عصر قاجار عصر تحول علم طب در ایران است. به منظور درک و شناخت عوامل مؤثر بر این تحول، این پژوهش به روش کتابخانه ای و به شیوه ی توصیفی-تحلیلی عوامل اجتماعی-فرهنگی را مدنظر قرار داده و پرسشی را مطرح نموده است: کدامین عوامل اجتماعی- فرهنگی در تحول طب نوین در ایران عصر قاجار نقش داشته اند؟ با این فرض که عوامل اجتماعی-فرهنگی در تحول، رواج و گسترش طب مدرن دخالت داشته اند، مجموعه ای از عوامل مانند اعتقاد به برتری نحوه ی آموزش نوین، رسوخ تفکر برتری طب مدرن، سهل گیری در برخی مسائل اجتماعی-فرهنگی در کنار عواملی همچو رقابت و برابری نمودن مردم در مراجعه به پزشک خارجی، به رخ کشیدن دارایی و قدرت مورد کنکاش قرار گرفت. برآیند تحقیق ضمن تأیید فرضیه نشان داد که هرکدام از عوامل اجتماعی-فرهنگی در کنار هم و به اندازه ی نیروی خود مؤثر بوده اند.
به منظور ارزیابی تأثیر طرح عمران منطقه ای خوزستان در دوره پهلوی برتوسعه شهر دزفول تحقیق حاضر ازنوع پژوهش تاریخی با ترکیبی از روش های توصیفی،روائی وتحلیلی انجام شده و بیان می کند که طرح عمران منطقه ای خوزستان شامل احداث سد دز،تأمین آب اراضی کشاورزی برای125000هکتار از اراضی زیر سد دز، تولید برق و طرح کشت وصنعت در منطقه دزفول باعث افزایش2 تا 4 برابری محصولات کشاورزی و انجام کشت های سودآور، انجام امور بنیادی واصلاح زیرساخت ها ازجمله ساخت راه و عمران شهری، احداث مدارس، درمانگاه و آموزش و بهداشت شده که در اثر آن شهر دزفول توسعه پیدا کرد و به مهمترین قطب کشاورزی کشور تبدیل شد. همچنین مشخص شد رشد فضایی وکالبدی شهر افزایش چشمگیری نسبت به سال های قبل از اجرای این طرح داشت
توجّه به جریان ها و صف بندی های داخلی فرق و مذاهب اسلامی از مسائلی است که می تواند راه گشای بسیاری از پژوهش ها در شاخه های مختلف علوم اسلامی باشد و بسیاری از گره های ناگشوده، به خصوص در فهم گزاره های تاریخی، را بازکند. یکی از برجسته ترین جریان های امامیّه در سده های متقدّم که به سهولت می توان شواهد حضور آن را ردیابی کرد، جریان هشام بن حکم است که البته در مطالعات کلاسیک کم تر بدان توجّه شده است. این مقاله بر آن است با تحلیل گزاره های تاریخی، جایگاه جریان هشام بن حکم را در تاریخ متقدّم امامیّه بازشناسی کند. از این ره گذر در آغاز شواهد حضور تاریخی این جریان را ردیابی می کند. سپس، مهم ترین عامل تمایز اجتماعی این جریان، یعنی اتّهام تشبیه را می-کاود و از آن به عنوان عاملی برای جریان سازی علیه هشام و سلسله ی شاگردانش و حتی منزوی نمودن آن ها سخن می گوید. در نهایت نیز به برخی دیدگاه های خاصّ جریان هشام درباره ی علم امام و قیاس، به عنوان مؤلفه های بعدی تمایز اجتماعی این جریان، اشاره می کند.