سیمای زنان در بسیاری از متون ادب پارسی به وجهی نامطلوب تجلی یافته است. شکل ظاهری روایت تورات از واقعه هبوط و تقلید برخی از متون تفسیری اسلامی از آن و تکرار همان مضامین در متون ادبی فارسی این شبهه را ایجاد کرده که بدبینی در مورد زنان ریشه در آموزه های ادیان توحیدی دارد. اندیشه های زن ستیزانه و باورهای ناروا در مورد آنان خاص فرهنگ ایران و ادبیات فارسی نیست بلکه تفکری فراگیر است که نمونه های آن را در بسیاری از فرهنگ ها می توان یافت. برخی از مردم شناسان شکل گیری باورهای ناروا را در مورد زنان، ناشی از ساختار جسمانی آنان یا نقش اندکشان در اقتصاد خانواده و یا تاریخ نگاری مردان دانسته اند. این موارد در گسترش بدبینی در باب زن بی تاثیر نبوده است اما باوجودی این که زنان در عصر اساطیر، در شکل گیری وقایع مهم و در اقتصاد جامعه، نقش مهمی داشته اند؛ اساس بدبینی درباره آنان به همان اساطیر باز می گردد؛ به زمانی که زنان در اوج قدرت اجتماعی به یک باره تنزل مقام دادند. در این مقاله برای رسیدن به پاسخ پرسش هایی از این دست تلاش شده است: چه رابطه ای بین زن و زمین در دوران اساطیر وجود داشته است؟ چرا این دو به یکباره قداست خود را از دست داده اند؟ روایات اساطیری تا چه حد در شکل گیری تقصیر زن در نخستین گناه انسان مؤثر بوده اند؟ این موضوع در شکل گیری ارکان داستان هبوط به روایت متون عهد عتیق چه تاثیری داشته است؟
بر آمدن صفویان و قاجارها علاوه بر تاثیرات بنیادی در حیات تاریخی ایرانیان موجب خروج عالمان دینی از کنج عزلت درس و بحث و ورود آنان به عرصه عمومی گردید. این تحول موجب نزدیکی به دستگاه سلطنت شیعه و شهور نظریه سلطنت مسمان ذی شوکت شد. اگر چه بیشتر علما و فقهای شیعه قایل به نظریه سلطنت مسلمان ذی شوکت بودند ولی درباره حدود اختیارات، وظایف، ویژگی های سلطان و به طور کلی تعریف این نظریه با هم اختلاف داشتند. این اختلاف وقتی از حوزه نظری خارج و وارد مرحله عمل سیاسی می شد بسیار برجسته و مشخص تر می گشت تا جایی که در برهه هایی حتی به تقابل عملی کشیده شد. این تضاد و تقابل را به وضوح می توان در جریان انقلاب مشروطه مشاهده نمود، زمانی که علما به دو گروه مشخص موافق و مخالف مشروطه تقسیم شده بودند. از نمون های بارز - اگر نگوییم بارزترین نمونه - این تقابل ها، تقابل عملی و نظری دو تن از برجسته ترین مجتهدان شیعه یعنی آخوند ملا محمد کاظم خراسانی (صاحب کفایه) بزرگترین رهبر روحانی مشروطه و سید محمد کاظم طباطبایی یزدی (صاحب عروه) برجسته ترین روحانی مخالف مشروطه بود. این دو مجتهد همنام تقریبا هیچگونه اتفاق نظری درباره مشروطه نداشتند. اگر چه اختلاف این دو عالم برجسته در سال های انقلاب مشروطه حل نشدنی به نظر می رسید، ولی پیش آمدن ماجرای اولیتماتوم روسیه و در پی آن ورود «کفار» به مرزهای شمالی کشور موجب گردید آن دو برای واکنش مناسب و همه جانبه به اشغالگران، همگرایی بسیار مشتری از خود نشان دهند و به صورت هماهنگ علیه این اشغالگری موضعی مشترک بگیرند. این پژوهش بر آن است تا مواضع و رفتارهای سیاسی این دو مجتهد بلند پایه را به صورت تطبیقی بررسی نماید.
مهم ترین بُعد هر انقلاب بُعد ایدئولوژیک آن است که در بررسی تاثیرات فراملی اهمیت فراوان دارد. این بُعد در انقلاب اسلامی ایران تاثیرات مهمی برمناطق همجوار ــ که از نظرمذهبی، جغرافیایی، فرهنگی و تاریخی وجوه اشتراک زیادی دارند ــ گذاشت. این تاثیرات، گرچه در دهه اول پیروزی انقلاب به علت سلطه رژیم شوروی مورد توجه قرار نگرفت، اما با فروپاشی شوروی و تشکیل جمهوریهای مستقل مسلمان، جمهوری اسلامی ایران تلاش کرد با استفاده از پیوندهای سه گانه اسلام (نژاد، زبان و میراث مشترک فرهنگی ـ تاریخی) نفوذ خود را گسترش دهد.
در این خصوص دو سؤال اساسی مطرح است: 1) انقلاب اسلامی تا چه حد برحرکتهای اسلامی منطقه تاثیر گذارد؟ 2) چه حرکتهای اسلامی در منطقه به وجود آمد و تا چه حد زمینه را برای نفوذ ایدئولوژیکی ایران در منطقه فراهم آورد؟ یافته های مقاله نشان می دهد که اگرچه استقلال جمهوریهای آسیای مرکزی فرصتهایی را پیش روی نظام جمهوری اسلامی گذاشت، اما شرایط منطقه ای و رقابت قدرتهای متعدد در منطقه و سیاست عملگرایانه و منفعت محور ایران نسبت به منطقه باعث شد که تاثیر انقلاب اسلامی بر حرکتهای اسلامی آسیای مرکزی در حد یک الگو و ایده مطرح باشد.
در پژوهش حاضر تلاش شده تا دلایل ظهور و گسترش تحلیل گفتمان و قابلیتهای آن در قیاس با سایر رویکردها، با استناد به تصریحات محققین، استنباطهای منطقی و مرور یک مطالعه موردی درباره گفتمان هژمونیک شده در انقلاب اسلامی، یعنی اصولگرایی شیعی در ایران، مورد مداقه قرار گیرد. به نظر می رسد عواملی چون اهمیت یافتن فرهنگ و سیاست، رونق جامعه شناسی معرفت، چرخش زبانی و اقبال به زبان شناسی از یک سو و نقصان رویکردهای موجود در بررسی پدیده های فرهنگی ـ اندیشه ای، از سوی دیگر، موجب اقبال به تحلیل گفتمان به مثابه نظریه و روش بوده است
مدلهایی که در مطالعه سیاست به کار میروند، مدلهای مفهومی هستند که میتوان از آنها در تحلیل سیاستگذاری عمومی نیز بهره گرفت. این مقاله، به تحلیل «سیاستگذاری عمومی» از منظر مدلهای نهادی، فرایندی، گروهی، نخبگان، عقلانی، فزاینده، تئوری بازیها، انتخاب عمومی و سیستمها اختصاص دارد. مقاله، نشان میدهد که هر مدل و نظریه، بیشتر امکانات عملی برای مقامات حکومتی را فراهم میکند و یا ابزار مفیدتری برای تحلیلگران مسایل اجتماعی است؟ همچنین، بررسی این مدلها نشان میدهد کدامیک به فهم بیشتر ما از فعالیتهای متعدد دخیل در سیاستگذاری عمومی یاری میدهد و کدامیک برای نقد و ارزیابی فرایند سیاستگذاری مناسبتر است؟ در پایان، نویسنده به ارائه برخی معیارهای عمومی میپردازد که میتوان از طریق آنها، مفیدبودن این مفاهیم و مدلها را بررسی کرد.
بی اعتمادیهای جاری در تعاملات ایران و آمریکا، محصول شرایطی است که عمدتاً با هویتهای سیاسی ناهمگون دوطرف در پیوند است. در این میان، نقش اسرائیل به عنوان متغیری تنشزا بسیار اساسی است، زیرا نه جمهوری اسلامی ایران حاضر است با بازیگری اسرائیل در منطقه کنار بیاید و نه آمریکا میتواند نسبت به فشارها و تهدیدات ایران علیه متحد دیرینه خود در منطقه بی تفاوت باشد، به ویژه آنکه یهودیان آمریکا در مقام قدرتمندترین لابی تاثیرگذار بر نهادهای جهت دهنده به سیاست خارجی، سیاست خاورمیانهای این کشور را تحت نفوذ خود درآورده اند. امروزه عمده ترین اتهامات آمریکا علیه ایران شامل تلاش برای جلوگیری از صلح در خاورمیانه، تلاش برای ساخت سلاحهای انهدام جمعی، حمایت از تروریسم و نقض دموکراسی و حقوق بشر، به انحاء مختلف با امنیت اسرائیل در پیوند است. از اینرو، اگرچه همکاریهای محدود و تاکتیکی میان ایران و آمریکا امکانپذیر است، اما تا زمانی که پیوندهای فعلی آمریکا و اسرائیل جریان دارد، امکان عادی شدن روابط دو کشور وجود نخواهد داشت.
تحلیل سیاست خارجی دولتها در عرصه بین المللی، یکی از مباحث اصلی علوم سیاسی و روابط بین الملل است. تا کنون، در زمینه تحلیل سیاست خارجی کشورها، نظریه ها و دیدگاه های مختلفی مطرح شده است. در ابتدا، رویکردهای مهم تحلیل سیاست خارجی، تحت تاثیر جریان واقع گرایی بودند. با بروز انقلاب در علوم رفتاری، سه دیدگاه خاص در حوزه تحلیل سیاست خارجی به وجود آمد که از آنها با عنوان فرایند تصمیم گیری در سیاست خارجی، سیاست خارجی مقایس های، و محیط روانی سیاست خارجی یاد می شود. با پیدایش و گسترش دیدگاه پسااثبات گرایی در علوم اجتماعی و به ویژه در روابط بین الملل در حوزه تحلیل سیاست خارجی کشورها، سه رویکرد جدید، یعنی رویکردهای نهادمحور، رویکردهای جامعه شناسانه و رویکردهای فرهنگ و هویت محور به وجود آمدند که اصول و محورهای هر کدام از آنها به اختصار تشریح شده است. در نهایت، تلاش شده امکان و چگونگی برقراری پیوند بین این رویکردها مورد ارزیابی قرار گیرد.
رویکرد هر نظریه پرداز به مساله کارگزار – ساختار یا نحوه تعامل کارگزار – ساختار، یکی از عوامل کلیدی جهت دهنده به برداشت و تحلیل وی در مورد محیط اجتماعی تحت مطالعه اش می باشد. این مقوله، به طور اخص، در رشته روابط بین الملل و سیاست خارجی بسیار مورد توجه است. به طور کلی، در این رشته، سه رویکرد ساختارمحور، کارگزارمحور و ساختیابی گرا، قابل بازشناسی است. در حوزه نظریه های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیز می توان دو رویکرد کلی متمایل به کارگزارمحوری و ساختارمحوری را شناسایی کرد که اولی بر نقش تعیین کننده کارگزاری جمهوری اسلامی در جهت دهی به ساختارهای بین المللی و دومی بر ضرورت سازگاری جمهوری اسلامی با الزامات ساختاری بین المللی تاکید دارد. در حالی که گفتمان نظری حاکم بر سیاست خارجی ایران، در دهه 1360، غالباً کارگزارمحورانه بود، بعدها گفتمان متمایل به ساختارمحوری پررنگتر گردید.
"نظام های آموزشی در شکل دهی به هویت ملی کشورها نقش بی بدیلی به عهده دارند. تحلیل و بررسی علمی مواد به کار رفته در نظام های آموزشی و نیز بسامد کاربرد هر یک از مولفه های اصلی و فرعی، موضوع بررسی کارشناسانه است. تحلیل این مولفه ها، ابزار مناسبی برای ترسیم نقشه کلان سیاست فرهنگی یک کشور خواهد بود. نویسندگان مقاله در این پژوهش، با تحلیل و بررسی شانزده جلد از کتاب های درسی تاریخ، جامعه شناسی، زبان و ادبیات فارسی رشته های علوم تجربی، علوم انسانی و ریاضی و فیزیک در مقطع متوسطه، به دنبال بررسی انعکاس مولفه های هویت ملی ایران و شاخصه های آن، جهان ایرانی و تبیین مفهوم نظری هویت در این آثار هستند. این مصادیق و عناصر شامل چهار عنصر اصلی فرهنگ، دین و مذهب، تاریخ و قلمرو سیاسی – جغرافیایی است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که مولفان کتاب های درسی و برنامه ریزان آموزش و پرورش در انعکاس عملکرد مناسبی داشته اند؛ اما در حوزه تمدن ایرانی عملکرد آن ها نسبتا ضعیف است.
روش تحقیق در این پژوهش تحلیل محتوا مبتنی بر ارایه آمار و ارقام است. "
یکی از ابزارهای مهمی که حکومت ها برای حفظ تمامیت ارضی و بقای سیاسی خود از آن سود می جویند، نهاد آموزش و پرورش است. این نهاد بخش عمده ای از دوران پایه ریزی شخصیت و چارچوب فکری افراد جامعه را در ابعاد مختلف شکل می دهد و هدایت می کند. بنابراین، نهاد یاد شده در قالب های مختلف، به ویژه با استفاده از کتب درسی مناسب، می تواند نقش برجسته ای در تقویت و ترویج هویت ملی هر کشوری ایفا نموده، حیات آن را تضمین کند. از آن جمله، آگاهی های تاریخی است که یکی از شاخصه های مهم هویتی ملت ها به شمار می رود. ایران با دارا بودن زمینه های مختلف همبستگی ملی، از معدود کشورهای تاریخی است که می تواند با شناساندن و تاکید بر نقاط عطف و افتخارآمیز این تاریخ، بیش از پیش برای تقویت حس ملت بودن و همگرایی ملی از آن بهره برد. این امر در وهله نخست بر عهده نهاد آموزش و پرورش است تا در قالب کتب درسی، به ویژه درس تاریخ به این مهم بپردازد. مقاله حاضر بر آن است تا با توجه به محتوای کتب تاریخ مقطع دبیرستان در مقام یکی از مبادی اصلی تقویت هویت ملی در ایران، به این پرسش پاسخ دهد که کتاب های تاریخ دبیرستان تا چه حد محتوای لازم را برای شناساندن و تقویت هویت ملی ایرانیان داراست؟ روش تحقیق، توصیفی، ابزار گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و شیوه آزمون فرضیه از نوع کیفی است. نتایج حاصل نمودار آن است که گرایش به تقویت هویت ملی در کتب تاریخ دبیرستان ضعیف و خنثی است.
"تعلق خاطر به سرگذشت تاریخی جامعه و اقلیمی که مردم در آن زیست می کنند، در بسیاری جوامع از عناصر مهم هویت بخش به شمار می رود. این دو عامل، به خصوص در استان فارس که از پیشینه تاریخی پرشکوه و جغرافیای متنوع برخوردار است، بسیار مهم و موثر می باشد. امروزه که دستگاه های ارتباطی، مانند تلفن، ماهواره و اینترنت جامعه جهانی را به صورت دهکده جهانی در آورده است، دریافت میزان تعلق خاطر جوانان به این دو عامل و عوامل موثر بر آنان از اهمیتی خاص برخوردار است. این مقاله که نتیجه پژوهشی تجربی در این زمینه می باشد، به دنبال پاسخگویی به سوالات زیر است: آیا جوانان شیراز در این دو بعد از هویت، دچار مشکل می باشند یا خیر؟ چه عواملی با این فرایند مرتبط است؟ میزان اثرگذاری هر یک از متغیرهای مستقل بر احساس تعلق به این دو بعد از هویت چه مقدار می باشد؟
نمونه آماری این پژوهش چهارصد نفر از جوانان شهر شیراز (دانش آموزان سال سوم متوسطه) می باشد. نتایج نشان می دهد تنها 5 درصد از پاسخگویان در بعد تاریخی و 10 درصد در بعد جغرافیایی دچار اختلال هستند و متغیرهای احساس تعلق به جامعه، مشروعیت نظام سیاسی، اعتقاد به مفید بودن مشارکت اجتماعی، برنامه درسی مدارس، ارتباط با دیگران، روایت هویت ملی و شرکت در فعالیت های فوق برنامه با هویت جغرافیایی و تاریخی رابطه معنادار بسیاری دارند"