کتاب "" بیان معانی الفاظ القرآن "" تصنیف علی ابن عبدالله بن عباس ( فو : 118 ه.ق)- که در ضمن مجموعه ای مخلوط از رسائل قرآنی است – در اصطلاح قرآن پژوهان ، در فن وجوه و نظائر قرآن کریم است . این کتاب ، اثری مستقل و ارزشمند در این زمینه به شمارمی آید و در آن ، وجوه معنایی 72 واژه از قرآن آمده است . دانشمندان ، کهن ترین اثر در این فن کتاب را "" الاشباه و النظائر "" مقاتل ابن سلیمان بلخی (فو : 150 ه.ق.) میدانند و در این نظر ، همداستانند . اگر صحت انتساب رساله مذکور به علی بن عبدالله بن عباس ، ثابت شود باید آن را کهن ترین نگاشته در این زمینه به حساب آورد که به نوبه خود ، ارزشی ویژه خواهد داشت . هیچ کدام از پنج نفری که در مصادر تراجم و رجال به این نام و نام پدر و جد ، نامبرده اند ، صاحب تالیف ، شمرده نشده اند ، با این وصف می توان قراین متعدد درون متنی و برون متنی برای صحت انتساب این رساله به علی بن عبدالله بن عباس ، اقامه کرد .
این مقاله به بررسی رابطه ی حوزه ی عمومی و دین و چگونگی صورتبندی این ارتباط در زمینه های مختلف زمانی و مکانی می پردازد. پس از تعریف و بررسی الگوهای متفاوت خاستگاههای حوزه ی عمومی و دین با توجه به کشورهای مختلف اسلامی به مکاتب نظری متفاوت در زمینه ی حوزه ی عمومی و جایگاه دین در نظرات هابرماس و جوزی کازانوا با توجه به فوران دین در جهان امروز می پردازد و در نهایت نتیجه گیری می کند که در چگونگی صورتبندی حوزه ی عمومی و دین باید به چگونگی مناسبات نیروهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی توجه کرد و در همان حال تجربه های تاریخی نشان می دهند که کلیت منسجم و واحد دینی دلیلی بر وجود صورتبندی های واحد دینی در حوزه ی عمومی نیست. از طرف دیگر احیاء دین در جهان در سطح کلی با بحرانهای مدرنیته فرهنگی ـ سیاسی و در سطح ملی و منطقه ای با بحران دولت ـ ملتهای پسااستعماری مرتبط است و پایداری این احیاء به چگونگی مناسبات گروههای دینی با دیگری متفاوت است.
در این پژوهش منطقه شمال غرب ایران با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و با به کارگیری توان رقومی روش طبقه بندی اقلیمی لیتین اسکی پهنه بندی شده است . جهت رسیدن به این هدف پهنه های هم ارزش شش عنصر مورد نیاز در روش لیتین اسکی به کمک نرم افزارهای Arcinfo ، Arcview و SPSS تهیه گردیده است و سپس هر عنصر اقلیمی بر اساس طبقات تعریف شده در روش مورد استفاده پهنه بندی گردیده و نهایتاً نقشه نهایی که مرکب از خصوصیات شش گانه اقلیمی می باشد، بدست آمده است . در کل منطقه 21 اقلیم متمایز حاصل شده که نشان دهنده توان روش طبقه بندی اقلیمی مورد استفاده و همین طور نرم افزارهای سیستم اطلاعات جغرافیایی جهت این کار می باشد. بیشترین فراوانی متعلق به پهنه معتدل نیمه خشک با درجه بری خفیف و تمرکز بارش زمستانی و دارای یک تا سه ماه خشک و وضعیت تابش نرمال می باشد. این پهنه 26785 کیلومتر مربع از مساحت منطقه را به خود اختصاص داده است که بیش از 25 درصد مساحت کل منطقه است و بقیه مساحت متعلق به 20 پهنه دیگر می شود.
درک سیستم زمین و بویژه اقلیم آن، یکی از دغدغه ها و چالش های فکری عمده در مقابل دانشمندان است. فرایندهای تاثیر اقلیم، مکانیزم های عمل-کننده و واکنش های آنها، به نسبت اهمیت آنها پیچیده بوده و کمتر درک می شوند. از آنجایی که گزارشات ناشی از فرایندهای اقلیمی در سال های اخیر تاریخ زمین، صرفاً متاثر از دخالت ها و فعالیت های انسانی در طبیعت بوده است، گزارش های مربوط به اقلیم در گذشته برای پیشرفت درک علمی -سیستم های اقلیمی محلی، منطقه ای و جهانی حائزاهمیت فراوانی می باشد. در این زمینه، مغزه های یخی بیشترین توان تجزیه و تحلیل و بررسی جو گذشته را فراهم می کند که در این مقاله به تجزیه و تحلیل آن به عنوان راهنمایی جهت نتیجه گیری از اقلیم در گذشته پرداخته شده است .
در متون کلامی قدیم بحثی با عنوان مساوات یا مساوقت شیء و وجود مطرح شده است. متکلمین معتزله، شیء را از وجود عام تر می دانند و عقیده دارند که ضد شیء، نفی است، و ضد وجود، عدم. بنابراین امکان دارد برخی شیءها موجود باشند، مانند شخصی که الآن در خیابان راه می رود که هم شیء است و هم موجود، اما معدنی که در زیرزمین است ولی هنوز کشف نشده است، شیء است، اما فعلاً موجود نیست.
در نتیجه معتزلیان، شیء را از وجود عام تر می دانند و عقیده دارند که هر موجودی شیء است، ولی هر شیئی موجود نیست. متکلمان اشعری، شیء و وجود را الفاظ مترادفه می دانند و هجویری در کشف المحجوب در باب فقر سخن کوتاهی به این مضمون دارد: «بعضی از متأخران گفته اند الفَقْرُ عَدَمٌ بِلا وُجُود». نویسندة کتاب به روش و مشرب اشاعره، شیء و وجود را مساوی می داند و نظریة معتزلیان مبنی بر عام تر بودن شیء و شمول آن بر وجود و این که عدم، مقابل وجود و نفی، مقابل شیء است، را نقد می کند و چند و چون این موضوع در مطاوی این نوشتار آمده است.