ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۵۶۱٬۶۰۰ مورد.
۴۲۱.

تحلیل تطبیقی بلاهت عقل در دیدگاه ملاصدرا و آیت الله جوادی آملی (ریشه ها و راهکارها)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۰
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی بلاهت عقل در دیدگاه ملاصدرا و آیت الله جوادی آملی انجام شده است که یکی از مسائل کمتر کاویده شده در فلسفه اسلامی است. ملاصدرا با تکیه بر مبانی هستی شناختی و معرفت شناختی خویش، عقل را نه تنها ابزار ادراک مفاهیم کلی، بلکه مرتبه ای از وجود انسانی می داند که در مسیر تکامل جوهری نفس، از قوه به فعلیت می رسد. اما برخلاف برداشت های سطحی که این تعبیر را نفی عقل پنداشته اند، در دیدگاه جوادی آملی، بلاهت عقل به معنای ناتوانی عقل در درک حقایق متعالی و نیازمندی انسان به هدایت وحیانی است. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی تطبیقی، به ارزیابی دو دیدگاه با استفاده از منابع اصلی و ثانویه انجام شده و سپس مفهوم بلاهت عقل را به عنوان ناتوانی روش شناختی و اخلاقی عقل در درک مراتب الهی، بررسی کرده است. یافته های مقایسه دو دیدگاه نشان می دهد که هر دو متفکر، اصل وحدت عقل و وحی را پذیرفته اند، اما جوادی آملی تأکید بیشتری بر روش مندی عقل و کاربرد عملی آن دارد. لذا تأکید یافته ها بر آن است که بلاهت عقل از نگاه جوادی آملی، یک وضعیت نسبی است و با تربیت عقل و تزکیه نفس قابل رفع است، اما تمرکز ملاصدرا بر ساختار وجودی عقل است و از منظر او، «بلاهت عقل» نتیجه رکود، انحراف یا حجاب در مسیر فعلیت عقلانی انسان است. بنابراین، تحلیل بلاهت عقل برای جلوگیری از غرور و اغراق انسان در عقل گرایی صرف در برابر حقایق ماورایی و محدودیت خود عقل، ضرورت پیدا می کند.
۴۲۲.

تحلیل هستی شناختیِ اِستحاله «فعل مادی» به «ملکه قدسی» بر مبنای پارادایمِ قِشر و لُبّ در افقِ حکمتِ متعالیه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۶
مسئله بنیادینِ این پژوهش، تبیین چگونگی تبدیل یک عمل مادی و فانی به یک اثر مجرد و پایدار که در لسانِ وحی از آن به «وصول به ساحتِ ربوبی» تعبیر شده است. نقطه عزیمتِ این تحقیق، تحلیلِ ساختاریِ آیه ۳۷ سوره حج است که در آن، صعودِ ابعادِ فیزیکیِ عمل (گوشت و خونِ قربانی) نفی گردیده و تنها «تقوا» به عنوان واصلِ حقیقی معرفی شده است. این نوشتار با اتخاذِ روشِ توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از مبانیِ حکمتِ متعالیه، در پی پاسخ به این پرسش است که فعلِ مادی چگونه به جوهری قدسی در نفس استحاله می یابد؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که بر اساسِ پارادایمِ «قشر و لُبّ»، مادیاتِ عمل در حکمِ صدف و پوسته ای هستند که نقشِ «بسترساز» را برای شکل گیریِ حقیقتِ عمل (نیت و تقوا) ایفا می کنند. در فرایندِ حرکتِ تکاملیِ نفس، نَفْس به واسطه حُسنِ فاعلی، اعراضِ فانیِ عمل را به کیفیاتِ نفسانی و سپس به «ملکاتِ قدسی» مبدل می سازد. نتیجه نهایی تحقیق مؤید آن است که به دلیلِ عدمِ سنخیتِ هستی شناختی میانِ ماده و ساحتِ قدس، فیزیکِ عمل در عالمِ ناسوت باقی مانده و تنها صورتِ ملکوتیِ حاصل از آن، به جهتِ اتحادِ وجودی با نَفْسِ مجرد، در قوسِ صعود استمرار می یابد.
۴۲۳.

Reassessing the Epoch of Adam: A Comparative Approach Based on Qur’anic Characteristics and Scientific Evidence(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۹
The present study adopts an interdisciplinary approach at the intersection of science and religion to propose an interpretive framework for situating the "Qur’anic Adam" within human natural history. The primary objective of the study is to correlate the key attributes of Prophet Adam as described in the Qur’an, such as advanced language, modesty and the need for clothing, rudimentary religious awareness, and the genealogical unity of humanity, with scientific evidence drawn from cognitive archaeology, population genetics, and paleoclimatology. The present study aims to identify a "Temporal Context" or historico-cultural setting consistent with the Qur’anic descriptions. The findings indicated that although various elements of modern human behavior emerged through a long and gradual process, a significant overlap of all these attributes exists within a specific time frame. It is concluded that the approximate period between 100,000 and 50,000 years ago represents an "Interpretive turning point" in human history and the best candidate for alignment with the image of the "Qur’anic Adam," a period in which humans had reached a threshold of cognitive maturity but were still in the process of forming their earliest cultural traditions. This framework presents a portrayal of Adam that is not only consistent with scientific findings but also situated within one of the most pivotal stages of human evolution.
۴۲۴.

A Critical Examination of the Foundations of Yūsif Shuʻār's View Denying the Possibility and Occurrence of Prophethood and Imamate in Childhood with Reference to Qur'anic Verses and Hadiths(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۲
The question of prophethood and Imamate during childhood has been a longstanding topic in Islamic theology, especially within the Shi'a tradition. Yūsif Shuʻār , a contemporary scholar who claims adherence to the Ahl al-Bayt (AS), denies both the possibility and historical occurrence of childhood prophethood by critiquing the Qur'anic verses related to the prophethood of Jesus. As a result, his stance implicitly challenges the legitimacy of the Imamate of certain Shi'a Imams, specifically Imam Jawād , Imam Hādī , and Imam Mahdī (AS), who are believed to have assumed the Imamate at a young age. Employing a descriptive-analytical methodology and an intra-religious critical framework, the present study investigates the foundations of Shuʻār 's argument. By utilizing both rational and transmitted sources, including Qur'anic verses; Hadiths from Sunni and Shi'a traditions, and authoritative commentaries, the analysis demonstrates that the denial of childhood prophethood lacks robust scholarly support. Instead, Shuʻār 's position is based on problematic assumptions, such as conflating prophethood with messengership, overreliance on context, unwarranted interpretation of Qur'anic verses, and neglect of explicit scriptural evidence, including the verse, "And We gave him judgment while still a child," (Maryam: 12) as well as narrations regarding the prophethood of Solomon during childhood. The findings suggest that both prophethood and Imamate are divinely appointed offices, and that God possesses the capacity to grant the requisite intellectual and spiritual perfection to His chosen servants at any age. Additionally, the traditions of the Ahl al-Bayt explicitly differentiate between the ranks of prophet and messenger in childhood and affirm the possibility of Imamate at an early age. Thus, Shuʻār 's position not only contradicts the apparent meaning of the Qur'an and established prophetic tradition, but also, due to its unsound interpretive methodology, marked by excessive and selective reliance on the Qur'an alone, does not succeed in undermining the doctrinal foundations of Twelver Shi'ism regarding prophethood and Imamate in childhood.
۴۲۵.

تحلیلِ حب ذات در عافیت طلبی نفس و متعلق حقیقی آن تحت ولایت الهی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۹
لذت گرایی و گریز از درد و رنج، از جلوه های بسیار مهم حب ذات، و تأثیرگذار بر رشد و کمال انسان است و حکیمانه بودن خلقت، وجود متعلق حقیقی برای آن را در همه ابعاد حیات انسان بدیهی می کند. بااین حال، از یک سو، محنت ها و رنج ها که همگی در زندگی با آن مواجه اند و نیز ظهور برخی آیات و روایات که بر واقعیت این ابتلا صحه می گذارند، و از سوی دیگر، آسیب هایی که از انحراف در این گرایش پدید می آیند، ضرورتِ دستیابی به پاسخی راستین برای این کشش ذاتی را آشکار می کند. در این پژوهش با رویکردی اسنادی   تحلیلی، به بررسی و تبیین مصداق حقیقی لذت گرایی انسان با تکیه بر منابع دینی پرداخته شده است. در این مسیر، «عافیت» به منزله سلامتی از هرگونه ناگواری در همه ابعاد حیات انسانی، به مثابه غایت این گرایش فطری انسان معرفی شده است. همچنین روشن می شود که دستیابی به عافیت حقیقی، جز با شناسایی کمال حقیقی و نهایی انسان و بهره مندی آگاهانه از عطایای هستی ممکن نیست؛ زیرا عافیت تنها در پرتو قرب به خدای متعال و در سایه ولایت الهی با مختصات ویژه آن تحقق می یابد.
۴۲۶.

نظریه اعتباریات به مثابه پل ارتباطی هستی شناسی صدرایی و علوم انسانی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۷
نظریه اعتباریات علامه طباطبایی به مثابه حلقه اتصال حکمت متعالیه صدرایی و علوم انسانی، نقش بنیادینی در تبیین مبانی هستی شناختی پدیده های اجتماعی ایفا می کند. این نظریه با تمایز قائل شدن میان حقایق (امور عینی و مستقل از ذهن) و اعتباریات (سازه های ذهنیِ وابسته به اغراض عملی انسان)، امکان امتداد مبانی فلسفی صدرایی مانند اصالت وجود، تشکیک وجود، و حرکت جوهری را به عرصه علوم انسانی فراهم می آورد. بر اساس این چارچوب، علوم انسانی نه تنها از سنخ علوم اعتباری است، بلکه بدون اتکا به مبانی هستی شناختی حکمت متعالیه، فاقد توان تبیین جامع واقعیت های اجتماعی خواهد بود. این پژوهش با روش تحلیلی   توصیفی نشان می دهد که اعتباریات با کارکردهای عملی خود، پلی میان ساحت حقیقت (هستی شناسی صدرایی) و ساحت کنش اجتماعی انسان ایجاد می کند و زمینه ساز شکل گیری نظریه های اسلامی در علوم انسانی است.
۴۲۷.

جایگاه عقل در پیامدگرایی مبتنی بر شهود و نقد آن از منظر آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۴
یکی از مباحث مهم در فلسفه اخلاق، تبیین منابع اثرگذار در تبیین احکام اخلاقی است. در این بین، از دیرباز بحث های عمیقی در تبیین جایگاه و قلمروی عقل در اخلاق صورت گرفته و برخی منتهای سخن را تا بدانجا رسانیده اند که منشأ گزاره های اخلاقی را عقل و اصول عقلانی دانسته اند. هنری سیجویک در فلسفه اخلاق خود، به دنبال یافتن مبنایی عینی و جهان شمول برای قضاوت های اخلاقی است و شهود عقلانی را عاملی اساسی در کشف اصول اخلاقی و ارزش های اخلاقی می داند که غایت آن ها، بهینه سازی نتایج و پیامدهای اعمال است. وی با تمایز قائل شدن میان انواع مختلف شهود، بر نقش عقل در پالایش و نظام مندسازی این شهودها تاکید می کند تا از تناقضات و نسبیت گرایی اخلاقی جلوگیری کند. در مقابل، آیت الله جوادی آملی، با اتکا بر مبانی فلسفه اسلامی و آموزه های وحیانی، علاوه بر اینکه عقل را منبعی اساسی در حوزه اخلاق می داند و حتی در مواردی قائل به استقلال عقل در این حوزه است، اما برخلاف سیجویک از وحی که خود منبع ارزشمند دیگری در این حوزه است، غفلت نمی ورزد. در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی سعی بر این است تا ضمن تبیین جایگاه عقل در نظریه اخلاقی سیجویک به نقد آن از منظر آیت الله جوادی آملی پرداخته شود. سیجویک به دنبال ایجاد یک نظام اخلاقی مبتنی بر شهودهای عقلانی است، اما آیت الله جوادی آملی علاوه بر تأکید بر نقش عقل در حوزه اخلاق به ضرورت اتکا و توجه به وحی و معنویت نیز در این زمینه تاکید دارند و رویکرد پیامدگرایانه مبتنی بر شهود صرف را فاقد پشتوانه کافی برای دستیابی به سعادت حقیقی انسان می داند.
۴۲۸.

بازخوانی انتقادی هرمنوتیک عینی اریک هرش در پرتو اصول تفسیری علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۰
در دهه های اخیر، مباحث هرمنوتیک و سنجش اعتبار تفسیر در متون دینی و فلسفی به مثابه یکی از دغدغه های بنیادین علوم انسانی و معرفت دینی مطرح بوده است. پرسش از معیارهای اعتبار تفسیر و امکان یا امتناع دستیابی به معنای اصیل متن، به ویژه در مواجهه با رویکردهای معاصر نسبی گرایانه و سیال، ضرورت بازاندیشی درباره نظریه های اصالت گرا و عینیت محور را دوچندان کرده است. نظریه هرمنوتیک عینی اریک هرش با تأکید بر مرجعیت نیت مؤلف و تمایز اصولی میان معنا و معناداری متن، در پی ترسیم ضوابطی مشخص و علمی برای تفکیک تفسیر معتبر از تفسیر نامعتبر است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد مقایسه ای، به واکاوی انتقادی دستگاه معرفتی هرش و نقد معیارهای پیشنهادی او در پرتو اصول تفسیری علامه طباطبایی می پردازد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که نظریه هرش با تأکید بر محوریت نیت مؤلف و بازسازی عقلانی زمینه تاریخی و زبانی متن تا حد قابل توجهی، امکان مهار تکثر افراطی و نسبی گرایی در تفسیر را فراهم می آورد و از نظر مبادی روشمند، بر قابلیت داوری میان تفاسیر پرشمار تأکید دارد. بااین حال، نقدهای اساسی همچون دشواری احراز نیت واقعی مؤلف، محدودیت ابزارهای زبانی و احتمال محوری فرایند تفسیر سبب شده است که الگوی هرش، به ویژه در قلمرو متون وحیانی و دینی دچار کاستی های روشی شود. در مقابل، رویکرد اجتهادی و سیاق محور علامه طباطبایی با تأکید بر تفسیر قرآن به قرآن، بهره گیری از عقل و سنت، و پذیرش لایه مندی معنا زمینه بومی سازی و ارتقای معاصر معیارهای اعتبار تفسیر را فراهم می کند. درنهایت، تلفیق نقاط قوت هر دو منظومه، افقی نوین برای حل مناقشات اعتبار و روش در تفسیر متون اسلامی می گشاید.
۴۲۹.

روش های عقل در معرفت نشانه ای از دیدگاه آیات و روایات(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
معرفت نشانه ای به معنای شناخت عقل از خداوند یا دستیابی عقل به هرگونه شناخت دینی و معنوی، ازطریق آیات آفاقی و انفسی است. تلاش های بسیاری برای تبیین معرفت نشانه ای از عملکرد معرفتی عقل در میان اندیشمندان انجام شده؛ اما تبیین فرایند معرفت نشانه ای با توجه به آیات و روایات کمتر مورد توجه بوده است. بر پایه منابع وحیانی، فرایند معرفت آیه ای از حواس آغاز می شود. حواس در مواجهه با «آیه» که اغلب یک پدیده یا حادثه خارجی است حقیقت خارجی آن را درک می کنند. سپس، عقل فرایند انتزاع مفاهیم علمی را از واقعیت خارجی آغاز می کند. در این مرحله، درک نشانه بودن آیه و دلالت کنندگی آن به چیز دیگری رخ می دهد. این مقاله با تحلیل آیات و روایات، به این نتیجه رسیده است که عقل می تواند از سه طریق به مدلول نشانه های آفاقی و انفسی دست یابد:  1) مدلول ها به مثابه علوم اعطایی پیشینی در عقل موجودند. در حقیقت، این معارف همان دفینه های عقل هستند که با تذکر پیامبران و توجه به آیات استخراج می شوند. 2) استلزامات نشانه ای از تعامل میان عقل و قلب به دست می آیند. مدلول های نشانه ها همان معارف فطری قلبی هستند که اغلب در تاریکی به سر می برند. زمانی که انسان با آیات مواجه می شود، عقل نور خود را در قلب می تاباند و این معارف که در حقیقت، گزاره های اعتقادی هستند، روشن می شوند. 3) عقل با استفاده از روش استعاره های مفهومی به تولید گزاره های مدلول اقدام می کند. این مقاله با روش توصیفی تحلیلیِ آیات و روایات به این نتایج دست یافته است.
۴۳۰.

وظیفه گروی اخلاقیِ مبتنی بر حسن و قبح عقلی و سازگار با فضیلت گروی و غایت گروی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۰
پژوهش حاضر بر مبنای نظریه حسن و قبح عقلی امامیه، نوعی نظریه وظیفه گروی اخلاقی معتدل را پایه ریزی می کند؛ نظریه ای که ضمن پرهیز از افراط وظیفه گروی کانت، تفسیر جدیدی از غایت گروی و فضیلت گروی مبتنی بر وظیفه گروی را ارائه می دهد که قابل دفاع است. این تقریر از وظیفه گروی، امتداد یک نظریه کلامی یعنی حسن و قبح عقلی را در عرصه فلسفه اخلاق نشان می دهد. در این پژوهش، با روش عقلی و تحلیلی تلاش شده است تا دیدگاهی در فلسفه اخلاق ارائه شود که از یک سو، با مبانی کلامی عدلیه هماهنگ باشد و از سوی دیگر، سه نظریه مطرح در فلسفه اخلاق را با هم جمع کند. ادعای پژوهش حاضر این است که وظیفه گروی بر نظریه های دیگر ترجیح دارد؛ اما این نظریه می تواند غایت گروی و فضیلت گروی را درون خود تلفیق کند و با رفع کاستی این دو نظریه، پیوندی منطقی و سازگار میان هر سه نظریه ارائه دهد. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد که عقل قادر به درک پیشینی و مستقلِ بایدها و نبایدهای اصلی اخلاقی است. این فهم عقلانی، از ذات افعال نشئت می گیرد، نه از نتایج یا پیامدها، یا امر و نهی شارع. غایت ها درصورتی دارای اعتبار اخلاقی اند که در نهایت، به وظیفه های عقلی بینجامند و در راستای رسیدن به این وظیفه ها باشند. همچنین فضیلت ها نیز نتیجه تکرار عمل به وظایف عقلانی است. بدین سان، فضیلت، برخاسته از انجام وظیفه است؛ همان طور که غایت فعل در نهایت، به انجام یک وظیفه منجر می شود. براساس نظریه مختار، انجام وظایف عقلانی از یک سو، ترسیم کننده غایات افعال است، و از سوی دیگر، فضایل اخلاقی را در پی دارد.
۴۳۱.

تکثر تفسیر متون دینی از دیدگاه دین پژوهان معاصر سنی و شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۵
این پژوهش با هدف تبیین ریشه های فکری و معرفت شناختی تکثر تفاسیر متون دینی، به ویژه قرآن کریم، به بررسی دیدگاه های دین پژوهان معاصر شیعه و سنی می پردازد. مسئله ی اصلی تحقیق آن است که چرا و چگونه در فرایند فهم متون دینی، برداشت ها و قرائت های متعدد شکل می گیرد و این پدیده از منظر اندیشمندان مسلمان چگونه ارزیابی شده و چه پیامدی دارد. بر همین اساس، سؤال محوری پژوهش چنین صورت بندی می شود: «مهم ترین عوامل مؤثر در تکثر تفاسیر چیست و نسبت این تکثر با امکان دست یابی به معنای اصیل متن چگونه فهم می شود؟». روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده های کتابخانه ای است. با بررسی آرای دین پژوهان مسلمان در دو گروه؛ دین پژوهان معاصر شیعه نظیر علامه طباطبایی، محمدحسین فضل الله، مرتضی مطهری، محمدتقی مصباح یزدی و دگراندیشانی چون عبدالکریم سروش و محمد مجتهد شبستری، و دین پژوهان معاصر از اهل سنت نظیر محمدحسین ذهبی، سید قطب، فضل الرحمن ملک، عایشه بنت الشاطی، امین خولی، ابوالاعلی مودودی، محمد ارکون و نصر حامد ابوزید، یافته ها نشان می دهد که آنان در عین تفاوت در مبانی و روش ها، در اصل وجود ظرفیت های چندلایه و گسترده ی معنایی در متن دینی، اشتراک نظر دارند. از نگاه بسیاری از این متفکران، تکثر تفاسیر امری طبیعی است که از غنای زبان قرآن، تفاوت های فردی و زمینه های فرهنگی- تاریخی مفسران ناشی می شود. در مقابل، گروهی دیگر بر ضرورت دست یابی به معنای اصیل متن و پایبندی به ضوابط معتبر تفسیر تأکید دارند و تکثر نامحدود تفاسیر را تهدیدی برای ثبات معرفت دینی می شمارند. نتیجه ی پژوهش حاکی از آن است که تکثر تفاسیر، در صورت تمایز نهادن میان تفسیر روش مند و برداشت های ذوقی یا بی ضابطه، می تواند فرصتی برای گسترش افق فهم دینی و تعمیق معانی قرآن باشد، نه تهدیدی برای حقیقت دینی.
۴۳۲.

از نگاه عربى: متفکران معاصر ایران و جهان عرب (5) مالک بِن نبى: دغدغه هویت و رویارویى تمدنى

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۹
این مقاله به تحلیل اندیشه های مالک بن نبی، متفکر مشهور جهان اسلام با تمرکز بر مسئله هویت و رویارویی تمدنی در بستر استعمار می پردازد. نویسنده نشان می دهد که دغدغه محوری مالک بِن نبی، رهایی جوامع اسلامی به ویژه جامعه الجزایر، از سلطه استعمار صرفاً سیاسی نیست، بلکه ناظر به ابعاد عمیق تر فرهنگی و روانی و تمدنی آن است. در این چارچوب، استعمار به منزله فرایندی تفسیر می شود که از طریق تحمیل زبان و فرهنگ و الگوهای فکری، هویت جوامع استعمارزده را دچار اختلال می کند. مقاله با بررسی مفهوم «انفجار هویت» در اندیشه مالک بن نبی، به دوگانگی پیامدهای آن می پردازد؛ از یک سو این انفجار می تواند به نیرویی برای مقاومت، بیداری و رهایی بدل شود و از سوی دیگر ممکن است به بسته شدن هویت و بدگمانی به دیگری و رد دستاوردهای تمدنی دیگران بینجامد. در بخش دیگری از مقاله، نظریه تمدنی مالک بن نبی با تکیه بر معادله سه گانه انسان و خاک و زمان و نیز الگوی چرخه ای تمدن در مراحل روح و عقل و غریزه بررسی می شود و پیوند آن با مسأله انحطاط تمدنی توضیح داده می شود. همچنین مفهوم «قابلیت استعمارپذیری» به عنوان یکی از ایده های محوری مالک بن نبی تحلیل و نقد می گردد و نشان داده می شود که این مفهوم، در عین برخورداری از ظرفیت تبیینی، واجد نوعی تعمیم و ساده سازی در تحلیل جوامع اسلامی است. مقاله در نهایت با نقد رویکردهای توطئه محور و سرزنش صرف عوامل بیرونی، تأکید می کند که فهم بحران و عقب ماندگی جهان اسلام مستلزم توجه هم زمان به عوامل بیرونی و درونی و بازاندیشی انتقادی در مقوله هویت و تمدن است. این مقاله با کسب اجازه از نویسنده محترم به فارسی گردانیده شده است.
۴۳۳.

امامت و ولایت در محاق ترجمه ای جدید از قرآن کریم: «نقدی بر ترجمه محمدعلی کوشا»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۰
ترجمه جدید قرآن کریم همراه با شرح ، به دست فاضل محترم، جناب محمدعلی کوشا و گروه همکار، پس از ده سال تلاش با استقبال علاقه مندان و نیز برخی منتقدان روبرو شد؛ چنان که پیش تر در همین نشریه نقدها و پاسخ هایی منتشر شده است. آنچه پیش رو است، نقدی متفاوت و از نگاه کلامی و تفسیر و معطوف به ارزیابی این ترجمه از چشم انداز باورهای رایج و مستند شیعی است که به باور ناقد، در «محاق» برخی برداشت ها و باورهای خاص مترجم محترم در هر دو بخش ترجمه و شرح قرار گرفته است؛ بی آنکه دست کم عمده ای از خوانندگان و مراجعان به ترجمه، به این ناسازگاری ها یا بخشی از آنها واقف شوند و طبعاً این ترجمه را از این منظر در سیاق سایر ترجمه ها و تفاسیر شیعی قلمداد می کنند و این خود نوعی «إغراء به جهل» است. برای نشان دادن رویکرد متفاوت اما رنج آور مترجم محترم در تفسیر و ترجمه آیات و چگونگی به «محاق» رفتن موضوع بسیار مهم امامت و ولایت، ده مورد از مهم ترین آیات که در نگاه متکلمان، محدثان و مفسران امامیه بخش عمده ای از مستندات باورهای شیعی در موضوع امامت و ولایت اهل بیت (ع) است، محور بحث قرار گرفته است؛ آیات «تطهیر»، «مودت»، «تبلیغ امامت»، «اکمال دین»، «اولی الأمر»، «ابتلاء»، «ولایت»، «خمس و انفال»، «فیء» و «ذی القربی». چنان که در بخش پایانی نشان داده ایم که رویکرد یادشده درباره آیات اختصاصی فضایل اهل بیت (ع) نیز وجود دارد؛ آیاتی مانند آیه «یطعمون الطعام» در سوره انسان و آیه «و من عنده علم الکتاب» در سوره رعد.
۴۳۴.

معرفی و بررسی تصحیح تازه تنبیه الغافلین

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۰
تنبیه الغافلین کتابی است به زبان عربی از ابولیث سمرقندی که آن را در سده چهارم هجری به رشته تحریر درآورده است. این کتاب از مهم ترین آثار در حوزه عقاید و اخلاق به شمار می رود؛ تا آنجا که از همان زمان نویسنده، مورد توجه دیگر نویسندگان و واعظان قرار گرفته است. استقبال فراوان از این کتاب، سبب شده است که از دیرباز ترجمه های مختلفی از این اثر به زبان فارسی و نیز زبان های ترکی و اسپانیایی فراهم آید. تا آنجا که می دانیم، کهن ترین ترجمه این اثر در اوایل سده ششم هجری به قلم ابواسحاق ابراهیم بن بدیل بن محمّدالصالحین عرضه شد که به تازگی به کوشش و همّت دکتر حامد خاتمی پور تصحیح و منتشر شده است. در این جستار ضمن اشاره ای کوتاه به کتاب و نویسنده آن، مزیت های این تصحیح و نیز مواردی از کاستی های آن نشان داده می شود.
۴۳۵.

معرفی میرشاه میر مرعشی و شاه بیک شیرامه به روایت نسخه خطی دیوان خاقانی شروانی از دوره صفوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
۴۳۷.

کاربست روش تحلیل مضمون در تفسیر موضوعی استخراجی قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۹
قرآن کریم دربردارنده دیدگاه های فراگیر و پرکاربرد است. دست یابی بدان ها با شناسایی و گِردآوری آیات هم سو با یک موضوع، تحلیل، جمع بندی و گزارش آن ها صورت می گیرد. این سبک که از آن به «تفسیرموضوعی استخراجی» یاد می شود، با پشتیبانی روش «تحلیل مضمون» پی آیندهای ساختاریافته و نظام مند را پدید می آورد؛ زیرا «تحلیل-مضمون»، افزاری برای شناخت، تحلیل و گزارش منظم مفاهیم موجود در داده ها است. ازاین رو: تبیین چگونگی کاربست روش «تحلیل مضمون» در «تفسیرموضوعی استخراجی» بایسته است. نوشتار پیش رو با بهره گیری از روش تحلیل عقلی با روی کرد روش شناسانه و ابزارکتابخانه ی، در پی پاسخ بدین پرسش است که: کاربست روش «تحلیل-مضمون» در «تفسیرموضوعی استخراجی» چیست؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که: «تحلیل مضمون» کلان عنوانی است که در دامن آن دیدگاه ها، مکتب ها و روی کردهای پرشماری مطرح شده است. از میان نظرگاه ها، شیوه «استقرائی» و نگره که «مضمون» را دارای «ماهیت تفسیری» و به مثابه «خروجی تحلیل» و به معنای «الگوی مبتنی برمعانی مشترک» می داند، با «تفسیرموضوعی استخراجی» سازواراست. برهمین اساس مکتب «بازتابی» برخلاف دو مکتب «کدگذاری پایا» و «کتابچه کد»، شایسته گی خدمت رسانی به این سبک تفسیری را دارد؛ زیرا برنقش پژوهش گر تأکید ورزیده و «مضامین» را به صورت «استقرائی» از دلِ داده ها کشف و به عنوان «خروجی تحلیل» و «الگوهای مبتنی برمعانی مشترک» نمایش می دهد. مکتب «بازتابی» هم آهنگ با روی کرد «شبکه مضامین» فرایند «تحلیل مضمون» را در شش گام-آشنایی با داده ها، کدگذاری اولیه، شناخت مضامین (پایه، سازمان دهنده و فراگیر)، ترسیم شبکه مضامین، تحلیل شبکه مضامین، نگارش گزارش تحقیق و توصیف الگوها- به ثمر می رساند که با مراحل اجرایی تفسیرموضوعی، برابری دارد. بنابراین: مکتب «بازتابی» و روی کرد «شبکه مضامین» در «تفسیرموضوعی استخراجی» قابل استخدام است.
۴۳۸.

اولین تماس های مسلمانان و بوداییان و راه های نفوذ آیین بودایی در فرهنگ اسلامی با تأکید بر شهر بصره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۸
این مقاله به بررسی اولین تماس های تاریخی میان آیین بودایی و فرهنگ اسلامی در سده های اولیه هجری و چگونگی نفوذ عناصر بودایی در فرهنگ اسلامی، با تأکید بر نقش شهر بصره، می پردازد. این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی، به این پرسش پاسخ می دهد که چگونه تماس های اولیه میان مسلمانان و بوداییان، از طریق مسیرهای تجاری و مراکز علمی، به انتقال و بازتفسیر عناصر بودایی در فرهنگ اسلامی منجر شد و چه عواملی بصره را به کانونی برای این تبادلات تبدیل کرد. یافته ها نشان می دهند که تعاملات از دوره های اشکانی و ساسانی آغاز شد و در سده های اولیه اسلامی، از طریق مسیرهای تجاری مانند راه ابریشم و مراکز فرهنگی نظیر بصره و تاکسیلا تقویت گردید. متون ترجمه شده، مانند «بلوهر و بوذاسف»، که در آثار شیعی و اسماعیلی بازتاب یافته اند، و حضور دانش آموختگان بودایی در مراکز علمی مانند تاکسیلا و بغداد، از مهم ترین مجاری انتقال این عناصر بودند. بصره، به دلیل موقعیت استراتژیک خود در نزدیکی خلیج فارس و دسترسی به مسیرهای تجاری دریایی، به مرکزی برای تبادلات فرهنگی و دینی تبدیل شد و نقش کلیدی در بازآفرینی و ادغام عناصر بودایی در فرهنگ اسلامی ، به ویژه در حوزه تصوف و اخلاق، ایفا کرد. شباهت های مضمونی میان آموزه های زهد در تصوف اسلامی و مفاهیم بودایی، مانند دوری از تعلقات مادی و تأمل در ناپایداری زندگی، نشان دهنده تأثیرات غیرمستقیم اما عمیق این تعاملات است. این پژوهش بر ظرفیت فرهنگ اسلامی برای جذب و بازتفسیر ایده های خارجی تأکید دارد و الگویی از همزیستی مسالمت آمیز و گفت وگوی میان فرهنگی را ارائه می دهد.
۴۳۹.

الگوی هندسه معرفتی قرآن و نقش آن در کارآمدسازی تفسیر معاصر از منظر شهید امام خامنه ای «قدس سره»

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
در مواجهه با تحولات معرفتی و اجتماعی جهان معاصر، یکی از چالش های اساسی مطالعات قرآنی، دستیابی به الگویی کارآمد برای فهم هدایتی و مسئله محور قرآن کریم است. در این میان، تبیین «الگوی هندسه معرفتی قرآن» از منظر مقام معظم رهبری (مدظله العالی) می تواند چارچوبی منسجم و کاربردی برای کارآمدسازی تفسیر معاصر فراهم آورد. پژوهش حاضر با هدف تبیین مؤلفه های هندسه معرفتی قرآن و تحلیل نقش آن در ارتقای کارآمدی تفسیر تدبرمحور انجام شده است. این مطالعه با روش توصیفی–تحلیلی و با اتکا به بیانات مقام معظم رهبری، آیات قرآن، روایات اهل بیت (ع) و تفاسیر معتبر شیعه (المیزان، نمونه و مجمع البیان) سامان یافته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که هندسه معرفتی قرآن در اندیشه مقام معظم رهبری بر سه مؤلفه بنیادین استوار است: جامعیت معرفتی در پوشش ابعاد عقلی، اخلاقی و عملی حیات انسانی؛ نظام مندی و انسجام معارف قرآنی در جهت جلوگیری از فهم گزینشی و سطحی؛ و محوریت هدایت به عنوان غایت نهایی و روح حاکم بر آموزه های قرآنی. این الگو، با تأکید بر تدبر، تقوا و پیوند معرفت و عمل، ضمن نفی تفسیر به رأی، زمینه استخراج الگوهای عملی برای هدایت فردی و اجتماعی را فراهم می سازد و تفسیر قرآن را از سطح فهم نظری به عرصه کاربست اجتماعی و تمدنی ارتقا می دهد. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که الگوی هندسه معرفتی قرآن، با تکیه بر مبانی تفسیری مقام معظم رهبری، ظرفیت بالایی برای کارآمدسازی تفسیر معاصر، پاسخ گویی به نیازهای معرفتی جامعه اسلامی و تقویت نقش قرآن در هدایت اجتماعی و تمدن سازی اسلامی دارد.
۴۴۰.

بازخوانی مطالعات معاصر درباره انگیزه های تأسیس مدارس نظامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۸
تأسیس مدارس نظامیه توسط نظام الملک توسی، وزیر قدرتمند سلجوقی، نقطه عطفی در تاریخ آموزش عالی در جهان اسلام به شمار می رود. انگیزه های نظام الملک از این اقدام همواره موضوع بحث پژوهشگران معاصر بوده است. نظرات آنان را می توان در قالب دو رویکرد اصلی طبقه بندی کرد که اغلب در راستای یکدیگر تلقی می شوند. نخست رویکرد تقابلی و نظریه مشهوری که تأسیس این مدارس را اقدامی می داند در واکنش به قدرت یابی فکری و سیاسی شیعیان، به ویژه اسماعیلیان ایران و فاطمیان در مصر و تأسیس نهاد علمی برجسته آنان، جامع الأزهر. بر این اساس، انگیزه اصلی، ترویج تسنن و مقابله با نفوذ تشیع بود. دیگر رویکرد هویتی که بر اهداف داخلی و دولتی تأکید دارد و معتقد است سلجوقیان برای اداره امپراتوری خود نیازمند دستگاه دیوان سالاری کارآمد و وفادار بودند. از این رو نظامیه ها با هدف تربیت کادر اداری و قضایی همسو با سیاست های دولت و تحکیم پایه های آن، همچنین ایجاد وحدت مذهبی در لوای مذهب شافعی و مشروعیت بخشی به حکومت سلجوقی تأسیس شدند. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با نگاهی انتقادی، به بازخوانی این دو رویکرد می پردازد. بررسی ها نشان می دهد که نظریه مشهور، یا همان رویکرد تقابلی با شیعیان، هم فاقد شواهد تاریخی است و هم مستنداتی به وضوح در تناقض با آن وجود دارد. از سوی دیگر، رویکرد هویتی با گزارش های موجود تطابق بیشتری دارد و انگیزه نظام الملک را باید در این رویکرد جستجو کرد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان