هدف از انجام این تحقیق شناسایی اولویت های سرمایه گذاری صنعتی در استان سیستان و بلوچستان می باشد. در این تحقیق با استفاده از روشهای آماری و برنامه نویسی اولویت های سرمایه گذاری استان با استفاده از سه روش تحلیل عاملی، تاکسونومی عددی و مدل تاپسیس مشخص شده است. در روش تحلیل عاملی و تاکسونومی عددی از 19 شاخص سرمایه گذاری استفاده شده که هر یک از این شاخص ها وزن یکسانی دارند. نتایج مربوط به هر دو روش مذکور بیانگر این است که رشته فعالیت های 1- ساخت منسوجات و 2- ساخت محصولات و مواد غذایی در اولویت سرمایه گذاری قرار دارند. در مدل تاپسیس شاخص های منفی حذف شده و 17 شاخص باقیمانده بر حسب وضعیت استان و مبانی تئوریک وزن گذاری شده اند. نتایج مدل تاپسیس با اندکی تفاوت بیانگر آن است که رشته فعالیتهای 1- ساخت سایر محصولات کانی غیرفلزی2- ساخت منسوجات و 3- ساخت محصولات غذایی و انواع آشامیدنی ها در اولویت سرمایه گذاری قرار دارند.
هدف این پژوهش کاوشی پیرامون رفتار جوشش سازمانی با استفاده از نظریه داده بنیاد بود. در این راستا با استفاده از رویکرد هدفمند و به کارگیری معیار اشباع نظری، مصاحبه هایی باز با 18 نفر از کارکنان دانشگاه شیراز انجام شد. در این مصاحبه ها، از شرکت کنندگان پرسش هایی باز در ارتباط با پدیده مورد بررسی پرسیده شد. پس از جمع آوری داده ها، به منظور تحلیل آنها، سه مرحله: کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و در نهایت تصویری عینی از نظریه ایجاد شده، ارائه شد. در واقع مضمون های اولیه از طریق کدگذاری باز به دست آمد و از درون آنها مقوله هایی استخراج و در مرحله کدگذاری محوری پیوند بین این مقوله تعیین شد. نظریه به دست آمده نشان می دهد که پدیده محوری یعنی رفتار جوشش سازمانی در فرآیندی از عوامل علّی، بسترساز و مداخله گر، راهبرد و پیامدهای جوشش سازمانی تبیین می شود.
هدف: هویت سازمانی اگرچه مفهومی جدید نیست، اما اخیراً مورد توجه پژوهشگران حوزه مدیریت استراتژیک قرار گرفته است. با توجه به پراکندگی پژوهش های صورت گرفته در حوزه ارتباط بین این دو مفهوم و با هدف ترسیم مسیری روشن برای پژوهشگران، هدف از انجام این پژوهش، شناسایی مفاهیم برجسته در برقراری پیوند بین هویت سازمانی و استراتژی سازمان براساس بررسی پژوهش های پیشین و ارائه یک چارچوب منسجم از اشکال اثرگذاری هویت سازمانی بر استراتژی سازمان است. روش: نوع پژوهش حاضر براساس هدف، توسعه ای-کاربردی، براساس ماهیت داده ها، کیفی و براساس روش های جمع آوری داده ها و اطلاعات، اسنادی است. روش انجام پژوهش، تحلیلی-توصیفی بوده و داده های کیفی از روش پژوهش کیفی فراترکیب جمع آوری می شود. یافته ها: : در اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ از ﻃﺮﯾﻖ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﺤﺘﻮا، از مجموع 414 متن اولیه شناسایی شده، درنهایت 11 مفهوم برجسته استخراح شد که در قالب 4 گروه اصلی شامل مفاهیم رقابتی، مفاهیم ارجاعی، مفاهیم رابطه ای و مفاهیم زمانی دسته بندی ﺷﺪه اﻧﺪ. نتیجه گیری : براساس یافته های این پژوهش، هویت سازمانی از حیث خلق تصویر رقابتی، گشودگی نسبت به چالش های محیطی و تعریف محدوده رقابت، دارای پیوند رقابتی با استراتژی است و ازسویی با ایجاد یک پیوند عاطفی، دارای یک بعد ارجاعی در تفسیر و اتخاذ اقدامات استراتژیک است. همچنین بر اساس بعد رابطه ای هویت و استراتژی، سازمان ها براساس نوع جهت گیری هویت سازمانی، درجه گشودگی متفاوتی نسبت به اتخاذ استراتژی هایی چون برقراری روابط کاری با افراد خارج از سازمان خواهند داشت. درنهایت، هویت سازمانی، با تکیه بر ویژگی پایداری خود، می تواند همچون مانعی دربرابر اتخاذ تصمیمات استراتژیک عمل کند و اتخاذ آن را به تاخیر بیندازد.
محققان عرصه ی استراتژی، مؤلفه ی رهبری را یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار در جهت توفیق یا شکست برنامه های استراتژیک دانسته اند. با این حال، تعداد اندکی از پژوهش ها به واکاوی عمیق یک الگوی مشخص رهبری در اداره ی فرایند پیاده سازی استراتژی پرداخته اند. پژوهش پیمایشی و کاربردی حاضر با هدف بررسی عمیق مؤلفه ی رهبری، سبک رهبری تحول گرا را در تسهیل فرایند پیاده سازی استراتژی مورد مطالعه قرار داده است و نقش چهار متغیر قابلیت نوآوری، تعهد سازمانی، یادگیری سازمانی و انگیزش کارکنان را در رابطه میان سبک رهبری تحول گرا و پیاده سازی استراتژی ارزیابی کرده است. داده های موردنیاز به وسیله پرسش نامه از نمونه ای بالغ بر 250 نفر از مدیران ارشد شرکت های پیمانکاری تأسیسات و تجهیزات صنعتی گردآوری شده اند و تحلیل داده ها توسط مدل های رگرسیونی انجام شده است. یافته های پژوهش ضمن تأیید رابطه میان رهبری تحول گرا و پیاده سازی استراتژی، نشان می دهد ایجاد تعهد سازمانی و انگیزش کارکنان مهم ترین کارکرد رهبری تحول گرا در هنگام اجرای استراتژی است و این سبک از رهبری می تواند با به همراه آوردن نوآوری، یادگیری، تعهد و انگیزش، فضای سازمان را برای دستیابی به اهداف استراتژیک و تسهیل فرایند پیاده سازی استراتژی آماده سازد.
در دهه گذشته، بازارهای مالی ملی و بین المللی دچار بحرانهای مالی فراوانی شده اند .یک دلیل برای وجود این بحران ها، رفتارهای نادرست سرمایه گذاران در تصمیم گیری ها به دلیل شرایط مبهم و اشتباهات شناختی است. با توجه به اینکه این بحرانها در بازار های داخلی نیز وجود دارد، این پژوهش به منظور درک و شرح رفتار سرمایه گذاران و شناسایی عوامل جامعه شناختی بر رفتار انطباقی سرمایه گذران انجام شده است تا شاید کمکی به رفع این بحرانها در بازار اوراق بهادار شود. در این پژوهش جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است و فرضیه های پژوهش با استفاده آزمون Tهتلینگ و روش رگرسیون چند متغیره مورد آزمون قرارگرفت. این پژوهش دارای یازده فرضیه می باشد که تمام این فرضیه ها در سطح معنی داری 95 درصد مورد آزمون قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند که سرمایه گذاران در راستای تأمین نیازهای مالی شان به دنبال ارضاء نیازهای جامعه گرایانه خود نیز هستند و سطح دانش و تجربه سرمایه گذاران و سن هر دو شکل رفتار انطباقی اطلاعاتی و هنجاری را تحت تأثیر قرار می دهد و اهمیت نیازهای جامعه گرایانه فقط بر رفتار انطباقی هنجاری اثر می گذارد و همچنین جنسیت سرمایه گذاران هیچکدام از دو شکل رفتار انطباقی را تحت تأثیر قراد نداد.