ایمانوئل کانت (Immanuel kant) فیلسوف شهیر آلمانی، در مبانی اندیشه خود، به بحث اخلاق توجه کرده است. وی با ترسیم منظومه فکری خود، بر این باور است که اخلاق مداری فراتر از هر گونه امر طبیعی یا مافوق طبیعی است. وی با تلاشی که در راستای خلوص اخلاق به انجام رسانده، بر این رای حکم کرده که تنها و تنها اراده خیر است که می تواند به دور از هر شائبه غیر اخلاقی باشد. امام محمدباقر(ع) از جمله ائمه معصومی است که در آموزه های خود، بر موضوع اخلاق مداری تاکید فراوان کرده است. امام باقر در مقایسه با کانت، از مرحله ای متعالی تر در اخلاق، سخن به میان می آورد. بررسی دیدگاه های امام باقر(ع) و کانت، ما را به فهم صحیح تری از نسبت اخلاق و دین نیز رهنمون می کند.
داوکینز به عنوان زیست شناسی تکامل گرا درباره موضوعات مختلفی غیر از زیست شناسی اظهار نظر کرده که اخلاق ازجمله آنهاست. وی در آرای خاص خود در زمینه اخلاق از دانش هایی چون زیست شناسی اجتماعی، روان شناسی تکاملی و ژنتیک بهره می برد. مهم ترین وجه نظریه پردازی داوکینز نفی تمایز اخلاقی انسان از حیوانات است. دغدغه او برای پرداختن به موضوع اخلاق ناشی از انگیزه نفی کارکرد های اخلاقی دین است. افزون براین، از آنجا که نبودِ قدرت تبیین کنندگی نظریه تکامل درخصوص اخلاقی بودن انسان، به عنوان یکی از نقایص این نظریه مطرح شده، داوکینز می کوشد این اشکال را به گونه ای برطرف نماید. مقاله حاضر این تلاش داوکینز را گزارش و تحلیل می کند.
نظریه اخلاق به مثابه همکاری ارزش های اخلاقی را مشتمل بر هفت حوزه می داند که عبارت از خانواده، گروه، مقابله به مثل، قهرمان گرایی، تسلیم، انصاف و مالکیت هستند. نظر به اخیر بودن این نظریه و کم بودن داده های تجربی آزمون کننده آن از کشورهای غیر از محل تولد آن، این مطالعه با هدف بررسی پایایی و روایی نسخه فارسی پرسشنامه مرتبط با این نظریه، یعنی پرسشنامه اخلاق به مثابه همکاری، در نمونه ای 552 نفره از ایرانیان انجام شد. به منظور ارزیابی روایی همگرا و واگرای این پرسشنامه، از مجموعه ای از مقیاس های بیرونی با موضوع ارزش ها استفاده شد. براساس یافته های تحلیل عاملی تأییدی، مدل هفت عاملی همبسته و نیز مدل دوعاملی سلسله مراتبی فردگرایانه-پیوندگرایانه از برازش خوبی برخوردار بودند، بخصوص به طور مجزا برای بخش های ارتباط و قضاوت پرسشنامه. ضرایب آلفای کرونباخ در خرده مقیاس های بخش ارتباط پرسشنامه بالاتر از بخش قضاوت آن بود. اکثر خرده مقیاس های پرسشنامه، بخصوص در بخش قضاوت، به طور معنادار و قوی ترین با مقیاس های بیرونی مرتبط با خودشان همبستگی داشتند که بیانگر روایی همگرای مطلوب این پرسشنامه است. به علاوه، پرسشنامه اخلاق به مثابه همکاری، بخصوص بخش قضاوت آن، اکثر مقیاس های بیرونی مرتبط را ورای پرسشنامه بنیادهای اخلاقی پیش بینی نمود که بیانگر روایی پیش بین و افزایشی مطلوب این پرسشنامه است. مقاله حاضر با مشخص نمودن خرده مقیاس های پرسشنامه اخلاق به مثابه همکاری که بیشترین نیاز را به بهبود همسانی درونی یا اصلاح محتوا دارند و نیز ارائه پیشنهادهایی در این راستا به پایان می رسد.