امروزه بازشناسی شخصیت فاطمه از آن رو اهمیت مییابد که ادعا میکنیم جبران تحقیر تاریخی زن و نمایش توانمندی و ارزشمندی وی، در سلوک مردانه و به خود بستن صفات مذکر نیست و باید اوج اقتدار زن را در بازبینی « هویت زنانه» جست. سخن و عمل حضرت زهرا(س) به همراه کتاب و سنت، سرمایهی گران سنگی است که میتوان بر اساس آن به نگاهی یکپارچه از وحی دست یافت و در کنار آن با ملاحظهی ظرفیتهای اجتماعی و تاریخی، الگویی جامع از شخصیت زن در عصر حاضر تدوین نمود. با چنین نگاهی است که میتوان معیاری برای تحلیل و آسیبشناسی ارائه داد و برنامه ی عمل ملی زنان در نظام اسلامی را تدوین نمود.در این مقاله در پی انیم که الگویی جدید برای زن امروز بیابیم؛ الگویی نشأت گرفته ازشخصیت حضرت زهرا (س).
با آغاز دولت جدید، مسئله زنان مانند بسیاری از مسائل کلان جامعه در مرکز توجه و گفت و گو قرار میگیرد. مسئله زنان در کشورها یکی از محورهای اصلی شعارهای انتخابی است و طبیعی است که افکار عمومی در پی آن است که چگونه برنامهها و راهکارهای دولت حاکم در راستای تــحــقـــق شــعـــارهـــای انــتــخــابــاتــی حــرکــت میکند. عمدهترین شعار دولت فعلی در روزهای انتخابات، ایجاد و تحقق دولت اسلامی است. این ایده اگر چه آرمان یک دولت را بیان میکند اما به طور تلویحی میتوان به نوعی این ایده یا شعار را نقد و آسیبشناسی وضعیت گذشته و موجود دانست، در متواضعانهترین قرائت میتوان مدعی شد که دولت جدید و طرفداران آن معتقدند که دولتهای گذشته در راستای تحقق کامل دولت اسلامی حرکت نکردهاند و از تمام تواناییها و استعدادهای خود برای رسیدن به این مهم بهره نبردهاند. در نوشتار پیش رو چنین طرحی از بوته نقد می گذرانیم.
امروزه ضرورت اصلاح مستمر قوانین از جمله قوانین مربوط به زن و خانواده، سخنی است که طرفداران زیادی دارد. از رهبر معظم انقلاب گرفته تا مسئولان قوا و نهادهای تخصصی زنان و اقشار فرهیخته هر یک با نگاهی خاص، به ضرورت اصلاحات توجه کردهاند. به نظر میرسد آن گاه که از «اصلاح مستمر قوانین» سخن میرانیم هم بر اصلاح تأکید میکنیم و هم بر استمرار اصلاح؛ به این معنا که تفکر اصلاحِ قوانین «یک بار برای همیشه» را خطا میدانیم. تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جوامع و پیدایش ظرفیتها، محدودیتها، مسائل و موانع نو به نو میطلبد که با مرزبندی احکام و اصول ثابت شریعت، از احکامی که به حسب تحول، قیود و شرایط متحول میشوند و با توجه به عناوین حاکم و أَهم که هر یک در شرایطی خاص، موضوعیت مییابند، به اصلاح قوانین اقدام کنیم و یا در محدودهی «ما لا نصّ فیه» (غیرمنصوص) مصالح اجتماعی را در تنظیم قوانین لحاظ کنیم.محور بحث ما در این مقاله روند اصلاحات حقوقی در حوزه زنان است.
امروزه مدیریت زنان نه تنها در کشورهای در حال توسعه، که در کشورهای توسعه یافته نیز از مقوله های مهمی است که مورد توجه صاحب نظران علوم مختلف قرار گرفته است؛ و در سطح جهانی نیز سازمان های بین المللی توجهی ویژه به جایگاه زنان در کشورهای مختلف دارند. از این رو، همواره مقوله ی زنان و به ویژه مشارکت آنان در تصمیم گیری ها و مشاغل سطوح عالی مورد توجه بوده است.
یکی از شاخص های مهمی که به عنوان معیار توسعه ی جنسیتی و نیز توان مند سازی زنان مورد توجه قرار می گیرد، میزان مشارکت زنان در تصمیم گیری های کلان کشور، و هم چنین حضور آنان در پست های مدیریتی است. علی رغم برنامه ریزی هایی که در این حوزه انجام شده است حضور زنان در پست های مدیریتی هنوز چشم گیر نیست و به نظر می آید که زنان در مسیر پیش رفت شغلی خود در سطوح مدیریتی با مسائل و مشکلات زیادی روبه رو اند که این موضوع نه تنها در کشورهای در حال توسعه، که در کشورهای توسعه یافته نیز هنوز در حد یک مسئله باقی مانده است و صاحب نظران نتوانسته اند آن گونه که باید و شاید پاسخی برای آن بیابند.
از این رو، در این مقاله تلاش شده است تا با بررسی آمارهای مربوط به توسعه ی جنسیتی در ایران، و مقایسه ی آن با شاخص های مربوطه در کشورهای توسعه یافته، وضعیت توسعه ی جنسیتی در ایران به طور عام، و وضعیت زنان در مدیریت به طور خاص تحلیل و بررسی شود؛ و در نهایت با توجه به برنامه های توسعه و توان مندسازی زنان در ایران راه کارهایی در این راستا ارائه گردد.
در این پژوهش، رابطه رفتار هم دلانه دختران با مادران شان با مهارت فراشناخت (خودگردانی در یادگیری) و پیش رفت تحصیلی بررسی شده است. نمونه پژوهش 196 دانش آموز دختر دبیرستان های شهر تهران بود که با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی گزیده شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامه رفتار هم دلی دختران و پرسش نامه خودگردانی در یادگیری بود. آزمون فرضیه های پژوهش با روش های آماری هم بسته گی، تحلیل واریانس، و رگرسیون انجام شد.
یافته ها نشان داد رفتار هم دلانه دختران با مادران هم بسته گی مثبت و معناداری با مهارت خودگردانی در یادگیری و پیش رفت تحصیلی دارد. برآورد رگرسیون خطی نشان می دهد که رفتار هم دلانه دختران توان تبیین و پیش بینی مهارت خودگردانی و پیش رفت تحصیلی را دارد. هم چنین مهارت خودگردانی دانش آموزان در مناطق تحصیلی شمال، جنوب، شرق، و غرب یک سان نیست؛ اما ارتباطی معنادار میان مناطق تحصیلی با رفتار هم دلانه و پیش رفت تحصیلی دختران وجود ندارد.