بهره برداری از منابع طبیعی در کشورهای گوناگون و در طول سالیان متمادی شیوه های گوناگونی را تجربه کرده است. این شیوه ها که با نوع مالکیت آن منابع مرتبط هستند به خصوصی، دولتی، گروهی و دسترس آزاد تقسیم می شوند. هر یک از این شیوه ها نقاط قوت و ضعفی دارند.
در نظام حقوقی اسلام، با توجه به نگاه خاص به دولت و ترسیم دولتی قدرتمند براساس حکومت ولایی تحت سرپرستی پیامبر و امام مالکیت اولیه بخش قابل توجهی از منابع طبیعی، تحت مالکیت دولت یا تحت نظارت او قرار داده شده است؛ با وجود این، نهادها و راهکارهای گوناگونی در این نظام برای استفاده بخش خصوصی از منابع قرار داده شده است.
بسیاری از فقیهان معتقدند که بخش خصوصی، از طریق نهاد احیا و نیز حیازت، این منابع را در مالکیت خود قرار می دهند و بدین طریق، مالکیت این منابع به بخش خصوصی منتقل می شود. در مقابل، گروه دیگری از فقیهان، این منابع را همواره در مالکیت و تحت نظارت او دانسته، و در عین حال، بخش خصوصی را به استفاده درست از آن ها مجاز دانسته اند. این دیدگاه آثار خاص حقوقی و اقتصادی داشته و به صورت مشخص به آثاری در حوزه توزیع ثروت و درآمد، محیط زیست و عدالت بین نسلی خواهد انجامید.
این مقاله از دو بخش تشکیل می شود: در بخش اول، مالکیت منابع طبیعی را از نظر فقیهان مطالعه کرده و در بخش دوم، شیوه های بهره برداری از منابع طبیعی را که براساس شکل های گوناگونی از حقوق دارایی استوار شده است بیان کرده، ضمن برشمردن نقاط قوت و ضعف هر یک از آن ها موضع نظام اقتصادی اسلام را در این باره بیان می کند.
پیش بینی متغیرهای اقتصادی و مالی اهمیت فراوانی برای سیاستگذاران اقتصادی کشورها دارد. در این مقاله شاخص کل بازدهی سهام تهران (TEPIX) با استفاده از داده های روزانه و هفتگی این شاخص در بازه زمانی سال 1377تا 1382 و بکارگیری روش های مختلف پیش بینی مانند مدل های ARIMA، ARFIMA، GARCH و شبکه عصبی (ANN) برآورد و پیش بینی شدند. مقایسه دقت پیش بینی مدل های مذکور از طریق معیار های پیش بینی مانند RMSE، MAE و U-Thiel نشان می دهد که مدل ANN در پیش بینی شاخص روزانه و هفتگی عملکرد بهتری نسبت به سایر مدل ها دارد، اما مقایسه آماری دقت پیش بینی مدل های مختلف با استفاده از آماره دیبلد- ماریانو، تفاوت معنی داری بین دقت پیش بینی مدل های مذکور را نشان نمی دهد.
از جمله مشکلات مهم امروز صنعت کشور عدم رقابت پذیری است که یکی از ارکان این مشکل بزرگ عدم شفافیت بازار می باشد. منظور اینکه اطلاعات به اندازه کافی در محیط بازار وجود ندارد. لذا معاملات و مبادلات با کارایی بالا انجام نمی شود. در صورتیکه اطلاعات موجود در بازار افزایش یابد، از یک طرف مشتریان خریدهای بهینه تری را انجام خواهند داد و از طرف دیگر تولیدکنندگان نیز ترغیب می شوند که برای حفظ یا افزایش سهم بازار خود تلاش بیشتری نمایند. این مساله (عدم شفافیت بازار) برای شرکت های انفورماتیکی کشور نیز مطرح بوده است. در این مقاله جستجویی گسترده در ارتباط با سابقه رتبه بندی در دنیا، تکنیک ها و متدولوژی های رتبه بندی و مدل های ارزیابی سازمان انجام گرفته است. خروجی این کار توسعه مدلی جهت بررسی شرکت های انفورماتیکی بوده است. دراین مدل یک شرکت بر اساس سه حوزه ورودی، پردازش و خروجی مورد بررسی قرار می گیرد. سپس یک تکنیک کمی مدل مذکور را تکمیل نموده است. در نهایت نیز نمره هر شرکت بر اساس جذابیت سرمایه گذاری محاسبه شده و بر مبنای آن رتبه بندی شرکت ها صورت گرفته است.
ارزیابی عملکرد سازمانها از جمله مسائل مهم و ضروری است که در دهه های اخیر شیوه های زیادی در این خصوص مطرح شده است. یکی از تکنیکهایی که اخیراً مورد توجه قرار گرفته "تحلیل پوششی داده ها"[1] است که دارای مزایا و معایبی نیز هست. عمده ترین مشکل استفاده از این تکنیک، کم بودن تعداد واحدهای تصمیم گیرنده[2] در ارتباط با ورودی ها و خروجی ها می باشد. که این امر موجب کاهش قدرت تکفکیک پذیری مدل می گردد. در این مقاله به منظور رعف این اشکال و یک مدل تلفیقی از شبکه های عصبی مصنوعی تحلیل پوششی داده ها ارائه گردیده و برای اندازه گیری کارایی پالایشگاه های نفت کشور مورد استفاده قرار داده شده است،
در این مقاله ، آثار حجمی فلزی دوران اولیه ی اسلامی ایران طی زمامداری حکومتهای طاهریان ، صفاریان ، سامانیان ، آل بویه و همچنین غزنویان مورد بررسی قرار می گیرد . که با توجه به فرهنگ ساسانی و اسلامی ، بتدریج در هم آمیخته و شکل گرفته ، و در دوره ی سلجوقیان و نمودی مشخص یافته است . رواج اشکال و احجام متنوع آثار هنری خصوصا در برخی صنایع دستی و همچنین احیا از تکنیکهای صنعتی و هنری دوران گذشته ، به صورتی نو همواره با پالایش و دگرگونیهایش سامان یافته و با هیاتی اسلامی در این دوران مشاهده می گردد ...
افشای اطلاعات مربوط به ارزش افزوده و اجزای آن، همچنین محتوای اطلاعاتی آن در سالیان اخیر بارها مورد آزمون قرار گرفته است. در تحقیق حاضر، هدف اصلی بررسی محتوای نسبی و افزاینده اطلاعاتی داده های ارزش افزوده (شامل ارزش افزوده و ارزش افزوده نقدی) در مقابل داده های سنتی (شامل سود حسابداری و وجوه نقد حاصل از عملیات) می باشد. بدین منظور ارتباط بازده سهام و تغییرات داده های مربوط به ارزش افزوده، ارزش افزوده نقدی، سود حسابداری و وجوه نقد حاصل از عملیات، برای شرکتهای تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از سال 1998 تا 2003 مورد آزمون قرار گرفته است. جهت آزمون فرضیات تحقیق از روش تحلیل رگرسیون چند متغیره برای داده ها هم به شکل مقطعی و هم بصورت تجمعی استفاده گردید.علی رغم نتایج حاصل از تحقیقات بلکویی و همکاران (طی سالهای 1991 تا 1999) و فیررز (2004) که حاکی از محتوای اطلاعاتی بیشتر ارزش افزوده نسبت به سود حسابداری بود، نتایج این تحقیق نشان می دهد که محتوای اطلاعاتی سود حسابداری بیشتر از داده های ارزش افزوده می باشد. از سوی دیگر مطابق نتایج حاصل از مطالعات بلکویی (1994) هم داده های ارزش افزوده دارای محتوای افزاینده اطلاعاتی نسبت به داده های سنتی بوده و نیز داده های سنتی دارای محتوای افزاینده اطلاعاتی نسبت به داده های ارزش افزوده می باشد. علاوه بر این در این تحقیق نیز همانند مطالعات عرب مازار (1995)، سابرامانیام (1996)، و هاو و همکاران (2001) شواهدی در رابطه با محتوای اطلاعاتی بالاتر داده های تعهدی نسبت به داده های نقدی مشاهده گردید.
بهرغم گذشت بیش از ده سال از طرح نظریة سازمان یادگیرنده توسط پیترسنگه، به دلیل عمق و وسعت بسیارش هنوز جنبههای مبهم بسیاری در این ایده وجود دارد که آشکار سازی آنها نیازمند تحقیقات بیشتری است. در این مقاله چیستی سازوکارهای یادگیری سازمانی همراه با مدلی از سازمان یادگیرنده بحث شده و همچنین سازوکارهای یادگیری سازمانی در شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفت ایران با روش میدانی مورد بررسی قرار گرفته است.ضمن اعتبار سنجی پرسشنامه، نتایج بهدست آمده از آزمون دو جملهای حاکی از آن است که شرکت مذکور از سازوکارهای مناسب یادگیری سازمانی جهت تسهیل یادگیری سازمانی، تشخیص نیازهای یادگیری و توسعه، بر آوردن نیازهای یادگیری توسعه و اجرای دانش فراگرفته شده در عمل، بر خوردار است.
هدف اصلی این تحقیق دستیابی به یک سبد سرمایه مناسب تر برای سرمایه گذاران ریسک پذیر است. در این تحقیق مدل مارکوتیز در تئوری سبد سرمایه به عنوان مدل مقایسه ای استفاده شده است و مدل شبکه عصبی با آن مقایسه شده است. الگوی یادگیری شبکه عصبی، الگوی «پس انتشار خطا» می باشد. سبد انتخابی شامل بیست سهم از بازار بورس اوراق بهادار تهران است که برای یک دوره سیزده ماهه مورد مطالعه قرار گرفته است. در هر دو مدل شبکه عصبی و مارکوتیز، تفاوت معنی داری بین بازده روزانه سبد تصادفی و نتیجه سرمایه گذاری در پایان دوره آزمون وجود دارد. در این سبد، تنها معیار بازده مورد نظر است و ریسک مورد توجه نیست، بنابراین سبد با بالاترین ریسک در مدل مارکوتیز مورد استفاده قرار گرفته است. هزینه معامله در هر دو مدل در نظر گرفته نشده است. این مطالعه نشان می دهد که سبد سرمایه مدل شبکه عصبی پس از دوره آزمون هم بازده بیشتری داشته است و هم ریسک آن از مدل مارکوتیز پایین تر بوده است
نتایج پژوهشهای متعددی موید کارایی ضعیف بورس اوراق بهادار تهران است. در چنین بازاری، سرمایهگذاران و استفادهکنندگان از اطلاعات بر آنند که شرکتهای برتر را از شرکتها غیربرترتمیز دهند تا سرمایهگذاری مناسبتری بهعمل آورند. یکی از سوالات اساسی این است که شرکتهای برتر کدامند و چگونه میتوان آنها را تعیین نمود؟ در این تحقیق بررسی مقایسهای میان دو روش معمول رتبهبندی شرکتها بر اساس شاخصهای برتری بورس اوراق بهادار تهران و نسبتهای سود آوری حسابداری (شامل نسبت سود ناخالص، نسبت سود عملیاتی، نسبت سود خالص، نسبت بازده جمع داراییها و نسبت بازده حقوق صاحبان سهام که به نظر در شاخصهای بورس نادیده گرفته شدهاند) بهعمل آمده است. این تحقیق بر اساس دادههای پنجاه شرکت برتر طی سه سال 1381، 1382و 1383 به اجرا در آمده و همبستگی میان نتایج این دو نوع رتبهبندی را مورد بررسی مقایسهای قرار میدهد. نتایج آزمون تجربی نشانگر آن است که همبستگی ضعیفی میان این دو گروه رتبهبندی بهعمل آمده وجود دارد. این بدان معنی است که شرکتهای برتر منتخب بورس لزوما دارای رتبههای بالاتر ازحیث نسبتهای سودآوری نمیباشند. بنابراین آنچه را که نسبتهای حسابداری برتر تلقی میکنند از حیث بورس برتر محسوب نمیشوند. بهعبارتی دیگر، نسبتهای سودآوری شرکتهای بورس برای پیش بینی و تعیین شرکتهای برتر از نظر بورس مناسب نمیباشند.