ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۰۶۱ تا ۶٬۰۸۰ مورد از کل ۵۵۴٬۴۵۹ مورد.
۶۰۶۱.

La mort, la fin de la lutte entre l’eau et le feu Analyse psychanalytique de la mort dans La Symphonie des morts d’Abbas Ma’roufi(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۲۸
Dans La Symphonie des morts, ce qui est mis en scène par le romancier, Abbas Maroufi, c’est une famille entourée par différentes formes de mort causées par l’incendie, le fratricide, le suicide et la noyade involontaire. Ce qui attire notre attention dans cet ouvrage, c’est la présence perpétuelle des images du feu et de l’eau dans les scènes où la mort intervient. Donc, l’existence des personnages est intimement liée à ces deux éléments qui se trouvent au centre de la pensée bachelardienne. Quelles images poétiques ou symboliques ces éléments créént-ils chez l’écrivain ? Comment et dans quelle mesure participent-ils au destin funeste des personnages ? Lequel de ces deux élémements l’emporte sur l’autre et pourquoi ? Pour parvenir à des réponses convenables, nous allons étudier la relation qu’établissent ces images avec la mort des protagonistes. Certes, cette étude sera suivie d’une analyse psychanalytique des membres de la famille Ourkhani, car la critique bachelardienne va au-delà des images naturelles pour atteindre aux détails de la psyché humaine selon la psychanalyse freudienne
۶۰۶۲.

Bākikhānov and Akhundzādeh and the Literary Milieu of Tiflis(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۰۱
Abbās Quli Aqā Bākikhānov (1794-1847) and Mirzā FatḥʾAli Akhundzādeh (1812-78) both came from the same socio-economic class, performed the same professional function in Russian government service, and shared literary interests as shown by their membership of the same literary club in Tiflis. They also aimed at reforming and modernizing the Azeri and Iranian societies. However, it was also on this very subject that their differences became apparent. Not only did they disagree on what the nature of that change had to be, but they also diverged about the pace of change. Whereas Akhundzādeh wanted to travel in the fast lane to bring about modern and secular indigenous societies that were modeled after a modernizing Russia, Bākikhānov argued for traveling the slower lane, preserving what he considered was good and worthwhile of his traditional native cultures, which also included a modernized form of Islam and the teaching of Persian. The two men also differed in their approach to how to help bring about the desired changes. Akhundzādeh used his literary talent to mainly address the educated class by showing them in his plays and prose how backward their society was and, by implication, how necessary it was to secularize and Europeanize. Bākikhānov, being more of a Sufi-bent Muslim, wanted to reach Azeri society in a much more targeted way. Neither man was successful in their objective during their lifetime, although their works had a lasting influence on Azeri and Iranian reformers.
۶۰۶۳.

The Concept of Peace in Persian Proverbs: A Systemic Functional Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۱۳
Proverbs, a cornerstone of folk literature, transmit societal thoughts and experiences across generations through concise and impactful sentences. Virtually every facet of human experience is reflected in proverbs, including the concept of peace, which is richly represented in Persian tradition. This study examines 30 Persian proverbs related to peace, employing a systemic-functional linguistics framework to analyze their ideational, interpersonal, and textual functions. The findings reveal that these proverbs frequently utilize or imply a relational process. Circumstantial elements within these processes often serve to compare peace with war, or to provide justification for the prioritization of peace. In terms of interpersonal function, the consistent use of the present tense underscores the timeless relevance of peace. Regarding textual function, the placement of peace-related concepts in the thematic position emphasizes their centrality for the audience. Furthermore, the cohesive juxtaposition of peace with war, or related concepts, reinforces the imperative to avoid conflict.
۶۰۶۴.

نقدی بر ایده های ساختارشکنی دانشگاه و قلمروزدایی نظام تربیت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۱۲
مقدمه و اهداف: اندیشمندان غربی بسیاری، مانند ایمانوئل کانت، یورگن هابرماس، جان سرل، ژاک دریدا و ژیل دلوز درمورد ایده دانشگاه سخن گفته اند و تحقیق کرده اند. امّا، اندیشمندان ایرانی که شاید این ضرورت را به دلیل جدید بودن دانشگاه حس نکرده اند، به این موضوع وارد نشده اند. درحال حاضر، باتوجّه به گسترش کمّی و کیفی دانشگاه های کشور و تولید علم توسط آنها که در دهه های اخیر رخ داده است، بحث در مورد فلسفه و ایده دانشگاه با اهمیت شده است و یکی از دغدغه های موجود در میان بسیاری از صاحب نظران و همچنین مدیران کشور است، و پرسش هایی نظیر «مفهوم دانشگاه چیست؟» «دانشگاه در ایران چگونه است؟» و «دانشگاه ایرانی چقدر با دانشگاه تراز فاصله دارد؟» مطرح شده اند. هر نوع پاسخی به این پرسش ها مسیری متفاوت برای آینده آموزش عالی کشور ترسیم خواهد کرد. ازآنجایی که منابع داخلی در پرسش از «ایده دانشگاه» ناچیز است، نگاه برخی از پژوهشگران به ایده های متفکّرین غربی است که به تبع آن تأثیرپذیری از آن به وجود می آید. درنتیجه، عملاً دانشگاه های ما در خدمت نظام مدرن و مدرنیته خواهند بود و کارکرد آنها با واقعیت اجتماعی فرهنگی کشور سنخیتی ندارند. در این گونه آثار ملاحظه می شود که برخی از نکات اصلی و پایه ای مورد غفلت قرار گرفته است، مانند نقدها و ایرادهایی که اندیشمندان غربی به نظرات همدیگر وارد کرده اند و همچنین ایرادات ماهوی علوم مدرن. ازاین رو، علاوه بر اینکه نیاز است، خود پژوهشگر در به کارگیری و تجویز نظریات غربی با دقت نظر و منتقدانه عمل نماید، ضروری است که دیگران نیز به نقدِ ایده های مطروحه این پژوهشگران بپردازند. در این مقاله به مطالعه و نقد دو ایده دانشگاه، یعنی «ساختارشکنی دانشگاه» (مصباحیان، 1388) و (مصباحیان، 1398) و «قلمروزدایی از نظام تربیتی کشور» (سجادی، 1399) خواهیم پرداخت. درواقع، پرسش اصلی این مقاله این است که آیا هر یک از دو ایده می توانند ایده دانشگاه در تراز کشور را معرفی نمایند؟ روش: روش پژوهش در این مقاله، روش نقد منطقی فلسفی است. پژوهشگر عدم انسجام منطقی، تناقضات درونی و ایرادات فلسفی ایده های «ساختارشکنی دانشگاه» (مصباحیان، 1388) و (مصباحیان، 1398) و «قلمروزدایی از نظام تربیتی» (سجادی، 1399) را بررسی می کند.   نتایج: در ساختارشکنی تاریخ، دریدا به نفی ارزش های دوران تاریخی یا همان پیش فرض های متون تاریخی می پردازد. هدف از طرح ساختارشکنی، معنازدایی و اعتبارزدایی از ارزش های گذشته و متافیزیکی ایجاد شده است (Derrida, 2002). درواقع، «کاربرد مرسوم، این اصطلاح [ساختارشکنی] به معنای برچیدن انتقادی سنت و شیوه های سنتی تفکر است» (Britannica). با این توضیحات معلوم می شود مقصود دریدا از ساختارشکنی دانشگاه و دانشگاه بدون شرط ایجاد دانشگاهی است که در مقابل ارزش های پیش فرض گرفته شده مقاومت کند و تسلیم ارزش های انسان گرایی باشد. البته، دریدا در این مسیر دچار مغالطات بسیاری شده است. در این مقاله ملاحظه شد، ساختارشکنی دانشگاه توسط دریدا دارای تناقض درونی و عدم انسجام منطقی است. درواقع، نشان داده شد که گزاره «دانشگاه بدون شرط، وجود ندارد» نوعی خطا در تفکر و استدلالی غیرمعتبر است. برای ایجاد خلّاقیت در تفکر لازم است نظام تربیتی در آینه جغرافیا، جایگزین نظام تربیتی در بستر تاریخ شود (سجادی، 1399). بنابراین، گفتمان در آینه جغرافیا، که خود را می بینیم؛ یعنی اکنون و اینجا را ببینیم، به تعبیر فلاسفه پساساختگرا یعنی جیو [1] داشته باشد؛ «جیو»یی به نام دانش آموز، پداگوژی، آموزش وپرورش و غیره، بنابراین در این گفتمان، جغرافیا خود باید دیده شود نه چیزهای دیگر (همان). باید توجّه به توانایی ها و ذات یادگیرنده شود، نه آرمان ها، مذهب و تاریخ (همان). فلسفه دلوز براساس مفاهیم ریاضی و علمی ای بنا نهاده شده است که دانشمندان غربی معتقدند که او برداشت صحیحی از آنها نداشته است (سوکال، 1392، فصل 9). ازاین رو، استفاده دلوز از این مفاهیم مسلماً بدون تناقض نخواهد بود. علاوه بر اینکه بسیاری از چشم اندازهای این گونه ایده های دانشگاه ادعاهای بدون شواهد تجربی و یا اثبات نظری هستند. برخی از ایرادهای ناشی از کاربرد فلسفه دلوز در نقد تعلیم و تربیت کشور در مقاله (سجادی، 1399) ناشی از عدم توجّه به این واقعیت است که قلمروسازی و بازتولید قلمرو، از واژگان دلوز باورمند به مذهب انسان گرایی (اومانیسم) عاریت گرفته شده است که خداباوری جایگاهی ندارد. ازاین رو قلمروزادیی به صورت روشی برای تغییر قلمروی مفاهیم الهی استفاده می شود و نمی توان آن را به عنوان ابزاری برای نقد این مفاهیم به کار برد. ایراد مهم و اساسی دیگر مقاله (سجادی، 1399) این است که خلط مفاهیم در اشتراک لفظی واژگانی مانند «خلّاقیت» و «استعداد» که نزد هر مکتب فکری دارای معنای متفاوت هستند. بحث و نتیجه گیری: در پدیدارشناسی تاریخی دانشگاه در اروپا چهار مدل دانشگاه (مسیحی، دولت ملت، ایدئالیسم، جهانی سازی اقتصادی و خدمت به فرد) در دوران های مختلف تاریخی استخراج شده است که با بررسی نزاع و گفتگو میان آنها، سمت حرکت دانشگاه مشخص می شود (مصباحیان، 1388). از پدیدارشناسی فوق نتیجه می شود که دانشگاه همواره منعطفْ و متأثر از وضعیت های اجتماعی، جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی بوده است. دریدا با ساختارشکنی دانشگاه، به «دانشگاه بدون شرط» می رسد که بدون شروط بودن؛ یعنی دانش نامشروط و مطلق و به معنای بدون پیش شرط بودن و عدم تأثر از شرایط سیاسی و اجتماعی است. دریدا اعتراف می کند که «دانشگاه بدون شرط، درواقع وجود ندارد»! (همان). در این گزاره، دانشگاه بدون شرط (بلاشرط) در جایی با ماهیت «بشرط شیء» (مقارنت با دولت ملت و غیره) مصداق خارجی پیدا می کند و ماهیت مخلوطه است و در جایی دیگر ماهیت «بشرط لا» و ماهیتی مجرده است که با هیچ چیز حتی «وجود» هم مقارنت پیدا نمی کند. این تناقض منطقی فلسفی نهفته در ساختارشکنی دانشگاه توسط دریدا است.  در مقاله (سجادی، 1399) گفتمان نظام تربیتی حاکم در کشور براساس مبناگرایی تاریخی است. در این گفتمان نگاه به گذشته، سپس حرکت به سوی آینده و ساختن آینده براساس گذشته که عامل رکود و رخوت در این نظام است. ازاین رو، بر پایه اندیشه قلمروزدایی ژیل دلوز برای ایجاد خلّاقیت در تفکر نظام تربیتی در آینه جغرافیا، باید جایگزین نظام تربیتی در بستر تاریخ شود (همان). زیرا در آینه، درواقع خود انسان دیده می شود. بنابراین، گفتمان در آینه جغرافیا، که خود را می بینیم؛ یعنی اکنون و اینجا را ببینیم.  در این گفتمان، جغرافیا «خود» باید دیده شود نه چیزهای دیگر. باید توجّه به توانایی ها و ذات یادگیرنده شود، نه آرمان ها، مذهب و تاریخ (همان). برخی از ایرادهای مقاله (سجادی، 1399) عبارت اند از: یک ایراد مقاله (سجادی، 1399) خلط مفاهیم است که در اشتراک لفظی واژه ها در مکاتب گوناگون رخ داده است، مانند واژه «خلّاقیت» در واژگان دلوز معنایی متفاوت از فهم عامه از آن دارد. به طوری که گزاره سجادی (1399): «خلّاقیت را نمی توان در کلیشه آن [رویکرد اسلامی] قرار داد» در تناقض با تعریف دلوزی از خلّاقیت است، زیرا، مفهوم دلوزی خلّاقیت، ایجاد تردید و پرسش در مفهوم «خلّاقیت در قلمرو سرمایه داری» است که یکی از قربانیان این خلّاقیت کدهای اجتماعی سنتی، اعتقادات مذهبی و غیره است (Jeanes, 2016). نمونه دیگر، واژه «پتانسیل» (استعداد) است که مفهوم آن در واژگان دلوز و مطهری کاملاً متفاوت است. «استعداد» در تعریف مطهری ریشه در فطرت دارد و در تعریف دلوز ریشه در عقل خود بنیاد. همچنین، خودسازی نزد مطهری و معارف اسلامی مبتنی بر همان مبناگرایی و حیات طیبه است که مقاله سجادی (1399) در نفی و قلمروزدایی از آن نوشته شده است. به طور کلی عقل خودبنیاد نافی عقل خدابنیاد است و این دو با هم ناسازگارند.   یکی دیگر از ایرادها، در مقاله (سجادی، 1399) التقاط است. ارزیابی یک نظریه بر مبنای وجود فطرت، با نظریه رقیب، انسان گرایی (اومانیسم) که منکر فطرت است؛ به عبارت دیگر، دلوز درون بودگی را در مقابل متعال کانتی استفاده کرده است. اکنون می توان پرسید «چگونه فطرت در فلسفه دلوزی می تواند تعریف شود؟» ایرادی دیگر، محدود ساختن مفاهیم است. به عنوان مثال، در مقاله «سجادی، 1399) «نقل» را فقط معادل «تاریخ» گرفته شده است. در مقاله (سجادی، 1399) مبناگرایی را متصف به تاریخی بودن کرده است؛ یعنی، «حیات طیبه» امری است که در گذشته مطرح شده است و امروزه دیگر مطرح نیست. به بیان دیگر و بر سیاق این مقاله، در زمان حاضر، انواع دیگری از حیات به وجود آمده اند یا می توانند توسط افراد خلق شوند. درحالی که در نگاه دینی حیات طیبه امری فطری است و فطرت انسان «اکنون» است نه «گذشته».   ایرادهای دیگری نیز وجود دارند که در مقاله به آنها پرداخته شده اند. تعارض منافع: تعارض منافع اعلام نشده است.
۶۰۶۵.

پدیدارشناسی گواهی و حجیت معرفت شناختی مدعیات تجربه گران مهدوی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۱۸
مساله حجیت و توجیه گواهی تجربه های مهدوی در میان مدعیان و پیروان آنها با ساده انگاری هایی همراه است. این پژوهش با عطف نظر به اشکالات شناختی و مشکلات عملی اصل تسامح معرفتی برای پذیرش مدعیات تجربه گران مهدوی، تلاش کرده تا با مقایسه پدیدار و هنجار باور پیروان تجربه گران مهدوی، نحوه تاثیرگذاری وایجاد باور در پیروان از نقطه نظر روان شناسی اجتماعی با تکیه بر نمونه هایی در حوزه مهدویت مورد بحث قرار گیرد و فاصله آن را با هنجارها و بایسته های پذیرش گواهی از منظر معرفت شناسی دینی روایت پایه، نشان دهد. یافته ها نشان داد مدعیان تجربه های مهدوی با ایجاد مرجعیت فرهمند و نفوذ اجتماعی برای خود از طریق تکیه بر بخشی از سنت، تلاش می کنند با تضعیف قوای معرفتی و خردورزی پیروان، خود را تنها منبع انحصاری اندیشه و باور دینی معرفی کنند. آنها با مدعیاتی همچون یگانه دانی و در سایه رازآلود نمودن ادعاهای خویش، مرجعیت فکری شان را برای مخاطبان غیر قابل خدشه نشان می دهند و بر همین مبنا، از راستی آزمایی و تحقیق پذیری گواهی هایشان می گریزند. اما حجیت معرفت شناختی گواهی های مدعیان این گونه تجربه ها، منوط به احراز معیارهای درون گرایانه و برون گرایانه توجیه و معیارهای سخت گیرانه تخصصی تر مانند راستی آزمایی ادعاها از طریق ارزیابی اطلاعش از امور پنهان و میزان تطابق آن با واقع، است و نیز محتوای تجربه نباید مبتنی بر وجوه سودگرایانه دنیوی و به نفع مدعی تجربه باشد.
۶۰۶۶.

بررسی حوزه معنایی و زبانشناسی موادّ «خوف»، «روع»، «رهب» و«وجل» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۰۶
معنا شناسی واژگان قرآنی یکی از روش های نوین پژوهش در قرآن است . میادین معنایی وسیع کتاب جاویدان بعد از انتخاب واژگان با ارتباط سیستمی کلمات پیرامونش بررسی می شود و برخی لایه های پنهان معانی آیات ظاهر می گردد. رویکرد معنا شناسانه واژگان ترس در قرآن ، معارف نهفته در باطن آیات را با بررسی عبارات همنشین کشف کرده و نظام دار بودن آن معارف را تقویت می کند. در این جستار قصد بر این است لایه های معنایی کلمات « ترس » را که عبارتند از : خشیه ، خوف ، رهب ، تقوی ، وجل ، ، فزع ، رعب و جبن ، با توجه به روابط همنشینی در قرآن مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. ابتدا معنای هر واژه را از منابع معتبر لغت جستجو ، سپس ذیل هر کلمه منتخبی از آیات قرآنی مربوط به بافت و سیاق آیات ، از تفسیرهای معتبر روشن نموده و در این راستا از محور هم نشینی در فهم معنا و مصداق آیات استفاده شده است . به عنوان مثال : خشیه عبارت است از ترسی که تعظیمی با آن همراه باشد و در بیشتر موارد این امر از آگاهی نیست به آنچه که از آن می ترسد ، ناشی می گردد. تفاوت « خشیه » و « خوف » در یقین صادق نسبت به عظمت پروردگار و به سبب تسلط و قهر و وحشت از چیزی است .
۶۰۶۷.

مبانی جهان شناختی اخلاق در اندیشه فیض کاشانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۸۷
بی تردید شناخت مبانی نظری اخلاق و نقش آن برای دست یابی به دستورالعمل های اخلاقی ضروری است. مبانی جهان شناختی از جمله مبانی مطرح در حوزه فرا اخلاق است که نگرش اندیشمندان به عوالم وجود و اصول حاکم بر آن را بازتاب می کند. از آنجایی که اعتقاد یا نفی عالم ذر و عوالم پس از دنیا در حیطه های معرفت شناسی اخلاقی، هستی شناسی اخلاقی و انگیزش اخلاقی تأثیر گذار است؛ این مقاله که به روش توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر آثار و اندیشه های فیض کاشانی به نگارش در آمده، درصدد تبیین مبانی جهان شناختی و اثر بخشی آن در اخلاق است، و به دستاوردهایی چون معناداری اخلاق با توجه به اعتقاد به عالم ذر، و انگیزش اخلاقی در اثر باور به عوالم پس از دنیا و پاداش و کیفر اخروی رسیده است. همچنین در اثر باور به ناظمی بصیر و صاحب قوانین و سنت ها در دنیا به توجیه چرایی زیست اخلاقی، اشاره نموده است.
۶۰۶۸.

انواع معرفت و مراتب کشف از دیدگاه نجم الدین رازی بر اساس تفسیر عرفانی «التأویلات النجمیه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۷
این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که انواع معرفت، معرفت شهودی و اقسام کشف از دیدگاه نجم رازی باتوجه به تفسیر عرفانی التأویلات النجمیه چیست؟ حاصل آنکه، نجم رازی همچون سایر عرفای اسلامی به مباحث معرفتی پرداخته است که البته در این تفسیر به صورت کاملاً پراکنده بیان شده است. وی اساس معرفت را الهی و نتیجهٔ حرکت حبّی در اصل آفرینش می داند و مقصود خلقت را اساساً کسب معرفت توسط آدمی می نامد. او باتوجه به تقسیم دوگانهٔ ظاهر و باطن در همهٔ هستی، معرفت را نیز ظاهری و باطنی و دارای ابزارهای حسی پنج گانهٔ ظاهری و باطنی عنوان می کند. معرفت شهودی را از سایر معرفت های دیگری که نام می برد (معرفت عقلی و نظری) باارزش تر می داند و گرچه معرفت عقلی را می پذیرد؛ اما آن را به تنهایی و به دور از نور وحی، راهزن و کفربالمأل می خواند و فلسفه و فیلسوفان را تخطئه می کند. او کشف را به مراتبی از این دست تقسیم می کند: کشف نظری، کشف قلبی، کشف سرّی، کشف روحی، کشف خفی، کشف صفاتی و کشف ذاتی. این تقسیم به یکی از تقسیم بندی های ابن عربی از مراتب کشف، شباهت فراوانی دارد.
۶۰۶۹.

بررسی انتقادی معیارهای گراهام آپی برای استدلال موفق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۲
این مقاله به نقد و بررسی معیارهای گراهام آپی، یکی از برجسته ترین فیلسوفان دین معاصر، برای ارزیابی «استدلال موفق» در فلسفه دین می پردازد. آپی، فیلسوف معاصر، چارچوبی روش شناختی برای تمایز استدلال قانع کننده از استدلال ناموفق ارائه می دهد که، در آن، سقف توجیه پذیری استدلال را تا حد متقاعدسازی همه افراد معقول بالا می برد. این رویکرد سخت گیرانه، که از تلفیق خاص معیارهایی چون پذیرش پیش فرض ها، قدرت تبیینی و مقاومت دربرابرِ نقد حاصل می شود، محور تحلیل انتقادی این پژوهش است. در این مقاله استدلال می شود که اگرچه چارچوب آپی در نظم بخشیدن به بحث های فلسفی و ارتقای دقت در استدلال ورزی مفید است اما معیارهای او ممکن است بیش از حد سخت گیرانه باشند و عملاً استدلال های متافیزیکی را در معرض خطر ابطال قرار دهند. همچنین، این رویکرد، به جایِ اثبات نهایی، بیشتر به توجیه باور می انجامد و، در برخی موارد، از ماهیت پیچیده و شهودی استدلال های الهیاتی غفلت می کند. درنهایت، با ارائه یک ارزیابی جامع، این مقاله نشان می دهد که معیارهای آپی می توانند به عنوانِ یک ابزار تحلیلی ارزشمند مورد استفاده قرار گیرند اما نمی توانند به تنهایی سرنوشت تمام استدلال های فلسفه دین را تعیین کنند و نیاز به بازنگری و تعدیل دارند.
۶۰۷۰.

On Rutger Bregman’s Humankind: Optimism For Realists, Or, Neither Hobbes Nor Rousseau(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۰
This essay is a critical study of Rutger Bregman’s 2020 book, Humankind: A Hopeful History, from a broadly Kantian point of view. I present and defend the main points and arguments of the book, and on that basis, articulate a doctrine in social and political philosophy, which I call realistic-optimist dignitarian humanism, aka RODH, that I think captures the essence of what Bregman is driving at. Among its various theoretical and practical virtues, RODH gets constructively and creatively between Hobbes’s excessive pessimism about human nature on the one hand, and Rousseau’s unrealistic optimism about human nature on the other.
۶۰۷۱.

بررسی انتقادی بداهت اصل علیت از منظر فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۳
اصل علیت، اصلی محوری در متافیزیک است که مورد پذیرش اکثر فلاسفه از یونان تا دوران معاصر بوده است. با این حال، بحث و گفتگو در باب حدود و ثغور این اصل و یا نحوه تبیین یا تثبیت آن همواره محل بحث فیلسوفان بوده است. یکی از مسائل مهم در این رابطه، بداهت و برهان ناپذیری اصل علیت است که در فلسفه اسلامی نیز به اجمال و در لابلای مباحث فیلسوفان مسلمان مطرح شده است. ذکر این نکته لازم است که این بحث به طور جدی با تلقی و نحوه تبیین هر فیلسوفی از این اصل گره خورده است. با این همه، قول به بداهت این اصل و در نتیجه نیازمندی آن به تبیین و تنبیه، و یا عدم بداهت آن و به طور طبیعی احتیاجش به اثبات، مسأله ای نبوده است که به تفصیل و معنون به عنوانی مستقل مورد بحث و بررسی ایشان قرار گرفته باشد. این مقاله، که به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد اسنادی سامان یافته، می کوشد با تمرکز بر فلسفه اسلامی بداهت و برهان ناپذیری اصل علیت را از دیدگاه فلسفه اسلامی مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. نتیجه این بررسی در نهایت نشان خواهد داد که برخلاف تصور مشهور، بداهت و برهان ناپذیری این اصل قابل مناقشه است.
۶۰۷۲.

EFL Teacher Code-Switching in Early Adolescent Vocabulary Learning(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۴۸
One effective method for improving EFL learners' foreign language communication skills is to learn L2 words and use them in speaking. For this reason, researchers aim to assist learners in acquiring vocabulary to the greatest extent possible. The present study investigated the impact of EFL teacher code-switching (CS) and English-only (EO) instructions on vocabulary acquisition in EFL learners aged 10 to 13. Fifty-six early adolescent learners participated in storytelling activities under the CS or EO conditions. The key difference between the two was that, in the CS group, the teacher used the learners' L1 for teaching vocabulary. In contrast, instruction was conducted solely in English in the EO condition. Results indicated that switching to learners' L1 enhanced vocabulary acquisition more effectively than English-only instruction, and this effect persisted in a delayed post-test two weeks later. Therefore, it can be concluded that teaching new vocabulary via teacher’s resorting to the learners’ L1 through storytelling activities brought about significant gains in remembering the target words in CS condition; hence, for more effective mastery of the new vocabulary among early adolescent learners, it is suggested to present the words in learners’ first language instead of presenting them in lengthy English explanations. The study has practical implications not only for early adolescent EFL learners’ classrooms but also for other learners of different age groups to maximize their vocabulary learning and performance through teachers’ justified amount of L1 use.
۶۰۷۳.

کارکردهای انسجامی حروف ربط در اشعار قیصر امین پور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۸
مایکل هلیدی در نظریه انسجام قائل به دو عامل انسجام واژگانی و دستوری است. عامل انسجامِ دستوری خود به زیرمجموعه هایی تقسیم می شود. در میان عوامل انسجام دستوری، بررسی حروفِ ربط ازآنجاکه مفصل و پیوند دهنده جملات است، انسجام را به طور ویژه نشان می دهد. از منظر هلیدی این حروف به چهاردسته: افزایشی، تقابلی، علّی و زمانی تقسیم می شوند. در اشعار معاصر که صورت نوشتن به روش پلکانی است، گاه حروف ربط به تنهایی در یک پله قرار می گیرد و شکل برجسته ای در میان بندها می یابد؛ گاه یک آغاز ناگهانی را در شعر رقم می زند؛ و گاه چنان در گستره شعر تکرار می شود که سبب برجستگی معنا و مفهومِ مدنظر می گردد. در این پژوهش حروف ربط در اشعار قیصر امین پور به جهت کاربرد گسترده در بین پاره جمله ها و بندها بررسی شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که قیصر امین پور با آگاهی از دستورزبان و به کارگیریِ عالمانه و متبحرانه حروف ربط توانسته است منظور خود را برجسته و نشان دار کند. این امر هم در مبحث دستوری-معنایی و هم در مبحث بلاغی مصداق دارد. همچنین بسامد انواع حروف ربط در هر یک از دفترهای شعر او نشان دهنده شمای تعریف شده ای از گفتمان شاعر در دوره های مختلف است. این نوع توجه در خصوص به کارگیری حروف ربط، به کلام و گفتمان شاعر شکلی تازه بخشیده است.
۶۰۷۴.

تأملی در معنا و ریشه هایِ بیت «آن جهان شهری ست پر بازار و کسب … » از مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۷
در تفسیر بیتِ «آن جهان شهری ست پر بازار و کسب/ تا نپنداری که کسب اینجاست حسب» عمومِ مفسّران صرفاً به ذکر امکانِ کسب در آخرت یا توجّهِ مولانا به نتیجه اعمالِ نیک در دنیا با تنعّم در آخرت بسنده کرده اند. لکن نگارندگان این سطور این بیت را با حدیثِ «سوق الصور» مرتبط می دانند که با تفسیر به عمل آمده فهمی بدیع و نوآور محسوب می شود. این مفهوم نزد مولانا را می توان با «سوق الصور» نزد ابن عربی نیز قابل تطبیق دانست؛ زیرا او بیش از همه در این باب سخن گفته است. پس از ذکرِ مختصرِ تفسیرِ تمامِ شارحانِ مطرحِ مثنوی، ارتباطِ این بیت با مفهوم کسب در آخرت، اولاً به معنای امکان چنین کسبی و ثانیاً مرتبط با مفهومِ کسبِ صورِ اخروی طرح می شود. کسبِ صورِ اخروی در برابرِ کسبِ دنیا قرار گرفته است و مولانا کسب دنیا را در مقابل کسب آخرت چون بازیِ کودکانه تمثیل می کند که فهم چراییِ آن از نتایجِ پژوهشِ پیش رو است.
۶۰۷۵.

آبشخورهای نظری نقد ادبی افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۴
این پژوهش به بررسی وضعیت نقد ادبی معاصر در افغانستان با هدف شناسایی و معرفی منابع نظری آن در یک صد سال گذشته می پردازد. با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و رویکرد تاریخی، این تحقیق نشان می دهد نقد ادبی در افغانستان از لحاظ پشتوانه نظری فقیر بوده و اغلب نقدهای عملی، ناسازگاری تحلیل متن با اصول نظری نقد ادبی معاصر را نشان می دهند. منابع نظریه های ادبی از طریق کانال های شفاهی و مکتوب به دست آمده اند و انجمن های ادبی و دانشگاه ها نقش مهمی در ترجمه و نگارش مقالات و کتاب ها داشته اند. تأثیر نظریه پردازان روسی، غربی و ایرانی بر نقد ادبی افغانستان آشکار است؛ اما مشکلاتی در شناخت، معرفی و کاربست نظریه ها وجود دارد. نتایج پژوهش نشان می دهد غالب نقدهای ادبی در افغانستان با رویکردی سنتی نگاشته شده اند. این پژوهش بر اهمیت وجود زیرساخت های تئوریک در پیشبرد نقد ادبی تأکید دارد و معرفی مهم ترین منتقدان و نقدهای اثرگذار را فراهم می کند. همچنین نقش دانشگاه ها، انجمن ها و مطبوعات در این فرایند موردبررسی قرار گرفته و نشان می دهد گفتمان نقد در این کشور هنوز جریان نیافته است. این تحقیق می تواند جایگاه گفتمان انتقادی را در افغانستان نشان دهد و با معرفی مهم ترین منتقدان ادبی و برجسته ترین نقدهای اثرگذار، وضعیت نقد ادبی در افغانستان را به تصویر بکشد.
۶۰۷۶.

تحلیل دیدگاه «عشق به مثابه قصه» در رمان نوجوان در یک ظهر داغ تابستان، دختری از بصره آمد، براساس الگوی رابرت استرنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۸۷
دوره ی نوجوانی، دوره ی انتقال از کودکی به بزرگ سالی است. در این دوره به دلیل بلوغ، تغییر و تحولات جسمی، روانی، اجتماعی و عاطفی در فرد پدید می آید. هم چنین در این سنین، عشق در اشکال و انواع مختلف جلوه می کند. عشق های اولیه، در حد دلبستگی های عاطفی و دوستی های زودگذر هستند و اگر نوجوان بتواند مراحل رشد و بلوغ جسمانی، عاطفی، اخلاقی و عقلانی را با موفقیت پشت سر بگذارد، آنگاه صمیمیت، دوستی و عشق واقعی پدیدار می شود. پس باید به او فرصت داد که در این دنیای بغرنج، خود را بشناسد و برای احساسات آشفته ی خود به دنبال مفهوم یا راهکار باشد. یکی از این راهکارها، قصه است. قصه باعث رشد «منِ» در حال شکفتنِ نوجوان و هم چنین تقویت قوه ی تخیل او می شود و عامل مهمی در تربیت اجتماعی نوجوان محسوب می شود. جمشید خانیان ازجمله نویسندگان مطرحی است که آثار درخوری برای نسل نوجوان با مضمون عشق، نگاشته است. این پژوهش قصد دارد باتوجه به نقش و اهمیت عشق در سنین نوجوانی، جایگاه قصه های عاشقانه و نحوه ی ارائه ی آن ها را در حل مسائل عاطفی، روانی و تربیتی نوجوانان، باتوجه به الگوی عشق به مثابه قصه ی رابرت استرنبرگ در رمان در یک ظهر داغ تابستان، دختری از بصره آمد، بازشناسی و مشخص کند که آیا نویسنده توانسته است از عهده ی تبیین قصه ی عشق برای نسل نوجوان برآید یا خیر؟  
۶۰۷۷.

خوانش جلوه های زنان فرودست درگفتمان پسااستعمار سووشون اثر سیمین دانشور و خورشیدهای استقلال از احمدو کوروما(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۶
نقد پسااستعماری یکی از پژوهش هایی است که زمینه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آثار ادبی را بررسی می کند. از آنجا که پرداختن به هویت، جنسیت و فرودستی جنسیتی از محورهای این رهیافت می باشد؛ موضوع زنان و بررسی وضعیت آنان یکی از شاخه های مهم نظری این رویکرد به شمار می آید. یکی از شاخص ترین نظریه پردازان این حوزه، گایاتری چاکراورتی اسپیواک می باشد که مطالعات خویش را بر پایه بررسی مشکلات اقشار زنان فرودست در میان جوامع مردسالارانه و استعماری قرار می دهد. رمان های خورشید های استقلال از احمدو کوروما، نویسنده آفریقایی تبار و سووشون اثر سیمین دانشور، نویسنده ایرانی از این قبیل آثار به شمار می آیند که از نقش و جایگاه فرودستانه زنان در جوامع ملتهب آفریقایی و همچنین در اجتماع پرفراز و نشیب گذشته ایران صحبت می کنند.. تحقیق حاضر به تفاوت های فرهنگی و سیاسی و همچنین تغییر و تحولات جایگاه زنان این دو ملت پرداخته و به مفاهیمی مشترک در بستر تحولات اجتماعی، فرهنگی و تاریخی دست می یابد. بررسی این مفاهیم از منظر مطالعات پسااستعماری، گویای شرایط خاص زنان در بحبوحه تکانه های تاریخی و سیاسی ملت های گوناگون بوده و سیر تحولی شخصیت های زن که شامل عاملیت و انفعال هویتی آنان می باشد را مورد مطالعه قرار می دهد.
۶۰۷۸.

شناسایی ترجیحات یادگیری دانش آموزان نسل آلفا (یک مطالعه فراترکیب)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۹۵
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ترجیحات یادگیری دانش آموزان نسل آلفا صورت گرفته است. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش فراترکیب انجام شده است. به منظور انجام روش فراترکیب گام های هفت مرحله ای سندلوسکی و بارسو طی شده است. کلیه اسناد علمی منتشر در پایگاه های داخلی و خارجی در بازه سال های 2020 تا 2025 جامعه پژوهش حاضر را شکل می دهد. پژوهش های مرتبط با موضوع مورد مطالعه از جهت عنوان، چکیده و متن کامل بررسی شدند و در نهایت 21 سند علمی مورد تحلیل و ترکیب قرار گرفت. لذا ترحیجات یادگیری دانش آموزان نسل آلفا در 5 مقوله و 18 زیر مقوله دسته بندی شدند. یادگیری تعاملی و فعال، یادگیری مبتنی بر فناوری دیجیتال، یادگیری شخصی سازی شده و خودراهبر، یادگیری مبتنی بر خلاقیت و حل مسئله و محیط و محتوای یادگیری پنج مقوله اصلی مرتبط با ترجیحات یادگیری دانش آموزان نسل آلفا را تشکیل دادند. یافته های پژوهش به سیاستگذاران و تصمیم گیران نظام آموزشی کشور این امکان را می دهند تا با آشنایی کامل از ترجیحات یادگیری نسل آلفا، تصمیمات سنجیده و کارآمدی را برای استفاده از ظرفیت های این نسل، جهت ساخت آینده ای بهتر اتخاذ نمایید. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ترجیحات یادگیری دانش آموزان نسل آلفا صورت گرفته است. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش فراترکیب انجام شده است. به منظور انجام روش فراترکیب گام های هفت مرحله ای سندلوسکی و بارسو طی شده است. کلیه اسناد علمی منتشر در پایگاه های داخلی و خارجی در بازه سال های 2020 تا 2025 جامعه پژوهش حاضر را شکل می دهد. پژوهش های مرتبط با موضوع مورد مطالعه از جهت عنوان، چکیده و متن کامل بررسی شدند و در نهایت 21 سند علمی مورد تحلیل و ترکیب قرار گرفت. لذا ترحیجات یادگیری دانش آموزان نسل آلفا در 5 مقوله و 18 زیر مقوله دسته بندی شدند.
۶۰۷۹.

پیش بینی روابط اجتماعی زنان مبتلا به سرطان پستان براساس راهبرد مقابله ای مسئله مدار، روحیه مبارزه و دلمشغولی نگران کننده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۱
هدف این پژوهش پیش بینی روابط اجتماعی زنان مبتلا به سرطان پستان براساس راهبردهای مقابله ای مسئله مدار، روحیه ی مبارزه و دلمشغولی نگران کننده بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادین و از لحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به به درمانگاه های تخصصی شهر تهران در سال 1400 بودند. که از بین آنها به صورت در دسترس250 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل سیاهه مقابله با استرس کالزبیک و همکاران (CISS، 1993)، مقیاس سازگاری روانی با سرطان واتسون (Mini-Mac، 1994) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL-BREF، 2007) بود. روش تحلیل پژوهش، تحلیل رگرسیون به روش همزمان بود. یافته ها نشان داد که مقابله مسئله مدار، روحیه ی مبارزه و دلمشغولی نگران کننده با روابط اجتماعی در زنان مبتلا به سرطان پستان رابطه داشت و در مجموع 3/41 واریانس متغیر روابط اجتماعی را تبیین می کند (05/0>p). نتیجه گیری می شود که بین راهبردهای مقابله ای مسئله مدار، روحیه ی مبارزه و دلمشغولی نگران کننده با روابط اجتماعی در زنان مبتلا به سرطان پستان رابطه وجود دارد.
۶۰۸۰.

Ethical Dimensions of Forgery and Comparative Analysis of Computer Forgery and Traditional Forgery in Iranian and Iraqi Law(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۵
Introduction: Forgery is a reprehensible and immoral behavior that usually aims at financial gain, but may be done to influence the opinion of one person, deceive another, or simply to cause harm. Given the technological developments and the expansion of the use of digital tools, computer forgery has become one of the serious challenges in legal systems. Therefore, the aim of the present study is to examine the ethical dimensions of forgery and comparative analysis of computer forgery and traditional forgery in Iranian and Iraqi law. Material and Methods: This study used reliable sources and international scientific articles in the field of ethical consideration of forgery and comparative analysis of computer forgery and traditional forgery. Conclusion: Since the emergence of writing and the beginning of the use of writing to convey intentions and thoughts, distortion and alteration of lines and words have been recognized as immoral, undesirable and criminal acts. In Islamic law, forgery is recognized as one of the examples of Ta’zir crimes, and the Holy Quran has also considered this act immoral and reprehensible and has included it among the sins. With the comparative analysis presented regarding computer forgery and electronic documents in Iranian and Iraqi law, general and practical conclusions can be reached. This study showed that both legal systems, despite similarities in the main concepts and objectives of the laws, have different approaches in formulating and implementing regulations related to forgery and electronic documents.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان