هدف پژوهش حاضر سنجش سهم زنان ایران در تولید و استناد های علمی حوزه های اولویت دار علم و فناوری ایران بود. این پژوهش از نوع مطالعات علم سنجی است که به شیوه توصیفی و تحلیلی انجام شد. جامعه آماری کلیه آثار نمایه شده زنان ایران مرتبط با اولویت های سطح الف علم و فناوری نقشه جامع علمی بود که در پایگاه وب آو ساینس طی سال های2010 - 2000 ، حداقل از یک نویسنده زن منتشر شده است. ابتدا 4844 رکورد کتاب شناختی بر اساس کلیدواژه های مرتبط با هر حوزه، از این پایگاه استخراج شد که پس از تفکیک جنسیّت1198 رکورد باقی ماند. یافته های توصیفی نشان داد که مشارکت زنان در تولید علم حوزه فناوری زیستی نسبت به سایر حوزه ها بیش تر است و نیز، بیش ترین میزان برون دادهای علمی زنان ایران در پایگاه وب آو ساینس در حوزه زیست محیطی و کم ترین آن در هوافضا بوده است. تحلیل یافته ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس نشان داد که بین میانگین استناد به تولیدات علمی زنان ایران در حوزه های موضوعی اولویت دار علم و فناوری اختلاف معناداری وجود دارد. بین میانگین استناد به حوزه میکرو با حوزه های نفت و گاز، اطلاعات و ارتباطات و هوافضا و نیز بین زیست محیطی با اطلاعات و ارتباطات و هوافضا تفاوت معناداری وجود دارد.
هدف این نوشتار، بررسی پیوند میان دیدگاه های دینی و مشروع یا نامشروع بودن برنامه های تنظیم خانواده در ایران است. تجربه دگرگونی های جمعیتی در ایران، شاید با این ارزیابی شتاب زده همراه باشد که رشد سریع جمعیت، ناشی از باورهای مذهبی مردم و فشار نیروهای مذهبی است و این ارزیابی، نه تنها با حجمی از آرا و فتاوی علمای شیعه در ایران، بلکه با شرایط برخی جوامع اسلامی دیگر، که رشد سریع جمعیت را تجربه می کنند، تقویت می شود، در حالی که به نظر می رسد تجربه موفق برنامه تنظیم خانواده و کنترل جمعیت در جمهوری اسلامی ایران، و شماری دیگر از کشورهای اسلامی، شاهدی موثر بر نبود هم بستگی میان دین و موفق یا ناموفق بودن برنامه های تنظیم خانواده باشد، بنابراین، بهتر است برای بررسی این مساله در ایران، به متغیرهایی دیگر، مانند ریشه های اعتماد جامعه به کارگزاران تغییر، تکیه کرد.
دکتر ابراهیم فیاض، دانشآموخته حوزه و دانشگاه است. ایشان دروس حوزوی را تا سطح خارج فقه در قم گذرانده و تحصیلات دانشگاهی را در مقطع کارشناسی، رشته جامعهشناسی و مقطع کارشناسی ارشد، رشته مردمشناسی در دانشگاه تهران به اتمام رسانده است.دکتر فیاض، مدرک دکترای خود را در رشته فرهنگ و ارتباطات از دانشگاه امام صادق(ع) گرفته است وی همچنین عضو هئیت علمی دانشکده علوماجتماعی دانشگاه تهران بوده و کتابهای «ایران آینده به سوی الگویی مردمشناختی برای ابرقدرتی ایران» و «اصالت معنا» از نوشتههای اوست. نوشتار پیش رو گفتوگوی حوراء با دکتر ابراهیم فیاض در موضوع مشارکت سیاسی زنان در ایران است.
جنسیت در تحلیل های عاملی اسکیزوتایپی متغیری مهم به شمار می آید، زیرا می تواند پاسخ افراد به پرسش نامه های اسکیزوتایپی را تحت تاثیر قرار دهد. هدف این پژوهش بررسی ساختار عاملی اسکیزوتایپی در نوجوانان،با جداسازی جنسیتی است.پژوهش به صورت یک بررسی زمینه یابی از نوع مقطعی انجام شد. جامعه آماری پژوهش را همه دانش آموزان دختر و پسر مقطع دبیرستان، که در سال تحصیلی 1388 – 1389 و در پنج منطقه شهر تبریز مشغول به تحصیل بودند، تشکیل می دهد و نمونه پژوهش نیز دربرگیرنده 400 نفر است، که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند.تحلیل عاملی به روش تحلیل سازه های اصلی سه عامل را برای پسران (به ترتیب، تجارب ادراکی غیرعادی، اندیشه پردازی پارانویید/ اضطراب اجتماعی، و تفکر سحرآمیز) و سه عامل رانیز برای دختران (به ترتیب، تجارب ادراکی غیرعادی، تفکر سحرآمیز، و اندیشه پردازی پارانویید/ اضطراب اجتماعی) پیش نهاد کرد، پس تفاوت های ساختاری میان دو جنس در نشانه شناسی اسکیزوتایپی وجود ندارد.نتایج نشان می دهد دو گروه در نشانه شناسی مربوط به تجارب ادراکی غیرعادی با هم تفاوت ندارند، ولی به لحاظ الگوهای بالینی و نشانه شناسی مربوط به عامل های اندیشه پردازی پارانویید/ اضطراب اجتماعی و تفکر سحرآمیز تفاوت های جنسی وجود دارد.
انسان در نهاد خویش هماره رو به سوی کمال دارد و با اشتهایی سیری ناپذیر در تکاپوی صعود به مدارج کمال و تعالی است.
در این راستا، یکی از موثرترین نیروهای فطری آدمی، میل به تقلید و اسوه پذیری و یکی از امکانات، سیره و تجریه کمال یافتگان است. زنان نیز به عنوان نوع انسانی، به دنبال اسوه و الگویی برای خود هستند. از این رو، شناخت و معرفی الگوها و مربی های شایسته در تربیت این قشر از جامعه، امری ضروری است و در تربیت آنان تاثیر فراوان دارد. مقاله حاضر با عنوان «ضرورت وجود الگو برای زن مسلمان» و با هدف شناسایی این نیاز فطری و ضرورت معرفی الگو به نگارش در آمده است. این نوشته با استفاده از منابع روایی از جمله کتب تفسیری و حدیثی و کتاب هایی با موضوع علوم تربیتی در قالب زیر تدوین یافته است:
ابتدا به بحث تربیت پذیری انسان و اهمیت روش الگویی اشاره نموده، سپس بعد از بیان مبانی، کارکردها و اصول روش الگویی، به بررسی آسیب شناسی این روش و راه کار ارایه شده در مقابل آن پرداخته است و در انتها نیز پس از بیان ضرورت وجود الگو برای زنان به معرفی بانوان اسوه با استفاده از آیات و روایات پرداخته است.
به نظر نگارنده، یکی از نیازهای فطری انسان، حس الگوخواهی و تقلیدپذیری است. لذا زنان به عنوان نیمی از افراد جامعه، نیازمند معرفی الگوهایی شایسته هستند تا از این طریق بتوانند به این خواسته درونی خود پاسخ داده و سهم عظیمی از تربیت صحیح آنان داشته باشد.
قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور همان طور که از نام آن پیداست از قوانینی است که اصولاً انتظار می رود به استناد آن بتوان مبارزه مؤثری با اشخاص مخل نظام اقتصادی کشور صورت داد؛ لذا تبیین سیاست جنایی تقنینی، مبنای آن از مباحثی است که هم می تواند در شرایط فعلی و اجرای قانون موجود راهگشا باشد و هم زمینه آسیب شناسی قانون و موارد نیازمند اصلاح را فراهم کند. مطالعه مصادیق اخلال در نظام اقتصادی کشور در این قانون نشان می دهد، مقنن سعی داشته با احصای مصادیق مخل نظام اقتصادی کشور و تبیین ضمانت اجراهای نسبتاً شدید برای آن ها یک سیاست جنایی سختگیرانه و سرکوبگر را اتخاذ نماید؛ لیکن در این زمینه با توجه به شرایط زمان تصویب این قانون و فشار افکار عمومی و نیز عدم انجام کار کارشناسانه به میزان کافی، از جهات مختلف مبارزه خود را با نقص مواجه ساخته که برخی از وجوه آن عبارت است از: جامع و مانع نبودن مصادیق اخلال در نظام اقتصادی کشور، مشخص نبودن ارکان جرم در برخی مصادیق اخلال در نظام اقتصادی کشور، مقید به نتیجه بودن مصادیق اخلال در نظام اقصادی کشور و نیز فقدان ملاک برای احراز عمده بودن اخلال در نظام اقتصادی کشور و مجموع این نقایص باعث شده که از زمان تصویب این قانون تا به حال نتوان مبارزه مؤثری با اشخاص مخل نظام اقتصادی کشور صورت داد.
هدف این مطالعه توصیفی-همبستگی، بررسی رابطه بین اضطراب اجتماعی اندام و عزت نفس با هراس اجتماعی دانشجویان دختر و پیش بینی هراس اجتماعی براساس اضطراب اجتماعی اندام و عزت نفس آن ها بود. جامعه آماری پژوهش ها، دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه اراک بود و نمونه شامل %15 از جامعه بود (597 نفر) که به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها مقیاس اضطراب اجتماعی اندام هارت، مقیاس عزت نفس روزنبرگ، سیاهه هراس اجتماعی کونور و پرسشنامه مشخّصه های فردی بودند. داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تحلیل و با استفاده از نرم افزار SPSS-16 تجزیه و تحلیل شد.نتایج پژوهش نشان داد که میانگین نمره هراس اجتماعی، اضطراب اجتماعی اندام و عزت نفس آزمودنی ها به ترتیب 95/14، 22/25 و 13/33 بود. ضریب همبستگی پیرسون نشان داد رابطه بین اضطراب اجتماعی اندام با هراس اجتماعی (44/0r=)، اضطراب اجتماعی اندام با عزت نفس (44/0- r=) و بین هراس اجتماعی با عزت نفس (43/0- r=) رابطه معنی داری وجود داشت (001/0p≤). نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که اضطراب اجتماعی اندام و عزت نفس، پیش بینی کننده های هراس اجتماعی دانشجویان دختر بودند و اضطراب اجتماعی اندام، پیش بینی کننده بهتری برای هراس اجتماعی بود (05/0p≤). از آنجا که اضطراب اجتماعی اندام نسبت به عزت نفس پیش بینی کننده بهتری برای هراس اجتماعی است، این سازه باید به وسیله مشاوران روان شناختی و پژوهشگران در درمان ها، مداخله ها و مطالعات بعدی در زمینه هراس اجتماعی در دانشجویان دختر مورد توجه قرار گیرد.
این مطالعه به بررسی عوامل مرتبط با گرایش دختران تحصیل کرده به مهاجرت به خارج از کشور می پردازد و این بررسی با توجه به دو دسته از عوامل رانش (دافعه های داخلی) در کشور مبدا و عوامل کششی (جاذبه های خارجی) در کشورهای مقصد، طراحی شده است. نوع پژوهش پیمایشی بوده و جمعیت مورد مطالعه آن 120 نفر از دانشجویان دختر مراجعه کننده به مراکز اعزام دانشجویان به خارج از کشور شهر شیراز که به صورت تصادفی انتخاب شده اند را تشکیل می دهند. نتایج پ ژوهش نشان می هند که عواملی نظیر: « بیکاری، نداشتن درآمد کافی، برخوردار نبودن از شغل متناسب با رشته تحصیلی، نبود فرصت های شغلی مناسب، نبود امنیت شغلی، نبود امکانات، بحران های اقتصادی، نبود امکانات علمی، پژوهشی و آزمایشگاهی، کمبود استادان متخصص، توجه نکردن به خواسته های افراد تحصیل کرده و رعایت شان علمی آنان، نبود موفقیت در مقاطع تحصیلی بالاتر، محدودیت زنان در انتخاب برخی از رشته های تحصیلی خاص و محدودیت آزادی فردی»، به گونه ای معنادار به عنوان عوامل رانشی در مهاجرت دانشجویان دختر به خارج از کشور موثرند. هم چنین، نتایج این پژوهش نشان می دهند « توزیع شغل بر اساس مهارت های افراد، مناسب بودن درآمد، نظم و ثبات اقتصادی، توزیع عادلانه ثروت، سطح علمی بالاتر، بها دادن به نوآورری، امکانات و خدمات مادی و رفاهی بهتر برای زندگی، تساوی حقوق زن و مرد»، در دیدگاه پاسخگویان به عنوان عوامل کششی نام برده شده اند.
ه هدف این پژوهش بررسی تأثیر زوج درمانی اسلامی بر رضایت زناشویی بوده است. روش این پژوهش نیمه تجربی با استفاده از پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بوده است. نمونه این پژوهش، 20 زوج از زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره اصفهان در سال 1388 بودند که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (10 زوج) و کنترل (10 زوج) جایگزین شدند. فرضیه اصلی پژوهش این بود که: زوج درمانی اسلامی رضایت زناشویی همسران را افزایش می دهد. متغیروابسته این پژوهش، رضایت زناشویی بوده است که با پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ ارزیابی شده است. متغیر مستقل نیز زوج درمانی اسلامی بوده است که در نه جلسه تنظیم و آموزش داده شده است. داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS تحلیل شده است. نتایج نشان داد که آموزه های اسلامی رضایت زناشویی (01/0P<) را افزایش داده است. همچنین آموزه های اسلامی ابعاد رضایت زناشویی (مسائل شخصیتی، ارتباط، حل تعارض، مدیریت مالی، رابطه جنسی، فرزندان و فرزند پروری و رابطه با فامیل و دوستان) را افزایش داده است (01/0P<). تأثیر آموزه های اسلامی بر رضایت زناشویی زنان و مردان یکسان بوده است.
فردی شدن به این معناست که افراد در جریان افول نهادهای اجتماعی، جهان زندگی خود را بازتولید کنند. تحقیق حاضر با تمرکز بر نهاد خانواده، تغییرات جمعیت شناختی در ایران را بررسی می کند، تغییراتی نظیر افزایش آمار طلاق و کاهش شدید نرخ باروری که نشان می دهد خانواده ی ایرانی دستخوش دگرگونی شده است. در تحقیق حاضر، این دگرگونی با استفاده از شاخص های فردی شدن خانواده مفهوم سازی و بررسی شده است. با توجه به اهمیت و جایگاه خانواده در ایران، هدف، یافتن پاسخ این سؤال است که آیا می توان از فردی شدن خانواده در ایران سخن گفت یا خیر؟ به همین منظور روند تغییرات جمعیت شناختی خانواده با تأکید بر شاخص های طلاق، باروری و ازدواج در فاصله ی سالهای 1335 تا 1393 به شیوه ی روند پژوهی بررسی شده است؛ این بررسی بر اساس داده های مرکز آمار ایران و مجموعه ای از گزارش های معتبر ملی در دو سطح کشوری و استانی انجام شده و در جریان آن رابطه ی بین شاخص های جمعیت شناختی فردی شدن خانواده با مجموعه ای از شاخص های توسعه ی اجتماعی نیز به لحاظ آماری مقایسه شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که تغییرات جمعیت شناختی خانواده ی ایرانی در راستای فردی شدن هر چه بیشتر عرصه ی خانواده، روند مشخصی دارد؛ این تغییرات در تمامی 31 استان کشور مشاهده شده، اما شدت و اندازه ی تغییرات در استان ها بیش از آنکه به تفاوت های فرهنگی و جغرافیایی مربوط شود، تابع سطح توسعه ی اجتماعی و اقتصادی است.