ارتفاعات تالش به دلیل قرارگیری در مجاورت بزرگترین پهنه ی آبی بسته ی دنیا یعنی دریای خزر وبهره گیری از منابع رطوبتی عظیم آن به ویژه در دامنه های خاوری یکی از مناطق مرطوب آب وهوایی کشور محسوب می گردد. این موقعیت به همراه اختلاف ارتفاع زیاد مکانی که از سطح دریا تا خط الرأس ارتفاعات به بیش از3200 متر می رسد، باعث ریزش بارش های کافی در طول سال می گردد، که شکل آن در فصول سرد در ارتفاعات به صورت برف وجلگه ی ساحلی نیز باران است.این خصلت به ویژه در طول کواترنر به تناوب تغییرات آب وهوایی و حاکمیت دوره های سرد یخچالی بین یخچالی باعث حاکمیت قلمروهای مختلف فرسایشی در سطوح مختلف ارتفاعی گردیده است، هر چند که شدت عمل آن ها در دامنه های خاوری بیشتر از دامنه های باختری بوده است. لیکن حوضه ی دریاچه ی نئور به عنوان یکی از چاله های آبی دامنه های باختری ارتفاعات تالش که در داخل یک گودال گسلی قرار گرفته از این تغییرات بی تاثیر نبوده است. در حال حاظراشکال مختلفی همانند نهشته های،دریاچه ای که سرتا سر پیرامونی وبخش وسیعی ازنیمه ی جنوبی حوضه رادر بر گرفته، مخروط افکنه ها، چاله های فرو افتاده با کف پوشیده ازنهشته های دریاچه ای و چمنزار، که در طول سال معمولاً اشباع از آب می باشند.و پادگانه های دریاچه ای ، عمده ترین میراث تغییرات آب و هوایی دیرینه هستند که درسطح حوضه به چشم می خورند. در حال حاضراین اشکال درطول نیمی از سال تحت تاثیرفرایند برفسابی و در طول فصول گرم نیز تحت تاثیرفرسایش آب های روان در حال تکامل وتکوین هستند.این تحقیق بر اساس مشاهدات میدانی و مطالعات عکس های هوایی1:55000، نقشه های توپو گرافی 1:50000 و زمین شناسی1:100000 و تصاویر ماهواره ای انجام گرفته و در نهایت بر اساس شواهد ژئومورفولوژیک، تغییرات آب وهوای کواترنر پسین مورد شناسایی و بازسازی قرار گرفته است.
این مقاله باهدف شناسایی و معرفی مکانها، جاذبه ها و توانهای طبیعی جهت جذب اکوتوریست درحوضه شفارود شهرستان رضوانشهر غرب استان گیلان بمنظور اشتغال زایی و توسعه این ناحیه با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی به استناد نقشه های توپوگرافی 1:50000زمین شناسی 1:250000 و1:100000 و عکسهای هوایی و تصاویرماهواره ای انجام شده است. یکی از اشکال گردشگری که در قرن 21 بسیاررونق گرفته طبیعت گردی (اکوتوریسم) است. به لحاظ وجود چشم اندازهای زیبای طبیعی (کوههای البرز و تالش_ جنگلهای انبوه_ دریای خزر _ تالاب انزلی و...) حدود 65 % از گردشگران در سطوح ملی و ناحیه ای که به گیلان سفر می کنند اکوتوریست می باشد (عسگری 1385). این حوضه 36 هزار هکتار وسعت دارد. حوضه ای است کوهستانی با ارتفاع متوسط 1500 متردارای اقلیم سرد تا نیمه سرد ومرطوب و بارندگی سالانه 1400 میلی متر می باشد.
نتایج مطالعات نشان داد: به سبب سازوکار عوامل و فرایندهای درونی و بیرونی چشم اندازهای زیبایی نظیر: پرتگاه های صخرهای (اطراف گنزخوار، خیل گاه، ...) چشمه های فراوان( ارده – زندانه و...) دره های عمیق پوشیده از جنگل( اطراف برزکوه، اطراف صادره سر،...) آبشارهای کوهستانی در مسیر رودخانه های (میانرود، پارگام، خجه دره، ...) دامنه های مقعر و محدب پوشیده از جنگل و مرتع ( شفارود، برن، دشت دامن، ...) کوههای مرتفع و نسبتا مرتفع (2700-1000 متر ) و مناطق ییلاقی( ارده، وسکه، دشت دامن، زندانه، برن ، ... ) جنگلهای انبوه با گونه های نادر(راشستانهای لمیر) گیاهی و چشم اندازهای زیبا ییلاقی(روشن ده، الماس، ارده، زندانه، دشت دامن) تابستانهای معتدل و زمستانهای پر برف و درمجموع مناظروچشم اندازهای جالب دلپذیر و جاذبی برای گردشگران بویژه توریستهای طبیعت گرد ایرانی فراهم آورده است.
درکنار توانهای بالقوه طبیعی فوق، قرارگیری اراضی این حوضه در مسیر جاده سنتو (فومن- میانه) وسد درحال احداث شفارود (برروی رودخانه اصلی حوضه) و عبورمحور ارتباطی انزلی- آستارا ازپایاب آن، بعنوان عوامل انسان ساخت می تواند توانهای طبیعی محدود مورد مطالعه را برای جذب گردشگر دو چندان کند.
هدف از این پژوهش، بررسی عوامل تاثیرگذار در نحوه برخورد کارکنان کلانتری ها در قبال جرائم مشهود می باشد که برخی از این عوامل عبارتند از: 1- سیاست و رویه خاص در مواجهه با جرایم؛ 2- ملاک ها و ضوابط تشخیص جرایم مشهود ازغیرمشهود؛ 3- آموزش کارکنان؛ 4- توسعه دامنه و گستره جرایم مشهود؛ 5- استنباط، دیدگاه و برداشت کارکنان کلانتری ها ازجرایم مشهود. جامعه آماری این تحقیق3500 نفراز کارکنان کلانتری های تهران بزرگ شاغل در دوایر قضایی و پیشگیری در خرداد ماه سال 1386میباشند که نمونه گیری تصادفی خوشه ای حجم نمونه 346 نفرتعیین گردید. ابزار جمع آوری داده، پرسشنامه محقق ساخته است که بر اساس طیف لیکرت برای هر سوال پنج پاسخ تعیین و از 1 تا 5 ارزش گذاری شده، و آلفای کرونباخ پرسشنامه ها 0/8114 محاسبه گردیده است. جهت تجزیه تحلیل داده ها در سطح توصیفی از میانگین، میانه، مد و همچنین معیارهای پراکندگی مثل انحراف معیار و در سطح استنباطی ازآزمونt یک نمونه ای و آزمون علامت استفاده گردیده است. جهت مشاهده شهودی از نمودار میله ای و دایره ای استفاده شده است.نتایج پژوهش حکایت از تایید پنج فرضیه فوق توسط آزمودنی ها دارد.
کاربران ترافیک در یکی از سه نقش راننده، عابر پیاده و سرنشین از ترافیک بهره مند می شوند که نوع رفتار آنها در چرخه ترافیک علت اصلی 70 درصد حوادث رانندگی می باشد. در این میان نقش عابر پیاده بسیار پر اهمیت است چرا که هیچ کس نیست که در لحظاتی از عمر خود عابر نباشد، حتی دارندگان بهترین وسایل نقلیه هم وقتی در یک خیابان اتومبیل خود را پارک می کنند مجبورند عرض راه را برای رسیدن به سمت مخالف طی نمایند. اما این عابر پیاده در قوانین و مقررات کشور ما از چه حقوق و تکالیفی برخوردار است و به چه میزان در معرض خطر حوادث رانندگی است و در صورت بروز اینگونه حوادث، چه حمایتهای قانونی از وی وجود دارد، موضوعاتی است که ما قصد داریم در این مقاله به آنها بپردازیم.
مقدمه: ارتباط دولت، دانشگاه و صنعت موضوعی است که در دهه های اخیر در بسیاری از دانشگاه های دنیا به عنوان راهکاری برای افزایش درآمد، بهبود ارتباط با جامعه، ارتقاء دانشگاه و در نهایت توسعه کشور مطرح شده است. در حال حاضر در حدود 40 دانشگاه علوم پزشکی در ایران وجود دارد که می توانند نقش مهمی در این زمینه ایفا کنند. لذا این تحقیق با هدف ارزیابی وضعیت ارتباط با صنعت در دانشگاه های علوم پزشکی ایران در سال 1385 تدوین انجام شده است. روش بررسی : این پژوهش یک مطالعه توصیفی است که به صورت مقطعی انجام شده است. جامعه پژوهش آن 40 نفر از مدیران پژوهشی و مدیران دفاتر ارتباط با صنعت دانشگاه های علوم پزشکی کشور بوده اند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده و داده ها به روش میدانی گردآوری شده است. برای تحلیل داده های کمی از نرم افزار SPSS و برای تحلیل داده های کیفی از روش گروه بندی استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان داده که در حدود ( 5/64 درصد) دانشگاه ها، ساختارهای واسطه ای مانند دفتر ارتباط با صنعت در داخل دانشگاه ایجاد کرده اند. در (9/55درصد) موارد، این دفاتر فاقد ساختار سازمانی بودند. عمده افرادی که در این واحد فعالیت داشته اند هیأت علمی بوده و بیشترین نوع ارتباط دانشگاه و صنایع، کارآموزی، بازدیدهای منظم علمی و مشاوره بوده است. در حدود (7/83 درصد) دانشگاه ها، پاداشی برای پژوهشگران در زمینه ارتباط با صنعت در نظر نگرفته اند در حدود (5/93 درصد) از آنها قوانین خاصی در مورد نحوه کارکردن افراد در صنعت و همچنین (5/80 درصد) سیاست خاصی در زمینه مالکیت فکری نداشته اند. مشکلات عمده دانشگاه های علوم پزشکی در زمینه ارتباط با صنعت شامل نا آشنایی مسولین بخش صنعت با توانایی های دانشگاه و نا آشنایی کارکنان دانشگاه با مشکلات بخش صنعت بوده است. نتیجه گیری: تعداد زیادی از دانشگاه ها به اهمیت ارتباط با صنعت و اینکه دانشگاه بخشی از وظایفش کمک به جامعه است پی برده اند اما برای اجرایی کردن آن نتوانسته اند راهکاری اجرایی پیدا کنند زیرا دیدگاه و روش ارتباط با صنعت در این دانشگاه ها بیشتر به شکل سنتی بوده و تفکر غالب تفکر منسجم و علمی نیست.
بی شک، حرفه مهندسی سهم عمده ای در توسعه اقتصادی و اجتماعی هر کشور داشته و دارد. در میان گروه های مختلف مهندسی، مهندسی مکانیک نقش ویژه ای در میان دست اندرکاران صنعت و فناوری ایفا می کند. تعامل این نقش با سایر گروه های مهندسی، با مدیران، با صاحبان صنعت، با اقتصاددانان، با تجار و بالاخره، با عموم مردم که مصرف کننده تولیدات صنعتی هستند، سبب شده است تا ارتقای کیفی و کمّی آموزشی آن همیشه مورد توجه سیاستگذاران علم و تکنولوژی قرار گیرد. با شکل گیری سه تکنولوژی برتر در زمان حاضر؛ یعنی نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی و تکنولوژی اطلاعات از یک سو و مباحث محیط زیست، انرژی و رقابت پذیری از سوی دیگر همه مسئولان آموزشی را متوجه کرده است که شیوه های موجود آموزشی پاسخگوی تکنولوژی های جدید که با سرعت تغییر می کند نیست، بلکه آموزش مهندسی مکانیک باید بتواند خود را در این رقابت ملی و بین المللی تقویت و متناسب با نیازهای جامعه ملی و بین المللی هماهنگ کند. در این مقاله ضمن پرداختن به ویژگی ها، تکنولوژی ها و چشم اندازهای صنایع جدید و توسعه ارتباطات بین المللی، نمونه هایی از تغییر و تحول در آموزش مهندسی مکانیک و استراتژی های جدیدی که برای اصلاح آن صورت گرفته، ارائه شده است، با این امید که این تجربه ها بتواند در خدمت گروه های مهندسی مکانیک کشور برای ارتقای آموزش مهندسی مکانیک قرار گیرد.
امروزه، از برق DC با ولتاژ زیاد (HVDC) به دلایل مزایای زیست محیطی، صرفه اقتصادی در فواصل زیاد، کنترل دقیق توان، پایداری و کیفیت توان، تلفات کمتر و همچنین، انتقال انرژی در شبکه هایی که دارای فرکانسهای متفاوت هستند، استفاده می شود. مزیتهای انتقال به روش DC (برق مستقیم) نسبت به AC (برق متناوب)، از جمله کنترل پذیری بهتر، باعث شده است تا در انتقال انرژی یا اتصال سیستم های قدرت ناهمگون از این روش انتقال استفاده شود. یکی از روشهای انتقال انرژی با استفاده از جریان DC روش VSC-HVDC است. از این روش بیشتر برای اتصال دو شبکه که از نظر AC اتصال آنها ناممکن است، استفاده می شود. در این مقاله سیستم HVDC بر مبنای مبدل منبع ولتاژ (VSC-HVDC) که روشی نوین در انتقال توان در ولتاژ های زیاد است، مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین، این سیستم با HVDC مرسوم یا سنتی و نیز سیستم انتقال AC مقایسه و روشهای شبیه سازی و کنترل آن بیان شده است.
افریقای جنوبی از نظر انقلاب، منابع و تضادها وجوه اشتراکی با جامعه ما دارد. ساختار مسایل و اقدامات مربوط به حل آن می توانند برای ما آموزنده باشند. در این کشور ضمن مشاهده کارکرد و نظم اجتماعی در سطح اروپا و امریکا، پتانسیل کشاکش های گوناگون وجود دارد. تضاد نژادی، و نابرابری زیاد درآمد و ثروت در افریقای جنوبی پتانسیل تضاد را بسیار بیش از امریکا فراهم آورده است. زیرا بعد از بیش از 3 قرن سلطه سفیدان، سیاهان که حالا به حکومت رسیده و قدرت را در دست گرفته اند، خود را با سفیدان مقایسه می کنند. و فاصله ثروت و امکانات بین سفیدان غنی و سیاهان فقیر در آنها به شدت تولید احساس محرومیت می کند. پیامد این نابرابری انواع عکس العمل ها می باشد؛ در سطح غیررسمی، تبهکاری به شدت افزایش یافته و بالاخص سفیدان را هدف قرار داده است. سیاهان کشاورزان سفید را می کشند، زمین های آنها را تصاحب و به زنان سفید تجاوز می کنند. در سطح رسمی اقدامات در جهت محدود ساختن امکانات سفیدان و گسترش امکانات سیاهان، سفیدان را سخت رنجانده و وادار به عکس العمل های متقابل از جمله مهاجرت از کشور می نماید. از طرف دیگر بدون سفیدان و توان علمی و مدیریتی آنها اداره مملکت در سطح کنونی ممکن نیست و سیاستمداران سیاه نمی توانند بدون سفیدان به آرزوهای بلندپروازانه خود برسند.