هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه وضعیت وزن بدن با ناهنجاری های کف پای صاف و زانوی ضربدری بود. جامعه آماری تحقیق را دختران دانش آموز مقطع متوسطه (11 تا 17 سال) مدارس دولتی و غیردولتی شهرستان رشت تشکیل می دادند (41511 = N) که با توجه به روش های برآورد نمونه و از طریق نمونه گیری تصادفی 454 آزمودنی در تحقیق شرکت کردند. روش کار به این صورت بود که شاخص توده بدنی (BMI) از تقسیم وزن بدن (کیلوگرم) آزمودنی ها بر مجذور قد (سانتی متر) آنان محاسبه و برحسب BMI، Cut-off، نقطه درصدی 85 – 15 برای رده قابل قبول، کمتر از 15 برای رده کم وزنی و 95 – 85 برای رده اضافه وزن و بالاتر از 95 برای چاقی در نظر گرفته شد. همچنین ناهنجاری های اندام تحتانی که شامل کف پای صاف و زانوی ضربدری می شد، به ترتیب با روش های ترسیم نقش پا و کولیس اندازه گیری شد. در نهایت اطلاعات پس از بررسی توصیفی با روش خی دو (X2) در سطح 05/0 ? P مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.پس از آزمون آماری مشاهده شد که بین اضافه وزن و چاقی با عارضه زانوی ضربدری و همچنین بین اضافه وزن و عارضه کف پای صاف رابطه معنی داری وجود دارد (05/0 ? P). از سوی دیگر، بین عارضه کف پای صاف با عارضه زانوی ضربدری نیز رابطه معنی داری (05/0? P) مشاهده شد که این نتایج نشان می دهد: 1. افزایش وزن به عنوان یک عامل خارجی می تواند با ایجاد استرس بر ساختارهای اسکلتی اندام تحتانی بویژه در دوران رشد سبب بروز برخی ناهنجاری ها شود، و2. عدم اصلاح هریک از ناهنجاری های زانوی ضربدری یا کف پای صاف می تواند عامل بروز و تشدید دیگری باشد.
این مقاله به بحث درباره موضوع علم اقتصاد اسلامی و گستره آن می پردازد. در این باره سه نظریه وجود دارد: موضوع علم اقتصاد اسلامی همچون علم اقتصاد متعارف، پدیده های اقتصادی است؛ موضوع آن رفتارهای اقتصادی مسلمان ها در جامعه اسلامی است؛ موضوع آن رفتارهای اقتصادی انسان ها در جامعه انسانی است.
نظریه سوم معتقد است که علم اقتصاد اسلامی علمی جهان شمول و مشتمل بر قانون های علمی عامی است که این علم را بر تبیین رفتارهای انسان با صرف نظر از باورها و ارزش های وی، قادر می سازد.
این مقاله با تحلیل نظریه های پیش گفته به این نتیجه می رسد که، علم اقتصاد جهان شمول امکان تحقق ندارد و علم اقتصاد را به دو وجه می توان به اسلام منتسب کرد: از راه موضوع و از راه مبانی معرفت شناختی و هستی شناختی.
اگر موضوع علم، رفتارهای انسان های مسلمان در جامعه اسلامی باشد حتی اگر روش وصف و تبیین و پیش بینی یکسان باشد، نتیجه ها فرق می کند؛ زیرا اصول مذهب اقتصادی اسلام و انگیزه-های فرد مسلمان و اخلاق و حقوق اسلامی با سرمایه داری متفاوت است.
اگر موضوع آن رفتارهای اقتصادی انسان های مسلمان در جامعه اسلامی نباشد وجه انتساب آن به اسلام باید انتساب روش این علم به اسلام باشد. روش علم اقتصاد بر مبانی هستی شناختی و معرفت شناختی مکتب سرمایه داری مبتنی است که با این مبانی در مکتب اسلام متفاوت است. اگر بتوان روشی متفاوت با علم اقتصاد متعارف ارائه کرد که مبتنی بر مبانی هستی شناختی و معرفت شناختی اسلام باشد می توان مدعی بود که علم اقتصاد اسلامی جهان شمول است.