نبود سامانی نظام مند برای ذخیره سازی و سازماندهی اطلاعات کتابهای چاپ سنگی در کشور و در نتیجه نبود امکان دسترسی و استفادة مؤثر از این منابع ارزشمند، منجر به شکل گیری اندیشه بررسی الگوی مناسب برای ذخیره و سازماندهی این گروه از منابع اطلاعات گردید. برای این منظور، پس از مطالعة مبانی نظری و بررسی برخی از شیوه ها، اصول و استانداردهای سازماندهی منابع اطلاعات، الگویی برای ذخیره سازی و سازماندهی اطلاعات نسخه های چاپ سنگی کشور مبتنی بر فرمت مارک ایران[1] و یونی مارک[2] ارائه شد. در این پژوهش، به منظور شناسایی، دسته بندی و کدگذاری عناصر (فیلدها و فیلدهای فرعی) فرمت مارک ایران، مقابله شد. همچنین، هر عنصر کتابشناختی و نسخه شناختی مربوط به کتابهای چاپ سنگی که در فرمت مارک ایران موجود نبود، شناسایی و با فرمت یونی مارک مقابله شد. سپس عنصرها در بلوکها، فیلدهای اصلی و فرعی قرار گرفت. یافته ها نشان داد فرمت مارک ایران با افزودن فیلدهایی از فرمت یونی مارک، تا حد زیادی میتواند برای ذخیره و بازیابی اطلاعات متنوع منابع چاپ سنگی مناسب باشد
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی تنش زدایی تدریجی عضلانی بر تنیدگی ادراک شده در بیماران مبتلا به فشار خون اساسی می باشد.
روش: پژوهش حاضر از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی است که در قالب یک طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه صورت گرفت. بیماران مبتلا به پرفشاری خون مراجعه کننده به بیمارستان بوعلی سینای قزوین، جامعه آماری پژوهش را تشکیل می دادند. 40 نفر از بیماران به شیوه تصادفی انتخاب شدند سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گماشته شدند. تمام آزمودنیها درمان را تکمیل نمودند. در گروه آزمایش تنش زدایی با شیوه انقباض- تنش زدایی تدریجی بر اساس 16 گروه عضلات در 12 جلسه اجرا شد.
یافته ها: نتایج حاصل از آزمون تحلیل کواریانس نشان داد که تنش زدایی به طور معنی داری تنیدگی ادراک شده، فشار خون سیستولیک، فشارخون دیاستولیک و ضربان قلب را در بیماران گروه آزمایش کاهش داده است.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش و پژوهش های پیشین می توان تنش زدایی را یکی از شیوه های مؤثر بر کاهش تنیدگی ادراک شده و فشارخون بر شمرد.
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی برکیفیت زندگی بر بهزیستی ذهنی و سلامت روان افراد انجام شده است.
روش: طرح پژوهش از نوع شبه تجربی با گروه آزمایش، گواه و پیگیری می باشد. جامعه آماری شامل کلیه افراد مراجعه کننده به مرکز مشاوره بود که از بین آنان به روش نمونه گیری تصادفی 24 نفر که از لحاظ سلامت روانی و بهزیستی ذهنی پایین بودند به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. افراد گروه آزمایش، مداخلات 10 جلسه ای را به صورت گروهی دریافت و افراد گروه گواه، در لیست انتظار قرار گرفتند. به کمک ابزارهای پژوهش، پرسشنامه های سلامت روان، مقیاس عاطفه مثبت و منفی و مقیاس رضایت از زندگی از هر دو گروه پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو و نیم ماهه به عمل آمد. از روش های آمار توصیفی و کواریانس جهت تجزیه و تحلیل اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر کیفیت زندگی استفاده شد.
یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که گروه درمانی مبتنی بر کیفیت زندگی افسردگی، نشانه های جسمانی- سازی و بد کارکردی اجتماعی را در پس آزمون و پیگیری کاهش داده ولی بر اضطراب آزمودنیها تاثیری نداشته است. همچنین این درمان، بر بهزیستی ذهنی در بعد هیجانی (افزایش عاطفه مثبت و کاهش عاطفه منفی) در پس آزمون اثر داشته است اما در بعد شناختی (رضایت از زندگی) آزمودنیها تغییری ایجاد نکرده است.
نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گیری گرفت که گروه درمانی مبتنی بر کیفیت زندگی که از ترکیب روان شناسی مثبت با رویکرد شناخت- رفتاری شکل گرفته، شاخص های سلامت روان و بهزیستی ذهنی افراد را ارتقا می دهد.
نطرح مصلحت نظام سیاسی، پس از تشکیل نظام جمهوری اسلامی، در برخی ساحت ها موجب تحول فقه سیاسی شیعه شد. در این نوشته کوشیده ایم تا با بررسی جایگاه مصلحت در فقه سیاسی شیعه و با توجه به امکان فهم برخی از مصالح و مفاسد و ساحت کارآمدی و ابزاری آن برای اداره جامعه و اجرای احکام و آموزه های دین، نقش آن را در دگرگونی این دانش، نشان دهیم. لذا این نکته را مورد تاکید قرار دادیم که با توجه به نقش مصلحت در اموری مانند گذر از نگاه محدود به نگرش کلان؛ بروز کارآمدی فقه سیاسی؛ کاربردی شدن احکام حکومتی و توسعه قلمرو مسایل فقه سیاسی؛ این اصل، توانسته است این دانش را دچار برخی تحول ها سازد و از آنجا که این تحول بر اساس روش اجتهاد سامان یافته، تحولی اصیل است.
هدف پژوهش حاضر، بررسی انطباق قواعد لوتکا و پائو با تعداد نویسندگان و مقالات آنان در حوزه های علوم رایانه و هوش مصنوعی در پایگاه اطلاعاتی وب آو ساینس در سال های 1986 تا 2009 است. اهداف فرعی پژوهش عبارتند از الف) جایگزینی «تعداد همکاری در تالیف» نویسندگان به جای تعداد مقالات آنان در قاعده پائو؛ ب) بررسی معیارهای بررسی قواعد لوتکا و پائو. پژوهش حاضر از نوع نظری بوده و با استفاده از قواعد علم سنجی انجام شده است. نتایج حاکی از این است که تعداد نویسندگان و تعداد مقالات آنان در حوزه های علوم رایانه و هوش مصنوعی با قاعده لوتکا انطباق ندارد، اما مطابق قاعده پائو است. رابطه بین تعداد نویسندگان و تعداد «همکاری در تالیف» آنان در این دو حوزه با قاعده پائو انطباق ندارد. برای مقایسه پذیر ساختن یافته-های پژوهش های مختلف، هماهنگ سازی استفاده از روش های بررسی قواعد علم-سنجی ضروری به نظر می رسد، از این رو در پایان، پیشنهادهایی برای هماهنگ سازی روش مطالعه این قواعد ارائه شده است. تفاوت های موجود در مطالعات در ارتباط با مطالعه نحوه رشد بروندادهای علمی نویسندگان براساس قاعده لوتکا یا پائو، روش شمارش نویسندگان مقالات، دامنه حوزه موضوعی یا موضوعات مورد مطالعه، بازه زمانی مورد مطالعه، و آزمون آماری است. یکسان سازی استفاده از روش شناسی ها در قواعد لوتکا و پائو در مطالعات علم سنجی و نتایج و یافته های حاصل از این گونه مطالعات در سطح ملی و بین المللی می تواند تا حدود زیادی حاصل تحقیقات را مقایسه-پذیر کند و در مسیر انجام پژوهش های هماهنگ گام بردارد
چکیده: معمولاً از اینکه روابط بین الملل رشته ای ""امریکایی"" یا ""غربی"" بوده است سخن می رود. در مقابل، در برخی از کشورهای غیرغربی و به ویژه در ایران لزوم نظریه پردازی بومی در برابر نظریه غربی یا در کنار آن مطرح بوده است. اما این احساس نیاز یا ضرورت با تلاش های جدی در جهت ارائه نظریه ای بومی به اجتماع بین المللی علمای رشته روابط بین الملل همراه نشده است. بحث این نوشته آن است که فضای نظری در اجتماع جهانی علمای روابط بین الملل برای طرح و پذیرش نظریه های بومی پیش از این فراهم نبوده است اما طی سال های اخیر توجه به رشته روابط بین الملل در جهان غیرغربی و به تبع آن نظریه پردازی غیرغربی در روابط بین الملل جلب و زمینه نظریه پردازی بومی فراهم شده است. استدلال اصلی این مقاله آن است که آنچه تا حدی می تواند این گشایش جدید را توضیح دهد، تحولات نظری صورت گرفته در دهه اخیر و به طور خاص ظهور برداشت های ترکیبی در روابط بین الملل، عمل گرایی در نظریه پردازی، اندیشه های پسااستعماری و رجوع به فیزیک کوانتومی در مباحث سازه انگارانه بوده است.
نیروی اجتماعی در انقلاب اسلامی ایران یکی از پایه های اصلی ثبات و تداوم نظام انقلابی بوده است. اصالت و هویت مذهبی، رهبری وحدت بخش و وحدت رهبری انقلاب و جامعیت آرمان انقلابی از دلایل اصلی این امر است. این تاثیر، زمانی به صورت مشخص تر می تواند مورد بررسی قرار گیرد که در جایگاه مقایسه با نیروی اجتماعی درگیر در یک انقلاب دیگر مانند انقلاب سال 1789 فرانسه واقع شود؛ زیرا در مقابل ثبات قابل توجه نظام جمهوری اسلامی، انقلاب فرانسه نتوانست پس از پیروزی به ثبات و تحکیم برسد و منازعه گروه ها تا دهه ها ادامه یافت.
صنایع بدیعی از دیرباز مورد توجه شاعران و نویسندگان بسیاری بوده است. علی رغم تفاوت های آشکاری که شعر نو در عرصه وزن و قافیه و نیز عاطفه و مضامین آن با گذشته دارد، و با وجود اظهارات صریح نیما مبنی بر ناکارآمدی دانش بدیع، حضور آرایه های ادبی را در شعر نو نمی توان نادیده گرفت. بررسی بدیع در اشعار چهار تن از شاعران معاصر ـ نیما، سپهری، اخوان ثالث و شاملو ـ نشان می دهد که فنون بدیعی در شعر نو، جنبه تصنعی خود را از دست داده و به صورت طبیعی و براساس انواع تداعی ظهور یافته است. آنچه در این زمینه در شعر ایشان بیشتر به چشم می خورد، آن دسته از فنون لفظی بدیع است که علاوه بر ایجاد موسیقی، در ایجاد انسجام نیز نقش مؤثری ایفا می کند. فنون معنوی بدیع، در شعر نو چندان ظهور و بروزی ندارد. مواردی که در این بخش دیده می شود، اغلب بر تضاد و تناسب استوارند. در این مقاله، ضمن بیان تفاوت های شعر نو و شعر کلاسیک، فنون بدیعی در نمونه هایی از اشعار شاعران مذکور بررسی و با یکدیگر مقایسه شده است.
نظریه خدامحور معنای زندگی بر آن است که ربط و نسبت خاصّ با خداوند یکی از شرایط ضروری جهت معناداری زندگی میباشد. تفسیرهای مختلفی از این نظریه ارائه شده ، امّا مهم ترین تفسیر خدامحور نظریه هدف الاهی است. براساس این نظریه، تحقّق بخشیدن به هدف خداوند تنها سرچشمه معناداری زندگی است. بر نظریه هدف الاهی نقدهای بسیاری همچون تقابل هدف خداوند با اخلاقی بودن و قدرت مطلق خداوند وارد شده، امّا به اعتقاد تدئوس متز مهم ترین اشکال بر این نظریه، تقابل نظریه هدف الاهی با دیدگاه خدامحور معنای زندگی میباشد. براساس این اعتراض اوصافی که سبب میشود خداوند یگانه منبع معنا باشد (یعنی فرازمانی بودن، تغییرناپذیری، و بساطت) با هدفمند بودن خداوند در تعارض است. هدف این مقاله پاسخ دادن به این اشکالات براساس اندیشه های علّامه طباطبایی میباشد. از دیدگاه علّامه طباطبایی غایت خداوند از آفرینش، ذات متعالی خداوند است و انسان با حرکت ذاتی و ارادی خود مراتب وجود به سوی خداوند را سیر میکند و زندگی خویش را معنا میبخشد.