانه دانست. معمولا تلاش در زمینه در آمیختن شعر و داستان موفق نبوده ولی در این مورد بجا افتاده است. استفاده نجدی از عناصر شاعرانه سنجیده است و به خوبی توازن آن با عناصر داستان حفظ شده است. منقدان عناصر شعر را در چهار گروه عمده دسته بندی کرده اند که عبارتند از: 1- عاطفه 2- تخیل 3- زبان و اسلوب بیان 4- موسیقی. از بین این چهار عنصر موسیقی به دلیل این که جنبه شعری آن بیشتر است و نجدی هم چندان در پی استفاده از آن در داستان هایش نیست، کنار گذاشته شده و سه عنصر اولیه در داستان های نجدی مورد بررسی قرار گرفته است.
با گسترش روزافزون ابعاد زندگی اجتماعی و افزایش جمعیت شهری و روستایی و بالا بودن میزان ساخت و ساز و بعضا تداخل و تزاحم حقوق اشخاص و بروز مشکلات عدیدة ثبتی برای مردم و توقع آنان از قوانین و مقررات موجود ثبتی در تثبیت و تحکیم حقوق مشروع و قانونی خود، اشراف حقوقدانان به مقررات مربوط به ثبت اسناد و املاک و شناخت کافی آنان از حقوق و تکالیف مقرر در آن ضروری است. در این مقاله، یکی از انواع حقوق مالی تحت عنوان حق اعیان و جایگاه آن در حقوق ثبت و نیز دعاوی گوناگونی که از آن ناشی میشود، مورد بررسی قرار گرفته، این نتیجه حاصل گردید که صاحب حق اعیان که در واقع مالک بنای احداثی در عرصه متعلق به غیر است؛ حق تجدید بنا و همچنین حق انتقال بنا به غیر را داشته و مجاز به اخذ سند مالکیت ثبتی نیز میباشد. هر چند این بررسی مختصر است، لیکن در خصوص موضوع میتواند فتح بابی برای مطالعات بیشتر و دقیق تر خوانندگان محترم باشد.
بررسی وضعیت دین داری در بین دانشجویان عنوان مقاله حاضر است. مدل مورد استفاده برای بررسی وضعیت دین داری، مدل پیشنهادی آقای شجاعی زند می باشد. روش تحقیق، پیمایش و ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه است. جمعیت آماری 25092 نفر که حجم نمونه با فرمول نمونه گیری کوکران 400 نفر برآورد شده و پرسشنامه ها با روش نمونه گیری طبقه بندی متناسب با حجم بین دانشجویان توزیع گردید. نتایج به دست آمده، نشانگر این است که که میزان پای بندی دانشجویان به ابعاد مختلف دین داری از پراکندگی قابل توجهی برخوردار است؛ به طوری که پاسخگویان در ابعاد اعتقادات دینی، اخلاق و تکالیف فردی، بیش ترین نمره و در عبادت جمعی، عبادت فردی و دانش دینی کم ترین نمره را اخذ کردند. همچنین دین داری دانشجویان با ترکیب همه ابعاد و متغیرهاف بیشتر به سمت متوسط میل می کند، به طوری که دین داری 45.25 درصد از آن متوسط، 41.5 درصد کم و 13.25 درصد زیاد می باشد. در ضمن سه نوع دین داری مبتنی بر شریعت، اجتماعی و باطنی با نسبت های 33.77، 28.32 و 37.91 در بین دانشجویان وجود دارد.
جهانی شدن و جهانی سازی و تحولات استراتژیک در مدیریت فرهنگی از مفاهیم چند بعدی و پیچیده ای است که درباره آن بحث های گوناگونی صورت گرفته و دیدگاهها و نظریه هایی نیز در این زمینه ارائه شده است. در این مقاله سعی شده است که جهانی شدن و جهانی سازی در حوزه مدیریت و فرهنگ تعریف و از دیدگاههای مختلف بیان شود که مهمترین آن تحولات در قرن بیستم و بالاخص در دهه 1970 میلادی است که وارد مرحله جدیدی شد و در اواسط دهه 1980 تقریباً در تمامی زمینه ها نشانه های خود را بر جای گذاشت و حتی نظامهای مدیریت را نیز متأثر ساخت که مدیریت فراصنعتی و فرامدرن یا (پست مدرن) مطرح شد و اوج آن در دهه 1990 میلادی بود که مفهوم جهانی شدن رایج گردید. لذا در این مقاله با توجه به مبانی و تحولات مدیریتی و فرهنگی و تحلیلهای به عمل آمده و شناخت تأثیرات متقابل مقوله جهانی شدن بر تحولات فرهنگی و مدیریتی راهکارهایی پیشنهاد گردیده است.