"قومیت به عنوان زمینه ای که رفتار باروری در آن شکل می گیرد، جایگاه اساسی در مطالعات باروری در جوامع چند قومیتی دارد. با این حال، علی رغم ساختار چند قومیتی ایران هنوز تحقیقات اندکی در زمینه ارتباط قومیت و باروری صورت گرفته است. مقاله حاضر با استفاده از داده های طرح (بررسی ویژگی های اقتصادی اجتماعی خانوار 1380)، به آزمون تئوری ها و فرضیه های مربوط به رابطه قومیت و باروری در ایران می پردازد. یافته های تحقیق بیانگر تفاوت های قومی باروری در ایران می باشد. برای تبیین این تفاوت ها، از دو فرضیه همانندی مشخصه ها و اثر قومی/ فرهنگی استفاده شده است. نتایج تحلیل آماری نشان داد که تفاوت های قومی باروری، به طور چشمگیری، بعد از کنترل مشخصه های اجتماعی- جمعیتی به ویژه تحصیلات کاهش یافته و تا حدی در رفتار باروری و گروه های قومی همانندی و همگرایی ایجاد می شود. با این حال، این همانندی و همگرایی کامل نیست و علی رغم کنترل آماری مشخصه ها، هنوز برخی از تفاوت های قومی باروری بدون تبیین باقی می ماند. تفاوت های باقیمانده را می توان از یکسو ناشی از الگوهای متفاوت تعیین کننده های بلا فصل باروری در بین گروه های قومی و از دیگر سو، متاثر از فرهنگ تاریخ اجتماعی، ارزش ها، هنجارها و اعتقادات خاص قومی دانست. مطالعات جمعیت شناسی مردم شناسانه با به کار گیری روش های کیفی می تواند شناخت عمیق تری نسبت به تاثیر هنجارها، ارزش ها و فرهنگ قوی بر رفتارهای باروری در ایران ارایه نماید.
"
عصر بالندگی و شکوفایی هنر ایران دوران سلجوقی و ایلخانی است و در زمان تیموریان به اوج می رسد. در حالی که از گذشته تاکنون مطالب بسیاری در مدح و ستایش صفویان گفته شده که بیشتر جنبه سیاسی دارد تا تحلیل و بررسی جدی در زمینه فرهنگ و هنر. تمرکز و یکپارچگی سازمان دولت صفوی باعث شد تا جمیع هنرها رونق گرفته و تولیدات فراوانی در تمامی زمینه های هنری انجام شود و بدین گونه بود که هنرها در این عصر به جهت کمیت رشد چشمگیری یافته اما از نظر کیفیت دچار افول شدند. هنر این عصر غالباً در تداوم هنر دوران گذشته از ساسانی تا تیموری است، به طوری که از ابتدا تا انتهای این دوره شاهد رکورد و افول هنرها بخصوص در زمینه معماری و تزیینات می باشیم.
"
عوامل آموزشی، سازمانی و اقتصادی که بر رضایت شغلی استادان دانشگاه آزاد اسلامی تأثیر منفی دارند با استفاده از پرسشهای مبتنی بر پژوهشهای پیشین بررسی شد. اعضای هیأت علمی تمام وقت و نیمه وقت دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 9 جامعه آماری را تشکیل دادند و حجم نمونه شامل 269 نفر از استادانی بود که به روش نمونهگیری طبقهای و تصادفی ساده انتخاب شدند. عواملی که به سطوح بالای تنیدگی و سطوح پایین رضایت شغلی در استادان منجر شدند شامل تعداد زیاد دانشجویان در کلاس، دشواری ادامه تحصیل و ارتقای سطح علمی استادان، نبود قوانین حمایتی لازم از حقوق حرفهای آنان، پایین بودن میزان حقوق و مزایای شغلی، کم توجهی واحدهای دانشگاهی در انجام به موقع ترفیع و تغییر وضعیت استخدامی، دشواری تصویب طرحهای پژوهشی از نظر مراحل اداری، ضعف انگیزش تحصیلی برخی از دانشجویان و دشواری امکان نقل و انتقال اعضای هیأت علمی بودند.
"
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر روان درمانگری گروهی با رویکرد «تحلیل رفتار متقابل» (T.A) بر شیوه های رویارویی با استرس نوجوانان می باشد.
بدین منظور یکی از دبیرستانهای ناحیه پنج مشهد انتخاب و پرسشنامه شیوه های رویارویی موس و بلینگز در مورد 117 نفر از دانش آموزان14 الی 18 ساله اجرا شد. سپس از میان 48 نفر دانش آموز نوجوان که بر اساس نتایج پرسشنامه مذکور هیجان مدار تشخیص داده شده بودند، پس از مصاحبه اولیه، از نظر سن، معدل نمرات تحصیلی، وضعیت تحصیلی، سواد والدین و طبقه اقتصادی، غربال و در دو گروه کنترل و آزمایش به صورت همتاسازی شده جایگزین شدند که اعضای هر گروه 10 نفر بودند. اعضای گروه آزمایش 12 جلسه روان درمانی گروهی با رویکرد «تحلیل رفتار متقابل» دریافت نمودند. پس از اتمام جلسات روان درمانی گروهی با رویکرد «تحلیل رفتار متقابل» اعضای هر دو گروه آزمایش و کنترل با پرسشنامه مذکور مورد پس آزمون قرار گرفتند.
پژوهش حاضر به دنبال آزمون این فرضیه ها بود که روان درمان گروهی با رویکرد «تحلیل رفتار متقابل» موجب کاهش هیجان مداری و افزایش مساله مداری نوجوانان در رویایی با استرس می شود. برای آزمون فرضیه ها از(t) تفاضل جهت بررسی تفاوت بین تفاضل میانگین های دو گروه همبسته استفاده شده است. روش مذکور تاثیر معنی داری (P<0.000) در کاهش هیجان مداری و همچنین تاثیر معنی داری (P<0.02) در افزایش مساله مداری نوجوانان گروه آزمایشی داشته است.
نتایج نشان می دهد که به احتمال 95/0 روش مذکور بر شیوه های رویارویی نوجوانان موثر بوده است و موجب کاهش هیجان مداری و افزایش مسآله مداری در شیوه های رویارویی نوجوانان می شود.
هدف از پژوهش حاضر تعیین میزان رابطه ویژگی های شخصیتی با رفتارهای تیپ A بوده است. جامعه آماری این تحقیق را کلیه مربیان پرورشی استان اصفهان تشکیل داده اند که از میان آنان 70 نفر به روش نمونه گیری تصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه شخصیت آیزنک و پرسشنامه شخصیتی تیپ A یا B بوده است. تجزیه و تحلیل های آماری نشان دادند که بین ویژگی شخصیت نوروتیکی و رفتار تیپ A همبستگی، معنادار بود R=632. p<0.000; R.squire=0.423 و از بین ویژگیهای شخصیتی آیزنک، مهمترین متغیر پیش بین، نوروتیک یا روان رنجوری (N بیشترین سهم را در پیش بینی شدت رفتار تیپ A داشت. در مجموع، پژوهش حاضر با استفاده از آزمون شخصیت آیزنک، وجود رابطه بین ویژگی های شخصیتی و شدت رفتار تیپ A را تایید نمود و نشان داد که ویژگی روان رنجوری و متغیر جنس، رفتار تیپ A را پیش بینی می کنند و مر بیانی که روان رنجوری بالاتری دارند رفتارهای بیشتری از نوع A در مقایسه با رفتارهای نوع B از خود بروز می دهند. در مقابل آنهایی که برون گرایی بالاتری دارند رفتارهای بیشتری از نوع B در مقایسه با رفتارهای نوع A از خود بروز می دهند.