مدیحه سرایی یکی از فنون اصیل و ریشه دار در ادبیات عرب است و از حیث مضمون شاخه های متنوعی دارد که مدح پیامبر یکی از شاخه های آن است . مدح نبوی در عصر حیات آن حضرت پدید آمد و در قرن هفتم با عنوان اصطلاحی بدیعیات استمرار یافت . بدیعیه سرایان غالبا موضوعاتی همچون وصف اخلاق و صفات و فضایل پیامبر ، ذکر اماکن نزول وحی ، وصف حسب و نسبت پیامبر و بیان گوشه هایی از اخبار و سیره آن بزرگوار را مورد توجه قرار داده اند . شوقی که یکی از شاعران بدیعه سرای معاصر است همچون اسلاف خود در تصویر سیمای پیامبر به موضوعاتی چون میلاد ، مناقب ، فضایل پیامبر ، معجزه و کرامات ، معراج ، دین و نظام سیاسی – اجتماعی اسلامی و جهاد و توسل و شفاعت پرداخته است .
طبقات اجتماعی،نقش عمده ای در حوزه های مختلف زندگی ایفا می کنند.چگونگی تعامل و جایگاه واقعی در هرکدام می تواند به ترقی و تعالی جامعه کمک کند یابرعکس،موجبات شماری از ناهنجاری ها و بی ثباتی در حوزه های فرهنگ،سیاست ،اقتصادو ...را فراهم سازد.حضور طبقات مختلف اجتماعی در جوامع اسلامی صدر اسلام ،واقعیتی انکار ناپذیر است که هرچند به موجب تعالیم دینی،احدی را بردیگری امتیازی نیست مگر به تقوا،اما همین طبقات هم به توسعه و ترقی تمدن شکوهمند اسلامی مددرسانده و هم در برخی دوره ها جامعه را به مرز بی ثباتی و آشوب کشانده اند.این پژوهش به بررسی طبقات اجتماعی صدر اسلام خصوصا روزگار امویان می پردازد و به طور مشخص از چهار طبقه اشراف،آزادگان،موالی و بردگان سخن می گوید؛ضمن آن که پایگاه اجتماعی هر یک از این طبقات را درجامعه اسلامی آن روزگار نمودار می سازد.
این مقاله به بررسی رابطه ی حوزه ی عمومی و دین و چگونگی صورتبندی این ارتباط در زمینه های مختلف زمانی و مکانی می پردازد. پس از تعریف و بررسی الگوهای متفاوت خاستگاههای حوزه ی عمومی و دین با توجه به کشورهای مختلف اسلامی به مکاتب نظری متفاوت در زمینه ی حوزه ی عمومی و جایگاه دین در نظرات هابرماس و جوزی کازانوا با توجه به فوران دین در جهان امروز می پردازد و در نهایت نتیجه گیری می کند که در چگونگی صورتبندی حوزه ی عمومی و دین باید به چگونگی مناسبات نیروهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی توجه کرد و در همان حال تجربه های تاریخی نشان می دهند که کلیت منسجم و واحد دینی دلیلی بر وجود صورتبندی های واحد دینی در حوزه ی عمومی نیست. از طرف دیگر احیاء دین در جهان در سطح کلی با بحرانهای مدرنیته فرهنگی ـ سیاسی و در سطح ملی و منطقه ای با بحران دولت ـ ملتهای پسااستعماری مرتبط است و پایداری این احیاء به چگونگی مناسبات گروههای دینی با دیگری متفاوت است.