ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۲۱ تا ۹۴۰ مورد از کل ۵۵۹٬۵۸۷ مورد.
۹۲۱.

تعیین رابطه میان بد رفتاری دوران کودکی و حمایت اجتماعی ادراک شده با نشانه های اضطراب اجتماعی با نقش میانجی ذهنی سازی در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرکرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۶
م مقدمه : اضطراب اجتماعی یکی از مشکلات روان شناختی رایج در کودکان و نوجوانان است که بر سلامت روان و پیشرفت تحصیلی آن ها تأثیر می گذارد. این پژوهش با هدف تعیین رابطه میان بدرفتاری دوران کودکی و حمایت اجتماعی ادراک شده با نشانه های اضطراب اجتماعی با نقش میانجی ذهنی سازی در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرکرمانشاه انجام شد. روش پژوهش همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بودند. بر اساس برآوردهای جمعیتی و آمارهای موجود، حجم این جامعه در سال تحصیلی مذکور بالغ بر 25,۰۰۰ نفر تخمین زده می شد. که با روش نمونه گیری خوشه ای، 292 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه های استاندارد اضطراب اجتماعی نوجوانان (لاگرکا و لوپز، 1998)، بدرفتاری دوران کودکی (برنستاین، 2003)، حمایت اجتماعی ادراک شده (ریمن و همکاران، 1988) و ذهنی سازی (دیمیتریویچ و همکاران، 2017) بود. در این پژوهش رابطه بین متغیرها با آزمون همبستگی پیرسون و مدل پژوهش با تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری آزمون شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS 28 و AMOS 24 انجام شد. یافته ها : یافته ها نشان داد حمایت اجتماعی ادراک شده تأثیر مستقیم و غیرمستقیم (با میانجی گری ذهنی سازی) بر اضطراب اجتماعی دارد (01/0> p ). بدرفتاری دوران کودکی تنها به صورت مستقیم بر اضطراب اجتماعی تأثیرگذار بود (01/0> p ). شاخص های برازش مدل تأییدکننده برازش مناسب بودند و متغیرهای مدل توانستند 62 درصد از واریانس اضطراب اجتماعی را تبیین کنند. نتیجه گیری : نتایج نشان داد مسیرهای روان شناختی میان تجارب اولیه و پیامدهای هیجانی پیچیده و چندبعدی هستند. نقش ذهنی سازی به عنوان میانجی می تواند در شناسایی زودهنگام اضطراب اجتماعی و مداخله مؤثر برای پیشگیری از اثرات سوء آن بر سلامت روان نوجوانان مفید باشد.
۹۲۲.

بررسی تأثیر رهبری اخلاقی بر عملکرد شغلی با نقش میانجی گری قلدری سازمانی و پنهان سازی دانش و تعدیل گری درگیری شغلی در صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۵
مقدمه: قلدری در محل کار یک مشکل جدی در بین کارکنان است که منجر به رفتارهای منفی در محل کار می شود. بنابراین، این مطالعه به منظور بررسی تأثیر رهبری اخلاقی بر عملکرد شغلی با نقش میانجی گری قلدری سازمانی و پنهان سازی دانش و تعدیل گری درگیری شغلی در صنعت بیمه انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش جزء تحقیقات توصیفی از نوع مدلسازی معادلات ساختاری است که در یک مقطع زمانی شش ماهه اول در نیمه نخست سال 1404 انجام گرفته است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان بیمه البرز در سال 1404 می باشد. از آنجایی که تعداد کلیه کارکنان متعلق به این شرکت 1585 نفر است، در نتیجه بر اساس جدول کرجسی- مورگان حجم نمونه لازم به تعداد 310 نفر به دست آمد. روش نمونه گیری این پژوهش تصادفی طبقه ای است. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس قلدری سازمانی فریره و پینتو (2022)، مقیاس رهبری اخلاقی فریره و پینتو (2022)، مقیاس درگیری شغلی سالانووا و شافلی (2006)، مقیاس پنهان سازی دانش عبدالله، دچون، علی و عثمان (2019) و مقیاس عملکرد شغلی بوکنو، ظفر و راجا (2015) بود. پایایی ابزارها با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید و روایی آن ها با تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS26 و PLS3 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که رهبری اخلاقی بر عملکرد شغلی تاثیر معناداری (ضریب مسیر: 620/0 و سطح معنی داری: 838/1) ندارد، اما بر قلدری سازمانی (ضریب مسیر: 272/0- و سطح معناداری: 913/5) و پنهان سازی دانش تاثیر منفی و معناداری (ضریب مسیر: 789/0- و سطح معناداری: 343/4) دارد. افزون بر این، قلدری سازمانی بر پنهان سازی دانش (ضریب مسیر: 343/0 و سطح معناداری: 385/7) و عملکرد شغلی (ضریب مسیر: 221/0- و سطح معناداری: 563/3) به ترتیب تاثیر مثبت و منفی معناداری دارد. درگیری شغلی نیز رابطه بین رهبری اخلاقی و عملکرد شغلی را تعدیل می کند. علاوه بر این، قلدری سازمانی نیز رابطه بین رهبری اخلاقی و عملکرد شغلی را میانجی گری می کند. در نهایت، نتایج تحقیق نشان داد که پنهان سازی دانش رابطه بین رهبری اخلاقی و عملکرد شغلی را میانجی گری می کند. نتیجه گیری : این مطالعه برای کارکنانی که از مورد زورگویی قرار گرفتن ناراحت هستند، خطر قابل توجهی را مشخص می کند که ممکن است توانایی آن ها را برای مقابله با چنین رفتارهایی تضعیف کند؛ به این معنی که آن ها دیگر به عملکرد اخلاقی سازمان خود اهمیت نمی دهند.
۹۲۳.

اثربخشی ایماگوتراپی (تصویرسازی ارتباطی) بر خودخاموشی و باج گیری عاطفی در زنان دارای تعارضات زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۳
مقدمه: وجود تعارضات زناشویی از جمله عوامل مهم در سست شدن بنیان خانواده است و زنان از تعارضات زناشویی آسیب بیشتری می بینند. به نظر می رسد خودخاموشی و باج گیری عاطفی از عوامل موثر بر تعارضات زناشویی هستند. لذا هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی ایماگوتراپی (تصویرسازی ارتباطی) بر خودخاموشی و باج گیری عاطفی در زنان دارای تعارضات زناشویی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر یزد در سال 1403 بود که از بین آنها تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارده شدند. ارزیابی ها با پرسشنامه های تعارضات زناشویی (ثنایی و براتی، 1379)، خودخاموشی (جک، 1991) و باج گیری عاطفی (کارنانی، 2018) انجام شد. گروه آزمایش مداخله ایماگوتراپی را در طی 8 جلسه دریافت و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-26 و به روش تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد، مداخله ایماگوتراپی در کاهش خودخاموشی و باج گیری عاطفی زنان دارای تعارضات زناشویی موثر بوده است و بیشترین اثر این مداخله بر متغییر خودخاموشی بود (01/0 P< ). نتیجه گیری: بر اساس این یافته ها می توان از مداخله ایماگوتراپی جهت کاهش الگوهای عاطفی مخرب بین زوجین خصوصا خودخاموشی و باج گیری عاطفی استفاده نمود.
۹۲۴.

تباهی در توسعه حرفه ای: روایت های اپیزودیک معلمان ابتدایی از تجربه «آموزش های ضمن خدمت نیابتی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۴
هدف پژوهش حاضر بازنمایی روایت های معلمان ابتدایی از نیابتی شدن دوره های آموزش ضمن خدمت بود. از این رو، رویکرد تفسیری-انتقادی و راهبرد روایت نگاری مورد استفاده قرار گرفت. میدان پژوهش معلمان ابتدایی استان کردستان بودند که سابقه حضور و شرکت در دوره های متنوع آموزش ضمن خدمت حضوری و مجازی را داشتند و نیابتی شدن شرکت در دوره های ضمن خدمت را تجربه کرده بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند و ملاکی انجام شد. در نهایت، پژوهشگر با مصاحبه با ۱۷ نفر به سطح اشباع نظری دست یافت. تحلیل متن روایت ها با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد. در پاسخ به سؤالات پژوهش چهار مضمون فراگیر تحت عناوین: معلمان به مثابه یادگیرندگان بی رغبت، عدم انطباق آموزش ها با نیازها و شرایط معلمان، توسعه حرفه ای به مثابه فرایندی دستوری و اثربخش نبودن آموزش ضمن خدمت احصا گردید که سبب گرایش معلمان به سمت تجربه آموزش ضمن خدمت نیابتی می شدند. روایت های معلمان نشان داد که نیابتی سازی آموزش های ضمن خدمت نه تنها یک انتخاب فردی، بلکه پاسخی جمعی به تجربه بی معنایی، صوری بودن و گاه تحقیرکننده بودن دوره های مذکور است. با این حال، پیوند ساختاری آموزش های ضمن خدمت با نظام های اداری، امتیازدهی و ارتقای شغلی، زمینه ساز شکل گیری کنش هایی شده است که بیش از آن که معطوف به یادگیری حرفه ای باشند، ناظر بر کسب مدرک، رفع تکلیف اداری و حداقل سازی هزینه زمانی و روانی معلمان هستند. در چنین بستری، آموزش های ضمن خدمت نیابتی به عنوان راهبردی انطباقی در برابر فشارهای ساختاری و ناکارآمدی های نهادی ظهور کرده اند. معلمان ابتدایی، که اغلب با تراکم کاری بالا، کمبود منابع، فشارهای ارزش یابی و مسئولیت های عاطفی گسترده مواجه اند، بیش از سایر مقاطع در معرض گرایش به این شیوه ها قرار دارند.
۹۲۵.

واکاوی مولفه های شخصیتی الگوهای دینی در ادبیات کودک گروه سنّی «الف و ب»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۴
«تربیت الگویی» به عنوان یکی از کارآمدترین روش های تربیتی به سبب نقش آفرینی عینی و ملموس الگوها در فرایند یادگیری، به ویژه در دوران کودکی که عمدتاً یادگیری از مسیر مشاهده و همانندسازی رخ می دهد، همواره مورد توجه پژوهشگران تربیتی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی مولفه های شخصیتی الگوهای دینی در ادبیات کودک گروه سنّی «الف و ب» انجام شد. روش انجام پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده گردید. جامعه پژوهش شامل کتاب های داستانی حوزه کودک در سه دسته پیامبران الهی، معصومین(ع) و فرزندان ایشان در گروه های سنّی «الف و ب» از سال 1390 تا 1402 بود. طبقه بندی یافته ها در سه مرحله پایه، سازمان دهنده و فراگیر انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که مولفه های شخصیتی الگوهای دینی در جامعه پژوهش شامل 10 مضمون اصلی «راهنمایی و هدایتگری»، «خداپرستی و نفی طاغوت»، «مشروعیت دینی»، «قدرت های ماوراءبشری»، «حُسن خلق»، «مقبولیت اجتماعی»، «صبر در برابر سختی ها»، «خیرخواهی»، «عدالت جویی» و «خردورزی» بوده است. در مجموع، بازنمایی اسوه های دینی از انسجام شخصیتی کافی برخوردار نبوده و تمرکز بیش از حد بر برخی ابعاد، چهره ای یک سویه و کاریکاتوری از الگوها پدید آورده است. همچنین برخی روایت ها بدون در نظر گرفتن سطح درک عاطفی و شناختی کودک ارائه شده و از پیوند معناداری با دنیای واقعی او برخوردار نیستند. نتایج پژوهش بیانگر این است که بازنمایی فعال و الهام بخش از الگوها، ایجاد ارتباط معنادار میان روایت ها و زندگی کودک و بهره گیری از نمونه های معاصر می تواند به تعادل محتوایی و اثرگذاری بیشتر تربیت الگویی در ادبیات کودک منجر شود.
۹۲۶.

مدل فرایندی آموزش مسئولیت پذیری به کودکان در منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۹
مسئولیت پذیری، مؤلفه ای کلیدی در تربیت اخلاقی، برای پرورش انسان هایی متعهد و وظیفه شناس در ابعاد فردی، اجتماعی و اعتقادی، به ویژه در دوره ابتدایی اول، حیاتی است. هدف پژوهش حاضر طراحی مدل فرایندی آموزش مسئولیت پذیری به دانش آموزان این دوره براساس منابع اسلامی بوده است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی استقرائی است. مراحل شامل خوانش اولیه، کدگذاری باز، شناسایی مضمون های پایه و سازمان دهنده، روایی یابی و تفسیر نهایی بود. یافته ها در سه گام ارائه شدند: 1) زمینه های دستیابی شامل زمینه های شناختی (شناخت خدا، خود، دیگران، حق و باطل)، گرایشی (انگیزه، عزت نفس، اعتمادبه نفس، حس مراقبت) و رفتاری (عزم، وفای به عهد، صداقت، انصاف، غیرت)؛ 2) مؤلفه های فرایندی شامل وظیفه شناسی، پاسخگویی، خیرخواهی، عاقبت اندیشی، اقدام جهادی، نگاه خوش بینانه، تعهد دینی، عمل به هنگام، خودجوشی و احساس کارآمدی؛ 3) دستاوردها شامل رشد درونی (رشد فردی: توانمندی درک نتایج اعمال، هدفمندی، انعطاف پذیری، مدیریت احساسات، ابتکار عمل، بردباری، مهارت های رهبری و کار تیمی، انضباط شخصی، مقبولیت اجتماعی، دوراندیشی، ایمان مخلصانه، خودکارآمدی؛ رشد اجتماعی: رضایت مندی اجتماعی، امید به زندگی، سازگاری با محیط، اعتمادسازی، پیشبرد اهداف جامعه، ایجاد ارزش های اجتماعی، خدمت به مردم، احترام به قوانین، دفاع از حقوق مردم، رفع نیازهای حقیقی؛ رشد معنوی: توسل، توکل) و رشد بیرونی (همدلی، همکاری و امید، الگو شدن، اتقان در عمل). این مدل، چارچوبی تلفیقی برای برنامه ریزان درسی، معلمان، والدین و مراکز تربیتی فراهم می کند تا نسلی مسئول و اثرگذار پرورش یابد.
۹۲۷.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و درمان هیجان مدار بر افکار خودکشی نوجوانان تحت پوشش اداره بهزیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۹
هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و درمان هیجان مدار بر افکار خودکشی نوجوانان تحت پوشش اداره بهزیستی بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش نوجوانان دختر تحت پوشش اداره بهزیستی شهرستان نورآباد لرستان در سال 1404 بودند. تعداد 60 نوجوان دختر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و این تعداد سپس به شیوه تصادفی ساده در 3 گروه درمان شناختی-رفتاری (20 نفر)، درمان هیجان مدار (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. سپس گروه آزمایش اول تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان شناختی-رفتاری و گروه آزمایش دوم تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان هیجان مدار قرار گرفتند. در این پژوهش از مقیاس افکار خودکشی (BSSI) بک و همکاران (1979) برای گردآوری داده ها استفاده شد. روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، آزمون تعقیبی بن فرونی و نرم افزار SPSS نسخه 29 بود. نتایج نشان داد هر دو مداخله در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر کاهش افکار خودکشی داشته است (0/05>p). نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که درمان هیجان مدار اثربخشی بیشتری نسبت به درمان شناختی-رفتاری بر کاهش افکار خودکشی داشته است (0/05>p). می توان نتیجه گیری کرد که درمان شناختی-رفتاری و درمان هیجان مدار می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای کاهش افکار خودکشی در نوجوانان دختر تحت پوشش بهزیستی به کار برده شوند و تقدم استفاده با درمان هیجان مدار است.
۹۲۸.

مقایسه اثربخشی روش آموزش تأیید خود و آموزش مثبت نگر بر بهزیستی تحصیلی و التزام تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۹
هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی روش آموزش تایید خود و آموزش مثبت نگر بر بهزیستی تحصیلی و التزام تحصیلی دانش آموزان بود. طرح این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه در شهرستان درگز در سال 1404 بوده که شکست تحصیلی را تجربه کرده بودند. تعداد ۶۰ دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آموزش خودتأییدی، آموزش روان شناسی مثبت و گروه گواه قرار گرفتند. برنامه های آموزشی طی یک دوره مشخص اجرا شد و داده ها از طریق پرسشنامه بهزیستی تحصیلی (تومینین سوینی و همکاران، 2012) و التزام تحصیلی (تینیو، 2009) جمع آوری شدند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی انجام گرفت. نتایج نشان داد که هر دو روش برنامه آموزش خودتأییدی و برنامه آموزش مثبت نگر به طور معناداری بهزیستی تحصیلی و التزام تحصیلی دانش آموزان را در مقایسه با گروه گواه بهبود بخشیدند (0/05 >p). با این حال، آموزش روان شناسی مثبت اثربخشی بیشتری در افزایش بهزیستی تحصیلی و التزام تحصیلی داشت. این بهبودها در مرحله پیگیری نیز حفظ شدند که نشان دهنده مزایای بلندمدت این مداخلات است. یافته ها نشان داد که ادغام اصول روان شناسی مثبت در محیط های آموزشی می تواند انگیزه، تاب آوری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان را بهبود بخشد.
۹۲۹.

مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب زنان مبتلا به سرطان پستان با نشانه های اختلال استرس پس از سانحه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۷
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان هیجان مدار بر اضطراب زنان مبتلا به سرطان پستان با نشانه های اختلال استرس پس از سانحه بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن-ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان مبتلا به سرطان پستان دارای نشانه های اختلال استرس پس از سانحه بود که به بیمارستان های شهر تهران در سال 1403 جهت پیگیری درمان مراجعه کرده بودند. حجم نمونه شامل 45 نفر (هر گروه 15 نفر) بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه جای گذاری شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اختلال استرس پس از سانحه (PCL-5) ودرس و همکاران (1993) و پرسشنامه اضطراب بک (BAI) بک و استیر (1990) بود. گروه درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان هیجان مدار 8 جلسه تقریبا 2 ساعته مداخله دریافت کردند. تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 25 با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که هر دو مداخله اثربخشی معناداری بر اضطراب دارند دارند (0/001>p). نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که درمان هیجان مدار تاثیر بیشتری دارد (0/05>p). می توان نتیجه گیری کرد که علاوه بر اثربخش بودن هر دو درمان، تقدم استفاده در درمان اضطراب زنان مبتلا به سرطان پستان با نشانه های اختلال استرس پس از سانحه با درمان هیجان مدار است.
۹۳۰.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت خود بر شرم از بدن و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۰
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت خود بر شرم از بدن و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری زنان مبتلا به سرطان پستان در بیمارستان طالقانی شهر تهران در تابستان سال 1404 بودند. سپس تعداد 40 نفر زن تشخیص داده شده دارای سرطان پستان انتخاب و به صورت تصادفی ساده در 2 گروه شامل گروه آزمایش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر شفقت خود قرار گرفت. از پرسشنامه شرم از تصویر بدن (BISS) دوارت و همکاران (2015) و پرسشنامه کیفیت زندگی (SF-36) وار (2000) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از به دست آمده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نرم افزار تحلیل داده ها SPSS نسخه 29 بود. نتایج نشان داد مداخله درمانی در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر شرم از بدن و کیفیت زندگی داشته است (0/05>p). این یافته ها نشان می دهد که درمان مبتنی بر شفقت خود می تواند در یک زمینه درمانی برای کاهش شرم از بدن و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان مورد استفاده قرار گیرد.
۹۳۱.

مقایسه تأثیر امپاگلیفلوزین و متفورمین بر رضایت از درمان در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۷
زمینه و هدف: از داروهای مؤثر در کاهش سطح گلوکز در بیماران دیابتی، گروه های دارویی مهارکننده های SGLT2 و بیگوانیدها می باشند که در خصوص اثرگذاری آن ها بر رضایت از درمان و مقایسه آن ها با هم، اطلاعات اندکی وجود دارد. بنابراین هدف این مطالعه مقایسه تأثیر امپاگلیفلوزین (به عنوان مهارکننده SGLT2) و متفورمین (از گروه بیگوانیدها) بر سطح رضایت از درمان در بیماران دیابتی نوع 2 بود. روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی، 30 بیمار مرد میانسال مبتلا به دیابت نوع 2 به طور تصادفی از مرکز انجمن دیابت شهرستان سیستان و بلوچستان انتخاب و به سه گروه امپاگلیفلوزین (10 نفر)، متفورمین (10 نفر) و کنترل (10) تقسیم شدند. برای سنجش سطح رضایت از درمان بیماران از پرسشنامه رضایت از درمان بیماران بردلی (1994) استفاده شد. بیماران در مدت سه ماه داوری امپاگلیفلوزین با دُز درمانی 100 میلی گرم در روز دریافت کردند و حداکثر متفورمین 1500 میلی گرم در روز از 8 هفته تا 12 هفته ادامه داشت. برای تجزیه و تحلیل از آزمون آنووا یک راهه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین سطوح رضایت از درمان در گروه های مختلف پژوهش تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که در گروه متفورمین سطح رضایت از درمان نسبت به گروه امپاگلیفلوزین و کنترل افزایش معنادار بیشتری یافته است (به ترتیب 0038/0=P؛ 006/0=P). همچنین نتایج نشان داد که سطح رضایت از درمان در گروه امپاگلیفلوزین نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری داشت (003/0=P). نتیجه گیری: با توجه به اثرگذاری داوری امپاگلیفلوزین و متفورمین بر سطح رضایت از درمان می توان بیان داشت که استفاده از این داروها می تواند راهکاری کاربردی در بهبود سطح رضایت از درمان بیماران باشد.
۹۳۲.

فلسفه اخلاق در بیوتکنولوژی: چالش ها و چشم اندازها

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۶
این مقاله به بررسی چالش های فلسفی و اخلاقی زیست فناوری می پردازد که با وجود پیشرفت های چشمگیر در حوزه های پزشکی، کشاورزی و محیط زیست، مطرح شده اند. این چالش ها ناشی از تغییرات بنیادین در مهندسی ژنتیک هستند که نه تنها بر انسان، بلکه بر محیط زیست و مفهوم هویت تأثیر می گذارند و نگرش های سنتی نسبت به طبیعت را دگرگون می سازند. موضوعات کلیدی شامل تأثیر زیست فناوری بر درک هویت انسانی، بازاندیشی درباره استقلال و شخصیت، و تنوع دیدگاه های فرهنگی و مذهبی است. باورهای دینی نقشی اساسی در شکل دهی به نگرش های اخلاقی درباره زیست فناوری دارند و اهمیت گفت وگوی جهانی و احترام به ارزش های فرهنگی را برجسته می کنند. روش تحقیق این پژوهش، مرور و تحلیل منابع فلسفی، اخلاق زیستی و بررسی تفاوت های فرهنگی و دینی است که نشان می دهد چارچوب های اخلاقی سنتی نیازمند به روزرسانی اند تا بتوانند به مسائل نوظهور زیست فناوری پاسخ دهند. همچنین، بر ضرورت رویکردی چندرشته ای و مشارکتی برای مدیریت مسئولانه این فناوری ها تأکید شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که زیست فناوری فرصت های نوینی در بهبود سلامت، کشاورزی و محیط زیست فراهم کرده است؛ اما چالش هایی مانند تأثیر بر هویت انسانی، عدالت اجتماعی و مسئولیت های اخلاقی را نیز به همراه دارد که در پرتو تفاوت های فرهنگی و دینی، پیچیده تر می شوند. در پایان، مقاله تأکید می کند که باید میان پیشرفت علمی و ملاحظات اخلاقی توازنی دقیق برقرار شود و راهکارهایی همچون تقویت نهادهای نظارتی و مشارکت فعال همه ذی نفعان را برای پیشرفت اخلاقی و پایدار زیست فناوری پیشنهاد می دهد.
۹۳۳.

ممریستورها از منظر همگرایی نانوفناوری، زیست فناوری، فناوری اطلاعات و علوم شناختی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۵
رویکرد همگرایی فناوری های نانو، زیست، اطلاعات و علوم شناختی منجر به پیشرفت سریع فناوری های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین شده است. در همین راستا تقاضا برای قابلیت های محاسباتی پیشرفته تر دستگاه ها به طور قابل توجهی افزایش یافته است. محاسبات نورومورفیک به عنوان الگوی محاسباتی نوظهور توجه فزاینده ای را به خود جلب کرده است. این فناوری که از عملکرد مغز انسان الهام گرفته، رفتار نورون ها و سیناپس ها را تقلید می کند تا محاسبات کارآمد و کم مصرف را امکان پذیر سازد. یکی از کلیدهای تحقق محاسبات نورومورفیک، ساخت دستگاه سیناپسی قابل اعتمادی است که بتواند ارتباط بین نورون های متصل به هم را مدوله و حفظ کند. پیاده سازی دستگاه های فیزیکی با ویژگی های سیناپسی، کلید ساخت زیرساختِ سخت افزاری برای سامانه های محاسباتی نورومورفیک بوده، برای پیشرفت این حوزه تعیین کننده است. ممریستورها به عنوان حافظه های نوظهور، به دلیل مصرف کم توان، کارایی بالایی در محاسبات نورومورفیک نشان می دهند. نانومواد به دلیل تشابه ابعادی با نورون ها و امکان ایجاد مدارهای پیچیده بر روی تراشه ای کوچک می توانند عملکرد ممریستور شامل سوئیچینگ مقاومتی کارآمد با پاسخ سریع، افزایش چگالی ذخیره سازی و نیاز به توان کم را بهبود بخشند. در این مقاله ابتدا مفهوم و ساختار ممریستورها معرفی می شود و در ادامه سهم هر کدام از فناوری های اطلاعات، زیست، نانو و علوم شناختی در ایجاد و توسعه ی ممریستورها بررسی خواهد شد. در پایان چالش های موجود نظیر ناپایداری، تغییرپذیری و مقیاس پذیری، و چشم انداز آینده ی پژوهش شامل سامانه های نورومورفیک زیست الهام و تقویت شده با کوانتوم مورد بحث قرار خواهد گرفت. به طور خلاصه این مقاله ممریستورها را از منظر همگرایی علوم و فناوری ها بررسی می کند.
۹۳۴.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه و طرحواره درمانی بر اضطراب جدایی، حساسیت اضطرابی و تنظیم هیجانی کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۵
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه و طرحواره درمانی بر اضطراب جدایی، حساسیت اضطرابی و تنظیم هیجانی کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه کودکان پیش دبستانی مبتلا به اختلال اضطراب جدایی شهر تبریز در سال 1402 بودند. از این جامعه آماری، 45 کودک به شیوه هدفمند انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایشی (درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه، طرحواره درمانی) و یک گروه کنترل (هر گروه 15 نفر) جای دهی شدند. گروه های آزمایشی با توجه به گروهی که در آن قرار داشتند 9 جلسه درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه یا 8 جلسه طرحواره درمانی را دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس سنجش اضطراب جدایی- نسخه والدین، چک لیست تنظیم هیجان و مقیاس حساسیت اضطرابی کودکان بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد دو روش درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه و طرحواره درمانی در مقایسه با گروه کنترل بر کاهش اضطراب جدایی کودکان پیش دبستانی مؤثر هستند. همچنین درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه در کاهش حساسیت اضطرابی و مؤلفه منفی گرایی تنظیم هیجانی نسبت به طرحواره درمانی مؤثرتر عمل کرده است. نتیجه گیری: مبتنی بر یافته ها می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه در کاهش نشانه های اضطرابی و مشکلات هیجانی کودکان پیش دبستانی رویکرد درمانی مناسب تری است.
۹۳۵.

پیش بینی نشاط ذهنی بر اساس تاب آوری با میانجی گری هوش اخلاقی دانشجویان کارشناسی دانشگاه بوعلی سینا همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۴
این پژوهش با هدف پیش بینی نشاط ذهنی بر اساس تاب آوری با میانجی گری هوش اخلاقی دانشجویان کارشناسی دانشگاه بوعلی انجام شد. طرح پژوهشی حاضر تبیینی و از نوع همبستگی با تکنیک معادلات ساختاری (رگرسیونی) بود. جامعه آماری مورد مطالعه کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه بوعلی سینای همدان در سالتحصیلی 03-1402 به تعداد 6701 نفر بود. نمونه آماری با استفاده از جدول کرجسی- مورگان (1970) 364 نفر درنظر گرفته شد. نمونه آماری با استفاده از روش تصادفی طبقه ای نسبی با طبقه بندی دانشجویان بر اساس جنسیت و دانشکده انتخاب شدند. داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه نشاط ذهنی حالتی ریان و فردریک (1997)، پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و پرسشنامه هوش اخلاقی لنیک و کیل (2011) گردآوری و با استفاده از روش آماری رگرسیون خطی در متن مدلسازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS ویرایش 21 تحلیل شد.یافته ها:نتایج حاصل از برآورد مدل پژوهش نشان داد که تاب آوری بصورت کل به میزان 0.491 واحد در تبیین واریانس متغیر نشاط ذهنی بصورت مستقیم تاثیر دارد (0.01< p). اما در مورد تاثیر غیرمستقیم تاب آوری بر نشاط ذهنی از طریق هوش اخلاقی، نتایج نشان داد که تاب آوری از طریق هوش اخلاقی تاثیر منفی و معناداری به میزان 0.192- واحد بر نشاط ذهنی دارد (0.05< p). همچنین تاب آوری به میزان 0.68 واحد در تبیین واریانس نشاط ذهنی و به میزان 0.71 واحد در تبیین واریانس هوش اخلاقی هردو بصورت مستقیم تاثیر دارد
۹۳۶.

مقایسه مؤلفه های کارکردهای اجرایی ذهن (برنامه ریزی - سازماندهی) مغز و خرد بین افراد حافظ کل قرآن و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۱
کارکردهای اجرایی به عنوان مجموعه ای از فرایندهای شناختی سطح بالا شناخته می شوند که مسئولیت کنترل، نظارت و تنظیم رفتارهای هدفمند را بر عهده دارند. این پژوهش با هدف مقایسه برنامه ریزی سازماندهی و خرد بین افراد حافظ کل قرآن و افراد عادی انجام شده است. جامعه آماری شامل دو گروه مستقل از حافظان کل قرآن ثبت شده در بانک اطلاعات دارالقرآن مرکزی استان تهران و مقایسه آن با گروه سنی و تحصیلی مشابه در افراد عادی بوده است که با روش نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب شدند. برای سنجش برنامه ریزی سازماندهی از کارت های ویسکانسین و برای سنجش خرد از پرسش نامه خرد آردلت استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد که حافظان قرآن در شاخص های کارکردهای اجرایی یعنی برنامه ریزی سازماندهی عملکرد بالاتری نسبت به افراد عادی دارند. همچنین، نتایج حاکی از آن بود که سطح خرد در میان حافظان قرآن به طور معناداری بالاتر از گروه مقایسه است. این یافته ها نشان می دهد که حفظ قرآن کریم می تواند علاوه بر تقویت جنبه های شناختی، در ارتقای خرد نیز مؤثر باشد. نتایج پژوهش حاضر می تواند در طراحی مداخلات آموزشی و تربیتی برای بهبود کارکردهای شناختی و پرورش خرد در سطوح فردی و اجتماعی مورداستفاده قرار گیرد.
۹۳۷.

مدل ساختاری ارتباط بین ذهن آگاهی و شایستگی های اجتماعی هیجانی با نقش میانجی کارکردهای اجرایی در دانش آموزان متوسطه با عملکرد تحصیلی پایین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۰
این پژوهش با هدف بررسی مدل ساختاری ارتباط بین ذهن آگاهی و شایستگی های اجتماعی-هیجانی با نقش میانجی کارکردهای اجرایی در دانش آموزان متوسطه با عملکرد تحصیلی پایین انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بوده و جامعه آماری آن شامل دانش آموزان متوسطه دوم شهر خوی در سال تحصیلی 1403-1402 بود. نمونه گیری به روش خوشه ای مرحله ای انجام شد و 330 دانش آموز انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس شایستگی اجتماعی-هیجانی، پرسشنامه نقایص کارکردهای اجرایی بارکلی، پرسشنامه ذهن آگاهی پنج وجهی بود. تجزیه و تحلیل داده ها استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری در برنامه های SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 21 انجام شد. تحلیل داده ها نشان داد که ذهن آگاهی اثر منفی و معنی داری با ضریب اثر 251/0 بر شایستگی اجتماعی-هیجانی و با ضریب اثر 494/0- بر کارکردهای اجرایی دارد. همچنین، کارکردهای اجرایی اثر منفی و معنی داری با ضریب اثر 457/0- بر شایستگی اجتماعی-هیجانی دارد. تحلیل اثرات غیرمستقیم نشان داد که ذهن آگاهی از طریق کارکردهای اجرایی بر شایستگی های اجتماعی-هیجانی اثر غیرمستقیم معنی داری به صورت مثبت دارد (003/0=P، 226/0=β). با توجه به یافته ها می توان مطرح ساخت که ذهن آگاهی و کارکردهای اجرایی نقش قابل توجهی در شایستگی اجتماعی هیجانی دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین دارند و بایستی در مداخلات روانشناختی به تقویت این ظرفیت های شناختی و هیجانی توجه ویژه ای صورت گیرد.
۹۳۸.

تبیین الگوی ارتقای سلامت اداری-آموزشی در نظام دانشگاهی ایران: نقش محوری رهبری آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۶
مقدمه و هدف : هدف این پژوهش، تبیین یک الگوی جامع و بومی برای ارتقای سلامت اداری-آموزشی در دانشگاه های ایران با تمرکز بر نقش محوری رهبری آموزشی است. روش شناسی پژوهش : پژوهش کیفی با رویکرد نظریه داده بنیاد انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان حوزه امر (اساتید، مدیران، کارشناسان اخلاق حرفه ای و منابع انسانی) که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، گردآوری و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با استفاده از نرم افزار  MAXQDA2020 انجام شد. یافته ها : از تحلیل داده ها، 66 کد باز، 10 مقوله محوری و 4 مقوله انتخابی استخراج گردید که در قالب یک مدل پارادایمی شامل چهار لایه اصلی سازماندهی شد که عبارتند از: لایه هنجارهای ارزشی با مؤلفه های (اخلاقی-تربیتی و حمایتی)، لایه سازمانی با مؤلفه های (عوامل درون سازمانی و برون سازمانی)، لایه اقدامات عملی با مؤلفه های (ظرفیتی-آموزشی، اجتماعی-فرهنگی و قانونی) و لایه راهبردهای خاص با مؤلفه های (فرهنگی-آموزشی، سازمانی-نهادی و قانونی-هنجاری). روایی مقوله ها و مؤلفه های مدل با شاخص های روایی محتوایی (CVR  و  CVI) و پایایی آن ها نیز با روش پایایی بازآزمون مورد تأیید قرار گرفت. شواهد مصاحبه نشان می دهد رهبری آموزشی محرک اصلی فعال سازی این لایه هاست. بحث و نتیجه گیری: الگوی پیشنهادی نشان می دهد که ارتقای سلامت اداری-آموزشی فرآیندی چندلایه و نظام مند است که رهبری آموزشی با ایفای نقش تحول آفرین و اخلاق محور، می تواند در یکپارچه سازی این لایه ها و ایجاد تغییر پایدار مؤثر باشد. نوآوری این پژوهش در ارائه مدلی بومی و مبتنی بر داده های زمینه ای است که نقش راهبردی رهبری آموزشی را در پیوند ابعاد ارزشی، ساختاری و عملیاتی سلامت اداری-آموزشی تبیین می کند.
۹۳۹.

نقش سبک رهبری نظارتی بر سکوت سازمانی با توجه به نقش میانجی بی تفاوتی سازمانی (مورد مطالعه: کارکنان دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۹
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر به بررسی نقش سبک رهبری نظارتی بر سکوت سازمانی با توجه به نقش میانجی بی تفاوتی سازمانی در دانشگاه تهران می پردازد. روش شناسی پژوهش : این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه تهران به تعداد 565 نفر است که با استفاده از روش کوکران و نمونه گیری تصادفی ساده، 229 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد جمع آوری شدند. برای متغیر سبک نظارتی رهبران از پرسشنامه پرادان و همکاران (2020)، سکوت سازمانی دانایی فرد و پناهی (1389) و بی تفاوتی سازمانی واکولا و بورادوس (2005) بهره گرفته شد. برای پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. شایان ذکر است که ضریب پایایی متغیر سبک رهبری نظارتی (72/0)، سکوت سازمانی (75/0) و بی تفاوتی سازمانی (76/0) بدست آمد. یافته ها : نتایج پژوهش حاضر نشان داد که سبک رهبری نظارتی بر سکوت سازمانی و بی تفاوتی سازمانی تأثیرگذار است. همچنین، بی تفاوتی سازمانی تأثیر معناداری بر سکوت سازمانی دارد. سرانجام، سبک رهبری نظارتی با توجه به نقش میانجی بی تفاوتی سازمانی، تأثیر قابل توجهی بر کاهش سکوت سازمانی دارد. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش می تواند نشان دهد که سبک رهبری نظارتی، که بر کنترل و نظارت بر عملکرد کارکنان تأکید دارد، می تواند به سکوت سازمانی منجر شود. نتایج این پژوهش به مدیران سازمان های آموزشی کمک می کند تا با به کارگیری سبک های رهبری مناسب، زمینه های ارتقاء بهره وری و کاهش مشکلات سازمانی را فراهم کنند.
۹۴۰.

پیش بینی همدلی بر مبنای هوش اخلاقی و نظریه ذهن با اثر واسطه ای سبک های فرزندپروری در کودکان 3-6 سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۶
  هدف : هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه همدلی کودکان با هوش اخلاقی و نظریه ذهن، همراه با نقش واسطه ای سبک های فرزندپروری بود.   روش: این مطالعه از نوع کمی و همبستگی با مدل سازی معادلات ساختاری بوده و جامعه آماری آن شامل کلیه کودکان ۳ تا ۶ ساله ساکن شهر قم در سال 1404 است که 307 نفر از آنان به روش تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. .. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه های همدلی ریف و همکاران (2010)، هوش اخلاقی امینی مقدم و همکاران (1397)،  نظریه ذهن هوتچینز (2012) و سبک های فرزندپروری بامریند (1971) بود که توسط مادران این کودکان پاسخ داده شد. برای تحلیل داده های این پژوهش از مدل معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی و نرم افزار smartpls استفاده شد.   یافته ها: نتایج نشان داد که هوش اخلاقی به میزان (625/0) و نظریه ذهن به میزان (60/0) رابطه مثبت و معناداری با همدلی دارند (05/0>p). همچنین سبک فرزندپروری مقتدرانه نقش واسطه ای مثبت و معناداری در رابطه بین همدلی و هوش اخلاقی ایفا می کند. از سوی دیگر سبک فرزندپروری مستبدانه به میزان (53/0-) و سهل گیرانه (351/0-) رابطه منفی و معنی داری با نظریه ذهن دارند (05/0>p). همچنین این دو سبک فرزندپروری نقش واسطه ای مثبت و معنی داری در رابطه بین همدلی و نظریه ذهن ایفا می کنند.   نتیجه گیری: این یافته ها بر اهمیت پرورش مهارت های شناختی-اخلاقی و اتخاذ سبک های فرزندپروری مقتدرانه برای ارتقای همدلی کودکان تأکید دارد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان