مطالب
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۴٬۱۷۰ مورد.
درسی از اخلاق/ پاکدامنی و عفت
درسی از اخلاق/ خوشبختی و خانواده
اخلاق اسلامی و دانش های بدیل
مناسبات اخلاق و فقه از منظر علامه جوادی آملی؛ نقد و بررسی نظریه فقهِ اخلاق محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۳)
119 - 140
حوزههای تخصصی:
کشف نسبت میان دانش های اخلاق و فقه، زمینه طبقه بندی صحیح آن دو و بهره برداری از هر یک را ایجاد می کند. علامه جوادی آملی از اندیشمندانی است که در آثار خود به تبیین رابطه این دو علم پرداخته و اشتراکات و تمایزات آنها را مشخص کرده است. اخلاق و فقه در آلی بودن، اندراج در حکمت عملی، منابع مورد ارجاع و دارابودن احکام پنجگانه، اشتراک داشته و در موضوع، رتبه، غایت و کمیت مسائل، تمایز دارند. در این بررسی مشخص می شود، تمایز در موضوع و رتبه موجب گشته گزاره های علم اخلاق بر علم فقه مقدم باشند به گونه ای که بایستی به اثرپذیری فقه از گزاره های قطعی اخلاقی توجه نمود؛ حال آنکه: 1) انسان با عمل به تکالیف شرعی، هدف از عمل به گزاره های اخلاقی را محقق می سازد. 2) دانش اخلاق به صورت مطلق، آنقدر گزاره قطعی عقلی ندارد تا معیار سنجش صحت گزاره های فقهی شود. 3) دانش اخلاق به معنای گزاره های اخلاقی از سنخ باورها نبوده و از این جهت نسبت به فقه زیر بنا نیست. هدف پژوهش حاضر بازشناسی نسبت میان اخلاق و فقه در راستای تولید فقه اخلاق محور و نقد آن است. روش پژوهش، تحلیلی- انتقادی و با استفاده از منابع کتابخانه ای است.
مقایسه تحلیلی رویکردهای مبتنی بر اخلاق فضیلت: «اخلاق فلسفی» در اسلام و «تربیت منش» در غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال چهاردهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵۳
۹۰-۷۳
حوزههای تخصصی:
رشد و بالندگی اندیشه های فیلسوفان یونانی و بنیان گذاران اخلاق فضیلت، در بستر اسلام موجبِ شکل گیری یکی از مهمترین رویکردهای تربیت اخلاق دینی، «اخلاق فلسفی» شد. در غربِ معاصر، رویکردِ «تربیت منش» به عنوان فضیلت گرایی نوین، توانست در مواجهه با سال ها مقابله با بنیان های تربیت سنتی، دوباره مورد توجه اندیشمندان تربیتی قرار گیرد. این مقاله برای اولین بار، به مقایسه اصول و روش های تربیتی این دو رویکرد با خاستگاه مشترک که در دو بستر متفاوت رشد یافته اند، می پردازد. هرچند هردو رویکرد، در همه جانبه نگری، استفاده از روش های تربیت مستقیم و غیرمستقیم، اهمیت به جایگاهِ تمامی عوامل موثر در رفتار و بسیاری از روش ها همسانند، این مقاله توانسته است نقاط تمایز آنها را درمیزانِ تاکید در عوامل موثر دررفتار و معرفی اصول، راهبرد و روش های خاصِ هردو رویکرد ارائه نماید که مهمترین آنها، بهره مندی رویکرد اخلاق فلسفی از مبانی، اصول و آموزه های دین مبین اسلام است.
جایگاه برهان نظری در فلسفه اخلاق: تحلیل و بررسی روایت سی. دی. سی. ریو از اخلاق ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
53 - 77
حوزههای تخصصی:
برخی فلاسفه اخلاق استدلال های اخلاقی را از زمره استدلال های نظری می انگارند و نتیجه این استدلال ها را نوعی گزاره یا باور می دانند که صدق و کذب پذیر است و برخی دیگر این استدلال ها را از جنس استدلال های عملی می دانند. این اختلاف نظر درباره تفسیر نظر ارسطو از اخلاق نیز وجود دارد. ریو با تفسیر و بازخوانی آثار ارسطو چنین ادعا می کند که استدلال های اخلاقی، ترکیبی از استدلال های نظری و عملی هستند. ارسطو با بررسی مبادی علوم گوناگون و روش کسب آنها درباره بدیهیات علم اخلاق پژوهش کرده و نشان داده است که می توان گزاره های اخلاق و منطق حاکم بر آنها را مشابه علوم نظری دیگر تحلیل کرد؛ اما دو نکته اساسی این تحلیل را تضعیف می کند: نخست اینکه برهان های علوم نظری دارای نوعی ضرورت هستند؛ درحالی که در اخلاق، چنین ضرورتی دیده نمی شود . دوم اینکه گزاره های علم اخلاق دارای استثنا و به تعبیر ارسطو از نوع «در اکثر موارد» هستند؛ یعنی در اکثر مواقع و شرایط، برقرار و صادق هستند. آنچه در پاسخ به این دو مسئله در راستای دفاع از نظری بودن استدلال های اخلاقی بیان کرده ایم، این است که ضرورت استدلال های اخلاقی از نوع ضرورت De Dicto است و نه ضرورت De Re. همچنین استدلال های اخلاقی دارای دو سطح یا مرحله هستند: در سطح اول با استدلال های نظری مواجه هستیم که سعادت انسان ها را معیّن می کند و در سطح دوم با استدلال هایی از نوع تأمل روبه رو هستیم که گزاره های «در اکثر موارد» در این مرحله به استدلال وارد می شوند.
قبای قانون بر قامت اخلاق؛ نگرشی انتقادی بر خوانش پاتریک دِولین در باب الزام قانونی اخلاق متعارف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۹
514 - 532
حوزههای تخصصی:
نسبت اخلاق و قانون از جمله موضوعاتی است که مناقشات درازدامنی را برانگیخته و از مهم ترین مباحثِ مربوط به پیوند سپهر اخلاق و حقوق به شمار می آید. یک نزاع مهم در این میان از این قرار است که آیا پیروی از ”اخلاق متعارف“ در حوزه عمومی و/ یا حوزه خصوصی باید قانوناً الزام آور شود یا نه؟ در این مقاله با نگاهی به مناقشات پیرامون مسئله ”الزام قانونی اخلاق“ در مباحثه معروف هِربِرت هارت و پاتریک دِولین، ابتدائاً با عطف نظر به تقسیم بندی ریچارد مِروین هِر، سه بخش از اخلاق پژوهی را تفکیک می کنیم و جایگاه آنچه را دِولین از ”اخلاق متعارف“ مراد می کند ایضاح خواهیم کرد. پس از شرح دلالت ها و پیامدها و ریشه های ”اخلاق متعارف“ در نگاه دِولین، به نسبت قانون با ”اخلاق متعارف“ در نگاه او خواهیم پرداخت. نهایتاً رویکرد دِولین را نقد و آسیب شناسی خواهیم کرد و با نشان دادن کاستی های برداشت دِولین از ”اخلاق متعارف“ نگاه حقوقی او به اخلاق را به چالش خواهیم کشید.
اخلاق اطلاعاتی در اینترنت سنجش میزان آشنایى با مؤلفه هاى اخلاق اطلاعاتى در کتابخانه هاى پژوهشى تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترل باینوم((Terrell Ward Bynum تأثیرگذارترین فیلسوف اخلاق در سه دهه اخیر است که در سال 1998، مقاله ای با عنوان «اخلاق و انقلاب اطلاعات» را منتشر کرد. اخلاق اطلاعاتی به شناسایی و تحلیل تأثیرات فناوری اطلاعات بر ارزش های اجتماعی و انسانی نظیر حریم خصوصی، امنیت، خودسازی و مواردی دیگر می پردازد. با توجه به اهمیت این موضوع در محیط دیجیتال، بر آن شدیم تا از طریق میدانی دیدگاه کاربران اینترنت در کتابخانه های پژوهشی مستقر در تهران را درباره اخلاق اطلاعاتی جویا شویم. جامعة آماری مقاله، کاربران آشنا به محیط دیجیتال در 139 کتابخانة پژوهشی مستقر در شهر تهران است که ازطریق نمونه گیری ساده تصادفی(306 از 338 نفر) انتخاب شدند. روش پژوهش حاضر، پیمایشی- توصیفی و ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه شامل 14 سؤال است. یافته ها نشان می دهد که بیش از 70 درصد کاربران پژوهشی با اخلاق اطلاعاتی آشنایی دارند و این موضوع را بسیار باارزش و مهم تلقی می کنند. آشنایی کاربران کتابخانه ها، به ویژه کتابخانه های پژوهشی، با شاخص های اخلاق اطلاعاتی بسیار مفید است زیرا رعایت این اصول را بسیار سهل تر می کند نقطه قوت این پژوهش جدیدبودن و مهم بودن آن است؛ زیرا هنوز پژوهش قابل اتکایی در این زمینه یا صورت نگرفته یا به صورت جزئی در یکی از موضوعات اخلاق اطلاعاتی بوده است
رابطه اخلاق و سیاست در فلسفه انتقادی کانت: فلسفه اخلاق کانت: قابلیت ها و ظرفیت های کاربردی
منبع:
آیین مرداد ۱۳۸۷ شماره ۱۵
تحلیل هیجان شرم در روان شناسی اخلاق و امکان سنجی ابتناء اخلاق الهی و اجتماعی بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۵
۱۵۰-۱۳۳
حوزههای تخصصی:
هیجانات اخلاقی از ظرفیت مناسبی برای تبیین برخی از فضائل اخلاقی برخوردار می باشند؛ که در مباحث روانشناسی اخلاق به روش تجربی مباحث متنوعی ذیل هر یک از هیجانات شناسایی شده، بیان شده است. هدف از نگارش این پژوهش تبیین تاثیر هیجان شرم به عنوان رکن اصلی هیجانات خودآگاه بر ساحت اخلاق الهی و اخلاق اجتماعی است. مهم ترین نتیجه ای که با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی وجمع آوری اسنادی به دست آمده است این است که هیجان شرم امری فطری که متشکل از سه مولفه نظارت بیرونی، کرامت درونی و قبح رفتاری است و می تواند به عنوان یک فضیلت اخلاقی در ارزیابی خویشتن و در نسبت با خداوند، زمینه نیل انسان به مراتبی از تقوا که مبتنی بر کرامت خود می باشد،را محقق سازد. افزون بر این هیجان شرم در حوزه اخلاق اجتماعی منشأ بروز رفتارهای نیکی مانند «احترام» و «اکرام دیگران» و «وفای به عهد» می شود.
ضرورت توجه به مبانی عام و خاص اخلاق در تحقق اخلاق اجتماعی با تأکید بر نهج البلاغه
منبع:
سیره پژوهی اهل بیت سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۶
73 - 86
حوزههای تخصصی:
شناخت مبانی اجتماعی اخلاق برای تحقق اخلاق اجتماعی ضروری است. برای تحقق عدالت اجتماعی در فرهنگ اسلامی، باید این مبانی برای سیاستگذاران و افراد جامعه در راستای آگاهی بخشی و اقناع آنان روشن شود. مبانی در لغت به معنای بنیان، اساس و شالوده و در اصطلاح به معنای پیش فرض هایی است که باید در علومی دیگر به اثبات برسند. در این پژوهش مبانی عام و خاص اخلاق اجتماعی از منظر امام علی(ع)، با تأکید بر نهج البلاغه بررسی شده است؛ تا از این طریق مسایل زیربنایی ساخت اخلاق اجتماعی و بسترسازی مناسب برای تحقق عدالت اجتماعی در فرهنگ اسلامی شناسانده شود.
اخلاق زمینه مند در مقابل اخلاق انتزاعی؛ گفتگو با حسن محدثی گیلوایی جامعه شناس و استادیار دانشگاه
حوزههای تخصصی:
اخلاق انتزاعی در واقع یک سری اصول را از ما می خواهد که ما این اصول را اجرا کنیم؛ ولی در مقام عمل بنا بر دلایل گوناگون، این اصول قابلیت اجرا ندارد و متأسفانه معلمان اخلاق توجهی به این ندارند که این اصول در دنیای واقعی و در درون زمینه اجتماعی مختلف اساسا قابلیت اجرا ندارند. این اخلاق انتزاعی ربطی به جهان واقعی انسان ها ندارد و اتفاقا به نظر می رسد فرهنگ آرمانی، یعنی فرهنگی که انسان ها در مقام گفت وگو و سخن آن را قبول دارند و روی آن تأکید می کنند، مرتبط با همین اخلاق انتزاعی است.اگر اخلاق زمینه مند وجود داشته باشد، می تواند اصول خودش را داشته باشد؛ یعنی فرد در درون زمینه فرد مجهز به منطق اخلاقی باشد که بتواند در آن موقعیت بر اساس آن اصول اخلاقی عام مرتبط با زمینه عمل کند. همه چیز منتهی به تصویر شخصیتی او نشود، بلکه ما بتوانیم بر اساس موقعیت های مختلف حرف بزنیم و بر اساس اصول اخلاقی عام بحث کنیم.اخلاق زمینه مند می تواند راهنما باشد و زمینه های نوعی را مشخص می کند و اصولی را ارائه می دهد و تو را رها نمی کند که هر کاری دوست داری انجام دهی. اتفاقا جزئی تر به این مسائل می پردازد. اساسا اصول اخلاقی که آدمی همیشه به آن پایبند باشد وجود ندارد و غلط است.ما باید اصول اخلاقی را به صورت سلسله مراتبی ببینیم. برعکس آن چیزی که در باب اصول اخلاقی به موازات هم مطرح می کنند. اصول اخلاقی مطرح شده موازی هم هستند و من بر این نقد جدی دارم؛ زیرا اصول اخلاقی باید سلسله مراتبی باشند؛ یعنی شما اصول اخلاقی ای داشته باشی که بر اصول اخلاقی دیگر سوار بوده و حاکم بر آن ها باشند.
فضایل اخلاقی در کتاب اخلاق محسنی( بر مبنای تقسیم بندی خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب اخلاق ناصری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب اخلاق محسنی یکی از آثار ارزشمند سده نهم و دهم هجری است. ملاحسین واعظ کاشفی سبزواری این کتاب را با هدف تعلیمی به رشته نگارش درآورد. کاشفی به تعلیم آموزه های اخلاقی اهتمام ورزیده و پند و اندرز حاکمان را بر مبنای حکمت، جوهره اصلی کتاب خود قرار داده است. وی در مقدمه کتاب صراحتا اعلام می کند که مخاطبانش شاهان و ملازمان آنهاست و در ادامه به این موضوع اشاره می کند که داشتن چهل صفت بارز اخلاقی است که شاه را شاه کرده و شاه نگاه داشته کاشفی این آموزه های اخلاقی را تحت تاثیر تعلیمات در کتاب اخلاق ناصری یاد می کند که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از طریق بیان حکایت و تمثیل، مخاطب خود را به سوی فضایل اخلاقی سوق می دهد. پژوهش حاضر در نظر دارد فضایل اخلاقی موجود در کتاب اخلاق محسنی را با توجه به تقسیم بندی موازین اخلاقی در کتاب اخلاق ناصری مورد بحث و بررسی قرار دهد تا مشخص کند کاشفی در تدوین این کتاب تا چه اندازه به تقسیم بندی های خواجه نصیرطوسی نزدیک بوده است. نوع رویکرد نگارنده در این مقاله توصیفی– تحلیلی و بر مبنای مرور تفکرات تعلیمی خواجه نصیر در اخلاق ناصری و تطبیق آنها با اخلاق محسنی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در بین فضایل اخلاقی که در کتاب مطرح شده عدالت و شجاعت جایگاه خاص و ویژه ای دارند و در زندگی فردی و اجتماعی انسان نقش تعیین کننده ایفا می کنند. برخی فضایل مانند عبادت جنبه فردی دارند و برخی مانند عدالت جنبه اجتماعی که با رعایت این موازین جامعه روی آبادانی می بیند.
تبیین مبانی معرفت شناختی اخلاق باور دردیدگاه جوادی آملی به منظور طراحی الگوی مفهومی آموزش اخلاق باور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی سال ۳۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۹
119 - 148
حوزههای تخصصی:
پیوند اخلاق با فرایند باور تحت عنوان «اخلاق باور» اولین بار در فلسفه غرب توسط کلیفورد در قرن نوزدهم مطرح گردید و باعث پرسش های زیادی در این زمینه شد. اما پیشینه آن در فلسفه اسلامی نیز تحت مضامین خاص مثل اخلاق درتفکر و بینش در مرحله کسب اعتقاد قلبى و ایجاد باور وجود دارد. هدف اصلی این مقاله طراحی الگوی مفهومی آموزش اخلاق باور مبتنی بر مبانی معرفت شناختی جوادی آملی است. محقق با بررسی منابع مکتوب ایشان با روش تحلیل مفهومی و قیاس نظری موفق به احصاء پنج مبنای معرفت شناختی ،تلازم( اراده و تکلیف معرفتی، قرینه وشهود، درونگرایی و برونگرایی، فضایل معرفتی و اخلاقی، شبکه باور باعمل فردی و اجتماعی) در زمینه اخلاق باور شد و بر اساس این مبانی با استفاده از الگوی قیاس عملی و مدل فرانکنا نیز بترتیب موفق به استخراج اصول تربیتی (تکلیف گرایی در فرایند تشکیل باورها ، مسئولیت دربرابر حقیقت) و(پاک سازی درون،خردورزی وهمبستگی) و(یکپارچگی توجیه) و (وحدت حسن فاعلی و فعلی باور) و(شبکه باور وایمان و حکمت) برای الگوی آموزش اخلاق باور شد.
نسبت نظریة اخلاقی خواجه نصیر و نظریات هنجاری فلسفة اخلاق معاصر با تأکید بر اخلاق فضیلت محور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه مشاء
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
نظریه اخلاقی خواجه نصیرالدین طوسی، یکی ازنظریات هنجاری بسیار مهم در اخلاق فلسفی اسلامی است. به روزرسانی این نظریه و مشخص کردن نسبت آن با نظریات هنجاری در فلسفه اخلاق معاصر، اهمیت ویژه ای دارد. هدف ما از این پژوهش، این است که با معرفی نظریات هنجاری اصلی در فلسفه اخلاق معاصر، نسبت نظریه اخلاقی خواجه نصیر را با هریک از آن ها مشخص کنیم تا معیار سنجش ارزش های اخلاقی در نظریه اخلاقی خواجه نصیر مشخص شود. چنین کاری ضمن به روزرسانی نظریه اخلاقی وی، استفاده از این نظریه را در اخلاق کاربردی امکان پذیر می کند. یافته های این پژوهش نمایانگر این است که نظریه اخلاقی خواجه نصیر با هرسه نظریه نتیجه گرایی، تکلیف گرایی و اخلاق فضیلت محور نسبت دارد؛ اما عناصر اخلاق فضیلت محور در نظریه وی غلبه دارد؛ پس می توان گفت نظریه هنجاری خواجه نصیر قرائتی از اخلاق فضیلت محور است. تلاش کردیم با روش تحلیلی، نظریه اخلاقی خواجه نصیر را ازحیث معیار سنجش ارزش های اخلاقی بررسی و نسبت عمیق آن را با اخلاق فضیلت محور مشخص کنیم.
طبیعی گرایی در فلسفه اخلاق معاصر؛با تمرکز بر مصادیق کاربرد علوم تجربی در قلمرو فلسفه اخلاق(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال نوزدهم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۴ (پیاپی ۷۶)
56 - 76
حوزههای تخصصی:
با توجه به ناشناخته بودن رهیافت طبیعی گرایانه به اخلاق در ایران، در این مقاله ضمن تبیین چیستی و مضمون طبیعی گرایی در قلمرو فلسفه اخلاق، مزّیت ها و کاستی های آن بررسی شده اند. برای نشان دادن چیستی طبیعی گرایی، چند نظریه اخلاقی طبیعی گرایانه برجسته بررسی شده و نشان داده می شود که از میان دو قسم طبیعی گرایی هستی شناختی و روش شناختی، قسم نخست بیشتر چالش برانگیز است، اما قسم دوم که پیوندی وثیق با علم دارد، نکات قابل تأملی در بردارد. آن گاه نشان داده ایم که چرا پژوهشگران فلسفه اخلاق نباید طبیعی گرایی، به ویژه قسم روش شناختی آن را نادیده بگیرند.
چالش های فراروی کاربست اخلاق در ماشین های هوشمند؛ با تمرکز بر رویکرد اصل گرایی در اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال چهاردهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۵۱
۶۹-۹۲
حوزههای تخصصی:
با ظهور تکنولوژی هوش مصنوعی و حضور ماشین های هوشمند در بسیاری از ابعاد زندگی انسان، پرسش از امکان عملکرد اخلاقی ماشین های هوشمند و همچنین چگونگی و نحوه کاربست اخلاق در ماشین یکی از دغدغه های معاصر به شمار می آید. یکی از رویکرد های مهم در فلسفه اخلاق، اصل گرایی اخلاقی است که قابل بررسی با روش بالا به پایین بوده که یکی از رویکردهای متداول در پیاده سازی اصول در ماشین است. نوشتار حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که آیا کاربست اخلاقی براساس اصل گرایی در اخلاق با روش پیاده سازی بالا به پایین امکان پذیر خواهد بود یا خیر؟ در این راستا، هدف بررسی و تحلیل بینش ها و چالش های پیش روی این رویکرد و روش، تحلیل و نقد ابعاد مساله و نظریات پیرامون آن است. بدین منظور پس از پاره ای تعاریف، دو رویکرد اخلاقیِ مطرح بیان گردیده، انطباق آن بر رویکرد بالا به پایین بررسی شده و سپس با استعانت از انتقادات و نظرات دیگر اندیشمندان، چالش ها و ناکارآمدی های این رویکرد به تفصیل شرح داده خواهد شد.
رابطه همگنانه اخلاق و فقه در آیات امربهمعروف و نهی ازمنکر (با محوریت تأثیرگذاری و حاکمیت اخلاق)(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
اخلاق سال یازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۲ (پیاپی ۶۴)
11 - 34
حوزههای تخصصی:
علم فقه و علم اخلاق، دو دانش اصیل اسلامی اند که تأثیر متقابلی بر یکدیگر دارند و مکمل و متعاضد هم به حساب می آیند؛ چراکه هدف مشترکی را که همان امتثال اوامر الهی و تقرب به اوست، دنبال می کنند. امربه معروف و نهی ازمنکر، از جمله واجبات فقهی اند که اخلاق، جلوه ویژه ای در آن ها دارد. در واقع، این واجبات، بدون پشتوانه اخلاق عملاً تأثیر مفید و ماندگاری بر فرد و جامعه ندارند. در آیات قرآن کریم هم ضمن بیان ابعاد مختلف وجوب امر به معروف و نهی ازمنکر، بر حاکمیّت روح اخلاق بر آن ها تأکید شده است. ازاین رو، پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، درصدد بیان ارتباط همگنانه بین اخلاق و فقه در آیات امربه معروف و نهی ازمنکر است. در تبیین این ارتباط، بر محوریت تأثیرگذاری و حاکمیت اخلاق بر فقه تأکید می شود؛ همان گونه که دیگر آموزه های فقهی اسلامی نیز از چنین پیشینه و پشتوانه ای برخوردارند.
اعتبار معرفت شناختی عرف در اخلاق سینوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ظهور یا رواج اندیشه های عرف گرایانه در فضای اخلاق و پیامدهای اجتناب ناپذیر آن بر تعاملات انسانی و در نهایت سعادت حقیقی بشر، بررسی تحلیلی و انتقادی چنین رویکردهایی را می طلبد. مسئله عرف را از ابعاد گوناگون می توان بررسی کرد. پژوهش حاضر به هدف بازخوانی آراء حکمای اسلامی و با تمرکز بر بعد معرفت شناختی عرف، به تحلیل مستند و استنباط دیدگاه اندیشمند بزرگ جهان اسلام یعنی ابن سینا پرداخته است. حاصل تتبع در آثار و اندیشه های ابن سینا نفی تلازم باورها و اندیشه های عرفی از یک سو و دستیابی به واقعیت سعادت بخش اخلاقی از سوی دیگر است. تعابیر صریح ابن سینا که حاکی از احتمال کذب باورهای عرفی، فقدان اعتبار خاستگاه های باورهای عرفی، مشروط بودن باورهای عرفی و ناسازگاری اعتبار مطلق باورهای عرفی با غایت اخلاق است بر نفی مطلق انگاری اعتبار عرف تأکید می کند. از منظر ابن سینا باورهای اخلاقی عرفی نظری اند و توجیه اخلاقی آن ها نیازمند اقامه برهان است.







