این مقاله مى کوشد به بررسى رفتار فردى حضرت زهرا(علیها السلام) و نیز ارزش هاى اجتماعى حضرت با تاکید بر منابع اهل سنت بپردازد. در این زمینه، ارزش هاى اخلاقى همچون عبادت، عفت، زهد، حیا، و برخوردهاى اجتماعى حضرت با اطرافیان از جمله با پدر، همسر، فرزندان، مظلومان، یتیمان، فقرا و ... و نیز فعالیت هاى اجتماعى ایشان قبل و بعد از وفات پیامبر(صلى الله علیه وآله) مورد بررسى قرار مى گیرد و براى هر کدام از این موارد از کتاب هاى معتبر اهل سنت نمونه و شاهدى بیان مى گردد.
توانمند سازی زنان از اهداف توسعه انسانی است که می تواند زنان را در برابر آزار جنسی در محیط کار مقاوم سازد و پیامدهای منفی آن را به حداقل برساند.پژوهش حاضر، به مطالعه نحوه مقابله زنان با آزار جنسی و شیوه های توانمندسازی آنان می پردازد. داده های این تحقیق به کمک روش کیفی و با مصاحبه های عمیق با 82 زن شاغل در شهر تهران بدست آمده است. پاسخ گویان در سنین 21 تا 37 سال قرار دارند و 62 نفر از آنان آزار جنسی را تجربه نموده اند.بیش تر زنان برای مقابله با آزار جنسی از سکوت، مدارا و ترک محیط استفاده می نماید که در بیش تر موارد به توقف آزار جنسی منتهی نمی شود و مشکلات بیش تری را نیز ایجاد می نماید.تقویت اعتماد به نفس، برنامه آموزشی برای زنان شاغل، حضور مدیران حمایت گر، از میان بردن دیدگاه های مردسالاری، تقویت هم بستگی میان زنان، ایجاد تشکل های حمایتی و فعالیت رسانه ها می تواند زنان را در برابر آزار جنسی توانمند سازد. در این پژوهش به هیچ وجه قصد تعمیم یافته ها به جامعه آماری وجود ندارند و هدف، روشن نمودن ابعاد این مساله می باشد
افزایش چشمگیر میزان اشتغال زنان در جهان از نیمه دوم قرن بیستم به بعد، به عنوان مهم ترین مشخصه «انقلاب در نقش های جنسیتی» نامیده شده است (دیویس 1984، کوتر و همکاران 2001). در ایران، علی رغم توانمندی های قابل توجه زنان و پیشرفت های برجسته ای که طی سال های اخیر در خصوص عناصر زمینه ساز افزایش مشارکت آنان در بازار کار به وقوع پیوسته است (مانند افزایش تحصیلات زنان به ویژه تحصیلات دانشگاهی، افزایش میانگین سن ازدواج، کاهش سطح باروری و روند فزاینده نگرش موافق با اشتغال زنان)، میزان مشارکت زنان در بازار کار همچنان پایین است. معمولا سطح پایین اشتغال زنان به میزان قابل ملاحظه ای ریشه در زمینه های اجتماعی و فرهنگی دارد که از طریق سیستم های آموزشی و متون درسی بازتولید می شود. در این تحقیق با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا، مهم ترین الگوها و ویژگی های اشتغال زنان در متن و تصاویر کتاب های درسی سه مقطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان مورد مطالعه قرار گرفته است. مطابق نتایج این تحقیق، الگوی سنتی تفکیک نقش های جنسیتی داخل و خارج خانه و مدل «مرد، نان آور خانوار» (مک دونالد 2000) به وضوح در این کتاب های درسی بازنمایی شده است. تنوع شغلی بسیار محدود و همجنس بودن افرادی که زنان شاغل با آنان سروکار دارند، نیز از مهم ترین ویژگی های بازنمایی اشتغال زنان در کتاب های درسی محسوب می شود. به علاوه، تفاوت های مهم و قابل ملاحظه ای در خصوص الگوها و ویژگی های اشتغال زنان بر حسب مقاطع تحصیلی، پایه تحصیلی و عناوین کتاب های درسی در این تحقیق مشاهده گردید
در این پژوهش، پس از واکاوی ادبیات تجربی و نظری پیرامون موضوع، سعی شده است با رویکرد نوینی به پدیده حجاب توجه شود؛ بر همین اساس، بر خلاف تحقیقات پیشین که در آنها، حجاب یا پوشش اسلامی و امنیت به طور منفک بررسی شده بود، در این پژوهش، رابطه بین حجاب و امنیت اجتماعی در بین زنان بررسی شده است.
از آنجا که حجاب زنان یکی از ارکان اصلی نظام ارزشی جامعه ما قلمداد می شود، نوع آن در بین زنان می تواند اهداف مهمی را در جامعه دامن زند پوشش غیر اسلامی زنان، خود، می تواند زمینه ساز برخی هنجارشکنی ها و فرصت مناسبی برای تهدیدگران اجتماعی باشد، و به همین دلیل انجام چنین پژوهشی ضرورت پیدا می کند. این پژوهش در بین 1000 نفر از زنان تهران با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای در اماکن عمومی شهر تهران اجرا و اطلاعات از طریق پرسشنامه و مصاحبه شفاهی گردآوری شده است. یافته های حاصل از این پژوهش با کاربرد آماره هایی چون Eta، ضریب توافقی پیرسون(Contingency Coefficient) و F تحلیل شده است و نشان می دهد که بین نوع حجاب زنان و میزان امنیت اجتماعی آنها، و نوع تهدیدات وارده به آنها و احساس امنیت فردی آنها، رابطه معنی داری به لحاظ آماری وجود دارد. همچنین نتایج به دست آمده از اجرای رگرسیون تصنعی، بیانگر آن است که مقدار واریانس تبیین شده متغیر امنیت اجتماعی با نوع پوشش 22/0 است.
هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل موثر بر تصدی پست های دانشگاهی و مشارکت زنان هیات علمی در مدیریت دانشگاهی است. جامعه آماری این پژوهش، زنان هیات علمی دانشگاههای دولتی شهر تهران است و نمونه آماری شامل 250 نفر از جامعه آماری فوق است. در این پژوهش، روش تحقیق همبستگی بر مبنای رگرسیون لجستیک استفاده شده است. ابزار تحقیق نیز پرسشنامه محقق ساخته بود که در دو محور تدوین شده است. برای تدوین چارچوب نظری و استخراج عوامل موثر بر میزان مشارکت زنان از نظریه های رویکرد نابرابری جنسیتی، رویکرد نقش زنان در فرایند توسعه و نظریه های مدل جایگاه و انسداد اجتماعی کمک گرفته شده و بر این اساس، مدل ریاضی لجستیک از عوامل مذکور تدوین شده است. در این مدل «مدیر بودن» یا نبودن زنان عضو هیات علمی به عنوان متغیر وابسته به کار رفته است.
یافته های تحقیق نشاندهنده تاثیر منفی عواملی از قبیل موانع خانوادگی، موانع فرهنگی و موانع تخصصی و همچنین تاثیر مثبت میزان تمایل زنان عضو هیات علمی به احراز پست های مدیریتی بر میزان مشارکت آن ها در مدیریت دانشگاهی است.
شاخصهای ارزیابی میزان تشخیص مدل مذکور بر اساس عوامل پیش بین بسیار بالا بوده و معیار «قدرت تشخیص مدل» در حدود 84.7 درصد است، به گونه ای که اگر یک زن عضو هیات علمی، مدیر باشد، به احتمال 84.7 درصد این متغیرها (عوامل) موقعیت او را بدرستی پیش بینی می کنند.
مشارکت اجتماعی، تأمین هزینه های خانواده و عدم تکافوی درآمد حقوق زوج برای پاسخ گویی به حوایج اعضای خانواده بیانگر ضرورت اشتغال زنان است. آن چه در این رهگذر میتواند مشکلات کار را کم و خانواده ها را حمایت نماید، تطبیق شرایط کار با وضعیت خانوادگی کارگران و کارکنان است. سازمان بین المللی کار تدابیر متعددی برای اشتغال زنان اتخاذ نموده است؛ ولی هنوز وضعیت زنان شاغل در حد مطلوب نیست؛ لذا در کشورهای غربی زنان بسیاری از شوق همسری و مادری چشم پوشیده اند و در کشورهای در حال توسعه، زنان بار مضاعف زندگی دوگانه را تحمل میکنند. در این نوشتار با توجه به بافت مشابه کشورهای اسلامی از نظر اقتصادی و وضعیت خانواده؛ مقررات اشتغال زنان مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته، با قانون کشور ایران تطبیق داده شده، خلأها معین و در انتها پیشنهادهای مناسب قانونی در راستای مقررات جمهوری اسلامی ایران ارائه گردیده است.
اینترنت مهمترین شاخصه عصر ارتباطات است. گسترش و تبادل اطلاعات سبب شده تا ابزار مختلفی برای سهولت ارتباط بین کاربران ایجاد شود. اما در کنار این پیشرفت فناوری، متأسفانه جرائم سایبری نیز گسترش پیدا کرده است. جاسوسی رایانه ای، شنود غیر مجاز، کلاهبرداری در فضای مجازی نمونه هایی کوچک از این جرائم می باشد. نکته مهم آسیب رساندن به زنان و دختران در این فضا با توجه به ویژگی های عاطفی و جسمی آن ها می باشد. وابستگی در ارتباطات مجازی ، انتشار اطلاعات خصوصی و همچنین آزار جنسی از جمله خطراتی است که متوجه زنان و دختران است.
نشاط یکی از ضروریترین خواستههای فطری و نیازهای روانی انسان به شمار میرود که نقش عمدهای در تعالی روانی و اجتماعی افراد جامعه ایفا مینماید. پژوهش حاضر با هدف شناخت وضعیت نشاط اجتماعی زنان شهری و روستایی دلیجان به بررسی مهمترین عوامل فردی و اجتماعی مؤثر بر آن پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش متشکل از زنان (49-15 ساله) ساکن هشت منطقه شهرستان دلیجان و شش روستای دهستان جوشق بوده که با استفاده از فرمول نمونهگیری کوکران نمونهای با حجم 700 نفر انتخاب شدند. اطلاعات لازم با روش پیمایش و با استفاده از ابزار پرسشنامه همراه با مصاحبه گردآوری شده است. پژوهش حاضر در تابستان 1391 در جامعه آماری مورد نظر اجرا شد و اطلاعات به دست آمده توسط نرمافزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافتههای توصیفی پژوهش نشان میدهد افراد مورد مطالعه برحسب متغیرهای زمینهای و خانوادگی از نشاط متفاوتی برخوردار بوده اند. زنان متأهل بانشاطتر از زنان مجرد و بیهمسر بر اثر فوت و طلاق بودند. ارتقای پایگاه اقتصادی اجتماعی در افزایش میزان نشاط اجتماعی زنان مؤثر بوده است. بر حسب یافتههای تحلیلی حاصل از رگرسیون چندمتغیره، از میان عوامل اجتماعی، دو متغیر مقبولیت اجتماعی و احساس عدالت اجتماعی در مناطق روستایی و پنج مقوله رضایت از زندگی، کیفیت زندگی، اعتقادات دینی، احساس عدالت اجتماعی و پایگاه اجتماعی اقتصادی در مناطق شهری، بیشترین سطح تغییرات نشاط اجتماعی زنان را تبیین نمودهاند. براین اساس، به جرأت میتوان ادعا نمود که نشاط اجتماعی در جامعه نمونه قبل از هر چیزی تابعی از کیفیت زندگی و احساس عدالت در جامعه بوده است.
هدف پژوهش حاضر بررسی نحوه بازنمایی زنان در آگهی بازرگانی پودر لباسشویی پرسیل است. این پژوهش از نوع کیفی و با تکیه بر روش نشانه شناسی در پی رمزگشایی از کلیشه های فرهنگی در آگهی پودر لباسشویی پرسیل است. نتایج این پژوهش نشان داد که بازنمایی زنان در آگهی ها اغلب با مجموعه ای از تصاویر و ایماژهای کلیشه ای فرهنگی همراه است. در واقع علی رغم تدابیری که برای از میان بردن تصاویر کلیشه ای فرهنگی در آگهی های بازرگانی اندیشیده شده، همچنان آگهی ها پر از تصاویر و ایماژهایی است که زنان را به صورت فرودست نشان می دهد. در این آگهی زنان به عنوان کسانی که هویتی مستقل از خود ندارند و همواره نیازمند حمایتی پدرانه- مردانه هستند؛ بازنمایی شده اند. یافته ها نشان داد که هویت زنانه همواره بازتابی از کلیشه های رایج در جامعه ایرانی است. این کلیشه ها زنان را متعلق به خانه و محیط آن می داند و با استفاده از تصاویر رسانه ای در پی تشدید روابط موجود است. در واقع رسانه ها در پی طبیعی جلوه دادن این روابط برساخته شده به وسیله رمزهای فرهنگی در جامعه هستند.
قسمت اول در آذر ماه امسال به دعوت حوزه خواهران حضرت خدیجه کبری ـ سلام الله علیها ـ مناظرهای میان این جانب و دکتر منصوری نژاد برگزار شد. در این مناظره، فرصتی دست داد تا از یک سو باب دوستی و مراوده میان ما باز شود و از سوی دیگر، این جانب با افکار و آرای ایشان از نزدیک آشنا شوم. قبل از انجام مناظره، به توصیه ایشان کتاب «مسئله زن، اسلام و فمینیسم» را مطالعه کردم که حاوی نظرات وی در باره شخصیت و حقوق زن است. پیشتر به ایشان اطلاع دادم که موارد بسیاری اختلاف میان من و ایشان وجود دارد که طرح آن در یک جلسه مناظره، عملی و ممکن نیست، بنابراین از وی اجازه خواستم که مناظره به صورت نوشتاری و در «نشریه حوراء» ادامه یابد. با توجه به اذن و استقبال ایشان، نوشته زیر به عنوان گام اول تقدیم میشود. البته در این نوشته، نصیحت شاعر را نشنیده خواهم گرفت که «عیب می جمله بگفتی، هنرش نیز بگوی»؛ فقط مواردی را ذکر خواهم کرد که مورد قبول این جانب نیست؛ البته باز هم نه همه موارد.
امــواج سـه گـانـة جنبشهای زن مدارانه دهه های اخیر در مغرب زمین که نتیجة قطعی تبعیضهای ناروا علیه زنان و بی توجهیهای دیانت تحریف شدة حاکم به حقوق آنان بود که منجر به یکدستی و وحدتی میان زنان شد و سبب احراز تساویهای عادلانه و غیر عادلانه گردید؛ امروزه بدون هیچگونه تحلیل همه جانبه و جمعبندی معقولی با نمایی غیر واقعی زنان مسلمان را نیز متوجه خود ساخته و برخی با احساس روشنفکری از آن استقبال نمودهاند. بدون توجه به اینکه اسلام، تنها مکتبی است که از ابتدا در احقاق حقوق همه جانبة زنان جامعترین و عادلانه ترین برنامه را در نظام احکام و اخلاقیات خود داشته است؛ آنها بدون در نظر داشتن جایگاه زن در نظام هستی، حقوق و وظایف انسانی و الهی او در اسلام با نگاهی اومانیستی، او را بریده از خانواده و خارج از مسئولیت همسری و مادری دیده و در پی اعتراض و زیر سوال بردن اسلام میباشند. در این مقال به مقایسه حقوق زن در جوامع غربی و اسلامی می پردازیم.
مطالعه حاضر با هدف بررسی نگرش به عشق در پیش بینی طلاق عاطفی زنان و مردان متأهل شهر قزوین انجام شد.روش پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی بود. نمونه 200 نفر از زنان و مردان متأهلی بودند که به شیوه نمونه گیری در دسترس از مناطق مختلف شهر قزوین از میان افرادی انتخاب شدند که تقریباً پنج سال از ازدواج آنهاگذشته بود. برای گردآوری اطلاعات از فرم کوتاه مقیاس نگرش به عشق(LAS) هندریک و هندریک با ضریب آلفای (82/0) و مقیاس طلاق عاطفی گاتمن با ضریب آلفای(93/0) استفاده شد. نتایج حاصل از همبستگی پیرسون و تجزیه و تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که بین طلاق عاطفی و انواع نگرش به عشق(شهوانی، دوستانه و نوع دوستانه) رابطه معناداری وجود دارد. یافته دیگر اینکه نگرش های عشقی شهوانی، بازی گونه و دوستانه به ترتیب به میزان 30%، 32% و 33% در سطح معناداری (01/0 p≤) قابلیت پیش بینی طلاق عاطفی را دارند. کیفیّت نگرش همسران به مقوله عشق، به عنوان متغییر پیش بینی کننده رضایت یا عدم رضایت زناشویی، نقش مهمی در فرایند زندگی مشترک ایفا می کند. لذا توجه درمان گران خانواده به نگرش های عشقی همسران، می تواند شرایط تثبیت زناشویی موفق را در آینده زندگی مشترک آن ها فراهم کند.
هدف این پژوهش، بررسی تفاوت نقش مردان و زنان در تنظیم خانواده؛ روش آن از نوع پیمایشی؛ و ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه است. جامعه آماری پژوهش را کلیه افراد متاهل شهر نجف آباد تشکیل دادند، که با توجه به پراکندگی متغیر اصلی پژوهش و سطح اطمینان 95 درصد، 360 نفر (180 نفر زن و 180 نفر مرد) از آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند و پس از انجام مصاحبه، داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و لیزرل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که 64.4 درصد، از روش های مردانه و 36.6 درصد از روش های زنانه برای پیش گیری از بارداری استفاده می کنند و در مجموع نقش مردان در تنظیم خانواده بیش تر از زنان است. متغیرهای میزان نوگرایی، تحصیلات، و استفاده از وسایل ارتباط جمعی، تاثیری مستقیم و معنادار بر نقش مردان در تنظیم خانواده دارد و باعث افزایش مشارکت آنان می شود؛ اما متغیرهای سن ازدواج و اختلاف سنی همسران تاثیری معکوس و معنادار بر نقش مردان در تنظیم خانواده دارد، یعنی باعث کاهش مشارکت آنان می شود. با استفاده از واریانس ترکیب خطی متغیرهای مستقل شامل نوگرایی، سن ازدواج، میزان تحصیلات، اختلاف سنی، و میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی می توان 28.5 درصد از واریانس نقش در تنظیم خانواده را توضیح داد، که از این میان میزان نوگرایی و سن ازدواج، به ترتیب با 19 و 5 درصد، بیش ترین سهم را برای تبیین نقش در تنظیم خانواده داشتند.