درباره تفسیر آیه شریفه 41 سوره حجر تاکنون تفسیر صحیحی از سوی مفسران ارائه نشده است و این آیه محل تشتت آرای مفسران است. منشأ اساسی اختلافات مفسران فریقین در این آیه به چیستی تفسیر کلمات «هذا» و «علیّ» باز می گردد.
در این مقاله ضمن ارائه قرائت های مختلف از این آیه و نقد و بررسی آنها، دیدگاه های چهارگانه مفسران نیز بررسی شده است که بسیاری از تفسیرهای ارائه شده نارسا و نادرست است.
به نظر می رسد مفسرانی که مشار الیه «هذا» را «اخلاص ورزی» و یا «سنت الهی» دانسته اند و «علیّ» را به معنای «قضا و سنت الهی» تفسیر کرده اند، راه صواب را طی نموده اند.
یکی از مباحث مورد اختلاف میان مفسرین فریقین بحث پیرامون چیستی و مالکیت انفال و نسخ آیه شریفه انفال است. انفال از بزرگ ترین منابع مالی حکومت اسلامی است که آیه آغازین سوره انفال بدان تصریح نموده است. برخی از مفسران بر آن اند که بین آیه انفال و آیه خمس تعارض وجود دارد؛ از این رو آیه انفال به وسیله آیه خمس نسخ شده است.
این مقاله با بررسی دیدگاه های فقها و مفسرین فریقین و مفهوم شناسی واژه انفال، با استفاده از قرائن سیاقی، ادله روایی، شأن نزول آیه و ... به این نتیجه رسیده است که انفال ملک پیامبر اکرم| و ائمه اطهار است و هیچ گونه تنافی و تعارضی میان آیات خمس و انفال وجود ندارد و در آیه انفال نسخی صورت نگرفته است. همچنین در این مقاله افزون بر بیان رابطه آیه انفال با آیه فیء، به شبهات مطرح شده در باره انفال پاسخ داده شده است.
روش تفسیر عقلی، ازجمله روش هایی است که در کنار سایر روش ها ـ همچون روش تفسیر قرآن به قرآن و روش تفسیر قرآن به سنت ـ برای تبیین و تفسیر آیات قرآن به کار می رود. قرآن کریم، در بردارنده برهان های عقلی است و در بسیاری از آیات، انسان ها را به تفکر، تعقل و تدبر دعوت نموده است. بهره گیری از عقل قطعی و قراین قطعی برای تفسیر آیات قرآن، ریشه در سنت رسول خدا| و اهل بیت^ دارد. امام صادق× نیز ـ به عنوان جزئی از خاندان وحی ـ از استدلال های عقلی ، برای تبیین و تفسیر قرآن کریم استفاده نموده که نمونه های بسیاری از آن در میان روایات تفسیری آن حضرت یافت می شود.
جمعیت هر کشوری، نقش مهم و اساسی در رشد و توسعه اقتصادی آن کشور ایفا می کند به طوری که همواره از آن به عنوان عاملی مهم در رشد اقتصادی کشورها یاد می شود. اما در کنار اندازه مطلق جمعیت و یا نرخ رشد جمعیت، توجه به ترکیب یا ساختار سنی جمعیت و تغییرات آن، بسیار حائز اهمیت است چراکه می تواند منشاء بسیاری از تحولات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جوامع شود. لذا در این تحقیق، اثر جمعیت در هریک از گروه های سنی سه گانه (زیر15سال، 15تا64 سال، و بالاتر از 65 سال) و همچنین بار تکفل سنین جوان و پیر بر درآمد سرانه را از طریق وارد کردن کانال های اثرگذاریِ آن گروه سنی بر رشد اقتصادی، مورد بررسی قرار می دهیم. به منظور بررسی رابطه علیت بین متغیرهای جمعیتی و متغیرهای اقتصادی از یک سو و رابطه علیت بین متغیرهای اقتصادی با درآمد سرانه و رشد آن از سوی دیگر، از روش علیت تودا-یاماموتو استفاده شد. همچنین به منظور بررسی میزان اثرگذاری هریک از گروههای سنی و نیز بار تکفل بر درآمد سرانه و رشد آن، از روش خودرگرسیون با وقفه های توزیعی (ARDL) استفاده شد.
مسئله مورد تبیین در این مقاله وجود رابطه علی دو جانبه میان بازدهی آموزشی هر کشور با میزان توسعه یافتگی آنها می باشد؛ بدین معنی که آموزش و پرورش در هر جامعه ای در عین حال که متأثر از سطوح مختلف توسعه موجود در آن است، خود نیز به عنوان متغیر مستقل در تحولات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه تأثیر می گذارد. لذا سؤال اصلی مطالعه حاضر عبارت است از اینکه؛آیا توسعه یافتگی با بازدهی نظام آموزشی رابطه معنادار متقابل دارد؟ در مقاله حاضر از روش تطبیقی کمی یا تحلیل بین کشوری استفاده گردیده است؛که در آن از داده های ثانویه 70 کشور جهان، در بین سال های 2004-1999، بهره گرفته شده است. آزمون نیکویی برازش مدل های الگوی معادلات ساختاری حاکی از برازش خوب مدل عنوان شده با داده های مشاهده شده در 70 کشور جهان است و نشان می دهد توسعه یافتگی جامعه بر بازدهی آموزشی تأثیر دارد و از سوی دیگر بازدهی آموزشی نیز تأثیر معناداری بر سطوح مختلف توسعه دارد. نتایج رگرسیونی نیز نشان می دهند توسعه اقتصادی با 27/0، توسعه سیاسی با 14/0 و توسعه اجتماعی با 29/0 سهمی را در تبیین متغیر وابسته (بازدهی نظام آموزشی) داشته اند.
مصرف نمایشی یا تظاهری، کنش نمادینی است که هدف عمده آن جلب توجه دیگران نسبت به خود و تمایز خود از دیگران است.فرضیه اساسی نوشتار حاضر این بوده است که مصرف نمایشی پوشاک تحت اثر انفرادی و ترکیبی(تعاملی)پایگاه اجتماعی،جنسیت و دینداری است؛ این اثرگذاری برحسب اینکه مصرف کننده در معرض چه وضعیتی ازلحاظ انتظارات دیگران مهم، تبلیغات مصرفی کالا و شرایط سنی باشد، متفاوت خواهد بود. نتایج وارسی این فرضیه بر روی 272 دانش آموز دبیرستانی درشاهرود نشان می دهد که اولا میل به مصرف نمایشی پوشاک نسبتا بالاست.ثانیا بخش عمده ای از نوسانات میل به مصرف نمایشی پوشاک در بین دانش آموزان،تحت اثر همزمان پایگاه اجتماعی،دینداری،جنسیت،سن،انگیزه پیروی از دیگران مهم،توجه به تبلیغات مصرفی رسانه و برخی ازاشکال ترکیبی(تعاملی)آنهاست.در این میان اثرنسبی سه متغیرانگیزه پیروی ازدیگران مهم ،پایگاه اجتماعی و توجه به تبلیغات مصرفی رسانه ها""بیش ازسایر متغیرهاست وبرمبنای آگاهی ازمقادیر آنها،پیش بینی دقیق تری می توان ازتغییرات مصرف نمایشی پوشاک بعمل آورد.ثالثا ازهشت متغیر منفرد وترکیببی که برمصرف نمایشی پوشاک تاثیرمعنادار دارند، اثرشش متغیرافزاینده واثردو متغیرکاهنده است.دومتغیراخیرشامل""دینداری""ومتغیرترکیبی ""پسر بودن و پایگاه اجتماعی"" است.