مقاله حاضر در نظر دارد نحوة مواجهة زنان شهر کرمانشاه با نظام پدرسالاری را در بستر حوزة خصوصی مورد بررسی قرار دهد. به این منظور سِیر زندگی آنان متاثر از آموزه های نخستین خانواده تا تثبیت نقش های آنان در قالب همسر-مادر، در پنج مرحله ی کلیشه های جنسیتی، ازدواج، زنانگی ایده آل، حوزة زناشویی و حوزة خصوصی پیگیری می شود. رویکرد نظری مقاله مبتنی بر آراء پیر بوردیو است. روش بررسی مقاله کیفی است. تکنیک گردآوری داده ها بر اساس مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته صورت گرفته است. پاسخ گویان بر حسب شاخص های سرمایة فرهنگی به سه گروه سنتی، مدرن و فرهیخته تقسیم شدند. شاخص های پدرسالاری شامل هویت مردانه، مردمحوری، سلطة مردانه و نقطة ثقل کنترل در میان گروه ها با هم مقایسه و مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل دربردارندة تناوبی در کنش های بازتولیدی و مقاومتی است که بستگی زیادی به سرمایة فرهنگی زنان و تجارب میدانی آن ها در گروه های مذکور دارد. اهمیت تمامی عوامل فوق یکسان نبوده و در مواردی فشار ساختاری ناشی از آن موجب نزدیکی دیدگاه های زنان علی رغم تفاوت های شان بود.
نوشتار حاضر بر آن است تا ضمن سنجش ابعاد مختلف سلامت اجتماعی زنان، رابطه این پدیده را با سرمایه اجتماعی مورد مطالعه و تحلیل قرار دهد. چارچوب نظری این تحقیق در بعد سلامت اجتماعی شاخص های استاندارد شده کییز است و در بحث سرمایه اجتماعی متأثر از اندیشه بوردیو است. این پژوهش پیمایشی و از نوع همبستگی و تحلیلی است، جامعه آماری این پژوهش زنان ۵۵ - ۱۸ ساله ساکن در منطقه چهار شهری تهران بوده اند که از میان آنها ۳۸۵ نفر با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شده اند. ابزار جمع آوری دادها پرسشنامه مصاحبه ای بوده است که مقدار پایایی آن برابر با 80 / ۰ است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار 22 spss استفاده شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که میزان سلامت اجتماعی زنان در حد متوسط روبه بالا است که بالاترین مقدار میانگین مربوط به بعد پذیرش اجتماعی و کمترین مقدار، مربوط به بعد شکوفایی اجتماعی است. همچنین سرمایه اجتماعی از طریق (مشارکت اجتماعی + اعتماد اجتماعی) توانسته است ۵۹ / ۰ درصد از سلامت اجتماعی را تبیین کند و با توجه به نتایج تحلیل مسیر سرمایه اجتماعی به طور مستقیم با ۷۲۴ / ۰ واحد بر سلامت اجتماعی اثر گذار است.
این پژوهش روشهای مدیریت مالی 25 زوج سنندجی، که معتقدند دارای ازدواج موفق و پایدار هستند به روش مطالعه کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سه یافته مهم این پژوهش عبارت بود از: الف در بیشتر موارد یکی از زوجین عهده دار مدیریت امور مالی خانواده است که این نیازمند اعتماد و تعامل سازنده بین طرفین است. ب زوجین شرکت کننده در این پژوهش دارای بدهی حداقلی بوده اند و در ضمن تلاش کردند بدهیهایشان را در اسرع وقت بپردازند. ج هزینه مشارکت کنندگان در پژوهش در چارچوب درامدهایشان بوده است و هم چنین آنان افرادی صرفه جو بودند. سایر یافته های این پژوهش بر مواردی همچون: چگونگی عمل زوجین در داشتن حساب بانکی مشترک و یا مستقل، چگونگی تعامل زوجین در حل مشکلات مالی، دیدگاهشان نسبت به مشکلات مالی سایر زوجین، متمرکز بود. یافته های پژوهش نشان می دهد زوجینی که زندگی موفق و پایداری دارند براحتی می توانند با همفکری و همکاری یکدیگر مشکلات مالی را حل کنند.
این مطالعه که با هدف بررسی میزان عوامل مرتبط با فرهنگ مصرف در میان زنان شهر یزد انجام شده، به لحاظ زمانی مقطعی و به لحاظ روشی از نوع پیمایشی است. ابزار استفاده شده در این پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته بوده که اعتبار آن از طریق محتوایی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ محاسبه شده است. جامعه ی آماری زنان 64-15 ساله ی شهر یزد و روش نمونه گیری خوشه ای بوده است. داده های به دست آمده که در بین 400 نفر از زنان شهر یزد که به صورت تصادفی توزیع شده، از طریق برنامه spss تجزیه و تحلیل شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که میزان مصرف گرایی در میان زنان شهر یزد 68/28 درصد و از حد متوسط پایین تر است. بر اساس آزمون های انجام شده میزان مصرف گرایی با میزان دینداری، سبک زندگی و مدگرایی رابطه ی معنی داری داشته ولی با متغیرهای سن، تأهل، اشتغال، درآمد، تحصیلات و نگرش به جنسیت این رابطه معنی دار نشده است. نتیجه تحلیل رگرسیون نشان می دهد که سبک زندگی، دینداری و مدگرایی در مجموع 48 درصد از واریانس میزان مصرف گرایی را تبیین می کنند، سبک زندگی با مقدار بتای برابر با 0/62 و t=10/06 بیشترین میزان واریانس مصرف گرایی را تبیین می کند.
امنیت از مهمترین مولفه های اجتماعی، روانشناختی و فرهنگی هر جامعه ای است که با توجه به حوزه مطالعات جامعه شناختی این مولفه برای حیات هر نظام سیاسی و اجتماعی لازم است. هدف اصلی این پژوهش، مطالعه عواملی است که موجب ایجاد و ارتقاء امنیت اجتماعی زنان در کلانشهر مشهد می گردد. چارچوب نظری این پژوهش ترکیبی از آراء و رهیافت های نظری (قدرت محور، هویت محور، فمینیستی، نظریه فضای دفاع قابل شهری و.....) است. این پژوهش در سال 1392 براساس روش پیمایشی در بین زنان 20 تا 64 ساله، با حجم نمونه391 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده وخوشه ای درمناطق شهری مشهد و با ابزارپرسشنامه محقق ساخته انجام شد. متغیرهای، حمایت اجتماعی، نگرش فرد به خود، امنیت اقتصادی، نگرش به پوشش، مقاومت اجتماعی، استفاده از وسایل ارتباط جمعی و برنامه ریزی و طراحی شهری به عنوان عواملی بودند که رابطه آنها با متغیر وابسته امنیت اجتماعی سنجیده شد. درنهایت با استفاده از رگرسیون خطی چندمتغیره می توان نشان داد که استفاده از رسانه های جمعی، نگرش به پوشش، طراحی و برنامه ریزی شهری، نگرش فرد به خود و امنیت اقتصادی با امنیت اجتماعی رابطه معنادار دارد. هم چنین برای مقایسه میزان امنیت اجتماعی در بین زنان شهر مشهد با توجه به منطقه محل سکونت، ابتدا جامعه آماری را به دو گروه تقسیم کردیم: گروه اول زنانی هستند که در مناطق بالا شهر و گروه دوم زنانی که در مناطق پایین شهر مشهد سکونت داشته اند؛ سپس از آزمونT برای مقایسه و تفاوت سطح معناداری بین این دو گروه استفاده کردیم. طبق نتایج بین مناطق محل سکونت زنان و امنیت اجتماعی آنان تفاوت معناداری مشاهده نگردید. به طور کلی میزان امنیت اجتماعی زنان در شهر مشهد، در سطح متوسط (2/58%) به دست آمد. تاثیر مستقیم و غیر مستقیم متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته در مدل تحلیل مسیر نشان داد که رسانه های جمعی بیش ترین اثر را امنیت اجتماعی گذاشته است. در مجموع با توجه به نتایج بدست آمده پیشنهادهای کاربردی را برای ارتقاء سطح امنیت اجتماعی زنان بیان کرده ایم.
هدف این پژوهش، بررسی اثر آموزش مهارتهای زندگی بر سلامت روانی و سازگاری اجتماعی همسران جانباز استان کرمانشاه است. روش پژوهش نیمه تجربی است که بر اساس آن، طرح پیش آزمون و پس آزمون تک گروهی انتخاب شد. به منظور بررسی فرضیه ها، 120 نفر از همسران جانبازان با توجه به درصد جانبازی به سه گروه تقسیم شدند: گروه 49- 25 درصد، 69-50 درصد و 70 درصد و بالاتر که به صورت تصادفی طبقه ای از بین همسران جانبازان شهرستانهای استان کرمانشاه انتخاب شدند. تمامی آزمودنیها قبل از وارد کردن متغیر مستقل (آموزش مهارتهای زندگی) ابتدا از طریق پیش آزمون با مقیاسهای آزمون GHQ28 و سازگاری اجتماعی بل مورد سنجش واقع شدند؛ سپس بعد از پایان جلسات آموزش مهارتهای زندگی با همان ابزار در پس آزمون مورد ارزیابی دوباره قرار گرفتند. نتایج میانگین نمره های آزمودنیها در پیش آزمون و پس آزمون از طریق آزمون t وابسته مقایسه شد. نتایج نشان داد که همسران جانبازانی که در کارگاه های آموزش مهارتهای زندگی شرکت کرده اند از لحاظ آماری در متغیرهای سلامت روانی و سازگاری اجتماعی تفاوت معناداری را نشان داده اند. آموزش مهارتهای زندگی به عنوان عاملی مهم در رشد و ارتقای عوامل سازگاری اجتماعی و بهداشت و سلامت روانی مطرح است. با آموزش مهارتهای زندگی می توان به رشد مهارتهای روانی، اجتماعی همسران جانبازان کمک کرد.
هدف از این پژوهش بررسی رابطه سبک های کنترل هیجانی با میزان پرخاشگری در دانشجویان دختر کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز بود. نمونه ای به حجم 100 نفر از دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز، به روش تصادفی چندمرحله ای خوشه ای انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده جهت جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه سبک های کنترل هیجانی و پرسشنامه پرخاشگری بود. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل همبستگی متعارف استفاده شد. با توجه به یافته های پژوهش، ضرایب ساختاری بدست آمده در این پژوهش نشان می دهند که الگویی از نمره های بالا در کنترل خوش خیم و نشخوار ذهنی با الگویی از نمره های پایین در خصومت، خشم، پرخاشگری کلامی، پرخاشگری غیرمستقیم و پرخاشگری جسمی همبسته هستند. بنابراین، یافته های این پژوهش نشان می دهد که ترکیب کنترل خوش خیم و نشخوار ذهنی پایین احتمال خصومت، خشم، پرخاشگری کلامی، پرخاشگری غیرمستقیم و پرخاشگری جسمی بالا می برد. پس می توان نتیجه گرفت که سبک های کنترل هیجانی از جمله کنترل خوش خیم و نشخوار ذهنی می تواند خشم و پرخاشگری افراد را کاهش دهد.