مقدمه:امروزه مراقبت های بهداشتی با کیفیت ، مطلوب بدون وجود یک سیستم طبقه بندی اقدامات کامل و کارآمد امکانپذیر نخواهد بود . در این سیستم نتایج عملیات مراقبت در پرونده بیمار به صورت کدهای استاندارد ثبت می شود . ان کدها اساس تحلیل اطلاعات برای پرسنل درمانی ، پژوهشگران ، سیاست گذاران و برنامه ریزان بهداشتی است . در حال حاضر یک سیستم طبقه بندی اقدامات که بتواند در کل جهان استفاده شود، وجود ندارد و لازم است که هر کشوری با توجه به اهداف ، قوانین ؛ نیازهای ملی و استانداردها در صدد ایجاد چنین سیستمی باشد. هدف اصلی این ژوهش مطالعه و مقایسه سیستمهای ملی طبقه بندی اقدامات آمریکا ، استرالیا ، انگلیس ، کانادا و کشورهای اروپای شمالی ( دانمارک ، فنلاند ، نروژ ، سوئد و ایسلند ) بوده که ضمن آنکه از بهترین سیستم طبقه بندی در سطح جهان برخوردارند به زبان انگلیسی تدوین شده اند . در این پژوهش به بررسی وضعیت سیستم طبقه بندی اقدامات کشورمان نیز پرداخته شده است. روش پژوهش : گردآوری اطلاعات با مطالعه کتابخانه ای ، استفاده از اینترنت و پست الکترونیکی صورت گرفت . مروری بر مطالعات : در حال حاضر از سیستم های ICD-10-PCS در آمریکا ، OPCS-4 در انگلیس ، CCI در کانادا ، ACHI-1 در استرالیا و NCSP در کشورهای شمال اروپا و دو سیستم ICPM و icd-9-cm در کشورمان برای طبقه بندی اقدامات استفاده می شود . در این مطالعه ضمن اشاره به تاریخچه و روند ارتقاء این سیستمها به مزایا و محدودیت های آنها پرداخته شده است. بحث و نتیجه گیری : با توجه به محدودیت های کارآیی سیستمهای طبقه بندی اقدامات در کشورمان ، ضرورت طراحی یک سیستم طبقه بندی اقدامات ملی شدیداً احساس می شود که بتواند اطلاعات را با جزئیات مناسب ثبت نماید . قابلیتهای ثبت اطلاعات در این سیستم باید طوری طراحی شود که ضمن توجه به اهداف ، قوانین ، نیازهای ملی ، و استانداردها با توسعه تکنولوژیهای تشخیصی درمانی و ارائه مراقبتهای بهداشتی در طول زمان تناسب داشته باشد.
نسل سوم توسعه مدیریت نگرشی جدید در باب توسعه مدیریت است . نسل اول و دوم به آموزش از طریق تجربیات دیگران و یا تجربه های مصنوعی که در کلاس درس مطرح می شد می پرداختند ولی نسل سوم توسعه مدیریت ، یادگیری از تجربیات واقعی خود و در میان گذاشتن آنها با دیگران را به مدیران یاد می دهد . واقعی بودن این تجربیات باعث می شود که مدیران به طور کامل درگیر مباحث شوند و در نتیجه یادگیری در اعماق جان آنها جا بگیرد . این یادگیری هم برای مدیران و هم برای سازمانهای آنها بسیار اثر بخش است .
این مقاله، خلاصه ای از پژوهشی است که با همین عنوان تحت نظارت مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی اجرا شده است.پس از بیان مسأله، اهداف پژوهش، ازجمله شناخت تشکل های کارگری در ایران و دیدگاه های آنان در خصوص بیمه های اجتماعی و سازمان تأمین اجتماعی، شناخت دیدگاه های مسئولان سازمان تأمین اجتماعی نسبت به تشکل های کارگری، شناخت میزان ارتباط مسئولان سازمان تأمین اجتماعی با تشکل های کارگری و همچنین آسیب های ارتباطی و ارائه شیوه های بهبود ارتباط سازمان تأمین اجتماعی با تشکل های کارگری تبیین شده است.آنگاه چهارچوب نظری پژوهش به اجمال تشریح می گردد. سپس محورهای با اهمیت از دید مسئولان تشکل های کارگری در مورد خدمات ارائه شده، عملکرد و سیاست های سازمان تأمین اجتماعی در رسانه کار و کارگر و آتیه، طی چهار سال، و با استفاده از روش تحلیل محتوا بررسی می شود. نظرهای مسئولان سازمان در مورد تشکل ها، انتظارات آنان از سازمان وعملکردشان در رابطه با سازمان نیز با استفاده از همین روش در این دو رسانه، مورد مطالعه قرار گرفته است.در این پژوهش ، مقولات متعددی، ازجمله بازنشستگی پیش از موعد، استانداردسازی محیط کار، فشار بار مالی سازمان تأمین اجتماعی، ساخت و ساز فروش بیمارستان ها، صدور بخشنامه ها ودستورالعمل ها، درمان و خدمات درمانی، متناسب سازی پرداخت ها با تورم و پویاسازی ساختار اداری سازمان استخراج شده است. آنگاه الگوی ارتباطی مسئولان سازمان تأمین اجتماعی و تشکل های کارگری، تبیین می شود. در بخش نتیجه گیری نیز با توجه به داده های حاصل از تحلیل محتوای رسانه ها و داده های مطالعه میدانی، آسیب های ارتباطات مسئولان سازمان تأمین اجتماعی با مسئولان و اعضای تشکل های کارگری تشریح شده است.در پایان و با توجه به آسیب های مطرح شده، راهکارهای زیر مورد توجه و توضیح قرار می گیرد:برپایی ارتباطات مستمر و مداوم، بالا بردن کیفیت ارتباط فردی و حضور داوطلبانه مدیر عامل و معاونان در گردهمایی های اعضای تشکل ها، آموزش افراد مرتبط با اعضای تشکل های کارگری، نظام سندسازی و مدیریت ارتباط، ایجاد اعتماد در اعضای تشکل ها، یکی بودن حرف و عمل، اطلاع رسانی قوی، تقویت مدیرت و کارامدسازی آن، سنجش نظرهای کارگران در مورد تشکل ها و سه جانبه گرایی.
این مقاله، خلاصه ای است از پژوهشی با همین عنوان که برای مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعیآن جام شده است. این پژوهش با جهت گیری فرهنگی و ارتباطی، سعی در شناخت مهم ترین زمینه ها و موانع ارتباط و تعامل مؤسسات و نیروی انسانی تشخیص و درمان طرف قرارداد دارد و برای شناخت ارتباط و تعامل پزشکان وداروخانه های طرف قرارداد در استان تهران، برنامه ریزی و اجرا شده است. در این پژوهش ، تأکید و توجه اصلی به شناخت زمینه ها و مسائل فرهنگی و ارتباطی مبتلا به سازمان در ارتباط و تعامل با سه گروه از مخاطبان (کارکنان بخش درمان، پزشکان و داروخانه های طرف قرارداد) معطوف شده است. پس از بیان اهداف، چهارچوب نظری و روش پژوهش (پیمایشی هدایت شده)، سئوال های اصلی و فرضیه های پژوهش بیان می شود. جامعه آماری پژوهش ، از یک سو تمامی پزشکان و داروخانه های طرف قرارداد (مسئولان داروخانه) در استان تهران، و از دیگر سو کارکنان مرتبط با این گروه ها در بخش درمان سازمان تأمین اجتماعی در این استان است. این مقاله، ضمن توضیح روش جمع آوری اطلاعات و عوامل و متغیرهای مورد بررسی در پژوهش ، تأثیر آگاهی و اعتماد مخاطبان بر مشارکت را نیز تشریح می کند.سپس یافته های پژوهش تبیین می شود، از جمله آن که بیش ترین درصد پزشکان (مرد و زن) ضوابط و قراردادهای فیمابین سازمان و پزشکان را به نفع سازمان تأمین اجتماعی دانسته اند. بین پزشکان عمومی و متخصص، تفاوت قابل توجهی از نظر نوع نگرش در مورد عملکرد سازمان- در موضوع مورد بحث – وجود ندارد. در مورد مسئولان داروخانه های طرف قرارداد نیز بیش ترین درصد افرادی که این سازمان را خوب، منضبط، قابل اعتماد و مردمی توصیف کرده اند، متخصص بوده اند؛ در حالی که بیش ترین درصد مسئولان داروخانه که سازمان را سختگیر و سنتی توصیف کرده اند، تخصص نداشته اند.یافته های این پژوهش همچنین حاکی از بهبودی نسبیِ ارتباط و تعامل سازمان تأمین اجتماعی و جامعه – در طیف پزشکان و داروخانه های طرف قرارداد- طی سال های اخیر است. یافته های پژوهش همچنین نشان می دهد که برای پیشگامی سازمان در توسعه ارتباطات با گروه های طرف قرارداد زمینه های متعددی وجود دارد.در بخش پایانی و نتیجه گیری مقاله نیز تصریح می شود که مصالح سازمان و بیمه شدگان اقتضا می کند که ابتکار عمل و پیشگامی در این وادی از جانب سازمان تأمین اجتماعی عملی شود: سازمان باید همواره در اندیشه ارتقای آگاهی، جلب اعتماد و جلب مشارکت گروه های طرف قرارداد باشد.
هدف این مقاله، بررسی تأثیر تأمین اجتماعی بر اشتغال و نیز نقش تأمین اجتماعی در سیاست های اشتغال زایی در برنامه های توسعه ایران (پیش و پس از انقلاب) است. در همین راستا، ابتدا وضعیت بازار کار در ایران، مرور و تشریح می شود. آنگاه تقاضای نیروی کار نیز در سه گزینه رشد سالیانه 2/7 درصدی، 6 درصدی تولید ناخالص داخلی و تداوم فرایند گذشته (9/3درصدی) برآورد می گردد. در این مقاله بر نبود کارامدی و اثر بخشی لازم راهکارها و سیاست های اتخاذ شده در زمینه ایجاد اشتغال در برنامه سوم توسعه، تأکید شده و این امر بر گسترش بیش تر جمعیت افراد جویای کار و افزایش نرخ بیکاری منجر شده است.نویسندگان معتقدند ادامه فرایند موجود و حفظ رویه ها و ساختارهای فعلی حاکم بر بازار کار، به هیچ وجه مطلوب و متضمن منافع ملی نبوده، برای گسترش اشتغال و کاهش نرخ بیکاری، همه ساختارها، روابط و مناسبات حاکم بر بازار کار نیازمند بازنگری و تجدید نظر اساسی و بنیادی است.در بخش بعد، سهم و جایگاه سیاست های تأمین اجتماعی در سیاست های اشتغال زایی در برنامه های توسعه، (پیش و پس از انقلاب) بررسی می شود. که نشان می دهد در 9 برنامه توسعه اجرا شده در ایران، در چهار برنامه (چهارم و پنجم پیش از انقلاب و سوم و چهارم پس از انقلاب ) از سیاست های تأمین اجتماعی برای ایجاد فرصت های شغلی استفاده شده است.در مجموع در این چهار برنامه، پنج سیاست تأمین اجتماعی مورد استفاده قرار گرفته که به طور مستقیم یا غیرمستقیم بازار کار را تحت تأثیر قرار داد ه اند.در ادامه مقاله، مبانی نظری تأثیر سیاست های تأمین اجتماعی بر بازار کار و نظرهای موافق و مخالف بررسی می شود. آنگاه تأثیر نظام ها و قوانین تأمین اجتماعی بر بازار کار و نیز تأثیر بازار کار بر نظام های تأمین اجتماعی و عملکرد سازمان های فعال در این زمینه و موارد عینی آن در ایران، به طور جداگانه تشریح می شود.در باب تأثیر قوانین سازمان تأمین اجتماعی بر بازار کار، نظرهای متفاوتی وجود دارد: گروهی قوانین تأمین اجتماعی را ضد اشتغال می دانند و گروهی دیگر از این قوانین به عنوان ابزاری برای ایجاد اشتغال نام می برند که هر دو دیدگاه تشریح شده است. در قسمت دوم (تأثیر بازار کار بر عملکرد سازمان تأمین اجتماعی) نیز تأثیرات افزایش میزان بیکاری، طرح ضربتی اشتغال، قانون بازنشستگی پیش از موعد در کارهای سخت و زیان آور، و لایحه نوسازی صنایع مورد توجه قرار گرفته است.مقاله با نتیجه گیری و طرح برخی پیشنهادها خاتمه می یابد.