گفت و گو با دکتر ملک افضلی درباره برنامه کنترل جمعیت در کشور دکتر حسین ملک افضلی، متولد 1318 و فارغالتحصیل رشته پزشکی با تخصص آمار حیاتی از دانشگاه تهران است که تحصیلاتش را در آمریکا ادامه داده است او از سال 1363 وارد وزارت بهداشت شد و مدتی رئیس دانشکده بهداشت بود و از سال 78 معاون پژوهش وزارت بهداشت است. از دکتر ملک افضلی تاکنون 160 مقاله داخلی و بینالمللی و 15 کتاب منتشر شده است. در گفت وگوی پیش رو نظر ایشان را در مورد کنترل جمعیت ولزوم آن جویا می شویم.
زهره رجبیان هر چند از نرخ رشد جمعیت جهان از گذشتههای دور تا به امروز، اطلاع دقیقی در دست نیست؛ اما مطالعات جمعیتشناسی بیانگر آن است که جمعیت جهان به سرعت افزایش یافته است و میتوان حدس زد که سیر تحولات در زمینه کشاورزی و صنعتی، بهبود شرایط بهداشتی، بویژه پیشرفت علوم پزشکی و به تبع آن کاهش مرگ و میر، تأثیر به سزایی در افزایش جمعیت جهان داشته است. قبل از آنکه نظر محققان و اندیشمندان جمعیتشناس به مسئله افزایش جمعیت و محدود بودن منابع طبیعی، جلب شود، توصیه سیاستمداران همواره در جهت تکثیر نفوس و افزایش جمعیت بود که منبع ثروت و قدرت به شمار میآمدند. سیاستها و تدابیر جمعیتی از دهههای پایانی قرن هیجدهم با طرح دیدگاه «مالتوس» به موضوع تنظیم خانواده، آغاز شد. در این جستار به تاریخچه کنترل موالید در اسلام می پردازیم.
در بسیاری از کشورها، حکومت برای پوشش شهروندان، مقرراتی وضع میکند که حدود آن به تناسب ارزشهای حاکم بر آن جامعه متفاوت است. در ایران نیز مقررات جامعه بر اساس ارزشهای اسلامی پذیرفته شده، وضع گردیده است. در اصل الزامی بودن پوشش مناسب برای شهروندان و حق دخالت دولت تردیدی نیست؛ بلکه سخن در چگونگی وضع این مقررات و روش برخورد با متخلفین است. ماده 638 ق.م.ا. و بویژه تبصره آن در خصوص بدحجابی اقدام به جرم انگاری نموده است، در این نوشتار، ضمن پرداختن به مبنای فقهی این ماده، ایرادهای وارد بر متن را مطرح نموده و سپس به نقد تبصره همین ماده که برای مقابله با معضل بدحجابی تنظیم شده است، پرداخته و در انتها پیشنهادهایی جهت اصلاح این ماده ارائه گردیده است .
مد به عنوان پدیدهای اجتماعی مختص جامعه و فرهنگ خاصی نیست و پیدایش و افول مد، پنج مرحله شامل آفرینش، معرفی مد، تبلیغ مد، تولید انبوه و تقاضای مد جدید را طی میکند. بهرهبرداری نظام سرمایهداری از رواج مد، منجر به تغییرات فرهنگی ـ اجتماعی در کشورهای مخاطب میگردد. علل گرایش زنان به مد از رویکردهای مختلفی قابل تبیین است. در دیدگاه روانشناسی نیاز انسانها به خودنمایی و زیبایی زمینه مدگرایی را فراهم میسازد. بر مبنای دیدگاه جامعهشناختی، مقولاتی چون الگو و فرهنگ مصرف، سبک زندگی، رهبران مد، بدن آگاهی، در تبیین گرایش به مد مطرح میشود. بیتردید پدیده مد با طبقه اقتصادی ـ اجتماعی افراد، نقش رسانههای جمعی، فرآیند جهانیسازی و نظام سرمایهداری مرتبط است. برجستگی مد در هویت بخشی به زنان و پارادوکس توجه به جسم و روح، زنان را با چالشهای هویتی در ابعاد مختلف مواجه میسازد که نیازمند سیاستگذاریهای فرهنگی است.
مقاله حاضر به موضوع شکلهای خشونت بتنی بر جنسیت علیه زنان در عراق امروز می پردازد. در ابتدا مختصری به شرایط حقوق و اجتماعی زنان، محدودیتها و فرصتهای آن در دوران رژیم بعث عراق اشاره شده است. اینکه چطور صدام حسین زمانی برای دستیابی به اهداف حزبی و اقتصادی خود عرصه را برای فعالیت زنان در اجتماع فراهم کرد و روز دیگر برای استحکام پایه های قدرت خود آنها را خانه نشین کرد. در ادامه برای ورود به مبحث اصلی این مقاله ابتدا تعریفی از خشونت، خشونت علیه زنان و تاریخچه ظهور آن در اسناد بین المللی ارایه شده و سپس اشکالی از آن همچون قاچاق و خرید و فروش زنان، روسپیگری اجباری، خشونتهای خیابانی و یا تحقیر و توهینهای جنسی در بازداشتگاهها مورد مطالعه قرار گرفته اند. اگر چه تمامی این اشکال خشونت جنسی پیش از این نیز وجود داشته اند، اما در ادامه مشاهده می شود که چگونه جنگ و سپس دوران از آشوب عراق را به دریایی طوفانی و امنتی را به ساحلی دور بدل کرده و به این شکل زمینه را برای بروز و یا گسترش خشونت علیه زنان فراهم کرده است
در سالهای اخیر اشتغال زنان و مسایل مرتبط با آن به عنوان یکی از حوزه های تحقیقاتی در جامعه شناسی، روانشناسی اجتماعی، مدیریت و اقتصاد مطرح شده است. نگرش نسبت به اشتغال زنان و تواناییهای شغلی آنها معمولا به عنوان مانع ورود زنان به بازار کار و نبود موفقیت آنها پس از ورود مطرح می شود. از سوی دیگر مسایلی نظیر میزان رضایت شغلی و امکان ارتقای شغلی بویژه برای زنان به عنوان دو حوزه مهم در جامعه شناسی کار و مشاغل مطرح می شود. این پژوهش با هدف شناسایی میزان رضایت شغلی، امکان ارتقای شغلی زنان و نگرش زنان شاغل نسب به مشروعیت فرهنگی اشتغال زنان، تواناییهای شغلی آنان و ارتباط این متغیرها با یکدیگر در بین زنان شاغل در بخشهای دولتی شهر کرمان انجام شده است. نتایج نشان می دهد که رضایت شغلی برای 48.5 درصد افراد وجود داشته است، در حالی که 17.4 درصد پاسخگویان معتقد بودند امکان ارتقای شغلی دارند و 42.8 درصد پاسخگویان نگرش مثبتی نسبت به اشتغال زنان و تواناییهای شغلی آنها نداشتند. عواملی همچون تعداد اعضای خانواده، نگرش نسبت به اشتغال زنان، وضعیت تاهل، میزان حقوق و وضعیت اقتصادی خانواده بر رضایت شغلی زنان تاثیر داشته است و متغیرهای نوع سازمان محل کار و وضعیت استخدام نیز بر امکان ارتقای شغلی زنان تاثیرگذار بوده است.
عرضه نیروی انسانی در ایران با توجه به افزایش بی رویه جمعیت در دهه 1355-1365 بیشتر تابع ساختار سنی جمعیت می باشد، برای زنان علاوه بر این، تابع عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز می باشد. نتایج سرشماری 1385 نشان می دهد که با توجه به افزایش جمعیت 10 سال به بالا و عدم فرصتهای شغلی، میزان بیکاری برای زنان و مردان افزایش پیدا کرده است، اما این افزایش برای زنان چشمگیرتر است. تحصیلات زنان در افزایش اشتغال آنان در بخش عمومی تاثیرگذار بوده است. توزیع افراد شاغل در گروههای عمده فعالیت هم برحسب جنس و هم مناطق شهری و روستایی متفاوت است. نتایج سرشماری نشان از افزایش زنان پذیرفته شده و فارغ التحصیل در مراکز و موسسات آموزش عالی دارد که در آینده نزدیک متقاضی کار خواهند بود. بنابراین برای جلوگیری از ایجاد بحران و از بین رفتن فرصتها، برنامه ریزی برای بازار کار زنان ضروری است.
هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر اشتغال، اعتبار و مشارکت سیاسی در گرایش زنان به آموزش عالی می باشد. طرح تحقیق توصیفی از نوع علی - مقایسه ای و کمی - کیفی است. به این منظور از میان کلیه دانشجویان دختر دانشگاههای دولتی اصفهان به طور تصادفی ساده متناسب با حجم تعداد 206 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه نیمه سازمان یافته بود. نتایج با استفاده از آزمون t تک متغیره و تحلیل واریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که علاقه مندی زنان به احراز شغل، کسب اعتبار، موقعیت اجتماعی و نیز مشارکت سیاسی بیش از سطح متوسط در گرایش آنها به آموزش عالی موثر بوده است (P<0.05).
بخشش یکی از فرآیندهای روان شناختی و ارتباطی برای افزایش سلامت روان و التیام آزردگی است که لازمه رشد ارتباطی، عاطفی، روحانی، و جسمانی انسان است و بر بیش تر شاخص های سلامت روان، که در افزایش خشنودی از زندگی موثر اند، تاثیر می گذارد. با توجه به این که پیشینه پژوهشی نشان می دهد گذشت در مردان بیش از زنان است، پژوهش حاضر کوشیده است تا با بررسی رابطه بخشش با رضایت از زندگی بین دانشجویان زن متاهل غیربومی دانشگاه های تهران، به روی کردی جدید در جهت افزایش خشنودی از زندگی بین بانوان متاهل دانشجو دست یابد.
نمونه این مطالعه، 200 دانشجوی زن متاهل ساکن در خواب گاه های متاهلان دانشگاه های دولتی تهران در رشته های علوم انسانی اند و ابزارهای سنجش نیز مقیاس گذشت و پرسش نامه سنجش خشنودی از زندگی است. نتایج نشان می دهد که بین بخشش و رضایت از زندگی هم بستگی وجود دارد و افراد کم گذشت نسبت به افرادی که گذشت متوسط و زیاد دارند، از رضایت کم تری در زندگی برخوردارند. در میزان گذشت افراد رنجیده واقعی و نرنجیده نیز تفاوت معناداری وجود ندارد. در این پژوهش هم بستگی مثبت سن و میزان گذشت تایید شد ولی تفاوت میزان گذشت، با توجه به فرد رنجاننده مورد تایید قرار نگرفت.
در حال حاضر تنظیم خانواده، جزو بهداشت باروری و بهداشت باروری، از مفاهیم حقوق بشری محسوب میشود. معمولاً ایجاد جنبه حقوق بشری برای انگارهای خاص، آن را به یک دغدغه جهانی و ملی تبدیل میکند. در سالهای اخیر بحث کنترل جمعیت از طریق «تنظیم خانواده»، اهمیت ویژهای یافته است از سال 1355 تا 1375 جمعیت ایران به دوبرابر افزایش یافت. در این مقاله به لزوم مسئله کنترل جمعیت و پیامدهای ان می پردازیم.