هدف این پژوهش بررسی رابطه سرسختی روانشناختی و خودتاب آوری با فرسودگی شغلی در کارکنان زندان های استان اردبیل بود. نمونه این پژوهش شامل 100 نفر کارکنان زندان های استان اردبیل بود که از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های سرسختی روانشناختی کوباسا، پرسشنامه تاب آوری کونور و دیویدسون (CD-RIS) و فرسودگی شغلی مسلش استفاده شده است. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین تاب آوری و سرسختی رابطه مستقیمی وجود دارد(r=0.409) . بین تاب آوری و تحلیل عاطفی رابطه معکوس معناداری وجود دارد .(r=-0.386) بین تاب آوری و مسخ شخصیت رابطه معکوس و معناداری وجود دارد .(r=-0.379)بین سرسختی وتحلیل عاطفی رابطه معکوس و معناداری وجود دارد .(r=-0.344) بین سرسختی و مسخ شخصیت رابطه معکوس معناداری وجود دارد .(r=-0.438)بین تاب آوری و سرسختی با فقدان موفقیت فردی رابطه معناداری وجود ندارد ( .(r=0.083نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد که تاب آوری و سرسختی در پیش بینی فرسودگی شغلی کارکنان زندان های استان اردبیل سهم معناداری دارند. یعنی متغیرهای تاب آوری و سرسختی فرسودگی شغلی کارکنان زندان های استان اردبیل را پیش بینی می کنند.
با وجود اهمیت بکارگیری فنآوری¬اطلاعات، امروزه در بسیاری از سازمان¬ها شاهد بروز مشکلاتی در رابطه با عدم برآورده شدن نیازهای کسب وکار با توجه به حجم بالای سرمایه گذاری در زمینه فنآوری اطلاعات و میزان پائین همراستایی هستیم. موضوع بحث برانگیز بهره¬وری فنآوری¬اطلاعات که از آن به عنوان"پارادوکس بهره¬وری" یاد شده است، ما را برآن داشت که به بررسی رابطه بین همراستایی استراتژیک فنآوری اطلاعات وکسب وکار با عملکرد سازمانی با استفاده از مدل¬های اقتضایی و دیدگاه سیستمی بپردازیم و نیز نتایج عملکردی حاصل از همراستایی فنآوری¬اطلاعات و کسب وکار را با استفاده از چارچوب سیستمی کارت امتیازی متوازن شناسایی کنیم که تا کنون در ادبیات همراستایی مورد استفاده قرار نگرفته است. در نهایت با توجه به نتایج بدست آمده از پژوهش بیان کنیم که همراستایی بین فنآوری اطلاعات و کسب وکار یک اصل برای دستیابی به عملکرد بهبود یافته بویژه در بعد فرایندهای داخلی میباشد. داده¬های پژوهش در سال 87 گردآوری شده است. روش پژوهش مورد استفاده در این مقاله توصیفی و از نوع همبستگی است و به طور مشخص مبتنی برمدل معادلات ساختاری است.
خردمایه مقاله حاضر گویاى آن است که مطالعات علوم انسانى با نگاهى پارادایمیک، تا پیش از طرح و بسط میا ن رشته گرایى، عمدتاً، براساس یکى از پارادایم هاى اثبات گرایى، تفسیرى، نظریه انتقادى، فمینیسم، پست مدرنیسم و نظریه آشوب، به عنوان پارادایم غالب، بوده است که این مسئله به نوعى یک سونگرى و یک جانبه گرایى منجر شده است. در این مقاله، هدف آن است تا با کنکاشى نوپردازانه و بهره گیرى از چارچوبى ابتکارى و منبعث از دیدگاه کثرت گرا، الگویى براى تحلیل پارادایمیک مطالعات میان رشته اى از تقاطع سه عامل به منظور نوعى مفاهمه بهتر و برداشت موزونتر از مطالعات «ساختار»، «الگو» و «فرایند» میان رشته اى ارائه شود.
در این راستا، مفهوم نوظهور بازاریابى کارآفرینانه به مثابه مصداقى میان رشتگى، که از تلفیق وجوه دو رشته علمى بازاریابى و کارآفرینى در مطالعات مدیریت ناشى شده است، مطرح و مصادیق آن در این نقش هنگارى ابتکارى، جانمایى شده است. بدین ترتیب، نتیجه گیرى شده است که در پژوهش هاى میان رشته اى و نوظهور، توجه توأمان به پارادایم هاى مذکور و شناخت هریک از مطالعات در حوزه هاى مختلف مى تواند در راستاى درک بهتر حقیقت و رهایى از قیدوبندهاى تفکر وابسته به متن و محتوا راه گشا باشد و مانع کوته نگرى و یک جانبه گرایى شود
عوامل بسیار زیادی در ایجاد برتری برای انتخاب مصرف کننده مداخله دارند و باعث نفوذ و تغییر نگرش در معیارهای تصمیم گیری وی می شوند که بهتر است بازاریابان و فروشندگان از آن آگاه شوند. یکی از مهمترین عوامل ، قدرت اجتماعی برند است که در 5 بعد مطرح می شود.
در این نوشتار سعی بر آن داریم با مثالهای ساده و کاربردی این ابعاد را مورد بررسی قرار دهیم تا از این رهگذر، راهنمای مناسبی برای انتخاب استراتژی موثر تبلیغاتی ایجاد نماییم.
سازمان در طی فعالیت خود با انواعی از مسائل و مراحل مواجه است که ناگزیر از تصمیم گیری است. برخی از تصمیم گیری ها چنان به راحتی صورت می گیرند که شایان توجه نیستند، اما در مقابل مسائلی نیز در مسیر فعالیت سازمان به وجود می آید که تصمیم گیری در مورد آنها مدت زمان طولانی می طلبد و چه بسا تعلل در شناخت راههای تصمیم گیری بهتر، عواقب جبران ناپذیری را برای سازمان به بار می آورد. از عوامل مؤثر در افزایش قدرت تصمیم گیری می توان به انضباط اشاره کرد. پیچیده تر شدن روزافزون سازمان ها و افزایش میزان کارهای غیرانضباطی، غیرقانونی و غیرمسئولانه در محیط های کاری توجه مدیران و صاحبنظران را به بحث انضباط کار و مدیریت انضباط معطوف ساخته است. برنامه های انضباط به سازمان ها کمک می کند تا ضمن پرهیز از شرایط آشفته، بهترین گزینه را برای حفظ منافع سازمان انتخاب کنند. سازمان های نظامی به عنوان خاستگاه اصلی دو مقوله ی انضباط و تصمیم گیری نیازمند توجهی ویژه به آنها بوده ودر تلاش برای یافتن نقاط تلاقی این دو مفهوم می باشند. در این مقاله ضمن تشریح مختصر تصمیم گیری وانواع آن؛ مدیریت انضباط که یکی از زمینه های علمی مدیریت به شمار می رود را در سازمان های نظامی وغیر نظامی مورد بررسی اجمالی قرار خواهیم داد.
زمینه وهدف:امروزه عملکرد 24ساعته یک جز اجتناب ناپذیر در صنایع متعددی می باشد.کار شبانه یک وضعیت ضروری برای شاغلین بخش مهمی از نیروی کاری است . کار شیفتی به کار در خارج از ساعت های معمول روز(تقریبا 7:00 صبح تا 6:00 عصر)است.
روش بررسی:این مطالعه از نوع مقطعی می باشد.جامعه تحت مطالعه یکی از صنایع متالورژی می باشد.حجم نمونه90 نفر تعیین گردید. جهت جمع آوری داده ها ازاطلاعات داخل پرونده کارگران و پرسشنامه sss(Stanford sleepiness scale) استفاده گردید. . تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss11.5 انجام گرفت.
یافته ها:این مطالعه نشان داد که بین میزان خواب آلودگی باافزایش شاخص توده بدنیBMI (وزن/٢(قد))با اطمینان 95% ارتباط مثبت وجود دارد.( p<./05,r = ./24).همچنین نشان میدهدبین میزان خواب آلودگی باافزایش سن بااطمینان 95% ارتباط مثبت وجود دارد.(589 p<./05, r =. /).بین میزان خواب آلودگی با سال های اشتغال به کار شیفتی با اطمینان 95% ارتباط مثبت وجود دارد.(p<./05 , r = ./24).
نتیجه گیری:با توجه به نتایج این تحقیق بین خواب آلودگی و متغیرهای BMI و سن و سال های اشتغال به کار شیفتی ارتباط آماری معنی داری وجود داشت. نتایج بدست آمده مانندنتایج سایرمحققان دراین زمینه تاثیرسن وتجربه را در خواب آلودگی وکاهش تطابق با نوبت کاری نشان می دهد.