دکتر حسین سوزنچی عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (علیه السلام) تحریر و چکیده کردن آثار استاد شهید مرتضی مطهری را عهده دارد بودهاند که مجموعه تلاشهای ایشان و همکارنشان در سالهای اخیر منتشر گردیده است. به همین مناسبت گفت وگویی با وی ترتیب دادیم که بر اساس آن، دیدگاههای استاد شهید مورد بازخوانی قرار گرفته است.
جهانی شدن هر چند پدیدهای جدید محسوب میشود، ولی به یک معنا فرآیندی تاریخی است. بسیاری از ادیان دغدغه جهانگیر شدن داشتند، چنانکه در آیاتی از قرآن به رسالت جهانی رسول اکرم (ص) تصریح شده است . جهانی شدن به فشردگی، درهمتنیدگی و وابستگی جهان تعریف شده است. در فرآیند جهانی شدن فشردگی زمان و مکان به حدی فزاینده است که به واسطه آن مردم دنیا کم وبیش و به صورت نسبتاً آگاهانه در جامعه جهانی واحد ادغام میشوند . فرآیند تدریجی جهانی شدن، مرزهای میان کشورها را کمرنگ میکند و انسانها دیگر صرفاً شهروند جامعه و کشور خویش نیستند، بلکه شهروندی جهانی هستند . جهانی شدن فرآیندی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. ممکن است آن را ارادی و آگاهانه بدانیم (جهانیسازی) یا غیرارادی و ناخودآگاه (جهانی شدن) یا ترکیبی از هر دو. هر چند این مسأله در ابعاد اقتصادی و تکنولوژیک مقدم و زیربنایی است، لیکن توجه و تأکید بر جهانی شدن فرهنگی بدین جهت است که آثار مستقیمی بر رفتار و هویت مردم و نهادهای اجتماعی دارد.در مقاله پیش رو به بررسی ویژه گی های جهانی شدن و پیامدهای آن می پردازیم.
«کسی که باد می کارد طوفان درو می کند». این ضرب المثل عامیانه که رنگ و بویی از عبارات کتاب مقدس دارد می توانست شعار عملیات «طوفان صحرا» در سالهای 91-1990 باشد؛ حتی می توان گفت این مفهوم با وضعیت عراق در سال 2003 تناسب بیشتری دارد که در پی توسل به زور ایالات متحده امریکا و با پشتیبانی متحدان آن کشور (بریتانیا، ایتالیا، اسپانیا و برخی دیگر از کشورها)، شورش سنیان و شیعیان در این کشور شکل گرفت که در سال 2004 بیشتر هم شد. به نظر می رسد با وجود تمام آنچه شیعیان در دوره حکومت صدام حسین تحمل کرده بودند، سنی و شیعه دوباره در این کشور با هم متحد شده اند. این شورش ها به نام حق مقاومت در برابر مهاجم و اشغالگر صورت می گیرد. در جبهه مقابل، امریکا و متحدانش، مبنای عمل خویش را مقابله با « شر» و « شرور» بیان می کنند، اما آیا این برای توجیه جنگ در عراق کافی است؟ ...
حقوقدانان، از جمله قضات، معمولا تصویری نادرست از ماهیت حقوقی اعتبارات اسنادی در ذهن دارند. تلقی نادرست از ماهیت حقوقی این ابزار پرداخت در آثار نویسندگان نیز چندان نادر نیست.برای این فهم نادرست از ماهیت حقوقی ابزار پرداخت مزبور دو دلیل می توان برشمرد. نخستین دلیل اینکه از حیث حقوقی اعتبار اسنادی واقعا مخلوق و حیوان عجیب و غریبی است. از یک سوی، اعتبارات اسنادی به قرارداد می ماند و اوصاف و آثار یک قرداد را واجد است و از سویی دیگر، اصول حاکم بر قراردادها نعل به نعل قابل انطباق بر این ابزار نیست؛ چه اینکه اعتبارات اسنادی ابزار خاصی است که ساخته و پرداخته بازرگانان است و نه یک قرارداد. دومین دلیل آنکه اعتبارات اسنادی عملا در حوزه تخصص تعداد معدودی از حقوقدانان و وکلای متبحر در تجارت بین المللی و حقوق بانکی است، لذا نخستین باری که اکثر قضات در حرفه شان با اعتبارات اسنادی مواجه می شوند، آن هنگامی است که پرونده ای در خصوص اعتبارات اسنادی نزد ایشان مطرح می گردد. چنین پرونده ای معمولا محتاج به تعیین تکلیف فوری است؛ چرا که سرعت و فوریت اساس و جوهر اعتبارات اسنادی است. اغلب در دعاوی اعتبارات اسنادی تقاضای صدور دستور موقت، می گردد و بدین سان زمینه برای بد اقبالی قضایی مهیا است: موضوع دعوا ابزار نوظهوری است که از حیث حقوقی ان چیزی نیست که ظاهرا می نماید و در عین حال نیازمند تجزیه و تحلیل سریع و فوری است ...
ادبیات یعنی فرهنگی که با وضع موجود در ستیز است و ادبیات پایداری یعنی فکر و فرهنگی که به دفاع از حق و نفی باطل می پردازد. پرسش اصلی این نوشتار آن است که مقومات ادبیات پایداری امام چیست؟ این پرسش در چهار عنوان دنبال می گردد: 1) «دگر»؛2) «مبانی»؛ 3) «مؤلفه ها» و 4) «موانع» ادبیات پایداری امام چه هستند؟
در عنوان اول، ادبیات پایداری امام خمینی در تقابل با ادبیات شرق و غرب قرار می گیرد. عنوان دوم، به مبانی ادبیات قیام و مقاومت دنیوی که صرفاً بر عقل معاش ابتنا دارد، با ادبیات قیام و مقاومت الهی که بر اقتضای عقل و دستورات الهی پایه گذاری شده، اختصاص یافته است. در عنوان سوم، ادبیات پایداری امام بامؤلفه هایی چون خداباوری، خودباوری، بیداری، الگو داشتن و ... شناخته می شود. در عنوان چهارم، بر همراهی ادبیات پایداری با ادبیات قیام تأکید شده است. ادبیات قیام، نافی ادبیات موجود است و ادبیات موجود موانعی را بر ادبیات قیام و به تبع آن برای ادبیات پایداری ایجاد می کند. در این مقاله، اساسی ترین مانع، عدم همراهی پیروان و رهبران قیام دانسته شده است.