ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۴۱ تا ۳٬۰۶۰ مورد از کل ۳٬۱۱۹ مورد.
۳۰۴۱.

تحليل مكونات ما بعد الأنثروبولوجية الفلسفية في شعر معروف الرصافي (اعتمادا علي نظرية ماكس شيلر في الظواةر ما بعد الأنثروبولوجية)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۳
الأنثروبولوجیا الفلسفیه هی نظریه معرفیه تعتمد على معرفه الإنسان بناء على مفاهیم ومقولات عامه، ورغم أنها تسمو وتتجاوز الحقائق بسبب متطلباتها الفلسفیه، إلا أنها تنظر أیضًا إلى الحاله الملموسه للإنسان کما فیها یعتبر الإنسان موضوعًا للمعرفه. بالنسبه لشیلر، تتجلی هذه الجوانب من الوجود الإنسانی على أساس المنهج الظاهری. کما أنه من بین العواطف والمشاعر الإنسانیه فی الأنثروبولجیا الفلسفیه، هناک قطبان مختلفان مهمان للغایه، وهما؛ الحب والکراهیه، ولهما، بالإضافه إلى الوظائف الحسیه، دور خاص. لذا فإن القطبین الأساسیین فی هذه النظریه، والذی یولیهما أهمیه، یندرجان ضمن مجموعه ما وراء الأنثروبولوجیا أو المکونات ما بعد الأنثروبولوجیه التی تفرعت منها مکونات هامه لها أثر واضح فی التصرفات الإنسانیه. ینتقد الرصافی کشاعر إنسانی، الوضع الحالی لمجتمعه والاضطرابات التی یعانی منها، مثل القمع والفساد والجهل والأمیه والتخلف داعیاً إلی نشر المکونات ما بعد الأنثروبولوجیه الفلسفیه فی شعره وهو فی الواقع یسعى إلى إعاده أنواع حقوق الإنسان والأنثروبولوجیا، کما یطلب العدل والمساواه والنقاء والعلم والتقدم لأمّته. من ثمّ بعد تحلیل نظریه ماکس شیلر فی الظواهر ما بعد الأنثروبولوجیه مع المنهج الوصفی التحلیلی یمکننا أن نحدد مصادیق هذه النطریه فی شعر معروف الرصافی حتی یتبین لنا من خلال هذه الدرااسه أن االرصافی الذی قد شاهد أنواع الألم والمعاناه فی المجتمع، مع الحقد من المجتمع الاستبدادی وحبّ الانسجام، الحقد من الجهل والاهتمام بمکافحه الأمیه وتعلیم المرأه والحقد من الفقر والنقص والرغبه فی تحسین الوضع الاقتصادی، سعی إلی تحقیق الأهداف الإنسانیه السامیه، والکمال الحقیقی والسعاده للإنسان؛ کما نستطیع أن نقول إن لهذه الداعیات الإنسانیه الفلسفیه فی شعره، أثر واضح فی معرفه الأنثروبولوجیا الفلسفیه التی یطلبها فی یوتوبیاه الشعری ویتأثر بها کثیراً.
۳۰۴۲.

تحلیل وضعیت دانشگاه پژوهی در دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۸
هدف: ایجاد دفاتر دانشگاه پژوهی در دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی می تواند به عنوان راهکاری مؤثر برای حل مشکلات مالی و توسعه تحقیقات علمی این دانشگاه ها عمل کند. این دفاتر با گردآوری و تحلیل داده ها، دانش موردنیاز هر دانشگاه را تولید کرده و از تحقیقات و نوآوری ها پشتیبانی می کنند. این پژوهش به بررسی وضعیت موجود و مطلوب دانشگاه پژوهی در این دانشگاه ها می پردازد. روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و با استفاده از روش کمی توصیفی- پیمایشی انجام گردید، جامعه آماری را مدیران، کارشناسان و اعضای هیئت علمی دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی (دانشگاه علم و فرهنگ و دانشگاه علم و هنر) تشکیل می دهند که بر اساس آمار اداره کارگزینی این دانشگاه ها، تعداد 110 نفر دانشگاه علم و فرهنگ و تعداد 190 نفر دانشگاه علم و هنر می باشند. نظرات و دیدگاه های اساتید، مدیران و کارشناسان دانشگاه ها به شیوه نمونه گیری تصادفی و به تعداد 168 نفر که با استفاده از فرمول کوکران به دست آمد، انتخاب شدند. ابزار استفاده شده در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته با ضریب پایایی 0.92 و بالای 0.7 است. با توجه به اینکه داده ها به صورت زوجی و از یک جامعه بودند، برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون ویلکاکسون با بهره گیری از نرم افزار SPSS21 استفاده شد. یافته ها: از دیدگاه خبرگان دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی در همه ابعاد و گویه های دانشگاه پژوهی شکاف وجود داشت و بالاترین شکاف مربوط به ابعاد "تصمیم سازی " و "ارتباطات " و گویه ی "انجام تصمیم سازی مبتنی بر مطالعات تطبیقی و با توجه به تجارب سایر دانشگاه ها و کشورها " در بعد تصمیم سازی و گویه ی " ارتباط دانشگاه با بیرون از دانشگاه با هدف ارائه خدمات حرفه ای به ذی نفعان (صنایع یا دولت)"در بعد ارتباطات می باشد؛ و سایر ابعاد به ترتیب (از شکاف بیشتر به کم تر)، تحلیل سیاست ها، پاسخگویی، ارزشیابی و پژوهشگری و مرجعیت اطلاعات در رتبه های بعدی قرار داشتند. نتیجه گیری: در کوتاه مدت، تشکیل تیم های موقت و بهره گیری از ابزارهای فناوری اطلاعات موجود، گامی اولیه برای بهبود مدیریت دانش و داده است. بااین حال، نهادینه سازی دفاتر تخصصی دانشگاه پژوهی با زیرساخت و نیروی انسانی مناسب، برای تحول ساختاری، امری ضروری است. این توسعه، بنیان تصمیم گیری مبتنی بر شواهد، ارتباطات اثربخش و حکمرانی پاسخگویی را پی ریزی می کند و در نهایت از طریق پژوهش های کاربردی، به توسعه پایدار دانشگاه ها و جامعه منجر خواهد شد.
۳۰۴۳.

روش شناسی تحلیل گفتمان؛ ابزارهایی برای فهم ساختارهای اجتماعی(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۶
«گفتمان» به مثابه روش، رویکردی در علوم اجتماعی و انسانی است که به تحلیل و تفسیر متون، گفتارها و تعاملات اجتماعی می پردازد و بر این باور استوار است که زبان و گفتار، نه تنها ابزارهای ارتباطی، بلکه سازنده های واقعیت اجتماعی نیز هستند. مقاله حاضر در پی آن است که روش «گفتمان» لاکلا و موفه را به عنوان ابزاری قدرتمند برای درک عمیق تر روابط اجتماعی و فرهنگی تحلیل و بررسی کند. هدف اصلی این پژوهش پاسخ به این پرسش اساسی است که روش «گفتمان» لاکلا و موفه چگونه می تواند به تحلیل و تفسیر پیچیدگی های جامعه انسانی و تأثیرات زبان بر رفتارها و نگرش ها کمک کند؟ در این پژوهش، از روش «تحلیل گفتمان انتقادی» (CDA) برای بررسی چگونگی بازتولید و تقویت روابط قدرت از طریق گفتمان بهره گرفته شده است. با استفاده از این روش، نشان داده خواهد شد که چگونه رویکرد لاکلا و موفه می تواند در تحلیل گفتمان قدرت و آشکارسازی سازوکارهای پنهان آن مؤثر باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که روش گفتمان لاکلا و موفه با ارائه چارچوبی دقیق و منسجم، امکان تحلیل عمیق تر و همه جانبه تر گفتمان را فراهم می سازد و با تأکید بر مفاهیمی همچون دال مرکزی، خرده دال ها و مفصل بندی، به پژوهشگران در شناخت بهتر پیچیدگی های جامعه انسانی و تأثیرات زبان بر رفتارها و نگرش ها یاری می رساند. نتایج این پژوهش می تواند برای پژوهشگران و علاقه مندان به این حوزه مفید و راهگشا باشد.
۳۰۴۴.

تاب آوری تمدن ایرانی در برابر مخاطرات محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۴
تمدن ایرانی، به عنوان یکی از دیرپاترین تمدن های جهانی، در بستر اقلیمی ناهموار و پرمخاطره ای شکل گرفته است؛ سرزمینی که در معرض مخاطرات مکرری چون زلزله، خشکسالی، سیلاب، بیابان زایی و تغییرات اقلیمی قرار دارد. با وجود این تهدیدها، این تمدن توانسته است با تکیه بر دانش بومی، ساختارهای اجتماعی مشارکتی و فناوری های اقلیمی، شیوه ای پایدار از زیست مندی را بنیان نهد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل مکانیسم های تاب آوری تمدن ایرانی در برابر مخاطرات محیطی، به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکردی میان رشته ای انجام شده است. در مبانی نظری، از دیدگاه های نظریه پردازانی همچون هولینگف برکس و ادگر بهره گرفته شده تا تاب آوری به مثابه کنش هم افزای انسان و طبیعت تبیین شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که فناوری های بومی چون قنات، بادگیر، معماری اقلیمی و نهادهایی مانند وقف و شوراهای محلی، نقش مؤثری در سازگاری جوامع ایرانی با محیط طبیعی ایفا کرده اند. مطالعات موردی از مناطقی همچون یزد، گناباد، ماسوله، سیستان و بم، شواهد عینی این تاب آوری تاریخی را نمایان می سازند. برای نمونه، در منطقه سیستان، نظام پیچیده ای از مدیریت منابع آب با استفاده از بندها و هیرمند ایجاد شده است؛ در حالی که در یزد، تلفیق معماری با اقلیم موجب کاهش چشمگیر مصرف انرژی شده است. همچنین، تجربه زلزله بم نشان دهنده نقش نظام اجتماعی محلی در بازسازی پس از بحران است. در پایان، مقاله بر اهمیت بازخوانی این تجربه های تاریخی در سیاست گذاری های معاصر توسعه پایدار تأکید دارد. بهره گیری از فناوری های سنتی در کنار رویکردهای نوین، می تواند مسیر تاب آوری آینده نگر در برابر بحران های محیطی امروز و فردا را هموار سازد.
۳۰۴۵.

تحلیل فیزیکالیستی غیرتقلیل گرایانه از فرایندهای شناختی مغز و تأثیر آن بر شکل گیری مجموعه مصرف در نظریه انتخاب اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۴
این مقاله با رویکردی فیزیکالیستیِ غیرتقلیل گرا و با روش تحلیلی–مفهومی، به بررسی فرایندهای شناختی مؤثر بر تصمیم گیری اقتصادی و بازتعریف مفهوم «مجموعه مصرف» در نظریه انتخاب مصرف کننده می پردازد. پژوهش بر منطق مدل سازی نظری میان رشته ای استوار است؛ بدین معنا که مدل ها صرفاً بازنمایی تجربی واقعیت نیستند، بلکه ابزارهایی مفهومی برای پیوند دادن نظریه با پدیده های پیچیده انسانی محسوب می شوند. چارچوب نظری مقاله بر نظریه پیش بینی محور «احساساتِ ساخته شده» لیزا فلدمن بارت تکیه دارد که در آن مغز به مثابه سیستمی پویا و تطبیقی، از طریق سازوکارهای پیش بینی، کاهش خطا و دسته بندی مفهومی، به طور مستمر مدل هایی از محیط می سازد و بر اساس آن ها رفتار اقتصادی را هدایت می کند. بر این اساس، مقاله نشان می دهد که «مجموعه مصرف» برخلاف فرض رایج ترجیحات ثابت در اقتصاد نئوکلاسیک، برساخته ای پویا و سیال است که در تعامل میان تجربیات گذشته، ادراکات درونی فرد و زمینه های فرهنگی–اجتماعی شکل می گیرد. یافته ها بر نقش محوری کاهش خطای پیش بینی در به روزرسانی مداوم گزینه های مصرف و انعطاف پذیری شناختی مغز در مواجهه با اطلاعات جدید تأکید دارند. در عین حال، مقاله تصریح می کند که فیزیکالیسم، علی رغم توان توضیحی اش در تبیین زیربنای عصبی شناخت، در توضیح حیث التفاتی و جنبه های کیفی آگاهی با محدودیت های فلسفی مواجه است. ازاین رو، تحلیل حاضر نه در دفاع از فیزیکالیسم، بلکه در تبیین مرزهای آن و ضرورت گذار به الگوی «انسان سه ساحتی» قرار می گیرد. در مجموع، این پژوهش با تلفیق علوم شناختی، نوروساینس و اقتصاد، افق تازه ای برای بازسازی نظریه انتخاب اقتصادی و بازنگری در مفروضات عقلانیت نئوکلاسیکی فراهم می کند.
۳۰۴۶.

کاربرد عملیات روانی در مناظره های انتخاباتی؛ مطالعه موردیِ دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۱
مناظره های انتخاباتی، محتوا و شیوه برگزاری آن به واسطه اثرات ماندگاری که بر جامعه دارند همواره مورد توجه و علاقه بخش های مختلف جامعه به ویژه پژوهشگران بوده است. هدف مقاله شناسایی تاکتیک های عملیات روانی و شیوه های به کارگیری آن از سوی نامزدها در مبارزات انتخابات ریاست جمهوری ایران با رهیافتی میان رشته ای است. پرسش اصلی مقاله آن است که نامزدهای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، در مناظره ها از کدام تاکتیک و شیوه های عملیات روانی در برابر رقیبان استفاده کرده اند؟ برای گردآوری و تجزیه وتحلیل داده های مناظرات از روش تحلیل محتوای کیفی و کمی استفاده شده است. در این روش داده ها، هدفمند و بر اساس شاخص های برگرفته از مبانی نظری گرداوری، دسته بندی و تجزیه وتحلیل شده اند. با توجه به ماهیت میان رشته ای موضوع، روان شناسی سیاسی چارجوب نظری مقاله است. یافته ها حاکی است نامزدها، از 45 تاکتیک که برخی از آنها عملیات روانی است بهره گرفته اند. این تاکتیک ها، ذیل دو مفهوم قابل ارائه اند: اول تاکتیک های تدافعی – تهاجمی، دوم تاکتیک های تبیینی – اثباتی. از این میان، شناسایی و مفهوم پردازی شیوه ها و تاکتیک های جدید نظیر تاکتیک بگم بگم!، تهدید به پیگیری قضایی! و ارائه گواه یا شاهد!، از وجوه نوآورانه مقاله است. نتایج نیز حاکی است فرایند مناظره ها دو لایه محتوایی دارد. لایه اصلی؛ با هدایت شخصیت های با تجربه تر و با مسئولیت اجرایی مهم تر؛ و لایه فرعی؛ که عموماً توسط چهره های کم تجربه تر و بدون داشتن سابقه اجرایی چشمگیر نمایندگی می شود.
۳۰۴۷.

آسیب شناسی مطالعات خاورشناسان درباره اکولوژی و محیط زیست جهان اسلام؛ رویکردی میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۹
مطالعات بین رشته ای پیرامون اکولوژی و محیط زیست در جهان اسلام به دلیل تنوع فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی این منطقه نیازمند رویکردی جامع و چندگانه است. این مقاله به بررسی آسیب شناسی مطالعات خاورشناسان در این زمینه می پردازد و چالش ها و فرصت های موجود را شناسایی می کند. با تکیه بر نظریه های بوم شناختی، انسان شناسی، تاریخ نگاری و جامعه شناسی، تلاش می شود تا به درک عمیق تری از تعاملات میان جوامع اسلامی و محیط زیست در طول تاریخ پرداخته شود. یافته های مقاله حاضر نشان می دهد که بسیاری از مطالعات موجود به محدودیت های جغرافیایی و فرهنگی خاصی وابسته اند و از یک چارچوب تحلیلی سنتی پیروی می کنند که نتوانسته به پیچیدگی های واقعی مسائل زیست محیطی در جوامع اسلامی پاسخ دهد. این مقاله همچنین به ضرورت ارائه نظم جدیدی از نگاه به اکولوژی درباره محیط زیست و تأثیرات فرهنگی و اجتماعی آن پرداخته و تأکید می کند که همکاری میان رشته ای می تواند به شناخت عمیق تری از چالش های جدی زیست محیطی و راهکارهای بهبود شرایط موجود منجر شود. در نهایت، تحقیق به ضرورت ایجاد رویکردهای نوآورانه و بین رشته ای برای تجزیه و تحلیل مسائل محیط زیست در جهان اسلام و ترویج توسعه پایدار در این منطقه می پردازد. این مقاله به عنوان یک نقطه شروع برای بحث های آینده در محیط زیست، می تواند به شناسایی و حل مشکلات زیست محیطی کمک کند.
۳۰۴۸.

مارگارت آرچر: مورفوژنز فرهنگی و عاملیت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۶۵
مقدمه و اهداف: مارگارت آرچر با تمرکز بر عاملیت، فرهنگ و ساختار و با تأکید بر تعاملات پیچیده این سه حوزه، چشم اندازی متمایز برای تحلیل مسائل اجتماعی و فرهنگی ارائه می کند. او با اتخاذ رویکردی تلفیقی، میان مقوله های ساختار، فرهنگ و عاملیت تمایز قائل می شود و براساس اصل «دوگانه انگاری تحلیلی» توضیح می دهد که این سه ساحت، ماهیت های مستقل اما از نظر علّی وابسته به یکدیگرند. چهارچوب اصلی آرچر، یعنی «مورفوژنز فرهنگی» یا تکوین شکل فرهنگی، فرآیند تغییر و ثبات در فرهنگ، ساختار و عاملیت را در بستر زمان توضیح می دهد و نشان می دهد چگونه تعامل طولی میان ساختارهای پیشین و کنش های انسانی می تواند به تحول یا بازتولید پدیده های اجتماعی منجر شود. در اندیشه او، ساختار متشکل از موقعیت ها، نقش ها، قدرت، منافع و روابط مادی است؛ فرهنگ شامل باورها، معانی و قضایای معرفتی می شود؛ و عاملیت قلمرو تصمیم، کنش و بازاندیشی انسانی را تشکیل می دهد. او با بهره گیری از رویکرد شناختی، فرهنگ را به دو سطح افکار سازگار و ناسازگار تقسیم می کند و نشان می دهد که کنشگران چگونه در تعاملات فرهنگی−اجتماعی خود بر یکدیگر اثر می گذارند و می توانند مورفوژنز را رقم بزنند. هدف پژوهش حاضر تحلیل چندسویه نظریه آرچر و بررسی قابلیت آن در مطالعه پدیده های اجتماعی و فرهنگی انقلاب مشروطه ایران است. انقلاب مشروطه، به عنوان یکی از مهم ترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران، صحنه بروز گفتمان ها، منازعات فرهنگی و تلاش های جمعی برای اصلاحات سیاسی و اجتماعی بود. نوآوری این پژوهش در کاربرد نظریه ای غربی بر یک تجربه تاریخی−اجتماعی ایرانی است تا از این رهگذر، ابعاد تازه ای از پویایی های فرهنگی و ساختاری مشروطه آشکار و محدودیت های این نظریه نیز مشخص شود. روش تحقیق: تحقیق حاضر با روش توصیفی−تحلیلی تدوین شده است. در این روش به توصیف دقیق یک پدیده یا موضوع پرداخته می شود و سپس به تحلیل و تبیین دلایل و روابط بین عناصر آن پدیده می پردازند. درواقع، روش تحقیق حاضر، روشی ترکیبی شامل دو رویکرد توصیفی و تحلیلی است. از این رو، در تحقیق حاضر، ابتدا چهارچوب نظری آرچر از زوایای متعدد تدوین شد. سپس منابع تاریخی مرتبط با انقلاب مشروطه، از جمله کتاب ها، مقالات بررسی و اطلاعات دقیق درباره رویدادها، افراد، گروه ها و ایده های مرتبط با مشروطه جمع آوری شد و با گزاره های کلی نظری آرچر انطباق داده شد تا نشان داده شود چگونه مفاهیم نظریه آرچر می توانند به فهم بهتر پویایی های انقلاب مشروطه کمک کنند. در این روش، تلاش شد تا با استفاده از شواهد تاریخی و مفاهیم نظری، یک استدلال منسجم و قانع کننده ارائه شود. در این راستا، تحلیل ها بر تعامل میان عاملیت انسانی و ساختارهای فرهنگی و سیاسی انقلاب متمرکز شد تا فرآیندهای مورفوژنز و مورفوستازیس فرهنگی−ساختاری به وضوح تبیین شوند. همچنین، تلاش شد روابط میان گروه های مختلف اجتماعی و ائتلاف های موقت آنها با عناصر ساختاری و فرهنگی بررسی شود تا نشان داده شود چگونه همگرایی ها و تضادها در شکل گیری نتایج انقلاب نقش داشتند. به این ترتیب، تحقیق حاضر نه تنها به توصیف رویدادها، بلکه به فهم سازوکارهای عمیق تغییرات فرهنگی و ساختاری در چهارچوب نظریه آرچر می پردازد و یک استدلال منسجم و قانع کننده ارائه می کند. نتایج: انقلاب مشروطه ایران را می توان در چهار مرحله از منظر مورفوژنز فرهنگی آرچر تحلیل کرد. این انقلاب نمونه ای از تعامل پیچیده میان عاملیت انسانی و ساختارهای فرهنگی و اجتماعی بود. مرحله اول، شامل شکل گیری نارضایتی های فرهنگی و اجتماعی است. ناکارآمدی ساختار سلطنت و تضاد میان ایده های نوگرایانه و فرهنگ سنتی، زمینه را برای ورود عاملیت انسانی به عرصه تغییر فراهم کرد. در واقع، این انقلاب با اتحاد موقت گروه های سنتی (روحانیون، ایلات) و مدرن (روشنفکران، تجار) در پاسخ به ناسازگاری های ساختاری (استبداد، نفوذ خارجی) و فرهنگی (سنت در برابر تجدد) آغاز شد؛ مرحله دوم، سازماندهی عاملیت ها و شکل گیری گروه های ذی نفع فرهنگی و سیاسی بود؛ روشنفکران ایده های نو را از طریق شوراها، انجمن ها و مطبوعات ترویج دادند و با روحانیون مشروطه خواه همصدا شدند و تلاش کردند حمایت گروه های اجتماعی و اقتصادی را جلب کنند. در این مرحله، کنشگران با بازتفسیر و بازترکیب عناصر فرهنگی موجود، آگاهی تأملی متفاوت این گروه ها، از فراتأمل تا تأمل خودمختار و تأمل ارتباطی، موجب کنش های جمعی همچون تحصن ها و فتح تهران شد؛ مرحله سوم با اوج گیری بحران و منازعات ساختاری مشخص می شود؛ تضاد میان سلطنت و گروه های متحد باعث شد ائتلاف ها و کشمکش های قدرت فرهنگی−سیاسی شدت گیرد و محدودیت های عاملیت انسانی برای ایجاد تغییر عمیق آشکار شود؛ مرحله چهارم، شکل گیری نتایج و پیامدهای نهایی بود؛ قانون اساسی تصویب شد و ساختارهای نوظهور فرهنگی و سیاسی تثبیت نسبی یافتند؛ اما بسیاری از عناصر فرهنگ سنتی حفظ شدند. به همین دلیل، به جای تحقق مورفوژنز عمیق، صرفاً مورفوستاز فرهنگی رخ داد و تغییر بنیادین در نظم فرهنگی−سیاسی حاصل نشد. در مجموع، انقلاب مشروطه نشان می دهد که حتی با کنش جمعی و اتحاد موقت گروه های سنتی و مدرن، تثبیت تغییرات ساختاری و فرهنگی مستلزم همگرایی پایدار، نهادسازی قوی و درونی سازی ایده های مدرن در سطح اجتماعی است. بحث و نتیجه گیری: انقلاب مشروطه ایران نمونه ای روشن از تعامل پیچیده میان عاملیت انسانی و ساختارهای فرهنگی و اجتماعی است. اگرچه گروه های مشروطه خواه توانستند اتحاد موقت شکل دهند و مجلس و قانون اساسی را برقرار کنند، این دستاوردها عمدتاً در سطح نهادی و نمایشی باقی ماند. ائتلاف ها تنها در مرحله کنش جمعی اولیه موفق بودند و هرگز به عاملیت جمعی پایدار تبدیل نشدند. اختلافات ایدئولوژیک میان روحانیون، روشنفکران و تجار، فقدان طبقه متوسط مستقل، نهادهای مدنی قوی و ذهنیت شهروندی باعث شد که تغییرات ساختاری نتواند در سطح واقعی قدرت تثبیت شود و سلطنت استبدادی، با وجود ظاهر مشروطه بازتولید شود. در سطح فرهنگی نیز، ایده های نوین مشروطه همچون حاکمیت قانون، تفکیک قوا و حقوق شهروندی وارد گفتمان رسمی شدند؛ اما جامعه نتوانست آنها را درونی کند. روابط شخصی گرا، وفاداری قبیله ای و ذهنیت رعیتی همچنان غالب ماند و تنها پوششی مدرن بر ساختارهای سنتی ایجاد شد. براساس نظریه آرچر، این وضعیت نمونه ای از مورفوستاز فرهنگی−ساختاری است. تغییرات اولیه و ظاهر نهادی تحقق یافت؛ اما تحول عمیق و پایدار در نظم اجتماعی و فرهنگی رخ نداد. تحلیل مشروطه از منظر آرچر نشان می دهد که مورفوژنز واقعی مستلزم وجود عاملیت جمعی پایدار، همگرایی فرهنگی−ساختاری و پشتیبانی گسترده اجتماعی است. بدون این عوامل، انقلاب ها ممکن است صرفاً دستاوردهای سطحی و موقت داشته باشند؛ درحالی که ساختارها و فرهنگ سنتی با پوششی نوین بازتولید می شوند؛ همان گونه که تجربه مشروطه به روشنی نشان می دهد. تقدیر و تشکر: نویسنده از تمامی استادان، پژوهشگران و منابع علمی مورد استفاده در تحقیق حاضر، و همچنین، از هیئت تحریریه مجله صمیمانه سپاسگزاری می کند. تعارض منافع: نویسنده تأیید می کند که هیچ گونه تعارض در تهیه و نگارش این مقاله وجود ندارد.
۳۰۴۹.

نسل ها و موج های دانشجویی در ایران پس از انقلاب: شکل و ماهیت روابط و تعاملات درون دانشگاه با پس زمینه مدرسه و جامعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۵
هدف: هدف تحقیق پیش رو، فهم و درک ماهیت و عوامل شکل دهنده روابط و تعاملات نسل های مختلف دانشجویان است. روش: برای دستیابی به این هدف از رویکرد کیفی و روش پدیدار شناسی استفاده شده است. برای دستیابی به اطلاعات با بیست و پنج نفر از دانشجویان و فارغ التحصیلان، به دو شکل نیمه ساخت یافته و باز، مصاحبه و درسه مورد گفت و گوی جمعی در گروه های سه تا پنج نفره به اجرا درآمد. یافته ها در پنج مقوله نسل های دانشجویی، مشخصه های قبل از ورود به دانشگاه، ویژگی های دانشجویان در دوره ها و نسل های مختلف، تجارب زیست در دانشگاه و تحولات نگرشی در آن و نهایتاً موقعیت دانشگاه طبقه بندی شد. از نظر محتوایی نیز وضعیت دانشجویان با پس زمینه مدرسه و محیط اجتماعی، فضای در حال دگرگونی فرهنگ و جامعه و جریان در حال تحول دانشگاه در مؤلفه هایی مانند، احساس تعلق به مدرسه و دانشگاه، سطوح تعاملات، چشم انداز اشتغال، امید به آینده، فردگرایی و جمع گرایی وپیوستگی و گسستگی با فرهنگ و جامعه ملاحظه و طرف توجه واقع شد. یافته ها: در طول زمان، دانشگاه تحت تأثیر دگرگونی های بیرونی (اقتصاد، جامعه و مدرسه) و تحولات درونی (تغییردر کارویژه های دانشگاه و تحول ذهنی و نگرشی دانشجویان) جایگاه کلاسیک خود را از دست داده و این امر بر شکل و محتوای روابط و تعاملات دانشجو، اولویت های آن ها، احساس تعلق به دانشگاه و کارکرد اجتماعات دانشجویی اثرگذاربوده است. نتیجه گیری: مهم ترین اتفاق در سال های اخیر، فرسودگی تحصیلی، بی انگیزگی در یادگیری برنامه های رسمی و جریان درحال گسترش احساس ناکامی است. در نتیجه، دانشجویان برای رهایی از سبک های اجباری و آمادگی بیشتر برای اشتغال، به فعالیت و یادگیری در خارج از دانشگاه سوق پیدا کرده اند. این تغییرات علاوه بر تأثیر عمیق بر رفتار انتخابی دانشجویان و پاسخ آن ها به نیازهای سبک های جدید زندگی، به معنای نزدیکی هر چه بیشتر "فضای یادگیری با سودمندی"، "تعاملات دانسجویی با فضای فراغتی" و "سبک یادگیری با سبک زندگی" دانشجویان و شخصی شدن یادگیری دانشجویان برای زندگی در جامعه و بازار کار سیال و ناپایداری است که دانشگاه توان یا آمادگی پاسخگویی به آن را ندارد.
۳۰۵۰.

شناسایی و رتبه بندی مؤلفه های تأمین مالی جمعی فناوری از منظر شرکت های سرمایه پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۳
شرکت های نوآور و فناور همواره به دنبال شیوه ای برای پاسخگویی به نیازهای مالی خود هستند که در این راستا می توانند از روش های مختلفی برای تأمین مالی کنند که تأمین مالی جمعی یکی از این شیوه ها است. پژوهش حاضر با تمرکز بر روی شرکت ها نوآور و فناور که توانسته اند از این طریق، اقدام به تأمین مالی نمایند، به دنبال شناسایی مؤلفه ها و معیارهای مهم در منظر این شرکت ها و در رتبه بندی آن هاست. با بررسی های صورت گرفته و بر اساس مطالعات اسنادی و تأیید خبرگانی، 11 مؤلفه مهم موجود در این حوزه احصا گردید. از جمله این مؤلفه ها می توان به نرخ کارمزد دریافتی سکوها، بازدهی سرمایه گذاری بر روی طرح ها، مدت دوره سرمایه گذاری، ضمانت های دریافتی و ... اشاره کرد. در ادامه بر اساس روش تحلیل اهمیت- عملکرد، پرسشنامه های مقایسه زوجی اهمیت- عملکرد طراحی شد و میان خبرگان فعال این حوزه، توزیع گردید. مطابق روش انجام شده؛ ماتریس اهمیت عملکرد ترسیم و مشخص شد که معیار مدت دوره سرمایه گذاری در ناحیه اول (تمرکزکردن)؛ معیارهای نرخ کارمزد دریافتی سکوها، بازدهی سرمایه گذاری بر روی طرح ها، میزان ضمانت های دریافتی برای کنترل ریسک نکول، هزینه ضمانت نامه و چارچوب پذیرش و انتشار توسط سکوها در ناحیه دوم (استمرار کار خوب)؛ معیارهای سقف های تعیین شده برای طرح ها، مداخله نهاد ناظر برای تعیین سقف سود پرداختی، مدت زمان تکمیل منابع پروژه از زمان انتشار در سکو و امکان فروش گواهی مشارکت قبل از سررسید تسویه در ناحیه سوم (اولویت پایین) و معیار مدت زمان پذیرش و انتشار طرح در ناحیه چهارم (اتلاف منابع) قرار دارند. در نهایت با رتبه بندی معیارها، مشخص گردید که امکان فروش گواهی مشارکت قبل از سررسید و تسویه، مدت دوره سرمایه گذاری و سقف های تعیین شده برای طرح ها دارای رتبه های نخست و معیارهای مدت زمان پذیرش و انتشار طرح در سکوها، نرخ کارمزد دریافتی سکوها و میزان ضمانت های دریافتی برای کنترل ریسک نکول رتبه های آخر را به خود اختصاص داده اند.
۳۰۵۱.

چالش های نهادی پارک های علم و فناوری در ایران: طراحی مداخلات نهادی سه سطحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۶۱
پارک های علم و فناوری به عنوان یکی از مهم ترین سازمان های واسطه ای در بوم سازگان نوآوری ایران، نقشی کلیدی در تجاری سازی فناوری، ارتقای همکاری های دانشگاه و صنعت و توسعه اقتصاد دانش بنیان ایفا می کنند. بااین حال، توسعه و کارکرد این نهادها با چالش های متعددی مواجه است که کارایی و اثرگذاری آن ها را محدود می سازد. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و ماهیت کاربردی و نیز با بهره گیری از چارچوب تحلیل نهادی و توسعه (IAD)، به شناسایی و واکاوی چالش های اصلی پارک ها در ایران می پردازد؛ سپس با صورت بندی این چالش ها در قالب چهار دسته، برای هر دسته مجموعه ای از مداخلات نهادی و اهرم های سیاستی متناظر در سه سطح عملیاتی، انتخاب جمعی و تأسیسی پیشنهاد می دهد. داده های پژوهش از طریق منابع ثانویه و اولیه (مصاحبه های نیمه ساخت یافته با 22 نفر از خبرگان) گردآوری شده و با تحلیل محتوای کیفی و فرآیند کدگذاری با استفاده از نرم افزار MAXQDA، تصویری جامع از وضعیت موجود ارائه می شود. همچنین، این پژوهش به لحاظ زمانی در نیمه اول سال 1404 انجام شده و قلمرو مکانی آن تمامی پارک های علم و فناوری کشور بوده است. نتایج نشان می دهد مسئله اصلی پارک ها «کسری نهادی» ناشی از ناهم راستایی قواعد با بافتار است که در چهار بعد درهم تنیده بروز می کند: ابهام مأموریت و چندمتولی گری در حکمرانی، فقدان قواعد عملیاتی و خدمات استاندارد در اجرا و زیرساخت، ناتوانی یادگیری نهادی و کمبود شایستگی های تسهیل گری در سرمایه انسانی، و ضعف هم ترازی منافع/تقاضای فناورانه در شبکه. راه حل، بسته ای از مداخلات هم زمان در سه سطح IAD است. یافته های این پژوهش می تواند به عنوان مرجع سیاستی برای نهادهای تصمیم گیر، مدیران پارک ها و بازیگران بخش خصوصی در بهبود حکمرانی و عملکرد پارک های علم و فناوری مورد استفاده قرار گیرد. .
۳۰۵۲.

شناسایی و ارزیابی وضعیت اینفلوئنسرهای توییتر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۲۸
ظهور اینترنت و در پی آن ظهور شبکه های اجتماعی جهان را وارد عصر جدیدی کرد که معادلات و ساختار زندگی بشر را به کلی دگرگون کرد. از یک سو تعاملات اجتماعی بشر متحول گردید و ارتباطات بشر روزافرزون و انعطاف پذیر گردید و از سوی دیگر از خلال شبکه های اجتماعی اقیانوسی از داده ها ایجاد گردید. بازشناسی کاربران پر نفوذ و مشخص کردن رویکردهای سیاسی و جزئیات دیگر محصول مطالعه و مشخص شدن کنشگری و جایگاه اینفلوئنسرهای توییتر است. از همین روی هدف این پژوهش تحلیل کنشگری و جایگاه اینفلوئنسرهای توییتر فارسی است. این پژوهش با استفاده از تکنیک داده کاوی به تحلیل داده های خام شبکه اجتماعی توییتر پرداخته است. درواقع داده های خام از شبکه اجتماعی توییتر استخراج شد و پس از پالایش داده های خام به داده های ساختاریافته تبدیل و بر روی داده ها تحلیل صورت گرفت. نتایج این پژوهش مبتنی بر سه مولفه کارکرد، رویکرد سیاسی و دنبال کننده است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که عمدتاً کاربران بین 20 تا 30 هزار دنبال کنده سهم عمده ای در کارکردهای مختلف به جز کارکرد شخصیت مذهبی دارد و سهم عمده دسته دنبال کننده بیش از 200 هزار در کارکرد رسانه ها است. رویکرد سیاسی معارض به جز دسته 20 تا 30 هزار رویکرد غالب در کلیه دسته ها است. هم چنین عاملیت عمده رویکرد سیاسی معارض در کارکرد های مختلف نظیر فعالان فرهنگ و رسانه، شخصیت های علم و فناوری، رسانه ها، غیراخلاقی و سلبریتی ها است. از طرف دیگر کنشگری عمده رویکرد اصول گرا در دو کارکرد شخصیت مذهبی و سیاسیون است.
۳۰۵۳.

چرخش های معنایی در تعریف «جهت»، بررسی دیدگاه های منطق دانان سینوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۴
بحث در باره «جهت» و قضایای موجهه، بخش مهمی از مباحث مربوط به قیاس های منطقی را تشکیل می دهد. منطق دانان مسلمان به شیوه های گوناگونی «جهت» را معرفی کرده اند که می توان آن ها را در سه رویکرد اصلی دسته بندی کرد: ۱) گروهی، جهت را صرفاً امری ملفوظ و بیان شده دانسته اند؛ این دیدگاه ریشه در آراء فارابی و ابن سینا دارد. ۲) برخی دیگر، علاوه بر ملفوظ بودن، «معانی» و «ادراک عقلی» حاصل از الفاظ را نیز به عنوان بخشی از تعریف جهت لحاظ کرده اند؛ این رویکرد نخستین بار در آثار شهاب الدین سهروردی و افضل الدین خونجی دیده می شود. ۳) گروهی نیز تنها بر «معقول بودن» جهت تأکید کرده اند. این شیوه ابتدا در اثری از فخرالدین رازی استفاده شده است. در این مقاله، روند تاریخی این سه رویکرد و تحول مفهوم «جهت» در منطق سینوی مورد بررسی قرار گرفته است؛ همچنین به برخی نتایج و پیامدهای منطقی این تغییرات اشاره شده است.
۳۰۵۴.

واکاوی روش شناسی پژوهش های مانایی کسب وکار در کارآفرینی: رویکرد فراروش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۲
پژوهش حاضر باهدف شناسایی و تحلیل نظام مند روش شناسی مطالعات مانایی کسب وکار در حوزه کارآفرینی انجام شده تا شکاف موجود در پیشینه در زمینه نبودِ تصویری جامع از روندها، الگوها و کیفیت روش های به کاررفته در این حوزه را پر کند. باوجود رشد چشمگیر مطالعات مرتبط، مرور ادبیات نشان می دهد تنوع مفهومی و فقدان انسجام در طراحی های پژوهشی، مانع از شکل گیری دانش منسجم و قابل تعمیم درباره مانایی کسب وکار شده است. ازاین رو، این پژوهش با بهره گیری از رویکرد فراروش و چارچوب "نقشه راه طراحی تحقیق"، به تحلیل کمی و کیفی ۱۲۲ مقاله پرداخت تا ساختار فلسفی، رویکرد، روش و راهبرد های پژوهش آنها را واکاوی کند. نتایج نشان داد که بخش عمده ای از پژوهش ها در پارادایم تفسیری و با رویکردهای کیفی انجام شده اند، درحالی که به کارگیری روش های ترکیبی و تجربی بسیار محدود بوده است. این امر بیانگر نیاز جدی به توسعه الگوهای روش شناختی چندوجهی و تقویت انسجام میان فلسفه، روش و تکنیک های تحقیق است. نوآوری پژوهش در به کارگیری چارچوب ساختاریافته "نقشه راه طراحی تحقیق"، برای تحلیل تطبیقی روش شناسی و ارائه تصویری جامع از وضعیت پژوهش های مانایی کسب وکار نهفته است؛ امری که تاکنون در این حوزه صورت نگرفته بود. یافته ها علاوه بر تبیین روندهای روشی موجود، پیشنهادهایی برای ارتقای کیفیت مطالعات آینده ارائه می دهند؛ از جمله ضرورت گسترش مطالعات تجربی، استفاده از داده های ترکیبی و طراحی پژوهش های میان رشته ای. کاربردهای عملی نتایج می تواند برای پژوهشگران در طراحی طرح های منسجم تر و برای مدیران کارآفرینی در انتخاب راهبردهای مبتنی بر شواهد جهت بهبود پایداری و تاب آوری کسب وکار مؤثر باشد. در مجموع، این پژوهش مسیر تازه ای برای توسعه روش شناسی و تلفیق داده ها در مطالعات مانایی کسب وکار ترسیم می کند
۳۰۵۵.

گسست بنیادی- دانشی در پارادایم های توسعه: تحلیل تطبیقی پارادایم توسعه غربی و الگوی پیشرفت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۸۲
این پژوهش، پارادایم های توسعه را به مثابه «فناوری های اجتماعی» تحلیل کرده و استدلال می کند که کارآمدی بلندمدت آنها در گرو انسجام در یک زنجیره تحلیلی متشکل از «مبانی معرفتی»، «دانش تولیدی»، «تجویزهای نهادی» و «پیامدهای عملکردی» است. این مقاله با به کارگیری روش تحلیلی-تطبیقی، به واکاوی ریشه های گسست در این زنجیره در پارادایم توسعه غربی و مقایسه آن با ظرفیت های بدیل در الگوی پیشرفت اسلامی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که آسیب پذیری های ساختاری پارادایم غربی را می توان ریشه یابی شده در چهارچوب معرفتی حاکم بر آن (به ویژه اومانیسم سکولار و فردگرایی) دانست. نوآوری این تحقیق، ارائه یک مدل تبیینی است که نشان می دهد چگونه یک چهارچوب معرفتی خاص، زمینه های بروز بحران های سیستماتیک را فراهم می آورد و در نقطه مقابل، چگونه الگوی پیشرفت اسلامی از طریق یک فرآیند استنباط منطقی از مبانی توحیدی، ظرفیت طراحی نهادهایی با مقاومت ساختاری ذاتی را داراست. این پژوهش با ترسیم یک افق تمدنی بدیل، بر ضرورت عبور از اصلاحات سطحی و حرکت به سوی بازاندیشی بنیادین در مبانی حکمرانی برای تحقق پیشرفت عادلانه و پایدار تأکید می ورزد.
۳۰۵۶.

قنات نمادی از علم جهان باستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۱
قدیمی ترین آثار برجای مانده از قنات ها با پیدایش اولین تمدن های بشری هم زمان است. آثاری از قنات های باستانی ایران از حدود هزاره سوم و دوم قبل از میلاد در نقاط مختلفی از ایران هنوز باقی است. از دوره هخامنشیان و ساسانیان نیز بقایای رشته قنات های متعدد دیده می شود. قنات ها به عنوان نمادی از علم و مهندسی جهان باستان شناخته می شوند. قنات ها نشان دهنده درک عمیق گذشتگان از علم آب شناسی، زمین شناسی و مهندسی است. شناخت و استخراج آبهای پنهایی در اعماق پنهان زمین و توانایی حفر تونل های عمیق و طولانی و هدایت آب در طول شیب زمین نیازمند دانش و مهارت بالایی بوده است. بشر از قرنها پیش توانسته زمین و محدودیت های آن را بشناسد و با حفر قنات در پیچیده ترین ساختارهای زمین شناسی در چندین هزار سال پیش با علم زمین شناسی مهندسی آشنا بوده است، در صورتی که در قرون 17 و 18 زمین شناسی از قلمرو حدس و نظر خارج شد و به رشته علم پیوست. قنات های کهن حفر شده در دل خاک با قوانین حاکم بر رفتار خاک حفر شده اند. رفتار مکانیکی خاکها امروزه تحت دانش مکانیک خاک بررسی می شود.
۳۰۵۷.

ججیوتیشه شاستره: واکاوی خاستگاه ها و سیر تحول اخترشناسی، تفأل و طالع بینی ودایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۷
جیوتیشَه شاستره، یکی از علوم مکمل وداها (ودانگه) است که سهم مهمی در تکوین سنت های دینی و علمی هند داشته است. این پژوهش با روش تاریخی-تحلیلی، و با استناد به متون کلیدی همچون ودانگه جیوتیشه و سوریا سیدّهانته ، و از طریق مقایسه با سنت های بین النهرینی-یونانی، سرچشمه های جیوتیشه را در هر سه حوزه نجوم ریاضی، تفأل آیینی و طالع بینی بررسی می کند و به این پرسش پاسخ می دهد که چرا بر خلاف بابل و یونان، طالع بینی نظام مند در هند با تأخیر پدید آمد و با وجود این وقفه، چگونه به جایگاهی محوری در نظام آموزشی و فرهنگی هند دست یافت؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که در دوره ودایی، جیوتیشه صرفاً به شناسایی 27 نکشتره (منازل ستاره ای) و تعیین موقعیت ماه برای تفأل های آیینی محدود بود، حال آنکه سیارات در آن زمان ناشناخته باقی ماندند. محاسبات دقیق نجومی و طالع بینی تنها پس از آغاز دوران حماسی (قرون اول پیش و پس از میلاد) در جیوتیشه جذب می شود، یعنی زمانی که عرصه تاریخ و سرنوشت فردی برای نخستین بار نزد انسان هندی اهمیت می یابد. از این دوره، علم اخترشناسی به عنوان ابزاری برای پیش بینی رویدادهای فردی و جمعی، طب نجومی و تصمیم گیری های حکومتی به کار برده می شود. نکته کلیدی آن است که این دانش، اگرچه ساختار نجومی و طالع بینانه خود را تا حد زیادی مدیون سنت های یونانی-بین النهرینی است، اما با زدودن نگرش خطی به زمان و تقدیرگرایی جزمی، محتوای آن را در چارچوب اندیشه های کرمه و تناسخ از نو تفسیر می نماید و هویتی منحصربه فرد پیدا می کند.
۳۰۵۸.

آزادی آکادمیک دانشجویی در فضای دانشگاهی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: هدف این پژوهش، شناخت وضعیت آزادی دانشجویان و تبیین مفهوم آزادی آکادمیک آنان در ساختار دانشگاهی ایران است. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کیفی است و با تمرکز بر تجارب زیستۀ دانشجویان دانشگاه کردستان، به واکاوی مفهوم آزادی آکادمیک دانشجویان می‌پردازد؛ با توجه به کمبود پژوهش‌های پیشین در این حوزه، از رویکرد داده‌بنیاد با رهیافت ساختارگرایانۀ چارمز استفاده شد. مشارکت‌کنندگان شامل 20 دانشجو از هر سه مقطع دانشگاهی بودند. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که آزادی آکادمیک دانشجویان در ایران با چالش‌های جدی مواجه است. کدهای اصلی شناسایی‌شده عبارت‌اند از: آزادی گفتار (آزادی در انتخاب، بیان و تحلیل مطالب درسی و غیردرسی، حق نقد و بحث آزاد)؛ آزادی ارتباطات (آزادی در برقراری ارتباط با دانشجویان، استادان و مدیران)؛ عدالت آکادمیک (عدالت در آموزش، پژوهش و دسترسی به امکانات)؛ فضای مداخله‌گرانه (محدودیت‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و شخصی)؛ نهادینه‌سازی (راهبردهای فردی و جمعی برای تقویت آزادی آکادمیک). نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها، رشد و پویایی دانشگاه در ایران مستلزم تقویت اراده نهادی برای حمایت از آزادی آکادمیک دانشجویان و ایجاد زیرساخت‌هایی است که بتواند فضای دانشگاهیِ مناسب‌تری را بر پایۀ خواسته‌ها و نیازهای اعضای دانشگاه فراهم آورد.
۳۰۵۹.

تبیین استراتژی های پیاده سازی تحول دیجیتال در بانک های غیردولتی تجاری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۸
تحول دیجیتال در صنعت بانکداری به عنوان یکی از الزامات اساسی برای بقا و رقابت پذیری در عصر دیجیتال شناخته می شود. این تحقیق با هدف تبیین چارچوب استراتژی های پیاده سازی تحول دیجیتال در بانک های غیردولتی تجاری ایران انجام گرفت. تحقیق حاضر از نظر جهت گیری، یک پژوهش بنیادی و از منظر روش تحقیق، جزء تحقیقات کیفی است. برای دستیابی به هدف پژوهش از طرح اکتشافی استفاده گردید. جامعه مشارکت کنندگان شامل مدیران، مشاوران، متخصصان و کارشناسانی است که در بانک های غیردولتی تجاری متبوع خود نسبت به طراحی و اجرای سفر دیجیتال، اقداماتی انجام داده اند. روش تحقیق نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد و با 17 نفر به اشباع نظری دست پیدا شد. روش تحقیق این پژوهش نظریه داده بنیاد است و تحلیل داده ها با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. مقوله های تحقیق با روش تحلیل نظریه داده بنیاد شناسایی و تحلیل داده های کیفی با نرم افزار Maxqda انجام شد. یافته-های تحقیق نشان می دهد که استراتژی های مطرح شده برای پیاده سازی تحول دیجیتال در بانک های تجاری غیردولتی ایران، شامل استراتژی های مشتری محور، عملیاتی، نوآوری و رشد، رهبری و فرهنگی، فناوری محور، انطباقی و ریسک، اکوسیستم و شبکه و مالی و سرمایه گذاری، هرکدام به طور خاص نقش مهمی در موفقیت این فرآیند ایفا می کنند. اجرای موفق تحول دیجیتال در بانک های غیردولتی تجاری ایران نیازمند رویکردی جامع و چندجانبه است که هریک از این استراتژی ها را به عنوان پایه ای برای اقدامات مؤثر در نظر بگیرد.
۳۰۶۰.

مدل سیاست گذاری و توسعه مراکز نوآوری در ایران: شواهدی مبتنی بر نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۶
مراکز نوآوری به عنوان نهادهای واسطه ای کلیدی در بوم سازگان نوآوری، نقشی حیاتی در توسعه کارآفرینی، تسهیل تعامل بین بازیگران و ذی نفعان بوم سازگان نوآوری و در نهایت توسعه اقتصاد منطقه ای ایفا می کنند. این پژوهش با هدف طراحی مدل پارادایمی بومی برای توسعه مراکز نوآوری در ایران با استفاده از روش نظریه داده بنیاد و داده های میدانی حاصل از مصاحبه با ۱۹ خبره بوم سازگان نوآوری ایران انجام شده است. ناکارآمدی مراکز نوآوری در ایران، به عنوان پدیده محوری این پژوهش در نظر گرفته شده است. بر این اساس، یافته ها نشان می دهد شرایط علّی شکل گیری و توسعه مراکز نوآوری در ایران شامل یادگیری سطحی و بدون بومی سازی مفهوم در شکل گیری مراکز نوآوری و عدم شفافیت نهادی و کارکردی در مراکز نوآوری است. شرایط زمینه ای نیز دربردارنده ضعف در حکمرانی نوآوری و بی توجهی به آمایش سرزمینی، وابستگی مالی و اداری مراکز نوآوری به منابع دولتی و ضعف در برنامه ها و خدمات پشتیبان است. ازسوی دیگر، شرایط مداخله گر مانند ساختارهای اجرایی ناسازگار با الزامات نوآوری و وفور نهادهای فاقد کارکرد اجرایی در بوم سازگان نوآوری، چالش هایی مهم بر سر راه توسعه مراکز نوآوری اثربخش در کشور ایجاد کرده اند. راهبردهای پیشنهادی این پژوهش شامل تحول در حکمرانی نوآوری، توسعه مهارت ها و توانمندی های نرم و سخت و توسعه شبکه های همکاری ملی و بین المللی است. براساس نظر خبرگان، اجرای این راهبردها، پیامدهایی شامل جهش متوازن توسعه بوم سازگان نوآوری در سطح ملی و بین المللی، رشد بهره گیری از ظرفیت قانون جهش تولید دانش بنیان جهت سرمایه گذاری بازیگران مختلف در بوم سازگان نوآوری و ارتقای کیفیت و اثربخشی مراکز نوآوری در بوم سازگان نوآوری را در پی خواهد داشت. این مطالعه با ارائه مدلی جامع و بومی، چهارچوبی برای سیاست گذاران و مدیران مراکز نوآوری فراهم می کند تا با عبور از چالش های ساختاری، به سمت نقش آفرینی مؤثر در بوم سازگان نوآوری کشور حرکت کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان