یکى از مباحث مهم در فلسفه حقوق اسلامى بحث از مبناى حقوق اسلامى است; گر چه در باره این موضوع اثر مستقلى موجود نیست، اما در لابلاى نوشتههاى حقوقى به چند نظریه مىتوان دستیافت. مهمترین این نظریات، «نظریه فطرت» و «نظریه عقل» است. در این مقاله تلاش شده است ضمن بررسى دو نظریه مذکور، نظریه سوم که نظریه مورد قبول نگارنده است، نیز مطرح شود و نتایجحقوقى آن مورد بررسى قرار گیرد.
مقاله حاضر نخست سه علت رواج واژه جهانیشدن را در سالهای اخیر، تحولات اقتصادی، فرارسیدن عصر اطلاعات و مشکلات جهانی، میشمارد.
به زعم مولف ظهور این مسائل همکاری بینالمللی را ضروریتر ساخته است. اما دراین میان امریکا به مثابه تنها ابرقدرت، درصدد است تا مفهوم جهانیشدن را به امریکایی شدن تغییر دهد و برای این منظور، برنامه راهبردی و بلند مدتی را تدوین نموده است که سه محور مهم آن عبارتاند از: تحکیم برتری اقتصادی امریکا، پافشاری بر تدوین نظام بینالمللی آزاد در زمینه تجارت و سرمایهگذاری و ایجاد ائتلافی بزرگ و بینالمللی از دموکراسی های جهان و منزوی ساختن کشورهای غیر دموکراتیک، سیاستمداران این کشور حتی براین باورند که بنابه تجربیات پیشین، عدم مشارکت امریکا در برقراری نظام نوین جهانی به معنای از هم فروپاشی آن خواهد بود و به بیان سادهتر رهبری امریکا را ضامن موفقیت این نظام نوین دانستهاند. بدیهی است که این عقیده مخالفت سایر اندیشمندان را برانگیخته و آن را کاملا مغایر با روح همکاری جهانی در عصر حاضر دانستهاند.
تاثیر جهانی شدن در زمینه صنایع فرهنگی و پیشرفت سریع فناوریهای ارتباطی سبب دگرگونی در رسانههای جمعی شده و به دنبال آن ساختار فرهنگی جوامع را تغییر دادهاست. رسانهها با مشارکت در تولیدات نرمافزاری ارتباطی، در تکوین ایدئولوژی و شکلدهی به آن سهم عمدهای دارند و به عقاید و افکار عمومی سمت و سو میدهند. به همین دلیل سیطره و تسلط بر رسانهها از جایگاه ویژهای برخوردار است. امریکا با استفاده از چهار اهرم، منافع خود را در سطح جهان حفظ میکند، این چهار اهرم عبارتاند از: 1- اهرم سیاسی که سازمان ملل است. 2- اهرم نظامی که «ناتو» است، 3- اهرم پولی که بانک جهانی است و 4- اهرم نظام اطلاعاتی و ارتباطی که هم در زمینه سختافزاری و هم در زمینه نرمافزاری، پیشرفت بسیاری داشته است و در این ارتباط حرف اول را میزند
امروزه سیاستگذاران و برنامه ریزان کشورهای در حال توسعه به طور گسترده به این نکته پی برده اند که مکان یابی خدمات و تسهیلات زیرساختی، نقش با اهمیتی در توسعه روستایی بازی می کند. همچنین، بهبود قابلیت دسترسی جعرافیایی جمعیت روستایی به خدمات اساسی یکی از اهداف بنیادی اغلب دولت ها در کشورهای جهان سوم می باشد. بر پایه تامین خدمات در مکان های نزدیک تر به نواحی روستایی، برنامه ریزان با دو رویکرد متفاوت یعنی کارکردهای شهری در توسعه روستایی UFRD و مدل های تخصیص مکانی LA رو به رو هستند. در این مقاله ماهیت، گستره (حوزه عمل)، مزیت ها و محدودیت های هر دو روش برنامه ریزی مکانی اشاره شده با هم مقایسه می شود. یافته ها نشان می دهد که رویکرد کارکردهای شهری و مدل های تخصیص مکانی در ماهیت و حوزه عمل متفاوت هستند و به مسایل و موضوعات گوناگون می پردازند. کارکردهای شهری در توسعه روستایی به چگونگی یکپارچه کردن خدمات و زیر ساخت ها، با هدف تقویت نقش شهرک ها و بازارها به منظور تسهیل توسعه اقتصاد منطقه ای، می پردازد؛ حال آن که مدل های تخصیص مکانی با نحوه به حداکثر رساندن دسترسی به خدمات و تسهیلات خاص برای بخشی از جمعیت روستایی، سر و کار دارد. با وجود این، هدف هر دو رویکرد جبران حالت نابرابری اجتماعی و فضایی، از طریق بهبود دسترسی به کالاها و خدمات مورد نیاز است و منطق بنیادین برای هر دو رویکرد این است که شکاف خدماتی در یک سلسله مراتب مکان مرکزی معین را پر کند تا دسترسی به کالا و خدمات اساسی مورد نیاز افزایش یابد. با وجود تفاوتهای واقعی بین این دو روش، آن ها شباهت های زیادی نیز با هم دارند و نظریه مکان مرکزی، ریشه مشترک هر دو رویکرد است. هر چند هر دو روش دارای اصول و عناصر مفیدی برای برنامه ریزان منطقه ای و روستایی هستند؛ اما به سبب تفاوت در ماهیت و حوزه عمل، نباید به عنوان جایگزین های غیر قابل جمع (نفی کننده یکدیگر) قلمداد شوند.
ترجمه قرآن در فرانسه، همانند دیگر کشورهای اروپایی، تابع تحولات اجتماعی و پیشرفت خاورشناسی در این کشورها بوده است. از این رو می توان آن را به سه دوره متمایز تقسیم کرد : دوره ای که فرانسویان هنوز تحت تاثیر تعصبات مذهبی قرون وسطایی بودند، دوره رواج خاور شناسی و دوره جدید. نخستین این ترجمه ها از آن "اندره دوری یه " بود که به سال 1647 م. منتشر شد و چندی بعد مورد اقتباس ایتالیایی ها و انگلیسی ها و آلمانی ها و دیگران قرار گرفت. ترجمه کلود ساواری در 1783 م. نسبت به ترجمه دوری یه از پیشرفت بسیار حکایت می کرد. نویسنده مقاله سپس، بیست و دو ترجمه کامل قرآن در ادوار مختلف را بر می شمارد و از میان آنها ترجمه های دوری یه، بلاشر و شورقی را مورد نقد و بررسی قرار می دهد.