نهاد دیوان سالاری به مثابه مینیاتوری از کل جامعه، همواره نقشی بسیار پر اهمیت و کلیدی در تحول و پیشرفت یا توسعه نیافتگی جوامع ایفا کرده است. این امر به ویژه در جوامعی نظیر ایران که دارای پیشینه چند هزار ساله نظام اداری اند، بیشتر آشکار می شود. فقدان قانون و قانون گرایی و قاعده ورزی در تاریخ نظام سیاسی اداری ایران به عنوان روال معمول پذیرفته شده در جامعه تا دوره قاجار ضرورت و احساس نیاز به هر گونه تغییر و تحول اساسی را در نظام دیوان سالاری کشور منتفی می ساخت. اما در دوره اول قاجار، با آشنایی نخبگان و برخی مقامات ارشد و صاحب منصبان دیوانی با تحولات فکری و تجددخواهی در جهان، تلاش برای انجام اصلاحات بنیادی در ساختار تشکیلات اداری دولت آغاز شد. بررسی وضعیت این نهاد تاثیرگذار در سرنوشت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ایران در عصر قاجار و تحقیق درباره کارآمدی و کارکرد اجتماعی آن در این دوره، به ویژه مداقه در تلاش های استوار اصلاحگران سترگی، نظیر قائم مقام فراهانی، میرزا تقی خان امیرکبیر و میرزا حسین خان سپهسالار و موانعی که پادشاهان مستبد و خودکامه و دربارایان فاسد در این مسیر پدید آورند می تواند درآمدی بر شناخت علمی نظام دیوان سالاری ایران و اصلاحات و تغییرات انجام شده در آن باشد
روابط ایران و عثمانی به رغم استمرار و گستره زمانی آن ـ بیش از پنج سده ـ و اشتراکات فراوان فرهنگی، تاریخی و دینی دو کشور همسایه از مقولاتی است که از نظر تحقیقات اصیل و پرمغز به سان طفلی نوپاست که به تازگی قدم در راه نهاده است. آنچه از روابط ایران و عثمانی در نگاه نخست برداشت می شود، شرح جنگ های خونین دو همسایه پرتوان است که هر یک سعی می کردند با توسل به ایدئولوژی خاص خود طرف مقابل را به زانو درآورند.چنین چشم اندازی بیشتر از وقایع نامه های ایران و عثمانی ناشی می شود که به تحقیقات تاریخی هم سرایت کرده است. با بررسی تحقیقات انجام گرفته در این حوزه چنین به نظر می رسد که حجم مطالعات مربوط به روابط ایران و عثمانی نه تنها در عرصه تاریخ نگاری سیاسی، بلکه در دیگر عرصه ها چون تاریخ اقتصادی، تاریخ اجتماعی و فرهنگی فوق العاده اندک و ناچیز است. واقعیت آن است تا یک سنت پژوهشی قویم و فرانگر در این عرصه چهره نبندد، تک نگاری ها و مطالعات موردی نمی تواند چندان راهگشا باشد.با توجه به چنین نقصانی، مطالعه و تبیین نظری روابط ایران و عثمانی در چهارچوب متد علمی و تبیین گر از ضروریات این حوزه مطالعاتی است. لذا مقوله نظری «الگوی روابط شرقی اسلامی» که موضوع مقاله حاضر است تلاشی در همین راستا است که می کوشد با تعریف ایستارها و الگوهایی، که از بطن این روابط برخاسته اند به ترسیم چهارچوب و ساختار روابط ایران و عثمانی بپردازد و مولفه های این رابطه را در دو مقوله همگرایی و واگرایی بررسی و تحلیل کند. پژوهش حاضر تلاشی کوچک است برای نظام مند و عینی کردن مباحث مربوط به روابط ایران و عثمانی به دور از هرگونه تعمیم ناروا و صرفا در سایه حقایق برآمده از تاریخ
در این مقاله تلاش شده شخصیت ضد استبدادی آیت اله شهید سید حسن مدرس از لابلای وقایع تاریخی که عمدتا مربوط به دوره تاسیس حکومت استبداری پهلوی است، معلوم گردد. بخش اول مقاله به بیان مختصر چگونگی برآمدن دولت رضا خانی پرداخته است. در بخش دوم مقاله به مبارزه شهید مدرس با دیکتاتوری رضاخانی اشاره شده است. مخالفت با قرار داد وثوق الدوله و جمهوری خواهی رضاخان، شیوه های استمرار مبارزه و پایداری در برابر دیکتاتوری، و سپس حکومت پهلوی، نمونه هایی از مبارزه ضد استبدادی آیت اله مدرس است
بدون شک نیروی انسانی در هر جامعه و سازمانی مهم ترین سرمایه آن محسوب می شود. همچنین بدون توجه به انگیزه ها و تمایلات درونی افراد درون یک سازمان، نیل به اهداف سازمانی نیز مشکل خواهد بود. لذا این تحقیق بر آن است که میزان رابطه بین برخی عوامل اجتاعی را با خود اثربخشی افراد (که عبارت از تصور و برداشت هر فرد از خودش در رابطه با اثر بخش بودن در محیط کار می باشد) در سازمان در مورد کارکنان اداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد های مهاباد و ارومیه بررسی نماید. یافته های این پژوهش نشان می دهد که متغیر جنسیت تاثیری روی خود اثربخشی کارکنان نداشته ولی عامل تحصیلات بر روی خود اثربخشی آنها موثر است. هم چنین نتایج تحقیق حاکی از وجود رابطه معنادار آماری بین متغیرهای میزان تطابق رشته تحصیلی با شغل مورد تصدی، علاقه کارکنان به شغل مورد تصدی، حقوق و مزایا، میزان تبعیض در محیط کار، مشارکت کارکنان در تصمیم گیری های سازمان، آزادی عملکرد کارکنان، رضایت شغلی و بهره وری سازمان می باشد.
در این مقاله شیوة مطالعات موضوعى قرآن که تفسیر موضوعى نامیده مى شود، بررسی می شود و پیشینة آن در احادیث پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) و بحار الانوار علامه مجلسى ردیابى شده و سپس به سه قسم تقسیم شده است: اول، تفسیر موضوعى درون قرآنى (شیوه سنتى) و دوم، تفسیر موضوعى تطبیقى (بین شیعه و سنى و بین قرآن و کتب مقدس) و سوم، تفسیر موضوعى میان رشته اى که در دهه هاى اخیر بین قرآن و علوم روز در زمینه هایی چون سیاسى، اقتصادى و تربیتى مورد توجه قرار گرفته است.
فرآیند تفسیر موضوعى و آسیب هاى آن همچون تقطیع آیات و غفلت از قرائن، و تحمیل دیدگاه ها بر قرآن از دیگر موضوعات مورد بررسی در این مقاله است.
در این مقاله دکتر اعوانی به چند سؤال درباره معنی انسان بودن پاسخ میدهد. این سؤال ها، به¬ویژه، متمرکز اند بر نقش انسان به عنوان خلیفة الله، شأن خاصی که انسان به خاطر موقعیتِ خلیفة الله بودن از آن برخوردار است، تفاوت بین این شأن خاص و حقوق بشر، مسئولیت هایی که به سبب این شأن بر او محول میشود، موانع تحقق این شأن، و مبانی معنوی این نگرش. دکتر اعوانی در پاسخ های خود، ضمن بیان خلاصه ای از انسان شناسی اسلامی، مبنای گفتار خود را کاملاً بر سنت حکمت اسلامی و قرآن و حدیث قرار داده و به آیات بسیاری از قرآن استشهاد کرده است.
در مقالهٴ حاضر نویسنده بر آن است که نقش مفهوم «ولایت» در فلسفه وحدت وجود را توضیح دهد. «ولایت» در نظام فلسفی نظریهٴ اسلامی درباره وجود، حضوری عمیق دارد و علاوه براین، جنبهٴ فعّال این مفهوم، فلسفه وجود اسلامی را به حرکت درآورده و در طول تاریخ، تفکّر فلاسفه اسلامی را تحریک کرده است. مفهوم «ولایت» از سنّت فلسفی اسلام جدائی ناپذیر است و در سنّت های فلسفی دیگر دیده نمی شود.
بنابراین، بررسی فلسفی مفهوم «ولایت» ما را یاری می دهد نسبت به ماهیّت تفکّراسلامی دیدی درست حاصل کنیم.
تنها قوانین واضح، روشن و بدون ابهام از قانون گذار مورد انتظار است، با وجود دقت فراوانی که اصولا به هنگام تدوین و تصویب قانون به عمل میآید، در زمان اجرا ابهاماتی رخ مینماید که نیاز به تفسیر دارد. تفسیر قانون، امری دشوار است و نیازمند روشی قانونمند میباشد، واگذار کردن آن به سلایق و افکار شخصی هر دادرس و حقوق دان امری شایسته نیست، بدین جهت، فکر تدوین قانونی که خود، اصول و قواعد تفسیر قانون را تبیین کند، مدت ها مدنظر حقوق دانان بوده، ولی به دلایلی که شاید دشواری کار از آن جمله باشد، این عقیده عملی نشده است. این مقاله، با نگرشی فلسفس به اصول و مبانی تفسیر، این نظر را میپذیرد که کار تفسیر قانون باید بر عهده نهاد انتخابی باشد، تا مبادرت به ارایه تفسیر معقول، بیطرف و متعارف از قوانین بنماید.
قضای الهی از نظر تطبیقی با عوالم کلی وجود، همان مرتبه صور عقلی محسوب میشود که وراء صور طبیعی و نفسانی است. این صور که بصورت دفعی و بلازمان از واجب تعالی صادر میشوند ـ بعنوان مرتبهیی از مراتب علم الهی تلقی میشوند که قضای علمی نامیده میشود و در مرحله بالاتر به علم ذاتی الهی منتهی میگردد. از طرف دیگر نظام عِلّی و معلولی عالم هستی و انتساب این عالم به علت تامه و هستیبخش خود که منشأ ضرورت و پیدایش عالم هستی است ـ همان قضای عینی است. بنابرین قضای الهی مبین انتساب همه» عالم هستی در دو مرتبه» علمی و عینی به حق تعالی است.
تبیین و تحلیل حقیقی مسئله قضای الهی باید با توجه به هر دو مسئله علم الهی از یک طرف و ضرورت نظام جهان هستی از طرف دیگر صورت گیرد، زیرا قضای الهی هردو مسئله را تبیین میکند و توجه به یکی از ایندو و غفلت از دیگری، حقیقت مسئله قضای الهی را بر ما آشکار نخواهد کرد. این مقاله درصدد است مسئله قضای الهی را در نظام فلسفی حکمت متعالیه ـ با تأکید بر آثار ملاصدرا و علامه طباطبایی تبیین و تحلیل نماید.
هدف از این پژوهش بررسی سطح سلامت جسمانی دانشجویان ورزشکار شرکت کننده در المپیاد ورزشی کرمان از دیدگاه طب ورزشی است. جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه دانشجویان(1460 نفر) پسر شرکت کننده در المپیاد ورزشی سال 85 کرمان تشکیل می دهند. نمونه آماری این تحقیق350 ورزشکار هستند که به صورت تصادفی یا با مراجعه به درمانگاه های مستقر در المپیاد انتخاب شده اند. برای بررسی ارتباط بین متغیرهای کمی از ضریب همبستگی پیرسون و دربخش کیفی از ضریب کندال و اسپیرمن استفاده شده است. نتایج شاخص توده بدنی آزمودنی ها نشان داده است که 6/74٪ جامعه مورد تحقیق از وضعیت بدنی طبیعی برخوردار بوده 9/8٪ دارای مشکل اضافه وزن 1/1% چاق و 4/15٪ با کمبود وزن و لاغری مواجه بوده اند. از نظر شاخص محیط دور کمر به باسن نتایج نشان داد 7/95% آزمودنی ها از وضعیت مطلوب برخوردار بوده و تنها 3/4% جامعه مورد تحقیق در معرض خطر «متوسط روبه بالای» گسترش نارسایی های قلبی قرار داشته اند. فشار خون 2/82 % جامعه مورد تحقیق در وضعیت طبیعی بود 7/15% مشکل پیش پر فشارخونی داشته و2% نیز با پر فشارخونی مواجه بوده اند. بر اساس نوع اندام بیشترین آسیب های بدن در اندام تحتانی(26% ) و کمترین آن در سر و صورت( 2%) مشاهده شد. در تقسیم بندی بافتی آسیب های استخوانی با 3/18% بیشترین و آسیب های عضلانی با 3/6%کمترین میزان شیوع را داشته اند. در جامعه مورد تحقیق بیماری سردرد (میگرن)بیشترین شیوع را به میزان 7/5 درصد و بیماری دیابت با 9/0درصد کمترین میزان شیوع را داشته است.
با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد اکثر ورزشکاران از ترکیب بدنی و وضعیت فیزیولوژیکی- بالینی مناسب و قابل قبولی برخوردار بوده اند که می تواند نتیجه تاثیر مثبت ورزش در تعدیل شاخص های مورد نظر در تحقیق باشد.
هدف از پژوهش حاضر تهیه تدوین و بررسی تاثیر یک برنامه بازتوانی جسمانی ویژه برای افراد مبتلا به فیبرومیالژی در ناحیه خاجی – کمری ستون فقرات باتوجه به سن ویژگی های بالینی – عملکردی و مرحله بیماری است. روش تحقیق حاضر نیمه تجربی (از نوع طرح گروه کنترل نابرابر با پیش آزمون وپس آزمون) است . جامعه آماری کلیه بیماران دارای فیبرومیالژی ثانویه دربخش فیزیوتراپی بیمارستان شماره 15 مسکو طی سال های 2003-2005 می باشد . ازبین بیماران 40 نفر (مردوزن) بین سنین 26-65 سال به صورت در دسترس به عنوان نمونه آماری انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه مساوی تجربی وکنترل تقسیم شدند. اطلاعات ازطریق پرسش نامه ارزیابی دامنه حرکتی قدرت عضلات اطراف ستون مهره ای واندام تحتانی نقاط حساس درد عضلانی وضعیت روانی وکیفیت زندگی قبل و بعد از اجرای برنامه تمرینی جمع آوری شد . آزمودنی ها برنامه بازتوانی را سه جلسه درهفته به مدت 1-5/1 ساعت در نه هفته انجام دادند. نتایج نشان داد دامنه حرکتی وقدرت عضلات بخش کمری ستون فقرات واندام تحتانی در گروه تجربی به طورمعنا داری نسبت به گروه کنترل افزایش یافت (p<0/05). تعداد نقاط حساس در گروه تجربی (5/66 درصد) نسبت به گروه کنترل (7/37درصد ) کاهش یافت. شاخص های درد عضلانی درگروه تجربی درمقایسه با گروه کنترل به طور معناداری کاهش یافت(p<0/05). وضعیت روانی وکیفیت زندگی در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل به طورمعنا داری بهبود یافت (p<0/05). در نتیجه می توان گفت احتمالاً برنامه بازتوانی ارائه شده دراین پژوهش توانسته است علائم منفی افراد مبتلا به فیبرومیالژی مانند درد عضلانی نقاط حساس کسالت صبحگاهی ضعف وافسردگی را کاهش دهد و ضعیت عملکردی آن ها را بهبود بخشد و در نهایت کیفیت زندگی آنها را ارتقاء دهد؛ بنابراین به نظر می رسد برنامه بازتوانی مذکور می تواند به عنوان روشی نو برای بازتوانی وکاهش علائم بیماران فیبرو میالژی در مراکز باز توانی و درمانی استفاده شود.
هدف این تحقیق طراحی نرم افزاری برای تجزیه و تحلیل بیومکانیکی راه رفتن و دویدن در سرعت های مختلف و همچنین بررسی پارامترهای سینماتیکی و سینتیکی با روشی جدید در ردگیری حرکت انسان بود.
در طراحی این نرم افزار دوازده مرد ورزشکار با میانگین های سنی 68/3±80/26 سال وزن 21/8±90/66 کیلوگرم و قد 04/0±70/1 متر به عنوان نمونه انتخاب شدند و بر روی مفاصل آنان نشانگرهایی نصب شدو با سرعت های 5/1 5/3 6 8 10 و 12 کیلومتر بر ساعت بر روی تردمیل به راه رفتن و دویدن پرداختند که هم زمان با دوربین های سرعت بالا (250 فریم در ثانیه) در دو سطح ساجیتال و فرونتال از آنان فیلم برداری شد.
در این پژوهش با طراحی نرم افزار پیش گو نشانگرهای نصب شده را می توان ردگیری کرد. برای پیدا کردن نشانگرهایی که از دید دوربین ناپدید یا با هم جفت شده اند یک افزایش نویز را به دنبال خواهد داشت که برای حل این مشکل پیشنهاد روش تعقیبی مناسبی براساس حافظه گرایی در سیستم داده یابی ارائه شده است.
نتایج این تحقیق با بررسی بیش از سی هزار فریم تصویر صورت پذیرفت که با روش شبیه سازی اعتبار نتایج مورد بازبینی مجدد قرار گرفت و درستی اجرای صحیح این نرم افزار اثبات شد همچنین این نرم افزار می تواند به راحتی تجزیه و تحلیل بیومکانیکی راه رفتن و دویدن را انجام دهد و پارامترهای سینماتیکی و سینتیکی مربوط به آن را در دو سطح ساجیتال و فرونتال محاسبه نماید.
هدف از انجام مطالعه حاضر بررسی ارتباط بین برخی مفاصل و پارامترهای ایزوکینتیک اندام تحتانی با حداکثر ارتفاع پرش عمودی به صورت جفت پا و تک پا بوده است در این تحقیق تعداد 28 نفر از دانشجویان مرد ورزشکار به طور داوطلبانه شرکت کردند. پارامترهای ایزوکینتیک اندام تحتانی اوج گشتاور زمان رسیدن به اوج گشتاور زاویه دستیابی به اوج گشتاور زمان شتاب گیری توان متوسط و میزان توسعه اوج گشتاور در مفاصل زانو و مچ پای برتر آزمودنی ها توسط دستگاه ایزوکینتیک در سرعتهای زاویهای 60 و180 درجه بر ثانیه و حداکثر پرش عمودی آزمودنی ها به صورت جفت پا و تک پا با استفاده از دستگاه سارجنت اندازه گیری شد. به منظور تحلیل دادهها از آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره در سطح معنی داری 05/0 ≥ α استفاده شد. رابطه معنی داری بین اکثر پارامترهای مفاصل زانو و مچ پا در سرعتهای زاویه ای 60 و 180 درجه بر ثانیه به غیر از زاویه دستیابی به اوج گشتاور با ارتفاع پرش عمودی جفت پا و تک پا در سطح 05/0 ≥ α مشاهده شد. برای پرش عمودی جفت پا در سرعت زاویهای 60 درجه بر ثانیه میزان واریانس تبیین شده توسط مجموع پارامترهای مفصل زانو (65/0= R2و 0001/0= P) و برای مجموع پارامترهای مفصل مچ پا (51/0= R2 و 001/0= P) بهدست آمد. برای پرش عمودی تک پا در سرعت زاویهای 60 درجه بر ثانیه میزان واریانس تبیین شده توسط مجموع پارامترهای مفصل زانو (45/0= R2 و 015/0= P) و برای مجموع پارامترهای مفصل مچ پا (53/0= R2 و 036/0= P) بهدست آمد. نتایج این تحقیق اهمیت و نقش بیشتر مفصل زانو در اجرای پرش عمودی جفت پا و مفصل مچ پا را در اجرای پرش عمودی تک پا برجسته کرده است.